گروه سياسي: آيا تعدد و قرائت هاي ديني به عنوان يك نظريه و دست كم سخني از جنس انديشه آن گونه كه يكي از اساتيد فقه و فلسفه سياسي اسلام هشدار داده اند، خطري بزرگ براي دين محسوب مي شود؟ و با فرض تلقي دقيق آن به عنوان چالشي خطرناك با كيان دين، نوع برخورد و مواجهه اين دسته از عالمان ديني با اين چالش ها و خطرات را مي توان در چارچوب دفاع فرهنگي مناسب از كيان دين ارزيابي نمود؟
|
|
|
دكترهمايون همتي استاد رشته اديان و عرفان دانشگاه در پاسخ به اين سؤال اظهار داشت: ما دين اسلام را ديني فرهنگ پرور و طرفدار علم و انديشه مي دانيم و معتقديم كه اين دين در عرصه چالش هاي فرهنگي مي تواند سرفراز بيرون آيد. همچنانكه اسلام در مواجهه با تمدنهاي يونان، هند، چين، مصر و ايران باستان توانست در يك دادوستد فرهنگي سالم، عناصر مثبت و سازنده اين تمدنها را در هاضمه معرفتي خود جذب و هضم نمايد. وي با بيان اين نكته از كتاب «خدمات متقابل اسلام و ايران» اثر علامه فقيد مرتضي مطهري كه تمدن اسلامي، تمدن دفع و طرد نيست، به نقل از اين كتاب اضافه كرد: برخورد تمدن اسلامي، برخوردي «خلاقانه» است. يعني با پرسش هاي تمدني و چالش هاي فرهنگي برخوردي عالمانه و معرفتي مي كند.
دكترهمتي آنگاه با اشاره به نفوذ جريانهاي فكري و فرهنگي جديد در جامعه و احساس خطر عالمان ديني از پيامدهاي اين جريانها نسبت به حفظ هويت ملي و ديني جامعه گفت: چيزي كه من اين روزها مكرر در نشريات از زبان عالمان، روشنفكران و نخبگان جامعه مي بينم، نزديك شدن به يكي از دو سوي افراط است. يعني يا برخورد فرهنگي خوش بينانه و ستايش آميز با مسائل جديد و چالش هاي فرهنگي دارند و يا از موضعي منفي بافانه، بدبينانه و عنادآلود به نفي هرگونه انديشه جديد مي پردازند و راه را بر هرگونه نوآوري، خلاقيت و استفاده از تجارب مفيد وسازنده فرهنگ ها و اديان ديگر مسدود مي كنند. اين هردو موضع به نظر من خطاست، چه تأييد و چه انكار مطلق.
اين استاد رشته اديان با تأكيد بر لزوم پرهيز از سياست زدگي در برخورد با مقولات فكري و چالش هاي فرهنگي، مسأله تعدد قرائت ها از دين را يك واقعيت مسلم و انكارناپذير تاريخي دانسته و گفت: بنده به عنوان معلم فلسفه و اديان عرض مي كنم كه در تمامي اديان چه الهي و چه غيرالهي تلقي ها و تفسيرهاي مختلفي از آموزه هاي ديني پديد آمده است. مثلاً در آيين بودا، مكتب هاي مختلفي مثل هينايانه، ماهايانه، تيره واده، تنتره يانه و زنبوديسم وجود دارد، يا در دين يهود، مكتب فريسيان، صدوقيان، زيلوتها، اسن ها و حسيدين وجود داشته كه هريك در تفسير اين دين آسماني ديدگاه متفاوتي دارند. در مسيحيت، علاوه بر سه مذهب رسمي كاتوليك، ارتدكس و پروتستان، در درون هريك از اين سه مذهب نيز شاخه ها و شعبه هاي مختلفي در تفسير آموزه هاي مسيح مثل پروتستانتيزم ليبرال، بنيادگرا، محافظه كار، راستين جديد و مانند اينها به وجود آمده است. در دين اسلام نيز ما مسلمانان به خوبي مي دانيم كه از همان اوان ظهور اين دين مبين، اختلاف نظرات زيادي در تفسير توحيد، صفات خدا، جبر و اختيار، عدل الهي، حدوث و قدم قرآن، تجرد روح، مسأله معاد، صواب و عقاب و بسياري از احكام فقهي و مناسكه پديد آمد. وي سپس خاطرنشان كرد: نمي توان همه اينها را زائيده سياستهاي وقت به شمار آورد بلكه عامل معرفتي، يعني اختلاف ديدگاهها و قرائت ها در اين تلقي هاي مختلف و متنوع قطعاً دخيل بوده است. بنابراين كساني كه با سابقه تمدن درخشان اسلامي آشنايي دارند، بخوبي مي دانند كه در علم كلام، تفسير، فقه، فلسفه اسلامي و نيز در دانش اصول فقه اختلاف ديدگاهها وجود داشته كه قطعاً در تفسير دين نيز اثر خواهدگذارد.
دكترهمتي اضافه كرد: سخن من در اين مصاحبه و مجال كوتاه، ناظر به هيچ متفكر و شخص خاصي نيست و بيشتر مي خواهم تأكيد كنم كه بر فرض اينكه يك تئوري يا نظريه معرفتي، با نيت سوءيي عرضه شده باشد، آيا وظيفه عالمان ديني و نخبگان علمي اين است كه باتكفير و تفسيق افراد و طرد اين نظريه ها و نسبت دادن آنها به توطئه استعمار و استكبار، صورت مسأله را پاك كنند و يا آنكه با دقت و ريزبيني و از روي بصيرت و انصاف به آگاهي بخشي و روشنگري و بيان ديدگاههاي انتقادي خود به دور از هيجانات زيانبار بپردازند.
وي در پاسخ به اين سؤال كه به نظر او آيا پديده دين گريزي در بخش ها و لايه هايي از جامعه تماماً از عواملي مستقل از رفتار نهادها و متوليان امر دين تأثير پذيرفته و يا روشهاي دفاع آنان را نيز در تقويت اين روند مؤثر مي داند، گفت: پديده دين گريزي در جامعه، واقعاً پديده تأمل برانگيزي است. اولاً نسل جوان جامعه بي تفاوت و سياست بازي، نسلي هوشمند، خلاق و پرسشگر است كه من در غالب آنان، نجابت ذاتي ايراني و علقه مسلماني را مي بينم ولي متأسفانه روشهاي تبليغ ديني در جامعه را مناسب، رسا و پاسخگو به نيازهاي امروزآنان نمي دانم. ثانياً، اعتقاد دارم كه برخي سياستها، برنامه ريزيهاي ناسنجيده، عملكرد پاره اي متدينان و حاميان دين در جامعه و نيز وضع بدمعيشتي، احساس عدم امنيت، ابهام نسبت به آينده، فخرفروشي برخي صاحب منصبان و عدم رعايت جايگاهها و منزلت ها بخصوص عدم حفظ حرمت دانشگاهيان و روشنفكران و افراط و تفريط هاي ديگري از اين دست در رشد اين پديده مؤثر بوده است. حتي مي توانم بگويم كه برخي از اين جلوه ها و مظاهر سست باوري و بي اعتنايي به دين، بيشتر از سر لجاج و تخليه فشارهاي رواني نسبت به محدوديتها و رفتارهاي سختگيرانه است نه از روي معرفت و پشتوانه عميق ايدئولوژيك.
دكترهمتي همچنين گفت: آنچه به وضعيت نامطلوب ديني در جامعه كه مختص جوانها هم نبوده، مدد رسانده، تجمل گرايي و رفاه پرستي برخي قشرهاي موردتوجه جامعه بخصوص روحانيون كه هشدارهاي مكرر مقام محترم رهبري نيز مؤيد آن است، عدم توجه جدي مسؤولان اجرايي كشور به مصالح ملي و اتخاذ سياستهاي شتابزده و نادرست و بدون كارشناسي است كه موجب بي اعتمادي عمومي نسبت به سياستها و برنامه هاي رسمي شده است. استاد رشته اديان سپس خاطرنشان ساخت: روشهاي تبليغ ديني ما نيز ابداً مناسب اين روزگار و جامعه انفورماتيك و عصر بزرگراههاي اطلاعاتي رايانه و اينترنت نيست. ما هنوز در پاره اي موارد در فضاي عصر شيخ طوسي و شيخ مفيد سير مي كنيم و اين واقعيت را درنيافتيم كه اينك هزاره سوم ميلادي در رسيده و عصر جديد براي بشرمعاصر آغاز شده و بايد با تحولات زمان همراه شد.
وي افزود: سخن من نبايد دعوت به انفعال تفسير شود بلكه اتفاقاً اين سخن در ميانه دو وضعيت غفلت و غرور و تكبر از يكسو و شيطنت و مرعوبيت و خودباختگي از ديگر سو، به منزله دعوت به اعتدال از راه گشودن چشم بر روي واقعيت ها است. بكوشيم تا اعتدال را حفظ كنيم، انديشمندان را حرمت نهيم، اجازه عرضه افكار و نظريات گوناگون به فرهيختگان و نخبگان جامعه دهيم و در فضايي آزاد به تبادل سالم انديشه ها بپردازيم چراكه محكوم ساختن و طرد و لعن، نه تنها مشكلي را برطرف نخواهدساخت بلكه بسيار مشكل افزا خواهدبود.