پليس «سن پترزبورگ» با تجسس هاي جنايي براي حل معماي قتل پزشك ايراني، هنوز نتوانسته است پرده از راز دو ساله آن بردارد.
اين پزشك ايراني ۲۷ ساله «نادر خليل پور» نام داشت و دانشجوي ممتاز دانشگاه «پاولوف» بود.
بنا به اين گزارش؛ شامگاه پنجم دسامبر ۱۹۹۹ ـ ۱۴ آذرماه سال ۱۳۷۸ ـ در حالي كه قصد داشت به آپارتمان مسكوني اش واقع در طبقه پنجم ساختمان شماره ۱۶ برود، مورد حمله چند مرد ناشناس قرار گرفت. دقايقي از اين حمله مرگبار نگذشته بود كه پليس «سن پترزبورگ» با ادعاهاي يك زن روسي كه از آنان براي ياري رساندن به شوهر ايراني اش تقاضاي كمك مي كرد، خود را به آسانسور مرگ رساند. مأموران روسي، وقتي پزشك ايراني را ديدند كه سر و صورتي خون آلود داشت و در آسانسور طبقه سوم روي زمين افتاده بود، براي نجات جان مرد جوان، پيكر نيمه جان وي را به بيمارستان رساندند. پزشكان بيمارستان پس از انتقال «نادر» به بخش مراقبتهاي ويژه، وي را تحت درمان تخصصي قرار دادند. پزشكان با مشاهده خون هاي لخته شده در مغز مرد ايراني، در مدت ۱۶ روز دو عمل جراحي براي خارج كردن آن انجام دادند تا اينكه روز ۲۲ دسامبر ـ يكم ديماه ـ «نادر» با مرگ مغزي مواجه شد و روي تخت بيمارستان جان سپرد. با مرگ جوان ايراني، پليس «سن پترزبورگ» به يك راز جنايي برخورد و با دستور قاضي دادگاه جنايي اين شهر، يك بازپرس ويژه قتل مأموريت يافت عاملان جنايت را رديابي كند. پليس جنايي كه در تحقيقات اوليه دريافته بود «نادر» در حال گذراندن دوره تخصصي در دانشگاه «پاولوف» بود، ادعاهاي همسر روسي قرباني را تنها سرنخ براي حل راز قتل دانست. «ناتاشا» تحت بازجويي كارآگاهان روسي قرار گرفت و گفت: زماني كه در خانه مان منتظر «نادر» بودم، صداي داد و فرياد از طبقات پايين به گوشم رسيد، چون ناله هاي مرد مشابهت زيادي به صداي همسرم داشت، از آپارتمانم خارج شدم و از پله ها پايين دويدم.
|
|
|
در طبقه سوم، وقتي به داخل آسانسور نگاه كردم، از وحشت خشكم زد، «نادر» با سر و صورتي خون آلود، بين در آسانسور روي زمين افتاده بود و به نظر مي رسيد بي هوش است.» وي ادامه داد: «نمي دانستم چه كنم، به نظرم رسيد پليس مي تواند چاره كار باشد، سريع خودم را به تلفن خانه ام رسانده و با فوريتهاي پليسي ۱۱۲ ـ ۱۱۰ ـ تماس گرفتم.» بازپرس ويژه قتل كه در بازجويي از همسر قرباني به رد پايي از عاملان جنايت دست نيافته بود، با بررسي صحنه جنايت و قتلگاه پزشك ايراني در فرضيه اي تصور كرد افراد مهاجم پس از تعقيب «نادر» با او در طبقه اول سوار آسانسور شده اند. عاملان جنايت، وقتي مطمئن شده اند پزشك ايراني تنها است و در راهروهاي برج كسي تردد ندارد، در طبقه سوم، آسانسور را متوقف كردند و با ميله آهني به جان قرباني افتاده اند. كارآگاهان روسي در بررسي هاي خود دريافتند مهاجمان پس از بيهوش كردن «نادر» جيبهاي وي را خالي كرده اند و قبل از اينكه ساكنان برج از وقوع جنايت اطلاع يابند، پا به فرار گذاشته اند. در شاخه تحقيقي ديگري، كارآگاهان پي بردند «نادر خليل پور» هفت سال پيش براي تحصيل در رشته پزشكي به روسيه سفر كرده بود و سال گذشته پس از به دست آوردن مقام اول پزشكي عمومي، تصميم گرفت تا در شاخه غدد داخلي تخصص بگيرد. اين پزشك موفق ايراني، ۱۸ ماه پيش با يك زن روسي به نام «ناتاشا» ازدواج كرده بود و در محله اي دانشجويي آپارتمان كوچكي اجاره كرده و زندگي مشتركش را آغاز كرده بود. پليس با توجه به موفقيت «نادر» در دوران تحصيلي دانشگاهي اش، بطوري كه روزنامه هاي روسي نيز از وي بخاطر انتخابش به عنوان دانشجوي نمونه تقدير كرده بودند، بررسي هاي خزنده اي نيز در ميان هم دانشگاهي هاي وي انجام دادند. در اين شاخه عملياتي، دانشجوياني كه در كورس رقابت تحصيلي از پزشك ايراني عقب افتاده بودند، مد نظر قرار گرفتند تا در صورت جنايت بخاطر حسادت و رقابت بتوانند راز قتل را فاش كنند. بنا به گزارش خبرنگار ما، پليس «سن پترزبورگ» با وجود اينكه در ابتداي وقوع جنايت تلاش گسترده اي را در دستور كار قرار داده بود، با گذشت دو سال، هنوز نتوانسته است ردي از عاملان قتل پزشك ايراني به دست آورد. اين بن بست تحقيقات، در حالي صورت گرفته است كه تصور مي شد با سرنخهاي بر جاي مانده از مهاجمان روسي، پليس بتواند آنان را دستگير كند.