شماره ۱۹۶۸ - سال هفتم - شنبه ۲۶ آبان ۱۳۸۰
Sat, Nov 17, 2001
Casual purple.jpg
PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
سلام ايران
اجتماعي
گزارش روز
بين الملل
فرهنگ و انديشه
ايران
كتاب و كتابخواني
فرهنگ و هنر
اقتصادي
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
ديگه چه خبر؟
هفت هنر
اوقات شرعي

آرشيو
شناسنامه
• پزشك ايراني در خانه شماره ۱۶ - بالاترين منطقه شهر سن پترزبورگ به قتل رسيد
تلخ تر از هميشه

راز قتل دانشجوي ايراني دانشگاه سن پترزبورگ در پرده ابهام
• پزشك ايراني در خانه شماره ۱۶ - بالاترين منطقه شهر سن پترزبورگ به قتل رسيد
036153.jpg
پليس «سن پترزبورگ» با تجسس هاي جنايي براي حل معماي قتل پزشك ايراني، هنوز نتوانسته است پرده از راز دو ساله آن بردارد.
اين پزشك ايراني ۲۷ ساله «نادر خليل پور» نام داشت و دانشجوي ممتاز دانشگاه «پاولوف» بود.
بنا به اين گزارش؛ شامگاه پنجم دسامبر ۱۹۹۹ ـ ۱۴ آذرماه سال ۱۳۷۸ ـ در حالي كه قصد داشت به آپارتمان مسكوني اش واقع در طبقه پنجم ساختمان شماره ۱۶ برود، مورد حمله چند مرد ناشناس قرار گرفت. دقايقي از اين حمله مرگبار نگذشته بود كه پليس «سن پترزبورگ» با ادعاهاي يك زن روسي كه از آنان براي ياري رساندن به شوهر ايراني اش تقاضاي كمك مي كرد، خود را به آسانسور مرگ رساند. مأموران روسي، وقتي پزشك ايراني را ديدند كه سر و صورتي خون آلود داشت و در آسانسور طبقه سوم روي زمين افتاده بود، براي نجات جان مرد جوان، پيكر نيمه جان وي را به بيمارستان رساندند. پزشكان بيمارستان پس از انتقال «نادر» به بخش مراقبتهاي ويژه، وي را تحت درمان تخصصي قرار دادند. پزشكان با مشاهده خون هاي لخته شده در مغز مرد ايراني، در مدت ۱۶ روز دو عمل جراحي براي خارج كردن آن انجام دادند تا اينكه روز ۲۲ دسامبر ـ يكم ديماه ـ «نادر» با مرگ مغزي مواجه شد و روي تخت بيمارستان جان سپرد. با مرگ جوان ايراني، پليس «سن پترزبورگ» به يك راز جنايي برخورد و با دستور قاضي دادگاه جنايي اين شهر، يك بازپرس ويژه قتل مأموريت يافت عاملان جنايت را رديابي كند. پليس جنايي كه در تحقيقات اوليه دريافته بود «نادر» در حال گذراندن دوره تخصصي در دانشگاه «پاولوف» بود، ادعاهاي همسر روسي قرباني را تنها سرنخ براي حل راز قتل دانست. «ناتاشا» تحت بازجويي كارآگاهان روسي قرار گرفت و گفت: زماني كه در خانه مان منتظر «نادر» بودم، صداي داد و فرياد از طبقات پايين به گوشم رسيد، چون ناله هاي مرد مشابهت زيادي به صداي همسرم داشت، از آپارتمانم خارج شدم و از پله ها پايين دويدم.
036156.jpg
در طبقه سوم، وقتي به داخل آسانسور نگاه كردم، از وحشت خشكم زد، «نادر» با سر و صورتي خون آلود، بين در آسانسور روي زمين افتاده بود و به نظر مي رسيد بي هوش است.» وي ادامه داد: «نمي دانستم چه كنم، به نظرم رسيد پليس مي تواند چاره كار باشد، سريع خودم را به تلفن خانه ام رسانده و با فوريتهاي پليسي ۱۱۲ ـ ۱۱۰ ـ تماس گرفتم.» بازپرس ويژه قتل كه در بازجويي از همسر قرباني به رد پايي از عاملان جنايت دست نيافته بود، با بررسي صحنه جنايت و قتلگاه پزشك ايراني در فرضيه اي تصور كرد افراد مهاجم پس از تعقيب «نادر» با او در طبقه اول سوار آسانسور شده اند. عاملان جنايت، وقتي مطمئن شده اند پزشك ايراني تنها است و در راهروهاي برج كسي تردد ندارد، در طبقه سوم، آسانسور را متوقف كردند و با ميله آهني به جان قرباني افتاده اند. كارآگاهان روسي در بررسي هاي خود دريافتند مهاجمان پس از بيهوش كردن «نادر» جيبهاي وي را خالي كرده اند و قبل از اينكه ساكنان برج از وقوع جنايت اطلاع يابند، پا به فرار گذاشته اند. در شاخه تحقيقي ديگري، كارآگاهان پي بردند «نادر خليل پور» هفت سال پيش براي تحصيل در رشته پزشكي به روسيه سفر كرده بود و سال گذشته پس از به دست آوردن مقام اول پزشكي عمومي، تصميم گرفت تا در شاخه غدد داخلي تخصص بگيرد. اين پزشك موفق ايراني، ۱۸ ماه پيش با يك زن روسي به نام «ناتاشا» ازدواج كرده بود و در محله اي دانشجويي آپارتمان كوچكي اجاره كرده و زندگي مشتركش را آغاز كرده بود. پليس با توجه به موفقيت «نادر» در دوران تحصيلي دانشگاهي اش، بطوري كه روزنامه هاي روسي نيز از وي بخاطر انتخابش به عنوان دانشجوي نمونه تقدير كرده بودند، بررسي هاي خزنده اي نيز در ميان هم دانشگاهي هاي وي انجام دادند. در اين شاخه عملياتي، دانشجوياني كه در كورس رقابت تحصيلي از پزشك ايراني عقب افتاده بودند، مد نظر قرار گرفتند تا در صورت جنايت بخاطر حسادت و رقابت بتوانند راز قتل را فاش كنند. بنا به گزارش خبرنگار ما، پليس «سن پترزبورگ» با وجود اينكه در ابتداي وقوع جنايت تلاش گسترده اي را در دستور كار قرار داده بود، با گذشت دو سال، هنوز نتوانسته است ردي از عاملان قتل پزشك ايراني به دست آورد. اين بن بست تحقيقات، در حالي صورت گرفته است كه تصور مي شد با سرنخهاي بر جاي مانده از مهاجمان روسي، پليس بتواند آنان را دستگير كند.

دام تاجرآذري براي تاجران ايراني در باكو
گروه حوادث: يك بازرگان تبعه كشور جمهوري آذربايجان كه با اسنادجعلي براي تجارايراني ازكشورهاي اروپايي و آسيايي كالاي تقلبي ارسال مي كرد، در فرودگاه مهرآباد دستگيرشد.
متهم كه «نيازكريم اف» نام دارد، با دايركردن چنددفتر تجاري صادرات و واردات در كشورهاي تركيه، آلمان، روسيه و آذربايجان اقدام به كلاهبرداري و آدم ربايي مي كرد. براساس پرونده اي كه در شعبه ۱۴۰۶ دادگاه ويژه كاركنان دولت به رياست حسين احمدي تحت رسيدگي است، چندي قبل دو بازرگان ايراني كه «محمود» و «اصغر» نام دارند با مراجعه به دادگاه ويژه كاركنان دولت طي شكايتي اعلام كردند: شركت ما در امر صادرات و واردات كالافعاليت دارد و در اين رابطه با تعدادي از شركت هاي تجاري در كشورهاي اروپايي و آسيايي همكاري تجاري دارد. اما شخصي به نام ـ كريم اف ـ با دايركردن چند دفتر تجاري در كشورهاي آلمان، روسيه ، آذربايجان اقدام به كلاهبرداري ازماكرده است و تاكنون نيز حدود ۱۵۰هزاردلار از چند بازرگان ايراني كلاهبرداري كرده است. محمود ـ يكي از شاكيان پرونده ـ به قاضي دادگاه گفت: سال گذشته براي انجام يك كار تجاري به شهر باكو سفر كردم و در آنجا با ـ نيازكريم اف ـ كه خود را بازرگان معرفي مي كرد، آشناشدم.
پس از مدتي طي يك قرارداد، وي قبول كرد كه براي شركت ما در تهران موادغذايي، كالاي خانگي و پروفيل تهيه و ارسال كند، اما اين تاجر درطي دو مرحله با دريافت هزاران دلار تنها كالاي تقلبي و قلابي ارسال كرده است. وي ادامه داد: اين تاجرآذري با اسنادجعلي، به جاي موادغذايي استاندارد اروپايي، موادغذايي درجه سه كشورهاي آسيايي را به عنوان كالا و موادغذايي درجه يك اروپايي به ايران فرستاده است.
وي گفت: من براي اعتراض و پيگيري ماجرا ضمن بازگرداندن كالاها به دفتر او در شهر باكو سفركردم و درآنجا قرارداد خود را با اين شركت خارجي باطل اعلام كردم و ۶۵هزاردلار طلب خودم را ازاين تاجر درخواست كردم، ولي او مرا به بهانه پرداخت طلبم به خانه اي در اطراف شهرباكو برد و مدت يك هفته درآنجا زنداني كرد كه سرانجام يك روز هنگامي كه كسي در خانه نبود ازخانه فراركردم و خود را به ايران رساندم.
دادگاه با شكايت دوبازرگان ايراني دستور دستگيري ـ نيازكريم اف ـ بازرگان خارجي را به پليس بين الملل داد. مأموران پس از تحقيق دراين باره متوجه شدند كه تاجرآذري حدود ۱۵۰هزاردلار از چندتاجر ايراني كلاهبرداري كرده است. اين گزارش حاكي است، باگذشت چندماه مأموران دريافتند كه «نيازكريم اف» براي انجام معامله اي با يك شركت ايراني وارد تهران شده است و در حال حاضر دريكي از هتل هاي تهران با نام مستعار اقامت دارد مأموران با حكم قضايي وي را دستگيركردند. حسين احمدي قاضي دادگاه پس از بازجويي و تحقيق از متهم او را به اتهام كلاهبرداري، تهديد و ربودن تاجران ايراني با قراروثيقه ۱۲۰ميليون تومان به زندان اوين فرستاد.

چهارمين جلسه محاكمه عروس ۲۰ ساله برگزارنشد
036162.jpg
چهارمين جلسه رسيدگي به پرونده جنجالي عروس ۲۰ساله با عدم اعزام وي از زندان اوين به دادگاه جنايي تهران به تأخيرافتاد.
«كبري رحمانپور» در حالي روز ۵ديماه جاري پاي ميز محاكمه حضورخواهديافت كه قراربود پنجشنبه گذشته ـ ۲۴آبانماه ـ براي آخرين بار از خود دفاع كند. بنا به اين گزارش، عروس ۲۰ساله از آبانماه سال ۷۹ وقتي از سوي مادرشوهر ۷۵ساله اش موردحمله قرارگرفت و در مقام دفاع، او را به قتل رساند، تحت تحقيق قضايي جنايي قرارگرفت.
صبح پنجشنبه گذشته، شوهر و خواهران شوهركبري، در محوطه مجتمع امورجنايي تهران حضورداشتند تا در آخرين جلسه رسيدگي به پرونده قتل مادرشان شركت كنند. دو قاضي پرونده عروس ۲۰ساله، وقتي ساعت ها از زمان تشكيل دادگاه گذشت و خبري از وي نشد در پيگيري هايي دريافتند اين زن جوان از زندان اوين به دادگاه جنايي اعزام نشده است. بنا به گزارش خبرنگار جنايي ما، قاضي همتيار با تجديد جلسه كردن محاكمه عروس ۲۰ساله، پنجم ديماه سال جاري را روز برگزاري چهارمين جلسه رسيدگي به اين پرونده اعلام كرد.

تلخ تر از هميشه
جدال «جلال» كوچولو با مرگ و زندگي
036159.jpg
گروه حوادث: يك پسربچه دو و نيم ساله كه به علت آزار و اذيت هاي شديد در حال مرگ است، در يكي از بيمارستانهاي تهران بستري شد.
اين كودك كه جلال نام دارد، چند روز پيش در حالي كه دچار خونريزي شديد شده بود، توسط مادرش به يكي از بيمارستانهاي تهران انتقال داده شد. متخصصان اين بيمارستان با توجه به وخامت حال كودك و نداشتن امكانات كافي بلافاصله وي را به بيمارستان مجهزتري انتقال دادند.
«جلال» بلافاصله در بخش مراقبتهاي ويژه بستري شد و پزشكان متخصص پس از معاينات لازم دريافتند جلال دچار خونريزي شديد از ناحيه ركتوم ـ مقعد ـ شده است و به علت خونريزي هاي شديد گوارشي به نوعي اسهال مزمن نيز دچار شده است و كودك دو سال و نيمه به علت اين مشكلات دچار نارسايي كليه شده است. پزشكان با توجه به وخامت حال «جلال» از ميان گفته هاي مادر دريافتند كه وي از آزار و اذيت پسرش خبر داشته است. اين زن به پزشكان «جلال» گفت: از سالها قبل در دو ازدواج گذشته ام شكست خوردم و صاحب شش فرزند شدم، تا اينكه چند سال پيش با پدر «جلال» كه صاحب زن و بچه بود، آشنا شدم. به دنبال اين آشنايي با او ازدواج كردم و «جلال» به دنيا آمد.
وي افزود: مدتي بعد از تولد «جلال» بود كه دچار اختلاف شديم و سرانجام من متوجه شدم كه بايد دوباره طلاق بگيرم. ناچار اين بار به همراه هفت فرزندم به خانه مادرم پناه بردم و حالا هم در حال متاركه از پدر «جلال» هستم. اين زن اضافه كرد: از مدتي پيش متوجه شدم كه پسرم مورد آزار و اذيت جنسي قرار مي گيرد، ولي به دليل اينكه مشكلات مالي داشتم و ناچار بودم كه در خانه مادرم و در كنار او زندگي كنم، به روي خود نمي آوردم. تا اينكه آن روز جلال دچار خونريزي شديد شد. متوجه شدم كه اين بار با گذشته متفاوت است، در حالي كه «جلال» بيهوش و بدحال بود، او را به بيمارستان رساندم.
مادر جلال گفت: فكر نمي كردم حال جلال تا اين اندازه بد باشد. درمان روي جلال در بخش مراقبتهاي ويژه در حالي آغاز شد كه پزشكان اميدي به زنده ماندن اين پسربچه دو سال و نيمه ندارند.
به گفته يكي از پزشكان، جلال از مدتها قبل به علت اينكه مورد آزار جنسي قرار گرفته ، دچار نوعي اسهال و خونريزي مزمن شده است كه بر اثر آن كليه هاي وي از كار افتاده اند و ما هرچه خون به وي تزريق مي كنيم، باز هم وي به لحاظ فاكتورهاي درون خون به حد طبيعي نمي رسد. اين پزشك در حالي كه بشدت ناراحت بود، گفت: جلال كودك تنهايي است كه به علت شكنجه هاي جسمي وارد شده به او بر اثر آزار جنسي، اكنون ميان مرگ و زندگي دست و پا مي زند و ما تمام تلاشهايمان را براي زنده نگه داشتن او آغاز كرده ايم. اين كودك معصوم هر روز به بخش دياليز منتقل مي شود و ما هر بار كه به او نگاه مي كنيم، به ياد حرفهاي مادر او مي افتيم و فكر مي كنيم اگر «جلال» را همان كسي آزار داده باشد كه مادرش ادعا كرده است، ما با يك فاجعه عظيم اجتماعي و سقوط تمام ارزشها روبرو هستيم. وي در پايان گفت: تمام اميدمان به روزنامه ايران است. هركجا بچه تنها و آسيب ديده اي بوده است، شما در گروه حوادث «ايران» به كمك او شتافته ايد.
اين بار فقط مي خواهم بگويم جلال تنهاتر، بدحال تر و خسته تر از تمام كودكان ستمديده است. در پي اين خبر، خبرنگار بخش حوادث پس از اطلاع از اين حادثه، با محمدرضا زندي ـ نماينده مدعي العموم ـ تماس گرفت و وي را در جريان اين خبر هولناك قرار داد.
زندي ـ معاون رئيس كل دادگستري استان تهران ـ ضمن اظهار تأسف از اين خبر گفت: از شنيدن اين خبر بسيار متأسف هستم و هرگز نمي توانم آن را بپذيرم، ولي دادگستري تمام تلاش خود را براي حمايت از اين كودك زجركشيده و بي پناه صرف خواهد كرد.



|   شناسنامه   |   آرشيو   |