|
نگاهي به فيلم «هري پاتروسنگ جادو» به كارگرداني كريس كلمبوس
سرشار از عجايب و درنهايت زيبايي
|
|
|
عنوان : «هري پاتر و سنگ جادو»
بازيگران: دانيل رادكليف ، روپرت گرنيت، اماواتسون ، جان كليز، جولي والترز، تام فلتون، وارويك ديويس ، آلان ريكمن، ريچارد هاريس ، رابي كل ترين
كارگردان : كريس كلمبوس
مدت زمان نمايش: ۲ساعت و ۳۰دقيقه
پيش از مرور اين فيلم بايد به يك نكته اعتراف كنم وآن اين است كه عليرغم تمايلي كه به خواندن كتابهاي هري پاتر داشتم تاكنون موفق به مطالعه هيچ يك از آنها نشده ام! اما باهمه اين توصيفات به خوبي آگاهم كه طي چند سال اخير، كودكان و بزرگسالان هردو به يك اندازه به وسوسه خواندن كتابهايي مبتلا شده بودند كه دنياي نهان ترين تخيلات آنها را به نور جادوي خود روشنايي بخشيده بود.
هري پاتر دنيايي است آكنده از كاراكترهاي متفاوت واسامي عجيب اشيايي كه از همان آغاز با آن بيگانه بودم اما جالب اينجاست كه درجريان فيلم افراد آنچنان درگير هضم اطلاعات گوناگون و جانبي مي شوند كه حتي بدون مطالعه قبلي مجموعه داستانهاي هري پاتر چيز زيادي را از دست نخواهند داد واين خود نكته مهمي است!
خالي از لطف نخواهد بود كه بگويم «هري پاتر وسنگ جادو» فيلمي مطلقاً استثنايي و منحصر به فرد است كه هيچ يك از انتظاراتم را بي پاسخ نگذاشت. اين فيلم نه تنها با تراكم بيش از حد ونامعقول صحنه هاي اكشن يا كمدي مواجه نيست بلكه با انبوهي از كاراكترها و افسون و جذابيت انگليسي اش به مانند رماني است كه درنهايت زيبايي به رشته تحرير درآمده باشد.
عليرغم جلوه هاي تصويري بي شمار ومنحصر به فردي كه اين فيلم با خود به همراه دارد، شخصيتها و داستان فيلم كماكان محوراصلي فيلم را تشكيل مي دهند ، به گونه اي كه كانون اصلي توجه مخاطب معطوف به آنها خواهد شد؛ واين همان شيوه اي از فيلمسازي است كه امروزه كمتر شاهد آن هستيم ـ فيلمسازي ويژه اي كه حتي جورج لوكاس نيز ازعهده ايفاي آن برنيامد.
فيلم با صحنه اي آغاز مي شود كه سه جادوگربه نامهاي دامبلدورد (ريچارد هريس)، پروفسور مك گوناگال و روبس هاگريد ، نوزادي را در راه پله هاي خانه يكي از مشنگ ها (۱) رها مي كنند. نوزاد رهاشده كودكي معمولي نيست چرا كه نشان مخصوصي را برپيشاني خود حمل مي كند. نام اين نوزاد عجيب هري پاتر است وهري يازده سال آتي عمرش را دركنار خانواده اي به سر خواهد برد كه نه تنها او را دوست ندارند بلكه با او بدرفتاري كرده و او را مجبور به خوابيدن درگنجه زير راه پله ها مي كنند. همچنان كه هري پاتر به تولد يازده سالگي خود نزديك مي شود، درمي يابد كه كودكي طبيعي نيست. او سرشار از قدرتهاي جادويي است كه به هنگام خشم يا وحشتش بطور غيرمنتظره اي ظاهر مي شوند واگرچه خود ممكن است به ماهيت خويش پي نبرد اما روزي فرا مي رسد كه سحروجادو به ملاقات او مي آيند.
دريكي از صحنه هاي فراموش نشدني فيلم، پيغام دعوتي به خانه هري پاتر آورده مي شود واگرچه عمه و عموي هري از انجام هركاري براي اطمينان ازاينكه هري هيچگاه موفق به خواندن اين دعوت نامه نشود دريغ نمي ورزند اما سرانجام نيروهاي جادويي هري پاتر پيروز مي شوند.
هري پاتر راهي سفري عجيب به هاگوارتز ـ مدرسه تعليم سحروجادوگري ـ مي شود و درآنجا با هرميون گرنجر(اما واتسون) و رون ويزلي (روپرت گرانت) آشنا مي شود. كساني كه بعدها صميمي ترين دوستان هري مي شوند.
هرميون ورون هريك نيروهاي جادويي مخصوص به خود را دارند و درنهايت اين سه دانش آموز جادوگر سال اولي با نخستين تجربيات زندگي خود در هاگوارتز آشنا مي شوند. اكيپ بازيگران فيلم «هري پاتر و سنگ جادو» به خوبي گلچين شده اند. تصور نمي كنم كه كسي بجز دانيل رادكليف مي توانست هري پاتر بهتري از آب درآيد. او نقش خود را با همان اعتمادبه نفسي كه كاراكتر هري پاتر مي طلبد ايفا مي كند. علاوه براين حضور شخصيتهاي برجسته عرصه سينما همچون «مگي مي» درنقش يك پروفسور برجسته و يا ريچارد هريس درنقش يكي از جادوگران سالخورده درفيلم جاي بسي خوشحالي است و مطمئناً همه با روبس هاگريد جادوگر نخراشيده وغول پيكري كه همواره بيش از آنچه كه بايد بگويد حرف مي زند احساس راحتي خواهند كرد ودريك كلام مي توان به راحتي با اكيپ بازيگران اين فيلم كنار آمد.
تنها افسوس من ازاين است كه «آلان ريكمن » ، شخصيت منفي هميشه محبوبم (ايفاگر نقش هانس گرابر درفيلم جان سخت) دراين فيلم حضور كمرنگي دارد. او با كلاه گيس سياهي كه درنقش اسنيپ برسردارد از نقش ضعيفي درفيلم برخوردار است . از ديدن اينكه از استعداد خوب او به نحو شايسته تري دراين فيلم استفاده نشد كمي نااميد شدم.
با احتساب مدت زمان نمايش اين فيلم كه دوساعت ونيم برآورد شده ، «هري پاتر وسنگ جادو» به مانند يك رمان جذاب پررمز و راز ـ كه هيچگاه دوست نداريم آن را تمام كنيم ـ با تأني به رازگشايي حوادث داستان مي پردازد وبه جاي تعجيل در رازگشايي اين حوادث تمام تلاش خود رامعطوف به تصويركشيدن آموزش ديدن هري پاتر درمدرسه هاگوارتز ، شخصيتهايي كه با آنها رودررو مي شود وتوجيه دلايل محبوبيت وشهرت او دراجتماع كوچك جادوگران مي كند.
درحالي كه مجموعه رمانهاي هري پاتر به قلم «جي.كي.رولينگ» برداستان وشخصيتهاي داستاني آن تأكيد دارد دركمال خوشحالي بايد بگويم كه سرتاسراين فيلم مملو ازمجموعه اي از جلوه هاي ويژه شگفت انگيز است. يكي از مهيج ترين صحنه هاي اين فيلم نمايش يكي از مسابقات ورزشي كودكان جادوگراست كه سوار برجارو درهوا به توپ ضربه مي زنند. امكان تماشاي اين بازي مهيج يكي از كاركردهاي جلوه هاي تصويري ويژه اين فيلم است كه بي شك برجذابيت دوچندان آن افزوده است ودرنهايت آيا تصور يك فيلم تخيلي بدون حضور موجودات و مخلوقات افسانه اي وعجيب آن امكان دارد؟ دنياي هري پاتر مملو از موجوداتي خطرناك و زيباست. حال فرقي نمي كند كه اين موجود سنتوري(۲) باشد كه در جنگلهاي تاريك مأوا دارد يا بچه اژدهايي كه ازتخم سربرمي آورد. درهرحال اين فيلم مملو از موجودات عجيبي است كه مبتني برواقعيات درنهايت زيبايي خلق شده اند.
به ياد ماندني ترين موجود افسانه اي اين فيلم غول كوه نشين(۳) مهيبي است كه دريكي از مهيج ترين صحنه هاي فيلم وارد مدرسه هاگوارتز مي شود و با گرز بزرگي كه در دست دارد دستشويي مدرسه را خراب مي كند.
صحنه اي كه از آن ياد شد به عنوان يكي از هيجان انگيزترين صحنه هاي فيلم با اعمال وسواس لازم بر جزييات رفتاري ترول و دخالت جلوه هاي ويژه بصري در جريان حوادث واقعي فيلم به تحقق پيوسته است.
درنهايت نوبت به موسيقي فيلم مي رسد كه جان ويليامز، آهنگساز نامداري كه نبوغ هنري وي بركسي پوشيده نيست ـ اين بار هم درتصنيف مجموعه از قطعات موزيكال فراموش نشدني ـ كه با استفاده از سازهاي زهي و برنجي جادويي به فيلم مي دهند كه جلوه هاي تصويري به تنهايي از ايجاد آن عاجزند ـ موفق بوده است واغراق نخواهد بود كه بگوييم هيچ چيزي دلپذيرتر از تماشاي فيلمي كه موسيقي آن را جان ويليامز ساخته باشد نيست.
هري پاتر فيلمي مملو از جادو وحوادث شگفت انگيزي است كه درهرگوشه اي به وقوع مي پيوندند. فيلمي زيبا كه موفقيت خود را مديون داستان و پرداخت قوي كتابي مي داند كه براساس آن ساخته شده است . شايد بتوان تجربه ديدن اين فيلم را با نخستين تجربه ديدن فيلم جنگ ستارگان و غرق شدن درشخصيتهاي فيلم و دنياي آنها مقايسه كرد.
درمجموع هيچ نكته منفي اي را درفيلم « هري پاتر و سنگ جادو » نمي بينم كه بتوانم انگشت برآن بگذارم. پيش از ديدن فيلم آگاهي اندكي از شخصيت هري پاتر، قهرمان اصلي داستان داشتم اما پس از ديدن فيلم شديداً به خواندن مجموعه رمانهاي هري پاتر علاقه مند شدم وقطعاً اين كار را خواهم كرد!
هيچ شكي نخواهد بود كه اين فيلم بر هواداران هري پاتر خواهد افزود مادامي كه نسخه اي سينمايي ديگر مجموعه هاي اين كتاب به زيبايي وجذابيت« هري پاتر و سنگ جادو » باشند، همه مجذوب همه فيلمهاي هري پاتري خواهند شد كه درآينده اي نه چندان دور به بازار خواهند آمد.
پانويس :
۱) نامي كه جادوگرها برانسانهاي عادي مي نهادند.
۲) دراساطير يونان ، موجودي خيالي نيم انسان ونيم اسب كه به قنطورس نيز معروف است .
۳) موجودي افسانه اي دراعتقادات مردم اسكانديناوي كه به ترول نيز معروف است .
|