شماره ۱۹۶۹ - سال هفتم - يكشنبه ۲۷ آبان ۱۳۸۰
Sun, Nov 18, 2001
Casual red.jpg
PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
سلام ايران
اجتماعي
گزارش روز
مجلس
فرهنگ و انديشه
تاريخ
ايران
كتاب و كتابخواني
فرهنگ و هنر
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
ديگه چه خبر؟
هفت هنر
اوقات شرعي

آرشيو
شناسنامه
۵۰درصد راه آهن ـ ۵۰درصد خودروها

جنايت سياه از زبان مادر جلال كوچولو
036291.jpg
گروه حوادث: جزييات تازه اي از آزار و اذيت جلال كوچولو در بازجويي هاي تخصصي از مادر او توسط مأموران كلانتري ۱۲۴روشن شد.
اين جنايت سياه زماني روشن شد كه يكي از پرستاران بيمارستان مفيد در تماس با كلانتري ۱۲۴قلهك اعلام كرد كودك ۲ساله اي را به بيمارستان آورده اند كه حال او وخيم است و مادرش ادعا مي كند كه پسربچه اش بشدت مورد آزار و اذيت قرارگرفته است.
به دستور سرهنگ جديدي ـ رئيس كلانتري ـ يك اكيپ از مأموران در بيمارستان حاضر شده و تحقيقات خود را آغاز كردند و دريافتند مادربچه پس از اينكه پرستاران از وي در مورد پدر جلال ـ كودك ۲ساله ـ سؤال كرده اند، به بهانه آوردن واطلاع به پدر جلال از بيمارستان گريخته است.
مأموران با توجه به اطلاعات درون پرونده پزشكي تحقيقات خود را آغاز كردند. آنان بلافاصله به آدرسي كه اين زن از محل اقامت خود در اختيار پرستاران قرارداده بود به پاكدشت ورامين رفته و دريافتند مادر جلال آدرس را به صورت جعلي و نادرست در پرونده پزشكي پسرش به ثبت رسانده است.
گروه تحقيق كلانتري ۱۲۴بلافاصله پرستاران و پزشكان بيمارستان مفيد را در جريان جعلي بودن آدرس و اطلاعاتي كه درون پرونده پزشكي بود قرار دادند و از آنان خواستند تا در صورت مراجعه اين زن، بلافاصله آنان را در جريان قراردهند.
۲۳آبان ماه در حالي كه ۱۹ روز از بستري شدن جلال مي گذشت پرستاران متوجه شدند زن جوان به بيمارستان بازگشته است تا از حال فرزند خود جويا شود. آنان بلافاصله مأموران كلانتري را در جريان قراردادند.
با دستور سرهنگ جديدي يك اكيپ از مأموران كلانتري ۱۲۷ به بيمارستان مراجعه و مادر جلال را بازداشت و به كلانتري منتقل كرد. سكينه كه ۳۸سال داشت، در بازجويي ها به مأموران گفت: من تاكنون سه بار ازدواج كرده ام و جلال ثمره ازدواج سوم من است.
اين زن جوان افزود: بعد از جداشدن از پدر جلال، سرپرستي او به من واگذار شد و من به دليل اينكه هيچ جايي براي زندگي نداشتم نزد مادرم برگشتم و در خانه او زندگي مي كرديم.
وي اظهار داشت: از مدتي قبل شخصي به خواستگاري من آمده بود و اصرار داشت كه با او ازدواج كنم. به عنوان شرط ازدواج از او خواسته بودم كه بچه هايم هم در كنارم باشند و او آنها را نيز بامن قبول كند، اما آن مرد نپذيرفته بود.
مادر جلال ادامه داد: روز حادثه مرد خواستگار دوباره به خانه مادرم آمد. اما من برسر شرط خودم بودم تا اينكه مادرم از من خواست جلال را كه خواب بود در اتاق نزد برادرم و مرد خواستگار بگذارم و براي شستن ظرف ها به او كمك كنم. جلال را در اتاقي كه برادر و خواستگارم بود، بردم و نزد مادرم بازگشتم. مدتي نگذشته بود كه صداي جيغ هاي پشت سرهم جلال به گوشم رسيد به گمان اينكه بيدار شده است نگران نشدم ولي وقتي گريه هاي او ادامه پيداكرد با نگراني به اتاق رفتم. اين زن جوان گفت: وقتي به اتاق رسيدم جلال هنوز جيغ مي زد.او را در آغوش گرفتم و متوجه شدم حال او بد است. مدتي او را در اتاق و حياط چرخاندم و متوجه شدم «جلال» اسهال خوني شده است براي همين او را به بيمارستان رساندم. وي گفت: در بيمارستان به علت نبودن امكانات لازم، ناچار شدم جلال را به بيمارستان مفيد انتقال دهم.
مادر جلال در خاتمه بازجويي هايش از مادر، برادر و خواستگارش به عنوان عاملان اين جنايت سياه شكايت كرد و گفت: من زن بي پناهي هستم و جلال از شوهرسوم من كه صيغه اش بودم، به دنيا آمده است.
با شكايت اين زن پرونده اي تشكيل و جهت رسيدگي به شعبه ۱۵۰۴مجتمع قضايي ارشاد ارجاع شد.
قاضي پرونده پس از ارجاع اين پرونده دستور داد تا جلال تحت معاينات متخصصان پزشكي قانوني قرارگيرد.
متخصصان سازمان پزشكي قانوني كه هرگز حاضر به دريافت هزينه اين معاينه از جلال نشده بودند پس از انجام معاينات تخصصي از جلال كه در حالت بيهوشي به سرمي برد، اعلام كردند: جلال بشدت تحت آزارجنسي قرارگرفته است و به علت شدت اين حادثه وي دچار خونريزي در ادرارـ اختلالات خوني، اسهال خوني، نارسايي كليه ها و… شده است. قاضي پرونده پس از اظهارات اين زن و اعلام نظر پزشكي قانوني دستورات لازم را صادر كرد.

* جلال در بيمارستان
مسؤولان، پزشكان، پرستاران و مددكاران بيمارستان مفيد پس از بستري شدن اين كودك ۲ساله در بخش ICU مراقبت هاي ويژه اي را آغاز كردند. يكي از پزشكان اين بيمارستان باتوجه به چگونگي و شدت اين جنايت سياه به تنهايي حاضرشد آمپولي را كه ۸۰۰هزارتومان قيمت داشت، براي نجات جلال خريداري كند. با وجود اين مراقبت هاي ويژه كليه هاي جلال دچار آسيب جدي شده است و اين كودك ۲ساله هر روز جهت انجام دياليز به بخش مربوطه منتقل مي شود تا از وي دياليز صورت گيرد.
گزارش از مريم ساماني

شكايت دختر از پسر همسايه به خاطر سگ بي وفا
گروه حوادث: اختلاف دختر و پسر جواني بر سر مالكيت يك سگ «شيانلو» باعث به وجود آمدن يك پرونده در دادگاه عمومي تهران شد.
رسيدگي به اين پرونده هنگامي در دستور كار قاضي دادگاه قرار گرفت كه دختر ۲۲ ساله اي به نام «الناز» با مراجعه به دادگاه مدعي شد پسر همسايه شان يك قلاده سگ از نوع «شيانلو» او را به زور با خود برده است.
اين دختر جوان در حالي كه سعي مي كرد خود را مضطرب نشان دهد، ادامه داد: از آنجايي كه پسر همسايه مان را از مدتها قبل مي شناسم و به او اعتماد داشتم، تعداد ۴ قلاده سگ «شيانلو» را به او دادم تا از طريق دوستاني كه دارد، در بازار به فروش برساند، پس از گذشت يك هفته او مبلغي پول بابت فروش سه قلاده سگ به من داد. وقتي درباره سگ چهارم از او سؤال كردم مدعي شد بابت پورسانت فروش سه سگ ديگر آن يكي را براي خود برداشته است.
قاضي دادگاه عمومي تهران پس از شنيدن اظهارات «الناز»، از پسر جوان خواست تا در اين باره توضيح دهد.
«رضا» ۲۳ ساله كه دانشجوي رشته شيمي است درباره شكايت اين دختر گفت: اين خانم مدتي قبل چهار قلاده سگ را به من سپرد تا بفروشم.
از آنجا يي كه فروش آنها به صورت يكجا امكانپذير نبود، يك هفته طول كشيد تا براي سه تا از آنها مشتري پيدا كنم. در اين مدت هزينه نگهداري و غذاي آنها مبلغي برابر با قيمت يك قلاده سگ مي شد، بنا بر اين تصميم گرفتم، به جاي كسر اين هزينه ها، يكي از سگ ها را براي خودم بردارم.
به گزارش خبرنگار ما، به دستور قاضي دادگاه عمومي مجتمع قضايي ميرداماد، چون اين سگ هيچ مدرك شناسايي و مالكيت ندارد، ابتدا براي انجام آزمايشات و معاينات تخصصي جهت مشخص شدن اينكه سگ مورد نظر سالم است يا بيمار، تحويل سازمان دامپزشكي شد.
قرار است پس از اعلام نظر كارشناسان سازمان دامپزشكي، رأي نهايي در اين باره صادر شود.

كشف قلب يك انسان
گروه حوادث: پيداشدن قلب يك انسان در محوطه داخلي حرم شاه عبدالعظيم كارآگاهان آگاهي شهرستان شهرري را با معماي پيچيده جنايي روبروكرد.
تجسس هاي ويژه پليس براي گشودن راز اين پرونده جنايي درحالي صورت مي گيرد كه قاضي دادگاه عمومي شهرري دستورداده تا قلب پيداشده براي انجام معاينات تخصصي و كاوش هاي علمي تحويل كارشناسان پزشكي قانوني شود. به گزارش خبرنگارما، اين قلب اواسط هفته گذشته هنگامي پيداشد كه يكي از خادمان درحال جاروكردن محوطه داخلي حرم بود. وي كه در گوشه اي از حرم با بسته پيچيده شده در پلاستيك مشكي رنگي روبروشده بود، وقتي آن را موردبازرسي قرارداد، متوجه شد قلب انساني داخل آن قرارداده شده است.
مأموران كلانتري ۱۳۱ كه با تماس تلفني اين مرد در جريان پيداشدن قلب شخص ناشناس قرارگرفته بودند، بلافاصله پس از حضور در محل حادثه، تحقيقات پليسي دراين باره را آغازكردند.

۵۰درصد راه آهن ـ ۵۰درصد خودروها
قطارمرگ چگونه حادثه آفريد
036294.jpg
گروه حوادث: رسيدگي به پرونده قطارمرگ، با اعلام عدم صلاحيت ازسوي قاضي شعبه دهم دادگستري شهرري، به مجتمع كاركنان دولت تهران ارسال شد.
اين اقدام قضايي به دنبال اعلام نظريه كارشناسان دادگستري درباره مقصرين وقوع حادثه برخورد قطارمسافربري تهران ـ مشهد با چند خودرو در گذرگاه شهرري، ازسوي قاضي دادگاه انجام مي گيرد. اين حادثه مرگبار كه در جريان آن ۷نفر كشته و ۹تن ديگر مجروح شدند. ساعت ۱۴و۱۰دقيقه ظهر روز دوشنبه ۲۸ آذرماه سال۷۹ در گذرگاه شهرري به وقوع پيوست.
بنا به اين گزارش، قطار مسافربري كه به مقصدمشهد، از ترمينال راه آهن تهران حركت كرده بود، وقتي به خودروهاي گره خورده در گذرگاه آرامگاه نزديك شد، با وجود اعلام هشدار و كشيده شدن ترمز، با يك تريلر و سه پيكان سواري برخوردكرد. دراين سانحه، بدنه تانكر خودروي تريلر پس از جداشدن به اطراف پرتاب شد و لوكوموتيو قطار، سه خودروي ديگر را له كرده و به سمت راست گذرگاه پرتاب كرد. دقايق بعد از وقوع سانحه، بالگرد امداد و اورژانس و مأموران آتش نشاني درمحل حادثه حضوريافتند و به نجات مجرومان دست زدند. قاضي رمضانزاده رئيس شعبه دهم دادگستري شهرري كه مسؤول پيگيري پرونده سانحه قطارمرگ بود به اكيپي از كارشناسان دادگستري مأموريت داد تا پس از انجام تحقيقات تخصصي درباره عامل اصلي وقوع اين حادثه، نتيجه را به او اطلاع دهند.
كارشناسان دادگستري پس از چندماه بررسي و كار كارشناسي اعلام كردند كه در جريان اين حادثه ۵۰درصد رانندگان خودروها و ۵۰درصد نيز قطارمسافربري مقصراست.
با اعلام اين نظريه، از آنجايي كه يك طرف پرونده شركت راه آهن جمهوري اسلامي ايران است كه يك ارگان دولتي محسوب مي شود، با اعلام عدم صلاحيت اين پرونده را براي ادامه رسيدگي به مجتمع ويژه كاركنان دولت تهران ارسال كرد.
گفتني است قراراست بزودي پس از تعيين شعبه رسيدگي كننده به اين پرونده با احضار طرفين پرونده رسيدگي به اين پرونده آغازشود.

توطئه آدم ربايي يك بازرگان پاكستاني در ايران
گروه حوادث ـ يك بازرگان تبعه پاكستان كه به اتهام كلاهبرداري، جعل اسناد دولتي و ويزاي قلابي از هموطن پاكستاني خود به دادگاه شكايت كرده بود، خود به عنوان متهم بازداشت و روانه زندان اوين شد. بر اساس پرونده اي كه در شعبه ۱۴۰۶ دادگاه ويژه كاركنان دولت به رياست «حسين احمدي» تحت رسيدگي است، چندي قبل يك بازرگان پاكستاني به نام «منير احمد» با مراجعه به دادگاه ويژه كاركنان دولت طي شكايتي، نزد قاضي دادگاه اعلام كرد: يك بازرگان پاكستاني به نام «جاويد» كه در ايران در امر صادرات و واردات فعاليت تجاري دارد، به همراه چند تن از دوستانش به محل اقامتم در يكي از هتلهاي تهران مراجعه كردند و بانشان دادن يك حكم دادگاه عمومي تهران اتاقهايم را بازرسي كردند و بعد مرا باخود به مكان نامعلومي بردند. من هم براي رهايي از دست آدم ربايان، مبلغ ۶ هزار دلار كه تمام دارايي ام بود به آنان دادم و آدم ربايان نيز مرا آزاد كردند . پليس «جاويد» ديگر بازرگان پاكستاني را دستگيركرد و با پرونده تنظيمي به دادگاه تحويل داد. «جاويد» در دفاع از خود به قاضي دادگاه گفت: منير احمد (شاكي پرونده) خود يك مجرم است كه با شكايت من به اتهام كلاهبرداري، جعل اسناد دولتي و ويزاي جعلي تحت تعقيب مأموران مي باشد. وي ادامه داد: منير احمد (شاكي پرونده) چند ماه پيش با دريافت مبلغ ۶ هزار دلار از يكي از دوستانم براي او ويزاي كشور سوئد را گرفت غافل از اينكه آن ويزا اعتبار قانوني ندارد و دوستم براي سفر به كشور سوئد از تهران به تركيه سفر كرد و از تركيه به سوئد رفت كه توسط پليس فرودگاه سوئد دستگير و به زندان فرستاده شد و دادگاه وي را به خاطر ورود غيرقانوني به سوئد و داشتن ويزاي جعلي به دوسال زندان محكوم كرد. وي ادامه داد: من چون از سوي خانواده دوستم در فشار بودم از «منير احمد» هموطن بازرگان خود به دادگستري استان تهران شكايت كردم و با داشتن حكم قضايي به همراه دو مأمور او را در هتل اقامتش دستگير و به كلانتري انتقال داديم كه در نتيجه او مجبور شد بدهي خود را كه ۶ هزار دلار بود، پرداخت كند. بر پايه اين گزارش، دادگاه منيراحمد، (شاكي پرونده) را براي بازجويي و تحقيق به دادگاه احضار كرد كه در بررسي ها مشخص شد وي قبل از تشكيل جلسه دادگاه به پاكستان سفر كرده است. قاضي احمدي، وقتي با عدم حضور بازرگان پاكستاني در جلسه دادگاه مواجه شد در تحقيقات قضايي دريافت متهم (جاويد) داراي سابقه جعل اسناد دولتي و ويزاي قلابي است و همچنين دو تن از مأموران باوجودي كه حكم قضايي دادگاه براي دستگيري منير احمد (شاكي پرونده) را داشتند اما مجاز نبودند وارد محل اقامت وي شوند در نتيجه براي بازجويي به دادگاه احضار شدند. دادگاه پس از محاكمه متهمان پرونده آنان را به جزاي نقدي و حبس محكوم كرد و اين اقدام قضايي در حالي صورت گرفته است كه «منير احمد» كه شاكي اوليه پرونده بود و در تحقيقات مجرم شناخته شده بود، تحت تعقيب قرار گرفته تا اينكه مأموران دو ماه بعد وي را كه مخفيانه به تهران آمده بود در يكي از هتلهاي تهران شناسايي و دستگير كردند.

نقشه ناپدري براي شكايت فرزندان عليه مادر
گروه حوادث: ناپدري فريبكار وقتي با اغفال خواهر و برادر نوجواني، آنان را ترغيب به شكايت عليه مادرشان مي كرد، نمي دانست كه با لو رفتن نقشه اش خود به عنوان متهم تحت تعقيب قضايي قرار مي گيرد. وقتي دو پسر و دختر نوجوان مادرشان رامتهم به فساد اخلاقي كرده و شكايتي را عليه او در دادگاه عمومي تهران مطرح كردند، قاضي دادگاه براي مشخص شدن واقعيت ماجرا مادر آنان را به دادگاه احضار كرد. مادر ۵۳ ساله در حالي كه از اين اقدام فرزندانش شوك زده شده بود، در برابر قاضي دادگاه ماجراي زندگي خود را اينگونه شرح داد: «نخستين ماه سال ۱۳۶۰ هنگامي كه سعيد ۴ سال و ميترا ۶ ماه بيشتر نداشت، شوهرم در يك سانحه تصادف فوت كرد. اين مادر دردمند در حالي كه اشك برگونه هايش جاري شده بود، ادامه داد: در زندگي سه نفري ما هيچ مشكلي وجود نداشت تا اينكه بچه هايم بزرگ شدند، وقتي نياز به محبت يك مرد را براي فرزندانم احساس كردم، به يكي از خواستگارانم پاسخ مثبت دادم،اما وقتي پي به نيت پليد او بردم، تصميم گرفتم از او جدا شوم. وقتي شوهرم پي برد دادخواست طلاق داده ام، تهديد كرد كه فرزندانم را از من خواهد گرفت و احتمال مي دهم طرح شكايت دختر و پسرم در همين ارتباط باشد. سعيد ۲۰ ساله وقتي گفته هاي مادرش را شنيد، در حالي كه بغض گلويش را مي فشرد، دستان مادرش را در دستان خود مي فشرد، گفت: شوهر مادرم درباره آينده روشني كه قصد دارد برايمان به وجود آورد، با ماصحبت مي كرد. او آنقدر تصاوير جذابي ازادامه تحصيل در خارج از كشور به ما مي داد كه ما ندانسته پيشنهاد او درباره شكايت از مادرمان را پذيرفتيم. قاضي دادگاه پس از شنيدن اظهارات اين مادر و پسر نوجوانش، و به دنبال اعلام شكايت اين زن نسبت به شوهرش ، ناپدري را تحت تعقيب قضايي قرار داد.

جوهر نامرئي، پرده از راز آدم ربايي ساختگي برداشت
مأموران دايره ۱۱ اداره آگاهي تهران در تجسس روي يك ماجراي آدم ربايي توانستند با پي بردن به كلاهبرداري كلان، پرده از ساختگي بودن آن بردارند.
دراين پرونده پليسي، مردي به نام «يعقوب» با مراجعه به مجتمع امورجنايي تهران ادعاكرد درسال ۷۸ توسط مردي به نام «عباس» ربوده شده است.
بنا به اين گزارش، با دستور قاضي جنايي، كارآگاهان دايره،۱۱ بررسي هاي گسترده اي را در دستوركار خود قراردادند و توانستند معماي اين آدم ربايي را حل كنند.
كارآگاهان در تحقيق از «عباس» و چند تن از مرداني كه در دام نقشه «يعقوب» گرفتارشده بودند دريافتند، مردي كه ادعادارد ربوده شده است در چندين مورد با استفاده از جوهر نامريي اقدام به كلاهبرداري كرده است.
دراين تحقيقات روشن شد كه «يعقوب» ابتدا به بهانه اينكه هزينه باطل كردن تمبر براي دادگستري را ندارد با استفاده از جوهر نامرئي، متني را تهيه ديده و ازچندمردخواسته است آن را امضاكنند، سپس از طعمه موردنظرش نيز امضاگرفته و بعد از گذشت مدتي و محوشدن متن قبلي، متني كه درآن «عباس» به وي بدهكاربوده و در فروش قطعه زميني از وي كلاهبرداري كرده بود را مي نويسد و به دادگاه شكايت مي كند.
بنا به گزارش خبرنگار جنايي ما، با مشخص شدن اينكه مرد ربوده شده براي متهم كردن مالباخته سعي دارد وي را آدم ربا معرفي كند، تحقيقات براي فاش شدن كلاهبرداري هاي ديگر اين مرد ادامه دارد.

مالباخته، عكس كيف قاپ را در اداره آگاهي ديد
يك كيف قاپ حرفه اي كه اقدام به سرقت دوميليون و نيم توماني كرده بود، ازسوي مالباخته در اداره آگاهي شناسايي شد. اين كيف قاپي ساعت ۱۲ظهر روز ۱۹آبانماه سال جاري در خيابان خاوران رخ داد و در آن دو جوان موتورسوار، كيف مردي را قاپيده و به سرعت متواري شدند.
مالباخته كه پس از مراجعه به كلانتري ۱۳۲ براي رديابي كيف قاپ ها به اداره آگاهي تهران رفته بود، در دايره ۱۸ با ديدن عكس كيف قاپ حرفه اي به نام «علي» ادعاكرد وي همان دزد پول است.
بدين ترتيب، كارآگاهان «علي» را رديابي و دستگير و دربازجويي از وي دريافتند او و يكي از دوستانش در سرقت كيف مردجوان دست داشته اند.

دو پسرعمو در دادگاه جنايي تهران
دو پسرعموي جوان كه در درگيري با صاحب موتورسيكلتي وي را با واردآوردن ضربات سنگين به قتل رسانده اند، در شعبه ۱۶۰۱ مجتمع امورجنايي تهران محاكمه شدند.
دراين جنايت كه روز ۲۱آبانماه سال گذشته رخ داد، دو پسرعمو به نام هاي «علي» و «ايرج» وقتي جوان ۲۰ ساله اي به نام «اميد» براي رفع اختلاف به وجودآمده نزد آنان در شميران نو مراجعه كرده بود، وي را با ضربات چوب ازپاي درآوردند.
در تحقيقات مشخص شد كه اختلاف مرگبار بين قرباني و عاملان جنايت از زماني آغازشده است كه يك تعميركار موتورسيكلت وقتي قراربود موتورسيكلت قرباني را تعميركند با آن به تردد در خيابان ها پرداخته و با پاترول دوپسرعمو تصادف كرده بود.

محاكمه عامل جنايت شهرك قدس
پسرجواني كه در نزاع دسته جمعي با واردآوردن ضربات چاقو، دست به جنايت زده بود، صبح ديروز در شعبه ۱۶۰۸ مجتمع امورجنايي تهران محاكمه شد.
اين جوان كه «مصطفي» نام دارد، خردادماه سال جاري در جريان نزاع بين دو گروه جوانان با ضربات چاقو، پسري به نام محمدرضا ملكيان را به قتل رساند.
درجريان جلسه دادگاه، اولياي دم از قاضي همتيار خواستند عامل جنايت را به قصاص نفس ـ اعدام ـ محكوم كند.



|   شناسنامه   |   آرشيو   |