|
|
|
|
|
يك موضوع، يك ديدگاه
|
|
|
|
اندرحكايت واكسن هپاتيت B
|
|
|
|
|
دعاي روزهاي ماه مبارك رمضان
دعاي روز هفتم (۸۰/۹/۲)
اَللّهُمَّ اَعِنّي فيهِ عَلي' صِيا'مِهِ وَ قِيا'مِهِ وَ جَنِّبْني فيهِ مِنْ هَفَو'اتِهِ وَ ا'ثا'مِهِ وَ ارْزُقْني فيهِ ذِكْرَ كَ بِدَوا'مِهِ بِتَوْفيقِكَ يا' ها'دِيَ الْمُضِلّينَ.
اي خدا مرا در اين روز به روزه و اقامه نماز ياري كن و از لغزشها و گناهان دور ساز و ذكر دائم «كه تمام روز به ياد تو باشم» نصيبم فرما. بحق توفيق بخشي خود اي رهنماي گمراهان عالم.
دعاي روز هشتم(۸۰/۹/۳)
اَللّهُمَّ ارْزُقْني فيهِ رَحْْمَةَ الاَيْتا'مِ وَ اِطْعا'مَ الطـَّعا'مِ وَ اِفْشآءَ السَّلا'مِ وَ صُحْبَةَ الْكِرا'مِ بِطَوْلِكَ يا' مَلْجَاَ الا'مِلينَ
اي خدا در اين روز مرا ترحم به يتيمان و اطعام به گرسنگان و افشاء و انتشار سلام بر مسلمانان و مصاحبت نيكان نصيب فرما، بحق انعامت اي پناه آرزومندان عالم.
امام علي (ع):
آن كه ميان خود و خدا را به صلاح آرد، خدا ميان او و مردمان را نيكو دارد.ْ
|
|
|
|
|
من احساس سعادت مي كنم، پس هستم
اي كه در راه زندگي پرتلاشي، آيا به سعادت مي انديشي؟ هرگز از اين واقعيت چشم برندار، كه اگر شادماني و نيكبختي را از دست بدهي، همه چيز را از دست خواهي داد. چه سود اگر آدمي همه جهان را به دست آورد. اما روحش را از دست بدهد، زندگي اش ديگر بازتاب ويژگي هاي فردي او نباشد و تلنگر عاطفي در روزمرگي بدون بازتاب و بي اثر بماند. مردمي كه به انجام كاري سرگرمند كه دوستش نمي دارند، با ارزشهاي شخصي آنها بيگانه است و علاقه اي به آن ندارند، خوشبخت نيستند. وقتشان بيشتر به خواب وخيال درباره چيرهايي مي گذرد كه دوست دارند به انجام برسانند. چرا كه در عالم واقع آنچه را كه مي جويند، ديگر نمي يابند.
آنانكه هيچگاه از آنچه مي كنند به راستي لذت نمي برند يا آنان كه از رؤياهاي خود دست كشيده اند، به گروه مردگان زنده متعلقند. آنان ممكن است با ناديده انگاشتن علايق خويش، با شتاب خود را بفريبند و ادراك خود را تحريف نمايند ولي در پنهان ترين زواياي روح خويش، خود را فقير و بيچاره احساس مي كنند. تازه در صورت عدم تحقق انتظارات مغروض خود، احساس ندامت مي كنند، كه چرا در حفظ عزت نفس و غرور خود با جديت نكوشيده اند.
انسان برتر شيفته اصالت و بي همتايي خويش است و از زندگي و تلاش خويش لذت مي برد. همواره با شور وشوق به كاري مي پردازد كه به آن دلبسته است.
انسانهاي متوسط از ترس حرف ديگران يا از ترس از دست دادن امنيت، هرگز جرأت نمي كنند، كاري را كه دوست دارند به انجام برسانند. بتدريج دچار فقدان حساسيت و بي تفاوتي مي شوند. ديگر نمي خواهند نگران اين باشند كه مبادا ذهن آرزومندشان استيلاو اقتدار خويش را برامور كلي زندگي از دست بدهد. گمان مي كنند، اگر از آنچه كه دلخواه است، دست بردارند و سير حوادث را به امان خدا رها سازند، از تشويش مي رهند و به امنيت و آسايش نائل خواهند شد. فرد بر اين باوراست كه با تسليم خود، از غمگيني، ناخوشنودي و بلاتكليفي رهايي خواهد يافت و نتايج مطلوب محقق خواهد شد. حال آن كه اين فرض از پشتوانه تجربي برخوردار نيست. تسليم مانع از تشويش نمي شود، بلكه آن را، پس از طي دوره اي كوتاه، مجدداً ژرفترتشديد مي كند. آنان هنگامي كه زندگي شان دستخوش بحران و حتي تغييراتي گردد، بخاطر چسبيدن به امنيتي موهوم، به فردي بي انگيزه بدل مي شوند وهمه چيز را از دست مي دهند و ديگر هيچ چيز قلب آنها را خوشنود نمي سازد.
اين انديشه مخوف را از سربدر كن كه جامعه فريبم داد و رؤياهاي جواني ام را به باد فنا داد.مگر تو براين باور نبودي كه براي يك انسان، اقناع وجود و تجلي شخصيت در غايت از ماديات و ظواهر زندگي مهمتر است؟ سالها به اين باور خود عشق نمي ورزيدي؟ آن را تخطي ناپذير و فراسوي گذر زمان نمي دانستي؟ بار ديگر خود را براي تغيير آماده كن. فضاي نقد ناپذير زندگي ات با خواست تو نقدپذير مي شود. مبادا ترسهايت عظم تر از رؤياهايت باشند. در دروغ زندگي كردن هنر نيست. (به نداي درونت گوش فراده) شهامت داشته باش. افراد سعادتمند به كار و زندگي خود عشق مي ورزند. در خطا و اشتباه خود نمي مانند، آن را به پله اي در راستاي رسيدن به سعادت بدل مي كنند. سعادت يافتني نيست. با عملي منفعلانه حاصل نمي شود. آن را بايد ساخت.
شهره توكلي ـ علي تحصيلي
|
|
|
|
|
يك موضوع، يك ديدگاه
تقويت ركن چهارم با سازمان نظام خبرنگاري
|
|
|
گسترش مطبوعات طي چند سال اخير در كنار ميزان تأثيرگذاري برافكار عمومي و ايفاي وظيفه نظارتي خود براركان قدرت و كمك به روند اصلاحات و … يك ثمره اساسي ديگري نيز به همراه داشت كه ارزش و ثمره آن اگر بيشتر از ثمرات ديگرش نباشد قطعاً كمتر نبوده است. اين ثمره وقتي نمايان شد كه مطبوعات و رسانه ها توانستند تا حدودي در جايگاه واقعي خود يعني ركن چهارم دموكراسي بنشينند و در قامت يك ركن در جامعه اثرگذار نشان دهند.
وقتي مطبوعات در جريان اصلاحات بار اصلي توسعه سياسي را برعهده گرفتند و سردمداران اصلاحات به مطبوعات به عنوان نقطه اتكاي خود نگريستند شايد به اين موضوع نينديشيده بودند كه به جريان انداختن پتانسيل ركن چهارم نيازمند سازماني فراگير و دربرگيرنده فعاليت هاي روزنامه نگاري است.
گذشت يك دوره پرمخاطره براي مطبوعات كشور كه با توقيف شمار زيادي از روزنامه ها و نشريات همراه شد. اين موضوع را به خوبي نمايان ساخت كه مطبوعات به عنوان يك ركن از اركان دموكراسي نمي تواند تنها زير چتر حمايتي انجمن صنفي روزنامه نگاران پايدار بماند و بيش از هر زماني نياز به تشكيل سازماني قدرتمند براي حمايت از روزنامه نگاران و بازدارنده از تخلفات احتمالي و حتي تقويت نيروي انساني رسانه ها احساس مي شود.
رجبعلي مزروعي رئيس انجمن صنفي روزنامه نگاران يكي از روزنامه نگاراني بود كه اين احساس را درك كرد و ايده تشكيل «سازمان نظام خبرنگاري» را مطرح ساخت. وقتي اين ايده از سوي مزروعي به عنوان نماينده اصفهان در مجلس شوراي اسلامي مطرح شد اين اميدواري را ايجاد كرد تا وي به همراه ديگر روزنامه نگاران فعال در مجلس شوراي اسلامي همچون آرمين، بورقاني، پورنجاتي، نعيمي پور و … بتوانند اين ايده و طرح نو را عملي سازند.
خبرنگار ما براي روشن شدن ابعاد اين طرح گپي كوتاه دارد با رجبعلي مزروعي رئيس انجمن صنفي روزنامه نگاران و نماينده اصفهان به عنوان طراح اين «طرح و انديشه نو» .
• جنابعالي به عنوان طراح ايده تشكيل سازمان نظام خبرنگاري تصور مي كنيد اين ايده چه مشكلات و معضلاتي را مي تواند از جامعه مطبوعاتي كشور مرتفع نمايد؟
•• معتقدم انجمن صنفي روزنامه نگاران بايد شكلي قانونمند شبيه سازمان نظام پزشكي و يا كانون وكلاي دادگستري پيدا كند تا بتواند مدرك هاي حرفه اي براي كساني كه وارد اين حرفه مي شوند را تعريف كند.
درواقع بايد «روزنامه نگار حرفه اي» تعريف شود.
• چگونه مي توان شكلي قانوني و ضابطه مند به انجمن صنفي روزنامه نگاران بخشيد؟
•• براي مثال اگر كسي بخواهد پروانه وكالت بگيرد حتماً بايد برود امتحان بدهد و يا اينكه دوره هاي كارآموزي را پشت سر بگذارد. درغيراين صورت پروانه وكالت به او داده نمي شود. معتقدم همين روال درخصوص انجمن صنفي روزنامه نگاران بايد به مورد اجرا گذاشته شود.
• چه پيامدها و آثار مثبتي براي تحقق چنين ايده اي متصوريد؟
•• وجود اين روال باعث مي شود كساني كه از اصول حرفه اي روزنامه نگاري تخلف مي كنند، تخلفاتشان از سوي صنف، مورد رسيدگي قرار گيرد و اين رسيدگي به تخلفات مي تواند تا به آنجا پيش برود كه اگر روزنامه نگاري اقدام به ناديده گرفتن اصول حرفه اي كار خود كرد، بتوان وي را از اين حرفه ساقط كرد.
• راههاي تحقق اين ايده چيست؟
•• معتقدم اين شكل از انجمن صنفي روزنامه نگاران بايد به لحاظ حقوقي و قانوني تعريف شود ولي متأسفانه در حال حاضر اصلاً چنين امكاني وجود ندارد.
• به چه دليل؟
•• زيرا بسترهاي ايجاد چنين سازماني وجود ندارد.مشكلات و گرفتاري هايي كه اكثر روزنامه نگاران با آن دست به گريبان هستند، مخدوش شدن استقلال حرفه اي و امنيت شغلي روزنامه نگاران و نيز برخوردهاي قوه قضاييه موجب شده است اساساً بسترهاي ايجاد يك سازمان واقعي براي روزنامه نگاران فراهم نباشد ولي در عين حال تلاش مي كنيم امكان تحقق اين ايده را فراهم سازيم.
|
|
|
|
|
اندرحكايت واكسن هپاتيت B
قيمت مقطوع ، تزريق درمحل
سكانس اول ـ داخلي ـ درمانگاه خصوصي ـ عصر
عصر يكي از روزهاي پاييزي مطب شلوغ است. مردي عيالوار با ۵بچه قدونيم قد وارد مي شود. منشي مطب جدول حل مي كند.
مرد عيالوار: سلام خانوم. اومديم براي واكسن
منشي به سرتاپاي مرد مي نگرد. بعد روي ميز خم مي شود تا صف پشت مرد را ببيند:
ـ چندنفرين؟
مرد كمي احساس خجالت مي كند: «با اجازه تون هفت نفر»
منشي بي تفاوت قبض پرداخت را جلو مي كشد. چيزي روي آن مي نويسد: «مي شه ۳۵هزارتومن»
مرد عيالوار: چه خبره مگه... من فقط ۵هزار تومن دارم…
انگاري به منشي توهين شده است. بلند مي شود: « واكسن فلج اطفال كه نمي خواي بزني . هپاتيت ب اگه نزني مي شه ث مي فهمي؟»
مرد عيالوار: مي دونم خانوم ولي چرا اين قدر گرون
منشي : واسه اين كه خارجيه. فعلاً هم آدماي كمي مبتلا هستن. هروقت زياد شدن شايدمجاني بشه(!)
مرد عيالوار با دلخوري دست بچه ها را مي گيرد و باعيالش كه مثل گناهكاران خود را پشت مرد مخفي مي كند، خارج مي شوند. منشي چنگ مي زند، يك كاغذ سفيد برمي دارد.
با خط كج ومعوج مي نويسد؛ هپاتيت B موجود است قيمت مقطوع ۵۵۰۰تومان. تزريق درمحل و مي رود تا روي در ورودي نصب كند.
سكانس دوـ دفترروزنامه ـ داخلي خارجي ـ صبح
تلفن زنگ مي زند . خبرنگار گوشي را برمي دارد:
ـ سلام ، بفرماييد
صداي خشمگين مردي شنيده مي شود: «چرا راجع به هپاتيتB مطلب نمي نويسين؟
خبرنگار فكر مي كند با يك بيمار هپاتيتي طرف است. گوشي تلفن را با فاصله از گوش خود مي گيرد: « از كي فهميديد بيماريد… »
صداي خشمگين : «خدا نكنه خانم. زبونتو گاز بگير. مي خواستم بگم به مسؤولين بگيد تبليغ مي كنند واكسن بزنند، پولشو از كجا بياريم…»
خبرنگار: « واضح تر بگوييد…»
صداي خشمگين: « من خياطم خانم. شنيدم هركي با سوزن و تيغ و چاقو سروكار داره ، بايد واكسن هپاتيت B بزنه. رفتم تزريقاتي توچهارراه مولوي، اما مي گه واسه خياطا پنج هزارتومن. زنم چي؟ بچه هام چي؟»
خبرنگار: «مگه براي ديگران قيمت چنده؟»
مرد خشمگين : « چه مي دونم والله. واسه آپاراتچي ها ۵۵۰۰تومنه،حجره داراي بازار شش هزارتومنه. جيب برها هفت هزارتومنه…»
خبرنگار: چه خبره آقا…
مرد خشمگين: «از جعفرآقاي آمپول زن بپرسيد.
مي گه از وقتي آمريكا رو زدن وضع بازار بده…»
صحنه ۲ ـ دفترروزنامه ـ داخلي ـ همان زمان
خانم خبرنگار با انستيتو پاستور تماس مي گيرد. يكي از مسؤولان شركت تعاوني انستيتو گوشي را برمي دارد.
صداي مرد: بفرماييد.
خبرنگار: مي خواستم ببينم قيمت واكسن هپاتيت چنده؟
صداي مرد: ۲۵۰۰تومان بزرگسالان، ۱۲۵۰تومان زير ۱۰سال و براي افراد زير۵سال رايگان است هزينه تزريق هم ۱۵۰تومان…
خبرنگار: پس چرا اينقدر قيمت واكسن هپاتيت درمطب هاي خصوصي بالاست. آيا نظارتي نمي شود؟
صداي مرد : هركسي قيمت خاص خودش را عنوان مي كند، ما هم نمي توانيم قيمت خاصي را تعيين كنيم . قيمت تمام شده براي مراكز درماني خصوصي كه واكسن خود را اينجا تهيه مي كنند ۲۵۰۰تومان است.
خبرنگار: واكسن از توليدات داخليه.
صداي مرد : نه خيرساخت كوباست ، توليد داخلي نداريم.
خبرنگار: متشكرم … خداحافظ.
صحنه ۳ـ داخلي ـ دفترروزنامه ـ زمان حال
خانم خبرنگار با يكي از مسؤولان وزارت بهداشت و درمان ارتباط برقرار مي كند. خانمي كه نمي خواهد نامش منعكس شود به تلفن جواب مي دهد.
خبرنگار: ببخشيد… مي خواستم بدانم كه چرا قيمت واكسن هپاتيت B اينقدر گران است… مردم اعتراض كرده اند…
صداي زن: … بخاطراينكه تزريق واكسن هپاتيت B جزو برنامه هاي ايمن سازي كشور نيست… كساني كه احتمال بروز اين بيماري را در خود و يا خانواده دارند بايد تزريق كنند.
خبرنگار: … چرا قيمت واكسن اينقدر گران است؟
صداي زن: بخاطراينكه مقدار واكسن هاي موجود دركشور كم است.
خبرنگار: درست است كه هرفردي كه با سوزن و تيغ و قيچي سروكار دارد بايد اين واكسن را بزند؟
صداي زن : هركسي كه نه… فقط كادر پزشكي كه با سوزن و خون و مريض سروكار دارند بايد حتماً واكسن را بزنند… ضمناً ضرورتي ندارد كه من يا شما بزنيم…
خبرنگار: قرار نيست كه دراين زمينه واكسيناسيون سراسري انجام شود؟
صداي زن : فعلاً چنين ضرورتي به وجود نيامده درضمن از حدود سال ۶۸ واكسن هپاتيت B جزو برنامه واكسيناسيون كودكان شده است.
مهدي همتي
|
|
|
|