شماره ۱۹۷۶ - سال هفتم - يكشنبه ۴ آذر ۱۳۸۰
Sun, Nov 25, 2001
Report red.jpg
PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
سلام ايران
اجتماعي
گزارش روز
مجلس
فرهنگ و انديشه
تاريخ
ايران
فرهنگ و هنر
اقتصادي
يادداشت اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
ديگه چه خبر؟
هفت هنر
اوقات شرعي

آرشيو
شناسنامه
* اكنون ماهواره به زبان مشترك مردمي تبديل شده كه دريك سياره زندگي مي كنند، اما خوابهاي گوناگون براي آن مي بينند!
*جواب يك دانش آموز دريك دبيرستان پسرانه به سؤال من درباره علايق و دوستيهايي كه دارد، صريح و مختصر است. او مي گويد خيلي راحت تر با كامپيوترش كنار مي آيد تا با مادرش!
* نفي مدرنيته، انسان امروزي را دچار نوعي سردرگمي مي كند. اگر روزي سوار كشتي اي شويد كه نه كامپيوتر دارد و نه رادار و نه بي سيم، احتمالاً به تنها چيزي كه فكر مي كنيد، پيداكردن يك جليقه نجات است !

انقلاب صفرويك درقصه هاي كهن
* اكنون ماهواره به زبان مشترك مردمي تبديل شده كه دريك سياره زندگي مي كنند، اما خوابهاي گوناگون براي آن مي بينند!
*جواب يك دانش آموز دريك دبيرستان پسرانه به سؤال من درباره علايق و دوستيهايي كه دارد، صريح و مختصر است. او مي گويد خيلي راحت تر با كامپيوترش كنار مي آيد تا با مادرش!
* نفي مدرنيته، انسان امروزي را دچار نوعي سردرگمي مي كند. اگر روزي سوار كشتي اي شويد كه نه كامپيوتر دارد و نه رادار و نه بي سيم، احتمالاً به تنها چيزي كه فكر مي كنيد، پيداكردن يك جليقه نجات است !
037356.jpg
امروز حياط خانه مادربزرگ با آن حوض كوچك و ماهي هاي قرمز براي ما نوعي نوستالژي است . يادگاري از زندگي و روزهاي گذشته كه درحافظه ثبت شده است. امانوستالژي نسل امروز درآينده چه خواهد بود؟ نسلي كه به سرعت رشد مي كند. اكنون كودك است ونوجوان و همه از چشم يك آقابالاسر يا سرپرست به او نگاه مي كنند، آيا يادگاريهاي اين نسل درحافظه اش ثبت خواهند بود يا دريك چيپ كوچك الكترونيكي !
|||
انقلابي با صفر ويك !
جواب يك دانش آموز دريك دبيرستان پسرانه به سؤال من درباره علايق و دوستيهايي كه دارد، صريح و مختصر است. او مي گويد خيلي راحت تر با كامپيوترش كنار مي آيد تا با مادرش! واين نه ماجراي او و خانواده اش و يك ملت و سرزمين، بلكه حكايت همه آدمها است كه روز به روز بيشتر از همنوعان خود فاصله مي گيرد. داستان انسان امروز حيرت انگيز است . او در جزيره اي كه خودساخته سرگردان مانده و به جاي ارتباط مستقيم ، خلأ زندگي مدرن را با ابزارهاي تكنولوژي پرمي كند. محمود يك بشقاب ماهواره اي درحياط خلوت خانه اش نصب كرده بود و تقريباً برنامه هاي آن را مي بلعيد. او مي گويد: از وقتي ناچارشده ديش ماهواره اش را جمع كند، افسرده شده است.
ماچه بخواهيم وچه نخواهيم تكنولوژي ارتباطي زبان غالب جهان است. زباني كه مردم جهان با آن به گفت وگو مي پردازند، ممكن است براي ما نامفهوم باشد، اما براي آن كه مخاطبي بيابيم، بايد اين زبان را بياموزيم. شايد روزي بود ونبود ماهواره ها كه از فاصله دور به شكل نقاط كوچكي درآسمان به چشم مي خورند، چندان مهم نبود. اما امروز با ازميان رفتن يكي از اين نقاط كوچك درآسمان، زندگي گروه زيادي از آدمها درهمه عرصه ها به شدت تحت تأثير قرار مي گيرد. اكنون ماهواره به زبان مشترك مردمي تبديل شده كه دريك سياره زندگي مي كنند، اما خوابهاي گوناگون براي آن مي بينند! چنانچه سخنگوي شركت «يوتل ست» درمصاحبه اي مي گويد: انقلاب ديجيتال يك انقلاب جهاني است كه دنياي ارتباطات وجهان امروز را دگرگون كرده است». جالب اينجاست كه اين انقلاب تنها با دوچيز پديد آمده صفر و يك !
۲۰۰۱ يك اديسه فضايي
تلماك به مادرش پنلوپ مي گويد: «اي مادر، چرا نجواي سرودسراي باوفا را باز مي داري تا از الهامي كه به او مي رسد ما را دلخوش كند» پنلوپ درجواب مي گويد: «سرودسرايان خطاكار نيستند ، بلكه بي شك زئوس خطاكار است كه سرنوشت آدمي تيره بخت را آنچنان كه دلخواه اوست درست مي كند. سرودي كه مردم بيش از همه آن رامي پسندند هميشه تازه ترين سرود است». (اوديسه ، سرود نهم ) موضوع تكنولوژي بتدريج به صورت يك اسطوره براي انسان امروز درآمده وحتي درخصوصي ترين روابط انساني نيز خودنمايي مي كند. شايد كمتر كسي پيشگويي هاي آرتورسي كلارك را باور داشت، اما حقيقت از تخيل پيشي گرفت. اين تراژدي است يا آرمان دلخواه بشر، شايد هيچگاه نتوان به اين سؤال جوابي داد. ماجراي تازه اي آغاز شده است: اديسه تكنولوژي و انسان.
افزايش استفاده از برنامه هاي ماهواره درميان مردم ما با دو موضوع كلي درارتباط است. اين كه مردم درعصر حاضر تشنه اطلاعاتند و مي خواهند به هروسيله اين اطلاعات را به دست آورند و دوم آن كه راديو و تلويزيون دولتي ما نتوانسته اعتماد عمومي را جلب كند. يك متخصص ارتباطات معتقد است : «يك رسانه بايد بسيار دقت كند تا مشروعيت ومقبوليت خود را در جامعه از دست ندهد، صداقت، خلوص و درستي درارايه اخبار و اطلاعات عواملي اند كه اين مشروعيت را به وجود مي آورند. حالا چه رسانه مكتوب و چه غيرمكتوب اگر به هردليلي اعتبار ومقبوليت خود را از دست داد، احتمال اين كه حرفش ديگر مورد پذيرش مخاطبان نباشد، زياد است. متأسفانه درسالهاي اخير برخي رسانه ها دراين دام افتادند ودرنتيجه اعتبارشان از بين رفت و ماهواره به عنوان يك جايگزين مخاطبان رسانه هاي رسمي را به خود جذب كرد». مسائلي كه درجريان مسابقات فوتبال ايران دركوچه و خيابانهاي شهر به راه افتاد ، بيش از همه نشاندهنده نوعي استرس درجامعه است. براي جامعه اي كه وارد مرحله تازه اي ـ مرحله مدرنيته ـ شده است دست برداشتن از ابزارهاي تكنولوژي روزبه سادگي امكانپذير نيست. نفي مدرنيته، انسان امروزي را دچار نوعي سردرگمي مي كند. اگر روزي سوار كشتي اي شويد كه نه كامپيوتر دارد و نه رادار و نه بي سيم، احتمالاً به تنها چيزي كه فكر مي كنيد، پيداكردن يك جليقه نجات است ! كمبود اطلاعات درجامعه باعث بروز شايعه مي شود. شايعه ها التهابات اجتماعي را به وجود مي آورند و از دل اين التهابها بحرانها پديد مي آيند. انباشت سؤالهاي جواب داده نشده درجامعه باعث وقوع حوادثي درآينده مي شود كه شايد مسأله التهابات بعد از فوتبال يكي از اين واكنشها باشد واساساً قرار نيست كه اين واكنشها تنها درسطح فوتبال باقي بماند و شايد روزي ديگر و به شكلي ديگر بروز كند.
همسويي يا مقابله
هربرت ماركوزه مي گويد: «نظام تازه اي در درون نظام موجود پديد مي آيد و اين آغاز دنياي ديگري است». هنوز به درستي نمي توان درباره تأثير برنامه هاي ماهواره در جوامع مختلف سخن گفت با اين حال به نظر مي آيد ساختارهاي جوامع بتدريج درمقابل شكوه اين وسيله ارتباط جمعي مي شكنند وساختارهاي نوين جاي آنها را مي گيرند و اين آغاز جهان تازه اي است. نفي يك پديده بزرگ همانند ماهواره واعلان جنگ به آن شايد دركوتاه مدت ما را پيروز كند، اما درنهايت اين تكنولوژي است كه حريف خود را به زمين مي زند. همسويي با تغييرات يك موضوع است ومقابله با آنها موضوع ديگري است. به نظر يك محقق در زمينه مسائل اجتماعي با شيوه مقابله و رودررويي فقط مي شود مسأله اي را كه وجود دارد به عقب انداخت وموضوع امروز را به فردا موكول كرد. بايد با اصلاح، بازسازي واطلاع رساني امور را به پيش برد. با ايجاد جو رعب ووحشت وضرب و جرح مي توان مسأله را به صورت مقطعي به عقب انداخت.
از جام جم تاهات برد
ماهواره هاي «يوتل ست» از گروه ماهواره هايي است كه در زمينه ارتباطات از قبيل موبايل ، اينترنت و ديتا، همچنين برنامه هاي تلويزيوني فعاليت مي كند. اين گروه تقريباً تمام جهان را پوشش مي دهند. ماهواره «هات برد» يكي از زيرمجموعه هاي يوتل ست است. جالب ترين قسمت قضيه اين است كه صدا وسيماي ما دراين ماهواره حضوري فعال دارد. دوكانال جام جم يك و دو، شبكه خبر، سحر و راديوي شبكه يك وهمچنين راديو قرآن دراين گروه فعالند. حالا اگر تمام دلايل قانوني ، منطقي و عقلي را بيست وچهارساعته براي مردم توضيح داد كه ما مي توانيم درماهواره حضور داشته باشيم ، اما استفاده از برنامه هاي آن مضروخطرناك است، در ذهن آنان تنها اين مثل نقش مي بندد كه «رطب خورده، منع رطب كي كند!» اين معادله يك نتيجه گيري اخلاقي واجتماعي به دست مي دهد وآن اين كه رفتار تمام اجزاي جامعه بايد با هم هماهنگ باشد، درغيراين صورت مباني تناقض درمعيارها و ارزشها درجامعه شكل مي گيرد واين مانند يك سم كشنده است.
بالاخره آن كه راديو وتلويزيون ما با شش كانال تلويزيوني و سه كانال ماهواره اي راهي غمبار را در درياي خروشان ارتباطات طي مي كند. پانزده هزار كارمند، اين سازمان را بيشتر به يك رزمناو شبيه كرده است. اما حقايق موجود نشان مي دهد كه نه تنها يك رزمناو نيست، بلكه حتي قدرت مانور به اندازه يك قايق هم ندارد! مقايسه پانزده هزاركارمند اين سازمان با ۱۵۰۰تا ۲۰۰۰كارمند B.B.C از يك واقعيت تلخ خبر مي دهد. دوشبكه جهاني جام جم دريك روز نه درطول سال چندثانيه آگهي تجاري داشته اند؟ اين مثال معياري براي نشان دادن عملكرد صداوسيما است كه درمدت اين چندسال تنها يك سياست را دنبال مي كند و آن بزرگ شدن است . اصولاً سازماني كه وظيفه گردش اخبار واطلاعات را به عهده دارد ، زماني كه مخاطبان داخلي خود را روز به روز بيشتر از دست مي دهد، چگونه مي تواند به فكر مخاطبان خارجي باشد. دكتركامكار مي گويد: «ما بايد به مردم و حق انتخاب آنها احترام بگذاريم. درسطح جامعه حكومت و دولت مسؤول تدوين قوانين و نظارت براجراي آنها است، اما آيا كشاندن اين نظارت برحوزه هاي زندگي خصوصي وشخصي مردم منطقي است؟»
|||
مادربزرگ نه هومر را مي شناخت و نه اديسه را ، نه كامپيوتر (قاتل راز كيهان ) را مادربزرگ خودش بود. ادا درنمي آورد. او كاري نداشت كه دايناسورها كي آمدند و رفتند. مادربزرگ نه سكوت بره ها را خوانده بود و نه مي دانست دكتر لكتر چه كرده است. او فقط چند قصه بلد بود. اما همين چند قصه را با صداقت و از ته دل تعريف مي كرد وبخاطر همين حرفهايش به دل مي نشست. آدم درقصه هاي مادربزرگ مجبور نبود ، چون غريقي در دل دريا هي دست وپا بزند و بيشتر فرو برود. فقط كافي بود خود را به جريان آرام و سيال رودخانه ذهن مادربزرگ سپرد تا به مقصد رسيد.
فاطمه اميري
امروز حياط خانه مادربزرگ با آن حوض كوچك و ماهي هاي قرمز براي ما نوعي نوستالژي است . يادگاري از زندگي و روزهاي گذشته كه درحافظه ثبت شده است. امانوستالژي نسل امروز درآينده چه خواهد بود؟ نسلي كه به سرعت رشد مي كند. اكنون كودك است ونوجوان و همه از چشم يك آقابالاسر يا سرپرست به او نگاه مي كنند، آيا يادگاريهاي اين نسل درحافظه اش ثبت خواهند بود يا دريك چيپ كوچك الكترونيكي !
|||
انقلابي با صفر ويك !
جواب يك دانش آموز دريك دبيرستان پسرانه به سؤال من درباره علايق و دوستيهايي كه دارد، صريح و مختصر است. او مي گويد خيلي راحت تر با كامپيوترش كنار مي آيد تا با مادرش! واين نه ماجراي او و خانواده اش و يك ملت و سرزمين، بلكه حكايت همه آدمها است كه روز به روز بيشتر از همنوعان خود فاصله مي گيرد. داستان انسان امروز حيرت انگيز است . او در جزيره اي كه خودساخته سرگردان مانده و به جاي ارتباط مستقيم ، خلأ زندگي مدرن را با ابزارهاي تكنولوژي پرمي كند. محمود يك بشقاب ماهواره اي درحياط خلوت خانه اش نصب كرده بود و تقريباً برنامه هاي آن را مي بلعيد. او مي گويد: از وقتي ناچارشده ديش ماهواره اش را جمع كند، افسرده شده است.
ماچه بخواهيم وچه نخواهيم تكنولوژي ارتباطي زبان غالب جهان است. زباني كه مردم جهان با آن به گفت وگو مي پردازند، ممكن است براي ما نامفهوم باشد، اما براي آن كه مخاطبي بيابيم، بايد اين زبان را بياموزيم. شايد روزي بود ونبود ماهواره ها كه از فاصله دور به شكل نقاط كوچكي درآسمان به چشم مي خورند، چندان مهم نبود. اما امروز با ازميان رفتن يكي از اين نقاط كوچك درآسمان، زندگي گروه زيادي از آدمها درهمه عرصه ها به شدت تحت تأثير قرار مي گيرد. اكنون ماهواره به زبان مشترك مردمي تبديل شده كه دريك سياره زندگي مي كنند، اما خوابهاي گوناگون براي آن مي بينند! چنانچه سخنگوي شركت «يوتل ست» درمصاحبه اي مي گويد: انقلاب ديجيتال يك انقلاب جهاني است كه دنياي ارتباطات وجهان امروز را دگرگون كرده است». جالب اينجاست كه اين انقلاب تنها با دوچيز پديد آمده صفر و يك !
۲۰۰۱ يك اديسه فضايي
تلماك به مادرش پنلوپ مي گويد: «اي مادر، چرا نجواي سرودسراي باوفا را باز مي داري تا از الهامي كه به او مي رسد ما را دلخوش كند» پنلوپ درجواب مي گويد: «سرودسرايان خطاكار نيستند ، بلكه بي شك زئوس خطاكار است كه سرنوشت آدمي تيره بخت را آنچنان كه دلخواه اوست درست مي كند. سرودي كه مردم بيش از همه آن رامي پسندند هميشه تازه ترين سرود است». (اوديسه ، سرود نهم ) موضوع تكنولوژي بتدريج به صورت يك اسطوره براي انسان امروز درآمده وحتي درخصوصي ترين روابط انساني نيز خودنمايي مي كند. شايد كمتر كسي پيشگويي هاي آرتورسي كلارك را باور داشت، اما حقيقت از تخيل پيشي گرفت. اين تراژدي است يا آرمان دلخواه بشر، شايد هيچگاه نتوان به اين سؤال جوابي داد. ماجراي تازه اي آغاز شده است: اديسه تكنولوژي و انسان.
افزايش استفاده از برنامه هاي ماهواره درميان مردم ما با دو موضوع كلي درارتباط است. اين كه مردم درعصر حاضر تشنه اطلاعاتند و مي خواهند به هروسيله اين اطلاعات را به دست آورند و دوم آن كه راديو و تلويزيون دولتي ما نتوانسته اعتماد عمومي را جلب كند. يك متخصص ارتباطات معتقد است : «يك رسانه بايد بسيار دقت كند تا مشروعيت ومقبوليت خود را در جامعه از دست ندهد، صداقت، خلوص و درستي درارايه اخبار و اطلاعات عواملي اند كه اين مشروعيت را به وجود مي آورند. حالا چه رسانه مكتوب و چه غيرمكتوب اگر به هردليلي اعتبار ومقبوليت خود را از دست داد، احتمال اين كه حرفش ديگر مورد پذيرش مخاطبان نباشد، زياد است. متأسفانه درسالهاي اخير برخي رسانه ها دراين دام افتادند ودرنتيجه اعتبارشان از بين رفت و ماهواره به عنوان يك جايگزين مخاطبان رسانه هاي رسمي را به خود جذب كرد». مسائلي كه درجريان مسابقات فوتبال ايران دركوچه و خيابانهاي شهر به راه افتاد ، بيش از همه نشاندهنده نوعي استرس درجامعه است. براي جامعه اي كه وارد مرحله تازه اي ـ مرحله مدرنيته ـ شده است دست برداشتن از ابزارهاي تكنولوژي روزبه سادگي امكانپذير نيست. نفي مدرنيته، انسان امروزي را دچار نوعي سردرگمي مي كند. اگر روزي سوار كشتي اي شويد كه نه كامپيوتر دارد و نه رادار و نه بي سيم، احتمالاً به تنها چيزي كه فكر مي كنيد، پيداكردن يك جليقه نجات است ! كمبود اطلاعات درجامعه باعث بروز شايعه مي شود. شايعه ها التهابات اجتماعي را به وجود مي آورند و از دل اين التهابها بحرانها پديد مي آيند. انباشت سؤالهاي جواب داده نشده درجامعه باعث وقوع حوادثي درآينده مي شود كه شايد مسأله التهابات بعد از فوتبال يكي از اين واكنشها باشد واساساً قرار نيست كه اين واكنشها تنها درسطح فوتبال باقي بماند و شايد روزي ديگر و به شكلي ديگر بروز كند.
همسويي يا مقابله
هربرت ماركوزه مي گويد: «نظام تازه اي در درون نظام موجود پديد مي آيد و اين آغاز دنياي ديگري است». هنوز به درستي نمي توان درباره تأثير برنامه هاي ماهواره در جوامع مختلف سخن گفت با اين حال به نظر مي آيد ساختارهاي جوامع بتدريج درمقابل شكوه اين وسيله ارتباط جمعي مي شكنند وساختارهاي نوين جاي آنها را مي گيرند و اين آغاز جهان تازه اي است. نفي يك پديده بزرگ همانند ماهواره واعلان جنگ به آن شايد دركوتاه مدت ما را پيروز كند، اما درنهايت اين تكنولوژي است كه حريف خود را به زمين مي زند. همسويي با تغييرات يك موضوع است ومقابله با آنها موضوع ديگري است. به نظر يك محقق در زمينه مسائل اجتماعي با شيوه مقابله و رودررويي فقط مي شود مسأله اي را كه وجود دارد به عقب انداخت وموضوع امروز را به فردا موكول كرد. بايد با اصلاح، بازسازي واطلاع رساني امور را به پيش برد. با ايجاد جو رعب ووحشت وضرب و جرح مي توان مسأله را به صورت مقطعي به عقب انداخت.
از جام جم تاهات برد
ماهواره هاي «يوتل ست» از گروه ماهواره هايي است كه در زمينه ارتباطات از قبيل موبايل ، اينترنت و ديتا، همچنين برنامه هاي تلويزيوني فعاليت مي كند. اين گروه تقريباً تمام جهان را پوشش مي دهند. ماهواره «هات برد» يكي از زيرمجموعه هاي يوتل ست است. جالب ترين قسمت قضيه اين است كه صدا وسيماي ما دراين ماهواره حضوري فعال دارد. دوكانال جام جم يك و دو، شبكه خبر، سحر و راديوي شبكه يك وهمچنين راديو قرآن دراين گروه فعالند. حالا اگر تمام دلايل قانوني ، منطقي و عقلي را بيست وچهارساعته براي مردم توضيح داد كه ما مي توانيم درماهواره حضور داشته باشيم ، اما استفاده از برنامه هاي آن مضروخطرناك است، در ذهن آنان تنها اين مثل نقش مي بندد كه «رطب خورده، منع رطب كي كند!» اين معادله يك نتيجه گيري اخلاقي واجتماعي به دست مي دهد وآن اين كه رفتار تمام اجزاي جامعه بايد با هم هماهنگ باشد، درغيراين صورت مباني تناقض درمعيارها و ارزشها درجامعه شكل مي گيرد واين مانند يك سم كشنده است.
بالاخره آن كه راديو وتلويزيون ما با شش كانال تلويزيوني و سه كانال ماهواره اي راهي غمبار را در درياي خروشان ارتباطات طي مي كند. پانزده هزار كارمند، اين سازمان را بيشتر به يك رزمناو شبيه كرده است. اما حقايق موجود نشان مي دهد كه نه تنها يك رزمناو نيست، بلكه حتي قدرت مانور به اندازه يك قايق هم ندارد! مقايسه پانزده هزاركارمند اين سازمان با ۱۵۰۰تا ۲۰۰۰كارمند B.B.C از يك واقعيت تلخ خبر مي دهد. دوشبكه جهاني جام جم دريك روز نه درطول سال چندثانيه آگهي تجاري داشته اند؟ اين مثال معياري براي نشان دادن عملكرد صداوسيما است كه درمدت اين چندسال تنها يك سياست را دنبال مي كند و آن بزرگ شدن است . اصولاً سازماني كه وظيفه گردش اخبار واطلاعات را به عهده دارد ، زماني كه مخاطبان داخلي خود را روز به روز بيشتر از دست مي دهد، چگونه مي تواند به فكر مخاطبان خارجي باشد. دكتركامكار مي گويد: «ما بايد به مردم و حق انتخاب آنها احترام بگذاريم. درسطح جامعه حكومت و دولت مسؤول تدوين قوانين و نظارت براجراي آنها است، اما آيا كشاندن اين نظارت برحوزه هاي زندگي خصوصي وشخصي مردم منطقي است؟»
|||
مادربزرگ نه هومر را مي شناخت و نه اديسه را ، نه كامپيوتر (قاتل راز كيهان ) را مادربزرگ خودش بود. ادا درنمي آورد. او كاري نداشت كه دايناسورها كي آمدند و رفتند. مادربزرگ نه سكوت بره ها را خوانده بود و نه مي دانست دكتر لكتر چه كرده است. او فقط چند قصه بلد بود. اما همين چند قصه را با صداقت و از ته دل تعريف مي كرد وبخاطر همين حرفهايش به دل مي نشست. آدم درقصه هاي مادربزرگ مجبور نبود ، چون غريقي در دل دريا هي دست وپا بزند و بيشتر فرو برود. فقط كافي بود خود را به جريان آرام و سيال رودخانه ذهن مادربزرگ سپرد تا به مقصد رسيد.

چرا خبرنگاري حرفه اي سخت و زيان آور است؟
037359.jpg
بحث سخت و زيان آور بودن حرفه خبرنگاري سالهاست درمحافل علمي و مطبوعاتي جهان مورد بحث و بررسي است و دراين زمينه تحقيقات و مطالعات گسترده اي انجام شده است. با توجه به اينكه در طول چند سال گذشته مسؤولان كشور نيز درمقاطعي خواستار به رسميت شناخته شدن حرفه خبرنگاري به عنوان حرفه سخت و زيان آور شده اند و خبرنگاران نيز طي چندين طومار چنين درخواستي را مطرح كرده اند، برآن شديم تا گوشه اي از مطالعات و تحقيقاتي را كه در جهان و ايران درباه زيان آور بودن اين حرفه انجام شده است، بازگو كنيم.
روزنامه ترودارگان اتحاديه سنديكاهاي مركز روسيه درتاريخ ۳۰ خرداد ۶۶ نتيجه يك پژوهش ۳۰ساله در مورد خبرنگاران را انتشار داد. در اين پژوهش با اشاره به اينكه سالهاست در زمينه حرفه هاي پرخطر، خبرنگاري در رده اول قرار دارد، آمده است: «نتايج پژوهش انجام شده نشان مي دهد ۷۰درصد خبرنگاران قبل از اينكه به سن بازنشستگي برسند، جان مي سپارند، در اين بررسي علت مرگ زودرس خبرنگاران، فرسوده شدن سريع جسمي و متشنج بودن كارهاي خبري و فعاليت مداوم كاركنان شاغل دراين حرفه ذكر شده است.»
خبرنگاران با ضرب الاجل ها، دقايق و ثانيه ها سروكار دارندو اين امر فشار روحي سنگيني را در همه لحظات زندگي بر آنان وارد مي سازد، سرعت و دقت در حرفه خبرنگاري، افشاگري در مورد حقايق پنهان و نقد قدرت و نداشتن امنيت شغلي، استرس زا و اضطراب آفرين است. خبرنگار دايم در جنگ با خوشي ها و ناخوشيها زندگي مي كند و همين امر سبب اضطراب بيشتر او مي شود، خبرنگاران در تمامي مراحل تهيه و درج خبر اضطراب دارند و ارسال خبر پايان كارنيست و اعمال نظرها و موضع گيريهايي كه پس از انتشار خبر صورت مي گيرد، باعث شدت يافتن اضطراب آنان مي شود.
دكتر فرانسيسكو خوزه فلورس متخصص غدد و عضو انجمن روزنامه نگاران اسپانيايي درتاريخ هفتم آبان ۶۹ در گفت وگو با خبرگزاري فرانسه اعلام كرد كه «روزنامه نگاري موجب اختلالات شديد جسمي و قلبي و همچنين اضطراب و مشكلات گوارشي مي شود.» وي بر اين عقيده است كه «دنبال كردن اخبار روزانه باعث افسردگي، ناراحتي هاي تنفسي، بيخوابي و بويژه سبب درصد زيادي سكته در ميان روزنامه نگاران مي شود.» وي در اين گفت وگو همچنين اعلام كرده كه شاهد بروز بيماريهايي مثل خستگي ناشي از زياد بودن كار، سكته مغزي و زخم معده درميان روزنامه نگاران بوده است.
«آرت بوخوالد» طنزنويس معروف و «مايك والاس» گزارشگر سياسي معروف تلويزيون آمريكا در ۲۲خرداد ۷۵ اعلام كردند: «نويسندگان و روزنامه نگاران بيش از ديگر اقشار جامعه دچار افسردگي مي شوند.» اين دو با شركت در يك مصاحبه تلويزيوني مشترك باشبكه خبري سي.ان.ان گفتند: «در مقاطعي از زندگي خود دچار افسردگي شديد شده و بارها تا مرز خودكشي پيش رفته اند. » مؤسسه بين المللي مطبوعات موسوم به «اي.پي.اي» در تاريخ ۷۵‎/۲‎/۱۵ طي بيانيه اي به مناسبت سوم ماه مه (چهارم ارديبهشت) روز آزادي مطبوعات، خبرنگاري را يكي از خطرناك ترين مشاغل جهان توصيف كرد. دايرة المعارف بهداشت و ايمني كه از سوي سازمان جهاني بهداشت منتشر شده و عوارض هر شغل در آن مشخص شده است، از عارضه اي به نام سندرم (وي دي تي) نام مي برد كه اين عارضه به علت كار مستمر با مانيتور رايانه ايجاد مي شود كه در حرفه خبرنگاري بسيار زياد است، علايم اين سندرم سرگيجه (درد پشت)، درد سينه و سوزش چشم است و دولت ژاپن نيز آن را در رديف بيمه سوانح مربوط به كار روزنامه نگاري منظور كرده است. نتيجه بررسيها و تجربيات عليرضا احسني متخصص فيزيوتراپي و عضو هيأت علمي دانشگاه علوم پزشكي تهران كه در تاريخ ۶ بهمن ۷۳ منتشر شده است نشان مي دهد اكثر نويسندگان و روزنامه نگاران پس از مدتي كار دچار گردن درد، دست درد، درد انگشت، بي حسي، شانه درد، احساس گزگز و خواب رفتگي در انگشتان دست خواهند شد. نخستين پژوهش روانشناختي در ايران كه با عنوان بررسي ميزان شيوع اختلالات شخصيتي و بيماريهاي رواني در ميان روزنامه نگاران انجام شده حاكي از آن است كه خبرنگاران در مقايسه با افراد عادي علايم و نشانه هاي بيشتري در زمينه بيماريها و اختلالات اسكيزوفرني، پارانويا، هيستري، افسردگي، شيدايي، خودبيمارانگاري و افكار عجيب و غريب دارند. در جريان اين پژوهش كه در قالب پايان نامه كارشناسي ارشد روانشناسي محمود ميرسليمي درتيرماه ۷۶ به راهنمايي و مشاورت استادان روانشناسي باليني دانشگاههاي تهران و علامه طباطبايي، دكتر رضا زماني و دكتر محمود ساعتچي صورت گرفته ۴۵روزنامه نگار از طريق نمونه گيري تصادفي مورد آزمون قرار گرفتند و نتايج آنها با ۴۵نفر از افراد غيرروزنامه نگار كه به عنوان گروه همتا انتخاب شده بودند، مورد مقايسه قرار گرفت.



|   شناسنامه   |   آرشيو   |