بالاخره پس از هفته ها بحث و جدل پيرامون ماندن يا رفتن «ميروسلاو بلاژويچ» سرمربي ناكام تيم ملي فوتبال كشورمان، ديروز محمد رنجبر با اعلام اين خبر كه بلاژويچ در ايران مي ماند، گفت: ايشان براي استراحت و مرتب كردن برنامه هاي خود به مدت ۱۰ روز به كشورش سفر كرده است و پس از سپري شدن اين مدت به ايران مي آيد و قرارداد رسمي اش را با فدراسيون فوتبال مي بندد. رنجبر در ادامه افزود: تمامي صحبتها با بلاژويچ صورت گرفته و ايشان تا سال ۲۰۰۶ با ما است. مدير تيمهاي ملي همچنين درباره مسائل پيش آمده در چند روز اخير افزود: اينكه ما تيم ملي كشورمان را تضعيف كنيم، اصلاً صحيح نيست و ما به بلاژويچ گفته ايم به هنگام برگشت، آستينهايش را بالا بزند و فقط به كارش با تيم ملي بپردازد و از مسائل حاشيه اي بپرهيزد.
تا آنجا كه به خاطر داريم هيچ مربي خارجي به جز «والديروي يرا» برزيلي نتوانست محبوبيت مقبولي در نزد مردم كشورمان كسب كند. اماورود ميروسلاو بلاژويچ به ايران در بدو امر با استقبال زيادي مواجه شد و روند شروع و ادامه كار وي در تيم ملي فوتبال ايران و بازيهايي كه از اين تيم به نمايش در آمد (جداي از نوسانات ومسائلي كه هنوز بايد مورد كاوش قرار گيرد) افكار عمومي را تحت تأثير قرار داد. برقراري ارتباط ميان بلاژويچ و تماشاچيان هم اين امر را تشديد كرد تا به جايي كه با وجود ناكامي تيم ملي فوتبال ايران در راه هفدهمين دوره مسابقات جام جهاني ۲۰۰۲ بازهم مردم خواستار و علاقه مند به ادامه حضور اين مربي كروات در كشورمان هستند.
در نظر داشتن اين موضوع كه با عاطفي بودن مردم كشورمان توجيه پذير است با تأمل در اين خواسته آنان يك چيز به روشني نمايان مي شود و آن اينكه مربيگري در ايران همانگونه كه پيشتر به آن پرداختيم برمداري بسته قرار دارد و چرخه اي كه سالها تكرار شده ديگر هيچ چيز جديدي براي ما ندارد.
|
|
|
براين اساس ورود و تزريق تفكرات جديد در فوتبال ما امري اجتناب ناپذير به شمار مي آيد و حضور مرداني تأثيرگذار چون بلاژويچ مي تواند بر روند دستيابي به اين مهم تأثير مثبت بگذارد. آنچه مسلم است، در حال حاضر مسؤولان فدراسيون فوتبال هم خواستار ادامه كار اين مربي شده اند و اين خود نشان از درك آنان از عملكرد و كارآيي اين مربي دارد، چرا كه به هر تقدير روي عملكرد بلاژويچ بررسي هاي زيادي صورت گرفته و باوجود انتقادات تخريب كننده اي كه متوجه وي شده است، حضور او در ايران مثبت ارزيابي شده است البته در اين ميان نمي توان از روحيه خوب و بالاي اين مربي در برخورد با موج انتقادات تخريب كننده به سادگي گذشت كاري كه از عهده هر كسي بر نمي آيد و هر يك از مربيان تيم هاي ملي در دوره هاي گذشته به نوعي با اين مقوله برخورد كرده اند. يكي حلقه هاي اشك در چشمانش حدقه مي بندد و بغض مي كند، يكي پاي برخي از خبرنگاران و روزنامه ها را به دادگاه مي كشاند و يكي با درنظر گرفتن منطق حاكم بر فعاليت تيم ملي، خود از سمت اش كناره گيري مي كند يكي هم مي رود تا پس از چند سال دور بودن دوباره بيايد و همان حرفهاي قديمي را تكرار كند و... براين اساس و باتوجه به آنچه كه ذكر شد بايد اذعان داشت هنوز مأموريت بلاژويچ در ايران تمام نشده و وي بايد با در نظر داشتن خواست مردم و مسؤولان به انجام مأموريت جديد خود بينديشد. بدون ترديد همانطور كه پيش از اين بارها عنوان كرده ايم، حضور كوتاه مدت مربيان خارجي براي ما نمي تواند آنگونه كه بايد و شايد كارساز باشد و بايد براي آنان زمينه و بستر مناسب را جهت حضوري درازمدت كه توأم با برنامه ريزي اصولي و صحيح باشد فراهم كرد. اكنون نزديك به يك سال تا شروع بازيهاي آسيايي ۲۰۰۲ پوسان كره جنوبي باقي است و اين در حالي است كه تيم ملي فوتبال ما در سال ۱۹۹۸ و در تايلند به عنوان قهرماني رقابتهاي فوتبال اين بازيها دست يافت. حال چه كسي بهتر از بلاژويچ (كه هم از بازيكنان شناخت لازم را پيدا كرده و هم جداي از در نظر گرفتن رنگ ها به آماده سازي تيم فكر مي كند) كه براي دفاع از عنوان قهرماني ايران در سال ،۱۹۹۸ تيم ملي را مهياي ميدان پوسان نمايد. حال اين فرصت در اختيار اوست كه با مشاهده مسابقات ليگ، بازيكناني را برگزيند كه با وجود جواني و تعليم پذيري، در دگرگون كردن و نوسازي تيمي كه تاكتيك پذير هم باشد، مؤثر باشند.
سعيد پورزند