شماره ۱۹۸۳ - سال هفتم - يكشنبه ۱۱ آذر ۱۳۸۰
Sun, Dec 2, 2001
Casual red.jpg
PDF Edition
صفحه اول
سياسي
خواندني ها
اخبار ايران
سلام ايران
اجتماعي
گزارش روز
مجلس
فرهنگ و انديشه
تاريخ
ايران
قرآن
فرهنگ و هنر
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
ديگه چه خبر؟
هفت هنر
اوقات شرعي

آرشيو
شناسنامه
از سوي يكي از دوستان رؤيا عنوان شد
با شكايت مسؤول حقوقي مصلاي تهران

از سوي يكي از دوستان رؤيا عنوان شد
چگونگي حمله پسر دانشجو به همكلاسي اش
038508.jpg
گروه حوادث: جزييات بيشتري از ماجراي قتل همكلاسي كه در آن دختر جوان دانشجويي قرباني عشق خونين يك پسر جوان شده بود، توسط يكي از دوستان او فاش شد.
اين جنايت، ساعت ۱۸ دوشنبه ۵ آذرماه سال جاري در چند قدمي خوابگاه شماره ۲ دانشگاه آزاداسلامي شهرستان تاكستان رخ داد و در آن دانشجوي دختري به نام «رؤيا نوايي» با اصابت ضربات كارد به وسيله همكلاسي اش به نام «حسن» به قتل رسيد. يكي از دوستان رؤيا در گفت وگو با خبرنگار ما درباره اين حادثه گفت: حسن از مدتها قبل از رؤيا تقاضاي ازدواج كرده بود ولي رؤيا هيچ تمايلي به ازدواج تا پايان تحصيلاتش نداشت. حتي از زماني كه در دانشگاه قبول شد چند نفر از او خواستگاري كردند كه به دليل تحصيل تقاضاي آنها را رد كرد. رؤيا خيلي مهربان بود و دوست نداشت تا كسي از او رنجيده شود.
038505.jpg
دوست رؤيا در باره حسن و مزاحمتهاي او گفت: يك روز زماني كه رؤيا به همراه دوستانش درحياط نشسته بود حسن به طرف آنها رفت و از رؤيا خواست تا چند دقيقه با او صحبت كند. در اين لحظه رؤيا از شدت ناراحتي گريه كرد و به سرعت به طرف در ورودي ساختمان دويد. يكي از كارمندان انتظامات او را ديد و علت گريه او را پرسيد كه رؤيا نيز ماجرا را براي او تعريف كرد. با راهنمايي او به دفتر مسؤول انتظامات دانشگاه رفت. مسؤول انتظامات نيز «حسن» را به دفتر فراخواند و پس از گرفتن كارت دانشجويي «حسن» و تعهد از وي از او خواست تا ديگر مزاحم «رؤيا» نشود ولي از آنجايي كه رؤيا دختر مهرباني بود چند روز بعد به دفتر انتظامات رفت و از آنها خواست كارت دانشجويي حسن را به او برگردانند. وي درباره شب جنايت گفت: «آن شب زماني كه رؤيا به همراه دو تن از دوستانش از سرويس دانشگاه پياده شدند، هنوز چند قدمي به طرف خوابگاه نرفته بودند، كه حسن جلوي آنها را گرفت و در حالي كه عصباني بود به رؤيا گفت: مي خواهم خانواده ام را به خواستگاريت بفرستم و تو بايد اجازه بدهي. رؤيا كه از اين برخورد حسن شوكه شده بود با عصبانيت به او گفت: مگر قبلاً باتو درباره اين موضوع صحبت نكرده بودم و تو تعهد داده بودي تا مزاحم من نشوي، اگر خيلي زود اينجا را ترك نكني به نگهبان خوابگاه گزارش مي كنم.
حسن در حالي كه از عصبانيت مي لرزيد با گفتن اين جمله كه ديگر باتو كاري ندارم و مزاحم تو نمي شوم و سعي مي كنم تا جلوي راهت سبز نشوم چند قدم دور شده، ما نيز به طرف خوابگاه حركت كرديم كه ناگهان حسن به طرف رؤيا حمله كرده و از پشت با چاقو يك ضربه به پهلوي رؤيا زد و گريخت. وي ادامه داد: پس از فرار حسن، در حالي كه لعيا يكي از دوستان رؤيا به شدت گيج شده بود به سراغ وي رفت و رؤيا در حالي كه دست بر پهلو گرفته بود، بدون هيچگونه سروصدا به آرامي برزمين نشست و از وي خواست تا اين موضوع را به خانواده اش نگويد و وقتي او را به بيمارستان انتقال دادند به علت شدت خونريزي فوت كرد.

خواب سياه در بنزقرمز
038499.jpg
گروه حوادث: مرگ مرموز يك مرد در بنزقرمزرنگ، پليس را بر آن داشته است تا با كاوش هاي تخصصي، كليد حل اين معماي پيچيده را به دست آورد.
پيكر بي جان اين مرد ۴۴ ساله درحالي در صندوق عقب خودرو بنز به دست آمد كه اكيپي از كارآگاهان دايره ،۱۱ جست و جوي ويژه اي را براي فاش ساختن راز ناپديد شدنش در دستور كار خود قرار داده بودند. بنا به اين گزارش، روز ۱۸ آبان ماه سال جاري، دختر جواني با مراجعه به پليس، ادعا كرد پدرش به نام «فضل الله سرلك» از شامگاه روز قبل سوار بر خودروي بنز قرمزرنگش، خانه شان در حوالي ميدان رسالت را ترك كرده و ديگر بازنگشته است.
اين دختر كه با دستور قاضي جنايي دادگستري تهران براي بازجويي هاي پليسي در اختيار دايره ۱۱ اداره آگاهي قرار گرفته بود، در تحقيقات به كارآگاهان گفت: «روز ۱۷ آبان ماه پدرم با برداشتن سفته يك ميليون توماني براي گرفتن قرضي، سوار بر خودرواش به مغازه يكي از دوستانش رفت. دقايقي نگذشته بود كه پدرم با خانه تماس گرفت و گفت دوستش در مغازه اش نيست و مي خواهد به در خانه وي برود.»
وي ادامه داد: «پدرم در تماس دومي كه با خانه داشت، به من گفت پول را از دوستش گرفته است و در حال بازگشت به خانه است، آن شب هيچ خبري از پدرم نشد تا اينكه من از نگراني، دست به دامان پليس شدم.» كارآگاهان در نخستين اقدام، مشخصات خودروي بنز قرمزرنگ را به كلانتريها، خودروهاي گشت پليس و راهنمايي و رانندگي مخابره كردند و خواستند در صورت مشاهده شدن آن، سرنشينانش را بازداشت كنند.
روز ۲۳ آبان ماه سال جاري، در حالي كه كارآگاهان پس از شش روز تجسس هاي پليسي در به دست آوردن سرنخي از مرد ناپديد شده به بن بست رسيده بودند، مأموران گشت كلانتري ۱۲۷ تهران، در خيابان سامان، خودروي بنز قرمزرنگي را ديدند كه در گوشه اي رها شده بود. بنز قرمزرنگ تحت بررسي قرار گرفت و مأموران با پي بردن به اينكه شماره خودرو در سايت سرقتي هاي رايانه مركزي ثبت شده است، آن را به پاركينگ مجتمع ۱۳ در حوالي ميدان شهيد كلاهدوز انتقال دادند.
بدين ترتيب، تحقيقات روي خودروي بنز قرمزرنگ متمركز شد و كارآگاهان در بررسي هاي خود، وقتي ديدند قفلهاي فرمان، پدال و درهاي بنز بسته شده است، فرضيه اي مبني بر اينكه مرد ناپديده شده، قرباني توطئه اي شده است و طراحان آن براي رد گم كردن خودرو را در خيابان رها كرده اند، تجسس هاي جنايي را در دستور كار خود قرار دادند. در اين اقدامات، مأموران پي بردند كه مرد ناپديد شده داراي دو همسر است و از هر زن خود، فرزنداني دارد و با اختلافاتي نيز درگير بوده است.
تحقيقات ادامه داشت تا اينكه صبح ديروز ـ شنبه ۱۰ آذر ماه ـ پس از گذشت ۱۳ روز، وقتي به قاضي محمد سلطان همتيار گزارش شد جسد مردي در صندوق عقب خودروي بنز قرمزرنگ كشف شده است، كارآگاهان با يك معماي جنايي برخورد كردند.
در اين گزارش، مأموران كلانتري ۱۲۷ به قاضي جنايي تهران اطلاع دادند در حين بازرسي خودروي مرد ناپديد شده، وقتي در صندوق عقب را باز كرده اند، «فضل الله» را ديده اند كه با پوشش كامل لباس، كفش در حالي كه بالشي زير سرش است، از پاي درآمده است، به گونه اي كه از لباسها و نحوه دراز كشيدنش تصور مي شد، او در خواب است.
بدين ترتيب، قاضي همتيار و اكيپي از كارآگاهان به سرپرستي سرهنگ توسليان و سرگرد فتوت به پاركينگ مجتمع ۱۳ اعزام شدند و به بررسي صحنه مرگ مرموز مرد ناپديد شده پرداختند.
در اين بررسي ها، كارآگاهان وقتي در بازرسي صندوق عقب خودروي بنز قرمزرنگ دسته كليد و سوييچ خودرو را نزد قرباني ديدند، با توجه به اينكه هيچ راهي براي خروج «فضل الله» از صندوق عقب بعد از بسته شدن در، نداشت و قرباني نمي توانست براي استراحت كردن داخل آن شده و سپس خارج شود، احتمال اينكه وي بعد از به قتل رسيدن، براي صحنه سازي در صندوق عقب خودرواش، جاسازي شده باشد را مد نظر قرار دادند.
بنا به گزارش خبرنگار جنايي ما، قاضي همتيار با توجه به وجود نداشتن علايمي از ضرب و جرح در بدن قرباني، دستور داد تا پيكر بي جان «فضل الله» به پزشكي قانوني تهران انتقال يابد تا با روشن شدن علت اصلي مرگ وي، تحقيقات پليسي ادامه يابد.

محاكمه عامل جنايت رستوران «پرنده آبي» روماني در ايران
038496.jpg
گروه حوادث: عامل جنايت رستوران ايراني «پرنده آبي» درپايتخت روماني كه در آن يك جوان ايراني از پاي در آمده است، در دادگاه جنايي تهران محاكمه شد. اين جنايت، شامگاه ۱۱ مارس ۱۹۹۵ ـ ۲۰ اسفند ماه ۷۴ ـ در يك رستوران ايراني واقع در منطقه مركزي شهربخارست و در پي يك درگيري دسته جمعي رخ داد و در آن يك جوان ايراني به نام «بهرام فرهادي» به قتل رسيد. «منصور اهوازي» صبح ديروز پس از گذشت ۶ سال و تحمل كيفر در زندان جنايتكاران روماني، در شعبه ۱۶۰۳ مجتمع امور جنايي حضور يافت و در برابر قاضي حجت الاسلام كاشاني به دفاع از خود پرداخت.
در ابتداي جلسه، مادر قرباني بادرخواست مجازات قصاص نفس ـ اعدام ـ براي عامل جنايت، دفاع از خواسته خود را در اختيار وكيل اش قرار داد كه وي با بيان جزئياتي ازنظريه پزشكي قانوني روماني و تحقيقات پليس اين كشور گفت: «اين مرد، در درگيري با چند ايراني، با چاقويي كه از غلاف قهوه اي رنگ بيرون كشيده بود، ضربه اي به جمجمه قرباني وارد كرد كه سه روز بعد «بهرام» بخاطر منانژ مغز و شكستگي جمجمه در بيمارستان از پاي در آمد.
در گزارش هاي پليس و دادستان شهر بخارست آمده است كه «منصور اهوازي» وقتي مي خواست از رستوران فرار كند و در حالي كه چاقوي خون آلودي در اختيارش بود، دستگير شده است.
038502.jpg
بعد از دفاعيات وكيل مادر قرباني، وكيل مدافع «منصور»، بااشاره به ماده هفت قانون مجازات اسلامي، گفت: «در اين قانون اشاره اي به مواردي كه متهم درخارج از كشور دستگير، محاكمه و تحمل كيفر كند، نشده است. با توجه به نظريه آزمايشات روي خوني كه از چاقوي متهم به دست آمده است، متخصصان رومانيايي آن را از گروه خوني A تشخيص دادند در حالي كه گروه خوني قرباني متفاوت است، از سوي ديگر چاقويي كه آلت قتاله است با توجه به قطر و اندازه بايستي كارد بلندي باشد كه اين برخلاف ادعاهاي شاهدان جنايت است كه در شلوغي درگيري ديده اند. متهم از جيب عقب شلوارش كه كوچك است، چاقويي برداشته و به قرباني زده است.

با شكايت مسؤول حقوقي مصلاي تهران
حكم تخليه پادگان عباس آباد و دانشكده الهيات صادر شد
گروه حوادث: دادگاه ويژه كاركنان دولت براساس شكايت نماينده حقوقي مصلاي تهران، حكم تخليه پادگان نظامي عباس آباد و دانشكده الهيات و معارف اسلامي را كه در اراضي پادگان قرار دارد، صادر كرد. حدود يك سال پيش نماينده حقوقي مصلاي تهران با مراجعه به شعبه ۱۴۰۲ دادگاه ويژه كاركنان دولت طي شكايتي اعلام كرد: اراضي پادگان عباس آباد متعلق به مصلاي تهران است و چند بار بامسؤولان پادگان در رابطه با تخليه آنجا و واگذاري آن به مصلاي تهران بطور كتبي و حضوري گفت وگو كرده ايم، اما نه تنها نتيجه اي حاصل نشد، بلكه مسؤولان پادگان بدون توجه به خواسته مصلاي تهران، اقدام به ساخت و ساز در داخل پادگان كرده اند و در آنجا تالار پذيرايي و فروشگاه، مجتمع مسكوني و حتي قسمتي از اراضي پادگان را به دانشكده الهيات و معارف اسلامي واگذار كردند.
به گزارش خبرنگار قضايي ما، يوسف موسوي قاضي دادگاه براي رسيدگي به شكايت مصلاي تهران طرفين پرونده را به دادگاه احضار كرد كه سرانجام پس از چند جلسه محاكمه، دادگاه با توجه به مستندات و دلايل موجود در پرونده، حكم تخليه پادگان را صادر كرد. گفتني است، قاضي دادگاه پرونده فوق را به اجراي احكام مجتمع قضايي ويژه كاركنان دولت ارجاع داد تا حكم صادره درباره اراضي پادگان عباس آباد و دانشكده الهيات و معارف اسلامي اجرا شود.

احضارمديرعامل سازمان آب و فاضلاب تهران به دادگاه جنايي
گروه حوادث: مديرعامل سازمان آب و فاضلاب تهران ازسوي قاضي جنايي دادگستري، به دادگاه احضارشد.
ساعت ۱۷و۳۰دقيقه دوشنبه ۵آذرماه، يكي از مخازن گازكلر در منطقه كامرانيه به علت نامشخصي منفجرشد كه عده زيادي از ساكنان اين محله مسموم و زن ۸۵ساله اي به نام «نصرت بنايان» به همراه مرد ۶۵ساله اي به نام يعقوب اميري كه درحال قدم زدن بودند، جان باختند.
بنا به گزارش خبرنگار جنايي ما، قاضي جواداسماعيلي، رئيس شعبه ۱۶۰۲ مجتمع امورجنايي تهران صبح ديروز پس از دريافت گزارشات اوليه مأموران نيروي انتظامي، مديرعامل سازمان آب و فاضلاب تهران را به دادگاه جنايي احضاركرد. دراين اقدام، مديرعامل سازمان آب و فاضلاب تهران به عنوان مطلع بايستي دربرابر قاضي جنايي حضوريابد تا تحت تحقيق قضايي قرارگيرد.

يك زنداني هنگام فرار از زندان قزلحصار كرج دستگير شد
گروه شهرستانها: يك سارق زنداني كه دوران محكوميت خود را در زندان قزلحصار كرج مي گذراند هنگام فرار از اين زندان دستگير شد. متهم به نام فرهاد ۴۵ ساله ۲ سال پيش به اتهام سرقت مسلحانه از يك بانك به هشت سال زندان محكوم شده بود. وي دو روز پيش با بريدن ميله هاي پنجره سلول خود با استفاده از يك عدد اره آهن بر و نيز ساخت طنابي از پتوي خود اقدام به فرار كرد كه توسط مأموران زندان دستگير شد. هم اكنون پرونده اين سارق در شعبه ۳۵ مجتمع قضايي كرج به رياست قاضي حسين اصغر زاده در دست بررسي است.

قابل توجه خبرنگاران محله
از خوانندگاني كه در پي دعوت «ايران» با تماس و يا فرستادن پيام اينترنتي در گروه خبرنگاران محله ثبت نام كرده اند، درخواست داريم در ادامه اين طرح كپي شناسنامه و آخرين مدرك ويا گواهي تحصيلي خود را به همراه دو قطعه عكس حداكثر تا آخراين هفته براي گروه حوادث روزنامه ايران ارسال كنند.
تلفن تماس: ۸۷۶۱۶۲۱
آدرس : تهران خيابان خرمشهر شماره ۲۱۲
پست الكترونيكي :casual@ iraninstitute.org



|   شناسنامه   |   آرشيو   |