شماره ۱۹۸۳ - سال هفتم - يكشنبه ۱۱ آذر ۱۳۸۰
Sun, Dec 2, 2001
Think red.jpg
PDF Edition
صفحه اول
سياسي
خواندني ها
اخبار ايران
سلام ايران
اجتماعي
گزارش روز
مجلس
فرهنگ و انديشه
تاريخ
ايران
قرآن
فرهنگ و هنر
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
ديگه چه خبر؟
هفت هنر
اوقات شرعي

آرشيو
شناسنامه
به انگيزه روز مجلس و سالگرد شهادت سيدحسن مدرس
(بخش دوم وپاياني)
* مدرس به واسطه اينكه مجلس را خانه ملت مي داند و ناشي از اراده و رأي آنان، در نتيجه طبق قانون اساسي قدرت مجلس را كه جايگاه نمايندگان برگزيده ملت مي باشد قدرتي مافوق همه قدرتهاي زميني مي داند .
* سيدحسن مدرس:«تمام اين مقامات كه از سلسله هاي مختلف هستند از شاه و رئيس الوزرا و نمايندگان پارلمان و حجت الاسلام، تمام اينها نوكر خلقند. يكي اسمش شاه است يكي هم رئيس الوزرا، تمام اينها بايد نوكري مردم را بكنند».

سيبستان
038442.jpg
درد
درد است كه آدمي را رهبر است. در هر كاري كه هست تا او را درد آن كار و هوس و عشق آن كار را در درون نخيزد او قصد آن كار نكند و آن كار بي درد او را ميسر نشود خواه دنياخواه آخرت خواه بازرگاني خواه پادشاهي خواه علم خواه نجوم و غيره. تا مريم را درد زه پيدا نشد قصد آن درخت بخت نكرد. او را آن درد به درخت آورد و درخت خشك ميوه دار شد. تن همچون مريم است و هر يكي عيسي داريم، اگر ما را درد پيدا شود عيسي ما بزايد و اگر درد نباشد عيسي هم از آن راه تنهايي كه آمد باز به اصل خود پيوندد الا ما محروم مانيم و از او بي بهره.
مولانا جلال الدين (۶۰۴ـ۶۷۲هـ.ق)
فيه مافيه (با اندكي تلخيص)
**
شاگرد راستگو
روزي يك روحاني يهود تصميم گرفت صداقت و راستگويي شاگردانش را بيازمايد، پس آنان را فراخواند و پرسيد: «اگر تصادفاً در راهتان كيسه اي پر از پول پيدا كرديد چه مي كنيد؟» يكي از شاگردان گفت: «آن را به صاحبش برمي گردانيم.» استاد با خودگفت: «او خيلي سريع پاسخ داد. بعيد مي دانم كه مقصودش واقعاً اين باشد» دومي گفت: «اگر كسي مرا نديده باشد آن را پيش خودم نگه مي دارم.» استاد با خود گفت: «او زباني صادق و بي ريا دارد اما قلبش تيره است.» شاگرد سوم گفت: «خب استاد اگر بخواهيم صادقانه جواب دهيم مي گويم كه وسوسه مي شوم آن را نزد خودم نگه دارم. به همين خاطر دست دعا به سوي خدا دراز مي كنم و از او مي خواهم كه به من قدرت بدهد تا در برابر اين وسوسه مقاومت كنم و درستكار باشم.» استاد با خودگفت: «آفرين، او هماني است كه من مي خواستم.»
ويليام ج.بنت (قرن بيستم)
The Book of virtue

به انگيزه روز مجلس و سالگرد شهادت سيدحسن مدرس
(بخش دوم وپاياني)
خضوع دربرابرسخن ملت
* مدرس به واسطه اينكه مجلس را خانه ملت مي داند و ناشي از اراده و رأي آنان، در نتيجه طبق قانون اساسي قدرت مجلس را كه جايگاه نمايندگان برگزيده ملت مي باشد قدرتي مافوق همه قدرتهاي زميني مي داند .
* سيدحسن مدرس:«تمام اين مقامات كه از سلسله هاي مختلف هستند از شاه و رئيس الوزرا و نمايندگان پارلمان و حجت الاسلام، تمام اينها نوكر خلقند. يكي اسمش شاه است يكي هم رئيس الوزرا، تمام اينها بايد نوكري مردم را بكنند».
038448.jpg
نظريه موازنه عدمي: نبوغ و نوآوري و كليد اصلي شناخت شخصيت سياسي ـ اجتماعي و حتي ديني ـ اخلاقي مدرس در نظريه «موازنه عدمي» او نهفته است. واضع اين اصطلاح خود مدرس است و تا پيش از او كسي اين اصطلاح را به كار نبرده بود. اين نظريه پايه مبارزات ضداستبدادي و ضداستعماري مدرس است. چيزي كه سيدجمال تحت عنوان استقلال سياسي و اجتماعي و فرهنگي كشورهاي اسلامي بيان مي كرد، مدرس با نظريه موازنه عدمي تئوريزه كرد. بعد ها همين نظريه بود كه مبناي مبارزات دكتر محمد مصدق و ملي شدن صنعت نفت واقع شد و با نام سياست «موازنه منفي» تجلي كرد و سرانجام در انقلاب اسلامي ۱۳۵۷ به شكل استراتژي «نه شرقي نه غربي» در سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران متبلور شد و مبناي رابطه ايران با ساير كشورهاي جهان گرديد. مدرس در مورد نظريه خود چنين مي گويد: «ديانت ما عين سياست ماست و سياست ما عين ديانت ما… منشأ سياست ما ديانت ما است، بايد توازن عدمي را نسبت به همه مراعات كرد نه توازن وجودي يعني شما براي خودتان ما هم براي خودمان. قوميت قوم از حفظ جامع آن قوم است. اگر من نسبت به بسياري از اسرار آزادانه اظهار عقيده مي كنم و هر حرف حقي را بي پروا مي زنم براي آن است كه چيزي ندارم و از كسي هم نمي خواهم، اگر شما هم بار خود را سبك كنيد و توقع را كم نماييد آزاد مي شويد بايد جان انسان از هرگونه قيد و بندي آزاد باشد تامراتب انسانيت و آزادگي خويش را حفظ نمايد.(۳)» با تأمل در اين گفتار شهيد مدرس مشخص مي شود كه نظريه سياسي موازنه عدمي داراي مبنايي ديني و اعتقادي است و آن اين است كه منشأ سياست ما ديانت ماست. به تعبير ديگر اين نظريه فقط يك نظريه سياسي صرف نيست بلكه در وهله اول از دين سرچشمه مي گيرد و در وهله دوم اينكه اين نظريه فقط محدود در سياست نمي شود بلكه تمامي وجود آدمي و حيات فردي و اجتماعي او را دربر مي گيرد. آزادي و آزادگي، حفظ استقلال و كرامت انسانها در ذات دين ما است و وقتي كه ديانت ما در سياست ما متبلور مي شود سياست ما نيز جز آزاديخواهي و حفظ استقلال كشور و تلاش براي حفاظت از كرامت انساني نخواهد بود. در منظر مدرس يك ايراني مسلمان مي بايست، نخست جان و وجود خويش را از هرگونه سلطه و قيد و بندي آزاد كند تا به مرتبه انسانيت و آزادگي خود برسد. در نتيجه كسب فضيلت انسانيت و آزادگي است كه مدرس نتيجه گيري مي كند كسي كه آزاده است و به مرتبه آزادگي رسيد، سلطه هيچ قدرت مستكبر خارجي را نيز بر كشور و سرنوشت خود نمي پذيرد و تحمل نمي كند و بلكه درصدد كسب استقلال و حاكميت ملي برمي آيد.
038445.jpg
همچنين مدرس هشدار مي دهد كه: «تمايل سياستها براي ما مضر است، عرض من متوجه شرق و غرب و شمال و جنوب است ايراني مسلمان بايد مسلمان و ايراني باشد، ايراني بايدخودش ايراني و سياستش هم ايراني باشد ما يك ملتي هستيم فقير، ضعيف و بايد بي طرف باشيم و هيچ رنگي نداشته باشيم چه رنگ شمال چه رنگ جنوب»(۴) مدرس به درستي و با علم به اين واقعيتها است كه مارا از هر عمل نسنجيده اي باز مي دارد او مي داند كه دولت و ملتي كه (با توجه به دوران خود مدرس) از نظر سياسي ناپخته و خام و از نظر اقتصادي عقب مانده و فئودالي، از نظر فرهنگي سنتي و نسبت به دانش روز بي اطلاع است نبايد خود را تحت حمايت يا قيموميت هيچ ابرقدرتي درآورد تا بهانه لازم را جهت تعدي و تجاوز يا دخالت قدرتها را در امور كشور به آنها بدهد و تنها راه حفظ كيان و استقلال كشور حفظ بي طرفي است.
حاكميت ملت: در بررسي انديشه سياسي مدرس، اعتقاد نظري و پايبندي عملي او به حاكميت مردم بر سرنوشت خود از مهمترين بخشهاي انديشه وي است و جمهوريت در انديشه مدرس چنان جايگاهي دارد كه براي تحقق واقعي آن در جامعه در برابر جمهوري خواهي پوشالي و ضدملي رضاخان مي ايستد و حتي آبرو و حيثيت سياسي خود را نيز به خطر مي اندازد. مدرس در فرازهايي از نطق تاريخي خود در مجلس چنين مي گويد: «استبداد طول كشيد تا بيست سال قبل كه اشخاص منورالفكر از داخله مملكت به خيال افتادند كه امورات اجتماعي اين مملكت از راه شخص خارج شود و اراده اجتماعي شود و نسبت به اين مسأله هر عاقلي كه به درجه اول عقل باشد تصديق مي كند كه اداره كردن امور شخصي با اراده اجتماعي اقوي و امتن است تا اداره كردن امور شخصي، اين مسأله از بديهيات است كه اگر من در امورات شخصي خودم مشورت كنم و امورات شخصي خودم را با مشورت اداره كنم اقوي و امتن است تا به اراده شخصي چه رسد به امور اجتماعي و اين مسأله از بديهيات است. استبداد و مشروطه هم اصلاً با هم مناسبت ندارد كه بگويند اين بهتر است يا آن، اين يك تباين است و تباين ضد با ضد نمي شود گفت مشروطه بهتر است يا استبداد.(۵) سيد با اين سخنان قاطع و صريح خود نسبت خود را با استبداد و مشروطيت روشن مي كند و رأي مثبت خود را به سود مشروطيت مي دهد و مشروطه خواهي خود را امري طبيعي و ناشي از عقل و خرد بشري مي داند كه بديهيات را تصديق مي كند و از آن سرباز نمي زند. او حتي مطرح كردن اين سؤال را كه آيا استبداد سودمند است يا مشروطه؟ منطقي نمي داند حتي نسبت آنها را تباين مي داند، تبايني كه ماهيت يكديگر را به وضوح آشكار مي كنند و انتخاب يكي را برديگري (اگر مبتني بر خرد انساني باشد) سهل و آسان مي كند و آن همانا ترجيح مشروطيت بر استبداد است.
038451.jpg
آيت الله مدرس در يكي از نطق هاي تاريخي خود در روز يكشنبه ۲۱ صفر ۱۳۴۰ هـ.ق در مجلس شوراي ملي تا آنجا پيش مي رود كه صريحاً مي گويد: «تمام اين مقامات كه از سلسله هاي مختلف هستند از شاه و رئيس الوزرا و نمايندگان پارلمان و حجت الاسلام، تمام اينها نوكر خلقند يكي اسمش شاه است يكي هم رئيس الوزرا، تمام اينها بايد نوكري مردم را بكنند» و در پاسخ به اعتراض رئيس مجلس كه چرا شاه را نوكر مردم خطاب كرده ادامه مي دهد: «من مي گويم پيغمبران خدا هم كه از همه بهترند نوكر خلقند، آنان را خدا براي خلقش فرستاده است.» (۶) در ديدگاه سيد همه مقامات حكومتي از نمايندگان مجلس و شاه گرفته تا روحانيون و حتي پيامبران عظيم الشأن زماني مرضي خداوند هستند و داراي مشروعيت مي باشند كه خدمتگزاري خلق را بكنند، مضافاً اينكه هدف از ارسال رسل و در سطوح بعدي انتخاب نمايندگان و رئيس الوزراو … وكالت از سوي مردم و براي خدمت به مردم است و هنگامي كه حكومتي برخاسته از اراده ملت باشد در خدمت ملت نيز خواهد بود و آيا اين جز خواسته خداوند است؟ مدرس در واقعه استيضاحي كه قرار بود از سوي نمايندگان اقليت مجلس از رضاخان صورت گيرد در اعتراض به مبهم گويي و كلي گويي هاي نمايندگان (كه احتمالاً ناشي از ترس آنان از رضاخان بود) مي گويد: «مگر شما ضعف نفس داريد اين حرفها را مي زنيد و در پرده سخن مي گوييد، ما بر هر كسي قدرت داريم از رضاخان هم هيچ ترسي و واهمه نداريم ما قدرت داريم پادشاه را عزل كنيم، رئيس الوزرا را بياوريم سؤال كنيم، استيضاح كنيم، عزل كنيم و همچنين رضاخان را استيضاح كنيم، عزل كنيم مي روند و در خانه شان مي نشينند، قدرتي كه مجلس دارد هيچ چيز نمي تواند مقابلش بايستد، شما تعيين صلاح كنيد مجلس بر هر چيزي قدرت دارد.» (۷)مدرس به واسطه اينكه مجلس را خانه ملت مي داند و ناشي از اراده و رأي آنان در نتيجه طبق قانون اساسي قدرت مجلس را كه جايگاه نمايندگان برگزيده ملت مي باشد قدرتي مافوق همه قدرتهاي زميني مي داند كه از سوي خداوند مختارند كه سرنوشت خويش را انتخاب كنند و عزل پادشاه يا رئيس الوزرا خب حقوق قانوني اين مردم است كه توسط نمايندگان آنان در مجلس عملي مي شود و در نهايت اين اراده و خواست مردم است كه تعيين كننده بود يا نبود كسي در مقام و شغلي مي باشد.
مدرس همانطور كه در عرصه بينش و روش به حاكميت ملت اعتقاد داشت در عرصه منش و زندگي عملي خود نيز به آن پايبند بود و گفته ها و انديشه هاي خود را عملاً به منصه ظهور رساند. ذكر مواردي از كردار مدرس اين گفته ما را به اثبات مي رساند: درواقعه اي يك روز يكي از پيروان و دوستداران مدرس كه مردي محترم بود در مجالس و محافل گفته بود كه من خواب ديدم و اعتقاد دارم مدرس نائب امام زمان است سخنان او به گوش مدرس رسيد دستور داد او را احضار كردند، مدرس بدون مقدمه به او گفت: «چرا حرفي مي زني كه اثبات آن مشكل است به جاي اينكه بگويي مدرس نائب امام زمان است بگو مدرس نائب مردم است كه هم دلايل كافي براي اثبات آن داشته باشي هم سخني بجا و درست باشد. خود امام زمان هم نائب مردم است چون مي خواهد آنان را به سوي خير و صلاح سوق دهد.»مدرس عليرغم شخصيت و نفوذ معنوي و سياسي كه در ميان توده مردم داشت هيچگاه از احساسات مذهبي مردم سوء استفاده نكرد و آن را وسيله اي براي رسيدن به مقاصد شخصي خود قرار نداد. او همواره خود را نائب مردم و خدمتگزار مردم مي دانست و اين مسأله از اساسي ترين و زيربنايي ترين شاخصهاي استقرار و تشكيل جامعه مدني است جامعه اي كه در آن قانون و خواست ملت حكومت مي كند.
پانوشتها:
۳) منبع پيشين ص۴۰۲
۴): همان منبع ص ۴۳۳
۵): نطق ها و مكتوبات سيدحسن مدرس. انتشارات ابوذر چاپ ۱۳۵۵
۶): مردروزگاران. علي مدرسي ص ۴۳۱
۷): نطق ها و مكتوبات سيدحسن مدرس ص ۹۱ انتشارات ابوذر



|   شناسنامه   |   آرشيو   |