شماره ۱۹۸۴ - سال هفتم - دوشنبه ۱۲ آذر ۱۳۸۰
Mon, Dec 3, 2001
Art green.jpg
PDF Edition
صفحه اول
سياسي
يادداشت سياسي
خواندني ها
اخبار ايران
سلام ايران
اجتماعي
گزارش روز
آموزشي
فرهنگ و انديشه
ايران
فرهنگ و هنر
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
ديگه چه خبر؟
هفت هنر
اوقات شرعي

آرشيو
شناسنامه
رئيس جمهوري در مراسم تجليل از خادمان قرآن كريم:
گفت وگو
معاون فرهنگي اجتماعي شهرداري تهران:
معاون مطبوعاتي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي:
نگاهي به نمايش «ديرراهبان»
گفت وگو با فرهاد مهندس پور ، كارگردان «ديرراهبان»
نگاهي تطبيقي به «دير راهبان» و آثار پيشين فرهاد مهندس پور
* جلوه هاي بصري، موسيقي، لباس و دكور در سه كار اخير مهندس پور صرفاً در جهت و در خدمت اجرا و بازي اند نه حاكم و غالب بر اجراو بازي.

رئيس جمهوري در مراسم تجليل از خادمان قرآن كريم:
سطحي نگري، بزرگترين مانع بسط بينش واقعي دين است
گروه سياسي: سيد محمد خاتمي رئيس جمهوري ديروز در مراسم تكريم از خادمان قرآن كريم تأكيد كرد: ظاهر بيني و سطحي نگري ، بزرگترين مانع بسط و گسترش بينش واقعي ديني در طول تاريخ بوده است.
وي افزود: آنان كه وحي را در برابر عقل مي گذارند و به نام وحي و به بهانه خدمت به خدا، تعطيلي عقل آدمي را مي خواهند، با روح ديانت الهي آشنا نيستند و دشمنان دين خدايند.
رئيس جمهوري اظهار داشت: آنها كه معتقدند بايد بندگان خدا را محدود و جلوي آزاديهاي مشروع و رشد آنان را گرفت تا حاكميت خدا در جامعه پايدار شود، انحرافي ترين برداشتها را از دين دارند. وي گفت: قرآن مجيد، كتاب هدايت است كه چارچوب حركت انسان به سوي خير و صلاح را مشخص مي كند و او را به خردورزي، مهرباني، عدالت پروري ، ستم سوزي و گرايش به زيبايي كه منشأ آفرينش فرهنگ و تمدن است، فرا مي خواند. آقاي خاتمي تصريح كرد: كساني كه برداشتها و توهمات تنگ خود را عين حقيقت دين مي دانند و معتقدند همگان بايد در برابر اين برداشتهاي تنگ و تاريك خضوع كنند و هرگونه واكنش در برابر ديدگاه خود را با شديدترين وجه، پاسخ مي دهند، مفهوم دين را نفهميده اند.
وي افزود: آنها كه به نام خدا مي كشند، نابود مي كنند و آثار انديشه و انديشه ورزي را از بين مي برند و در همين دنيا به نام خداي فردوس آفرين ، جهنم ايجاد مي كنند، انحرافي ترين برداشت را از دين خدا دارند.

گفت وگو
امروز با محمدجواد مظفر
محمدجواد مظفر عمده فعاليتش را در عرصه فرهنگ متمركز كرده و تاكنون سه عنوان كتاب به قلم او منتشر شده است. «اولين رئيس جمهور» مجموعه پنج گفت وگو درباره اولين انتخابات رياست جمهوري ايران در دي ماه ۱۳۵۸ به كوشش او در سال ۷۸ منتشر شده و به چاپ چهارم رسيده است. كتاب ديگرش «محله ما» مجموعه ۲۴ طنز اجتماعي است كه سال گذشته توسط انتشارات كوير به بازار آمد و «لبخند ستيزان» عنوان اثر ديگري از اوست كه اخيراً منتشر شده است و تأملي است بر جامعه مدني و دشمنانش. پس از چندبار قرار گفت وگو و به هم خوردن آن سرانجام مجالي فراهم شد كه پرسش هايمان را با او در ميان بگذاريم و جواب هايش را بشنويم. باهم مي خوانيم:
038673.jpg
* چه شد كه در سال ۷۸ تصميم گرفتيد كتاب «اولين رئيس جمهور» را منتشر كنيد؟
** در سال ۶۸ هنگامي كه دل آزرده از وضع پيش آمده براي خودم بودم مي دانيد كه كار ديگرم، سه ماه بعد از تأسيس دانشكده روابط بين الملل وزارت امورخارجه، به آن دانشكده پيوستم و سه سال معاون آموزشي دانشكده بودم. و بعد از آن مدت مديركل مطبوعات و رسانه هاي خارجي وزارت ارشاد در دوران وزارت خاتمي بودم و در سال ۶۷ در وزارت ارشاد، به عنوان رايزن فرهنگي ايران در بلژيك تعيين شدم، كه بعداً منتفي شد. پس از آن به عنوان مشاور فرهنگي سازمان مدارك فرهنگي انقلاب اسلامي شدم و به همراه آن با همكاري برخي از دوستان انتشارات كوير را پايه گذاري كرديم.
* در مورد كتاب «اولين رئيس جمهور» بگوييد.
** يكي كتاب تدوين خاطرات روزانه خودم بود كه اين كتاب الآن رو به اتمام است و اميدوارم تا سال آينده با عنوان «سرگذشت نسل آرمانهاي بزرگ» منتشر كنيم. درواقع سرگذشت سياسي خودم و آنچه در اطرافم در اين سالهاي گذشته خواهد بود. اما بحث كتاب «اولين رئيس جمهور» مجموعه نوارهايي بود كه گفت وگوهاي ما را با كانديداهاي اولين دوره رياست جمهوري تشكيل مي داد. باتوجه به مباحث مطرح شده در اين گفت وگوها بويژه با بني صدر و عواقب سياسي كه در پي داشت، متأسفانه تا قبل از دوم خرداد ۷۶ امكان انتشارش فراهم نبود. باتوجه به مميزي امر كتاب در وزارت ارشاد آن مقطع. شرايط كه فراهم شد تصميم گرفتم آن مجموعه را منتشر كنم. اين كتاب بيش از ۱۵۰مورد پانوشت دارد. تقريباً مدعي هستم نوعي رجال شناسي هم در اين كتاب است. اسم هركسي كه در كتاب برده شده در ذيل صفحه راجع به زندگي او توضيح داده شده است. يا نكات مبهم تاريخي و اجتماعي آن دوره از لابه لاي گفت وگوهاي مطرح و ثبت شده است. مقدمه من در آن كتاب حاوي اطلاعاتي است كه براي اولين بار منتشر شده، چراكه بخشي از خاطرات من با اين شخصيت ها بوده كه در كتاب نامشان آمده است.
* بازتاب انتشار اين كتاب در ميان سياستمداران و دست اندركاران چه بوده است؟
** اين كتاب بازتاب بسيار گسترده اي داشت و موردتوجه ديدگاههاي گوناگون و اقشار مختلف قرارگرفت. چند موردي را كه مطرح مي كنم براي اولين بار است كه با يك خبرنگار در ميان مي گذارم. كساني كه با آنها گفت وگو شده بود، از دو جريان فكري بودند كه هردو جريان از اين كتاب راضي بودند، از جلال الدين فارسي كه طي تماسي ابراز خوشحالي كردند بگيريد تا آقاي دكترسيدعليرضا بهشتي فرزند دكترآيت الله بهشتي، چون دكتر آيت الله بهشتي براي اولين بار در آن مصاحبه نظرات خودش را پيرامون شريعتي مطرح مي كند. جناح هاي چپ و راست هم از اين كتاب راضي بودند. دليلش اين بود كه هيچ نوع دخل و تصرف و سانسوري نداشت.
* چه شد از يك كتاب سياسي به يك كتاب طنز اجتماعي مثل كتاب «ماجراهاي محله ما» رسيده ايد؟
** من از يك كتاب سياسي به كتاب طنز اجتماعي نرسيدم، برعكس جايگاه اين دو كتاب عوض شده است. بنده طراح و مبتكر انتشار نشريه «محله ما» كه به عنوان ضميمه همشهري در مناطق مختلف منتشر مي شد، بودم كه تا بحران شهرداريها منتشر مي شد و اولين گام در آموزش جامعه مدني و زندگي شهرنشيني را به شهروندان مي آموخت و بسياري از نيروهاي نشريات اصلاح طلب كار روزنامه نگاري را از همين نشريه شروع كردند.
من در همين نشريه ويژه شميران ستوني داشتم كه بخش حرفهاي خودماني را مي نوشتم ،همينطور قصه هاي طنزآميز اين كتاب حاصل كار من در سالهاي ۷۶ـ۷۵ در نشريه محله ما است. مطالب اين كتاب درحقيقت مقدم بر مطالب كتاب «اولين رئيس جمهور» است.

معاون فرهنگي اجتماعي شهرداري تهران:
خانه نيما به كتابخانه تخصصي شعرنو ايران تبديل مي شود
038679.jpg
طي روزهاي گذشته در همين صفحه خوانديد كه خانه ي نيمايوشيج پدرشعر نو ايران در محله دزاشيب تهران درمعرض تخريب قرارگرفته و اين مسأله اعتراض اهالي محل را به دنبال داشته است.
دراين خصوص معاون اداره كل ميراث فرهنگي استان تهران نيز اظهارداشت كه اقدامات لازم نسبت به متوقف شدن تخريب خانه نيما صورت گرفته ودر همين زمينه نامه اي به معاونت اجتماعي و شهردار منطقه يك شهرداري تهران نيز ارسال شده است. به منظور پيگيري همين خبر كه خوانندگان بسياري را از سراسركشور برانگيخت تا با ما تماس گرفته و مراتب نگراني خود را اعلام كنند، با مهدي ارگاني معاونت امورفرهنگي اجتماعي شهرداري تهران تماس گرفتيم تا اخبار تكميلي را از وي درباره آخرين تصميمات و اقدامات انجام شده در شهرداري تهران جوياشويم. او به خبرنگار ما گفت: زماني كه رئيس سازمان ميراث فرهنگي اين موضوع را به من اطلاع داد بلافاصله با شهردارمنطقه يك تهران هماهنگ شد كه عجالتاً تخريب اين اثر تاريخي فرهنگي را متوقف كند كه خوشبختانه اين اقدام باعث شد فعلاً هيچگونه ساخت وسازي درخانه نيمايوشيج صورت نگيرد. معاون امورفرهنگي اجتماعي شهرداري تهران افزود: ما براي حفظ آثار فرهنگي و تاريخي شهرتهران طرحي را به شوراي شهر تهران داديم كه درصورت تصويب اين طرح و تعيين اعتبار لازم، شهرداري تهران اقدامات لازم را انجام خواهدداد. ارگاني تصريح كرد: برنامه آينده ما تبديل خانه نيما به كتابخانه تخصصي شعرنو ايران است كه اين طرح جهت تصويب به شوراي شهر فرستاده شده است.گفتني است، باتوجه به حمايت اعضاي شوراي شهر از طرحهاي فرهنگي پيش بيني مي شود به احتمال زياد طرح تأسيس كتابخانه تخصصي شعرنو ايران به تصويب برسد.
روزنامه ايران، اميدواراست كه حمايت لازم از اين پروژه فرهنگي (آنچنان كه در مواجهه با آثار باقي مانده از بزرگان انديشه و معرفت در تمام جهان رايج است) ازسوي شوراي شهر و ساير نهادهاي مربوط تا تحقق كامل ادامه يابد.

معاون مطبوعاتي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي:
محاكمه مدير مسؤول قبل از بسته شدن روزنامه اش مطلوب تر است
شعبان شهيدي، معاون مطبوعاتي وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي، منتفي شدن صدور مجوز روزنامه در هيأت نظارت برمطبوعات را رد كرد و گفت: هرچه هست، وسواس و دقت بيشتر اين هيأت در صدور مجوز روزنامه است.
وي كه ديروز به مجلس شوراي اسلامي آمده بود، به خبرنگاران پارلماني گفت: هفته قبل، مجوز يك روزنامه صادر شد و براي جلسه اين هفته نيز درخواست صدور چندمجوز روزنامه را در دستور كار داريم.
شهيدي در خصوص «پاسخ هيأت نظارت برمطبوعات به خيل متقاضيان دريافت مجوز نشريه» گفت: هم اكنون ۱۵۰۰ پرونده كاملاً تكميل شده است كه آماده دريافت مجوز هستند. هفته اي يك بار جلسه داريم كه اگر برفرض در هر جلسه به ۳۰نفر مجوز بدهيم، حداقل ۵۰هفته وقت لازم دارد.
شهيدي اضافه كرد: باتعداد محدود جلسات نمي توانيم پاسخگوي متقاضيان باشيم. از طرف ديگر، طبق قانون نيز بايد ظرف سه ماه به متقاضيان بگوييم كه به آنها مجوز مي دهيم يا نه. معاون وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي درباره توقيف روزنامه هاي اخبار و ملت گفت: وزارت ارشاد مخالفتي با اينكه با متخلف برخورد شود، ندارد و حتي خواهان برخورد قانوني با متخلف است. شهيدي اظهار داشت: در هيأت نظارت برمطبوعات، بيش از گذشته براي صدور مجوز روزنامه وسواس به عمل مي آيد. نماينده قوه قضاييه نيز بطور مرتب در جلسات آن حضور دارد. عضو هيأت نظارت برمطبوعات گفت: بحث اين است كه وقتي هيأت نظارت اينقدر وسواس به خرج مي دهد، انتظار مي رود كه قوه قضاييه نيز اگر قصد توقيف موقت نشريه اي را دارد، ابتدا آن را از طريق نماينده خود در هيأت نظارت مطرح كند.
معاون وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي افزود: اگر تخلفات آنقدر شديد است كه بايد با آن برخورد شود، نماينده قوه قضاييه آن را در هيأت نظارت برمطبوعات توضيح دهد. ما در معاونت مطبوعاتي و هيأت نظارت برمطبوعات، تخلفات نشريات را رصد مي كنيم. انتظار داريم قوه قضاييه در برخورد با تخلفات مطبوعات، اين نكات را لحاظ كند.
معاون وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي اضافه كرد: ما معتقديم اينكه مديرمسؤول، قبل از بسته شدن روزنامه اش محاكمه شود، به مراتب بهتر از اين است كه اول روزنامه را ببنديم و بعد مديرمسؤول آن را محاكمه كنيم.

نگاهي به نمايش «ديرراهبان»
اينجا يك دِير نيست!
038595.jpg
«ديرراهبان» برخلاف «مكبث» ـ تجربه اي ناموفق كه خودآگاهي كارگردان و كوشش او براي هر چه جدي تر و مدرن تر شدن، كار دست نمايش داده بود ـ از هر حيث تجربه موفقي براي مهندس پور است. از همان ابتداي ماجرا ما بدون معطلي، به طرزي حساب شده وارد بحث اصلي مي شويم: روي تخته هاي كوچكي حروف «اينجا يك دير است» نوشته شده و بازيگران نمايش (راهبان) آنقدر حروف را جابه جا مي كنند تابالاخره اين جمله درست نوشته شود: اينجا يك دير است. همين جا اساساً درونمايه اصلي اثر ـ ترديد در همه چيزهاي مقدس شده ـ مطرح مي شود: اين كه اينجا واقعاً يك دير (با همه بار معنايي خود كه به حضور مقدسين و معصومين اشاره دارد) است و آيا دير بودن يا نبودن آن تأثيري دارد؟ همين بخش كوچك از شروع نمايش، ماجراي آن را هم بخوبي مي آغازد: اينكه تعدادي راهب مي خواهند با آويزان كردن اين نوشته بر سر در دير، از حمله نازيها در امان باشند. جز آن، با يك ميزانسن حساب شده طرف هستيم به شكلي كه اين تخته هاي حروف در جلوي صحنه چيده مي شوند و تا انتها بخشي از بار معنايي و ميزانسني اثر رابه دوش مي كشند (تركيب درست فرم و محتوا).
بعدتر، در بخش غسل، نخستين ترديدها باطنزي ظريف شكل مي گيرد. ژرژ (حسن معجوني) راهبي است كه متفاوت از بقيه مي انديشد؛ اين راهب كه درواقع حكم روشنفكر را به عهده مي گيرد، درآخر لباسي را كه به گمان او لباس ريا است از تن به در مي كند. سير اين تحول و تضاد تفكر او با بقيه راهبان (ازجمله پدر مافوق) سير ديدني و بس جذابي است كه براحتي تماشاگر را به دنبال مي كشد و اين كشف شخصي ژرژ را تعميم مي دهد به هر روشنفكري در هر زمان، كه عليه همه چيزهاي دروغين مي شورد. پدر مافوق (سيامك صغري) نمونه تفكر متحجر و خودپرستي است كه فقط به منافع خود نظر دارد و حاضر است به خاطر حفظ موقعيت هر كاري انجام دهد. حتي به باور او هم مي شود ترديد كرد، چرا كه چند بار تكرار مي كند: «ديگر معجزه اي اتفاق نمي افتد.» راهبان ديگر هم فقط پيروي از او را مجاز مي دانند و براحتي خود را از هر نوع عقل و انديشه دور نگه مي دارند. آنها حتي قدرت ترديد كردن هم ندارند و كساني كه قرار است نمايندگان مسيح بر روي زمين باشند براحتي فقط بار ظاهري ماجرا را به دوش مي كشند (كه همانا به تن كردن لباس و ايراد موعظه براي ديگران است) و از حمل بار اصلي (كشيدن جور ديگران) خودداري مي كنند (به اين بهانه: «خدا به بيشتر از يك مسيح احتياجي نداره.»)
اين ميان با چهار شخصيت غيرروحاني هم روبرو هستيم. يكي دايم مست است و روي توالت فرنگي نشسته (تمثيلي ازهمه كساني كه غرق در زندگي روزمره هستند، اما و البته دروغ و ريا را تشخيص مي دهند)، ديگري در نقطه مخالف صحنه، يعني درست ضلع روبرو، آن هم بالاي پله ها (يعني دقيقاً دورترين جابه نقطه اي كه مرد نشسته روي توالت فرنگي قرار دارد؛ يك استفاده عالي از دو گوشه متضاد صحنه)، مرد ناشناسي نشسته كه فقط روزنامه مي خواند و شيشه مشروب روي ميزش است و بعدتر او را به عنوان همان فاتح نازي مي بينيم كه پيشترناظر بود و حالا دست به كار شده. نفر سوم يعني آلفونس، شخصيت بسيار جذابي دارد كه با شوخي ها و حماقتهاي خود گاه باعث مي شود راهبان نگاه جدي تري به خود داشته باشند. نفر چهارم ـ كه به گمانم اضافه است ـ «روسن» اشراف زاده است كه رابطه با كليسا مهم است بخاطرحفظ منافع (كه اما حضور او شعاري و سطحي است و فصل گفت وگوي او با پدر مافوق، بيش از حد طولاني و كشدار مي شود).
جز اين، دو زن هم حضوري غيرمستقيم درنمايش دارند: يكي «بريژيت»، همسر آلفونس (كه آلفونس مرتب درباره او حرف مي زند) و ديگري صداي زني كه مي خواهد كفش به پاي پدر مافوق كند. هر دو حضور، بسيار كليدي و مهم هستند، چراكه هر دو دل راهبي ازميان راهبان را مي لرزانند. (به اضافه يك اشاره هوشمندانه از آلفونس به همين نقش كليدي زن در زندگي؛ آنجا كه از كشتي نوح مي پرسد و ازهر حيوان يك «جفت» سوار كردن نوح و نتيجه گيري اش: «پس نوح كشيشها رو سوار كشتي اش نكرد»!)
و همه اينها ميسر نمي شود، مگربه مدد نوع نگاه درست كارگردان به اين متن قابل ستايش: نور به عنوان عاملي بسيارمهم در طول نمايش عمل مي كند (مثل جايي كه همه به شكل شام آخر دور يك ميز نشسته اند و كسي آن گوشه شمعي را به دست دارد)، چه صحنه آرايي درخشان و استفاده عالي از ابزار در صحنه (بخصوص چهارپايه ها كه اصلاً به شكلي درخشان درطول نمايش «بازيگر » صحنه مي شوند و حتي بار معنايي هم پيدا مي كنند: چه آنجا كه ميز را مي سازند و چه جايي كه آلفونس و يك راهب، ضمن حرف زدنشان آنها را مي بينند و آلفونس گاه آنها را زمين مي اندازد تا راهب درست كند و چه بخشي كه در آن راهب مرتب چهارپايه ها را جلوي پاي راهب ديگري مي گذارد تا همين طور جلو بيايد و متني راكه بعد معلوم مي شود دروغين است و از انجيل نيست، بخواند) و چه استفاده درست از اشياي جزيي (مثل كفش، تله موش، پايه شمع و خود شمع و حتي دود سيگار و از همه عالي تر ناقوس ـ كه هم فاصله گذاري مي كند بين بخشهاي نمايش و هم كاركرد معنايي دارد: مثل جايي در اواخر نمايش كه با كشيدن ناقوس اين بار به جاي صداي زنگ صداي سيفون مي شنويم!)
محمد عبدي

گفت وگو با فرهاد مهندس پور ، كارگردان «ديرراهبان»
بيننده بايد بگويد
* آقاي مهندس پور، راجع به فرايرا دوكاسترو، نويسنده رمان، برايمان بگوييد.
** نويسنده اي پرتغالي الاصل، كه دركودكي توسط دزدان ربوده مي شود و در آمريكاي لاتين به عنوان برده به فروش مي رسد. تا جواني در آنجا به بردگي زندگي مي گذراند. سپس موفق به فرار شده و به پرتغال بازمي گردد. تجربيات و شرايط سخت زندگي گذشته اش او را به نوشتن ترغيب مي كند.
* اين رمان چه ويژگي هايي داشت كه آن را انتخاب كرديد؟
** شرايط انساني، در برخورد بامسائل جهاني و مواجهه با مسأله جنگ در اين انتخاب دخيل بودند.
* بازخواني شما و آقاي چرمشير، چقدر تغيير در اصل نوشته به همراه داشت؟
** تنها خط داستاني اثر در اين متن موجود است و خود نمايشنامه تغييرات بسياري را همراه دارد.
* نمايش را چقدر تمثيلي مي دانيد و برداشت هاي اجتماعي از آن را چقدر درست مي دانيد؟
** نمايش را تمثيلي نمي دانم وجواب سؤال دوم نيز با من نيست. بيننده كار آن را بايد بگويد. در ثاني چرا به دنبال درست يا غلط بودن هستيد. حتماً آنچه را كه يك كارگردان كار مي كند از فيلتر ذهن و تجربيات زندگي اجتماعي اش گذشته وگرنه هيچگاه در كار ديده نمي شود.
* ملاك انتخاب بازيگرها چه بود؟
** توانايي اشخاص و قدرت بازي آنها.
* نمايش حاوي طنز غريب و خاصي است. چقدر به اين وجه توجه داشتيد و آن را برجسته كرديد؟
** باتوجه به گفته خودتان قطعاً به اين موضوع توجه شده كه براي تماشاگر نمود پيدا كرده است. البته موقعيت اين اشخاص در اثر، در برخورد با مسأله اي فاجعه آميز و ويرانگر به نام جنگ و خواسته هاي اشخاص نمايش موجب اين طنز شده است.
* و كار بعدي؟
** «روز رستاخيز» بازخواني از رمان «محشر صغرا» نوشته: تادئوش كونويتسكي.

نگاهي تطبيقي به «دير راهبان» و آثار پيشين فرهاد مهندس پور
وجوه مشترك نمادين و پالايش بازي بازيگران
* جلوه هاي بصري، موسيقي، لباس و دكور در سه كار اخير مهندس پور صرفاً در جهت و در خدمت اجرا و بازي اند نه حاكم و غالب بر اجراو بازي.
038592.jpg
فرهاد مهدنس پور از «گاليله» و «مكبث» تا «دير راهبان» تكليفش را با تماشاگر روشن كرده است. تماشاگر او اكنون بخوبي مي داند كه ديگر قرار نيست به حل معادلات چندمجهولي، شنيدن پند و موعظه و يا شنيدن چند شعار كه حالا ديگر زمانه اش به سر رسيده است، بنشيند. گذر زمان و ويژگيهاي تئاتر معاصر، مخاطب آثاري از اين دست رابه مشاركت مي طلبد. تماشاگر حتي قرار نيست با آدمهاي نمايش همذات پنداري كند. گزينش اثر و بازخواني و خوانش (كه البته اين هنر به متن و محمد چرمشير بازمي گردد) در طرح موضوع و مسأله و به چالش كشيدن مخاطب در روند بازي بدين معناست كه تماشاگر از گذر واقعيت به كنه زندگي انسان، انسان امروزين پي ببرد. تماشاگر مهندس پور نه داناي كل است و شبان و نه نادان و رمه. او به واسطه قراردادهاي نمادين به سايه سار قدرت و حكومت و جامعه اشاره مي كند. در «مكبث» از يك ميز و چند چهارپايه و در «دير راهبان» از چند تله موش پخش شده جلوي صحنه و چند چهارپايه و ميزي كه در انتهاي سمت چپ صحنه و در بالا قرار گرفته و مردي ناشناس كه پشت ميز با آرامي سرگرم كار خود، همان قدرت پنهاني است كه مترصد لحظه فروپاشي جامعه اي متزلزل است. ميزي كه در «مكبث» در وضعيت گوناگون متناسب با موقعيت آدمهاي بازي و نيز چهارپايه ها در جابه جايي قدرت و نيز ثبات جامعه قرارمي گيرد، در «دير راهبان» در گوشه اي از صحنه و از بالا حاكم و نظاره گرهمان جامعه و قدرتي است كه ثبات اثر را از دست مي دهد. توالت فرنگي سمت راست جلو صحنه و مردي كه مدام روي آن نشسته و ساندويچ پنير مي خورد و مي نوشد و تله موشهايي كه در افق ديد همان مرد است تمامي اينها قراردادهاي نماديني است كه ذهن تماشاگر را از همان ابتدا مشغول مي كند. اما اين عناصر نمادين به وضوح قابل مفهوم اند.
جلوه هاي بصري، موسيقي، لباس و دكور در سه كار اخير مهندس پور صرفاً در جهت و در خدمت اجرا و بازي اند نه حاكم و غالب بر اجراو بازي. چالش و تضاد قهرمانان و يا به عبارتي آدمهاي نمايش در هر سه اجرا (گاليله، مكبث، دير راهبان) بويژه در «دير راهبان» چالش قدرت و انديشه است. وجه مشترك هر سه اثر (گاليله، مكبث، ديرراهبان) زمينه سياه صحنه، پوتين ها بويژه در دو اثر اخير و جابه جايي چهارپايه ها نشانه هاي تغيير و جابه جايي قدرت و انديشه است. در واقع اشيا و ابزار نمادين صحنه براي كارگردان تبلور معاني است نه رنگ آميزي بصري.
آدمهاي نمايش نيز نه انسان مافوق طبيعي اند و نه مادون طبيعي. زميني اند با طبيعت انساني اما انسان امروزين. پدر مافوق (سيامك صفري) و ژرژ (حسن معجوني) هر دو آدمهاي طبيعي اند نه تخيلي. پدرمافوق همچنان بر ديدگاه و انديشه سنتي خود و نيز حاكميت انديشه كليسا كه حاكميت قدرت و منافع خود است، اصرار مي ورزد. بنيادگرايي انديشه او در واقع درجهت حفظ سلامت و منافع خود است. شايد او هم روزي مانند ژرژ با هزاران ترديد و سؤال روبرو بوده است، اما اكنون حتي اگر ترديدي باشد، ترديد جايز نيست، بايد، بر موجوديت كليساو قدرتش تأكيد كرد، حتي اگر در باطن، مسيح وجود نداشته باشد. ژرژ اما نمي خواهد راه آمده پدر مافوق را ادامه دهد. تيزبيني او به او مي گويد زمانه ديگرگون شده است و قدرت و بنيادگرايي مقبول حتي عام هم نيست، چه رسد به انديشه هاي نو. حتي آلفونس (افشين هاشمي) كه لگدگاوي، او را ناكار كرده، در وراي انديشه هايش و بازنمود واقعيت زندگي با همسرش (برژيل) انساني امروزي است. حتي باگاتل (فرزين صابوني) هم كه مدام در حال نشخوار كردن و پس دادن است به يك نقطه روشن اشاره مي كند. تنوع آدمها در انديشه هاي گوناگون در مكبث وبويژه در دير راهبان نيز همانطور كه اشاره شد ما به ازاي بيروني اند. اگرچه اين آدمها شخصيت نيستند، اما تيپ هم نيستند. همنشيني با گاليله، مكبث، دانكن، پدرمافوق، ژرژ و... حتي اگر اين آدمها بر قدرت مطلقه حكومت و يا انديشه و باور خود اصرار داشته باشند آدمهايي هستند كه به نوعي با سياست و تفكر سروكار دارند.
بنابراين همنشيني آلفونس و باگاتل دو آدم در دو سطح مختلف با ژرژ و پدر مافوق و باز دو آدم با دو انديشه متفاوت هر چند در يك لباس، بي تأثير نيست.
به هر حال آنچه در اجراهاي مهندس پور قابل تعمق و تأكيد است وجه مشترك نمادين ابزار و اشياي صحنه و نيز پالودن بازي بازيگران اوست. چراكه در اين شيوه اجرايي تكليف بازيگر نيز مشخص است. بازيگر نه آنچنان غرق در نقش مي شود كه «خود» را فراموش مي كند و نه آنچنان دور از نقش كه براي تماشاگر غيرقابل باور به نظر آيد.
محسن ابراهيمي

ويترين كتاب
038598.jpg
* تاريخ بيهقي [دوجلد]/ خواجه ابوالفضل محمد بن حسين بيهقي/ براساس نسخه هاي دكتر فياض، اديب پيشاوري و غني ـ فياض/ مقدمه، توضيحات، تعليقات و فهارس از منوچهر دانش پژوه/ انتشارات هيرمند/ چاپ دوم: /۱۳۸۰ تيراژ: ۲۰۰۰نسخه/ قيمت: ۷۸۰۰۰ريال.
«تاريخ مسعودي» كه به نام «بيهقي» به «تاريخ بيهقي» شهرت يافته است، مهمترين و دقيق ترين كتاب تاريخ در متون تاريخي از معدود آثار كم نظير نثر فارسي است. بيهقي پيش از آنكه تاريخ نويس شود، دبير و نويسنده دربار غزنوي است و با آنكه در تاريخ خود در مواردي اين چنين مي نماياند كه استادش بونصر مشكان رئيس ديوان رسالت بوده با اين همه شكسته نفسي اش در برگيرنده معنايي نهفته است كه او دبير و كاتبي بسيار تواناست. اثر او، گرچه قسمت اعظم اش بر بادرفته است اما آنچه كه بر جاي مانده، كفايت يكتايي اوست در عرصه تاريخ نگاري و روايت گري.

038601.jpg
* مباني سياست‎/ عبدالحميد ابوالحمد‎/ انتشارات توس‎/ چاپ هشتم۱۳۸۰: ‎/ تيراژ: ۳۳۰۰نسخه‎/ قيمت: ۲۹۰۰۰ريال.
«مباني سياست» از عبدالحميد ابوالحمد [متولد ۱۳۰۹] استاد دانشكده حقوق و علوم سياسي دانشگاه تهران، طي سه دهه گذشته به چاپ هاي متعدد رسيده است و از سوي چند نسل از دانشجويان علوم سياسي خوانده شده. چاپ اخير، ويراست تازه اي از اين كتاب است كه در پي تئوريزه كردن پاسخي بنيادين در حوزه علم سياست است پاسخي كه واكنشي در برابر سؤالي پرقدمت در تاريخ بشري است: «سياست چيست؟»

038604.jpg
* ظهور و چاپ رنگي/ ضياءالدين خطير/ انتشارات سروش/ چاپ سوم [با اضافات]: /۱۳۸۰ تيراژ: ۳۰۰۰نسخه/ قيمت: ۱۲۰۰۰ريال.
در سال۱۳۴۲م. شخصي به نام الكساندرين،موفق به ابتكار دوربين بدون عدسي به نام ابس كورا كامرا شدكه فقط داراي يك سوراخ است و به آن دوربين سوراخي نيز مي گويند. لئوناردو داوينچي اين دوربين راتكميل كرد. در ۱۸۳۹ يك نقاش و دكوراتور فرانسوي به نام داگره موفق شد كار اولين عكس را با همكاري فردي به نام نيپس انجام دهد. در ۱۸۴۱ فوكس تالبوت انگليسي سيستم نگاتيو و پوزيتيو را از نمك نقره يد به وجود آورد. در سال،۱۹۳۵ آگفا و كداك، يك فيلم با سه لايه با رنگهاي مختلف به بازار جهان عرضه كردند. در ،۱۹۶۳ اولين بار دوربين پولارويد كشف شد. عكاسي در طول دوران پديد آمدن و طرح شدنش به عنوان هنر، وقايع مختلفي را از سر گذرانده است با اين همه به عنوان يك «صنعت ـ هنر» محتاج آموختن مداوم بوده كه در اين كتاب، نويسنده به بخش صنعت آن پرداخته است.

038607.jpg
* خلق شخصيت هاي ماندگار/ راهنماي شخصيت پردازي در سينما، تلويزيون و ادبيات داستاني/ ليندا سيگر/ مترجم: عباس اكبري/ انتشارات سروش/ چاپ دوم: /۱۳۸۰ تيراژ: ۳۰۰۰نسخه/ قيمت: ۱۲۰۰۰ريال.
به شخصيت هاي به يادماندني رمانهاي بربادرفته، كشتن مرغ مقلد، جين ايرو تام جونز يا نمايشنامه هاي آمادئوس، روابط خطرناك، آكواريوم يا فيلمهاي كازابلانكا، آني هال، همشهري كين يا سريالهاي تلويزيوني من لوسي رادوست دارم، همه در خانواده و ماه عسل روها بينديشيد. خلق شخصيت هاي به ياد ماندني يك روند است. گرچه بعضي نويسندگان معتقدند نمي توان اين كار را آموزش داد اما مي توان باترفندهاي شخصيت ها را بسيار بهتر كرد.

038610.jpg
* مت ميليونر/ رمان براي نوجوانان/ اندرونوريس/ مترجم: زهره فرنيا/ انتشارات سروش/ چاپ اول/۱۳۸۰: تيراژ: ۳۰۰۰نسخه/ قيمت: ۶۰۰۰ريال.
اندرو نوريس در ۱۹۴۷ به دنيا آمد. در كالج تري نيتي دوبلين تحصيل كرد و به توصيه خانمي به نام موريسن شغل معلمي را انتخاب كرد. در ۱۹۸۲ خانم ديگري به او گفت كه بايد شغل نويسندگي را انتخاب مي كرده؛ پس نوريس به نويسندگي روآورد. شايد اين كار او انگيزه مالي هم داشت [ چون ايراني نبود تا نويسندگي معادل مشكلات مالي باشد] اما بيشتر، براي اين تغيير شغل داد كه نويسنده ها فرصت بيشتري داشتند تا بعدازظهرها را به تماشاي فيلم بگذرانند. [خداي من! در اين مورد هم نويسندگان ايراني، چندان فيلم نمي بينند!]

038613.jpg
* عارف كامل ‎/ نكات و آموزه هايي از مرحوم آيت الله العظمي ميرزا محمدعلي شاه آبادي [استاد عرفان امام خميني(ره)]‎/ تحقيق و تأليف: معاونت پژوهشي بنياد فرهنگي شهيد شاه آبادي‎/ ناشر: ستاد بزرگداشت مقام عرفان و شهادت‎/ چاپ اول: ۱۳۸۰ ‎/ تيراژ: ۷۰۰۰نسخه‎/ قيمت: ۱۰۰۰۰ريال
مرحوم آيت الله ميرزا محمدعلي شاه آبادي [۱۳۲۸ـ۱۲۵۳] از مدرسان و علماي بنام حوزه علميه قم محسوب مي شوند كه طي سالها به آموزش شاگرداني پرداختند كه هريك، به نوبه خود از چهره هاي درخشان صحنه فقه و فقاهت اند. مؤلف اين كتاب، در سه بخش به ارائه نظرات شاگردان مرحوم شاه آبادي درباره او وگزيده اي از تأليفاتش مي پردازد.

038616.jpg
* تروريسم/ حسن واعظي/ انتشارات سروش/ چاپ اول: /۱۳۸۰ تيراژ: ۳۰۰۰نسخه/ قيمت: ۱۰۰۰۰ريال.
كتاب حاضر حاوي كالبدشكافي عمليات ۱۱سپتامبر نيويورك است و به نقش امريكا، درتقويت تروريسم بين المللي مي پردازد. بر كسي پوشيده نيست كه بن لادن، گروه القاعده و طالبان نتيجه رايزني هاي سران C.I.A با مسؤولان M.I.5 در دهه هشتاداست. اينك بنيادگرايي افسارگسيخته فرمايشي همچون نوريگا در پاناما يا صدام حسين در عراق، به رؤيارويي مؤسسان خود رفته است كه اصلاً شگفت انگيز نيست. «قدرت» ايدئولوژي جهان امروز است و براساس اين ايدئولوژي، شما مي توانيد اتصالات نامرئي خود رادر جهان سياست قطع كنيد تا به مرحله اي تازه پرتاب شويد.

038619.jpg
* دورتر از تولد هفده ستاره/ مجموعه شعر/ صفورا نيري/ نشر سالي/ چاپ اول/۱۳۸۰: تيراژ: ۱۵۰۰نسخه/ قيمت: ۷۰۰۰ريال.
«نيري» از شاعران فعال دهه پنجاه است كه در دهه شصت به «شعر كودك و نوجوان» روآورد و بيشتر در اين زمينه فعال بود. اينك «دورتر از تولد هفده ستاره» حاصل دوران سكوت او در عرصه «شعر بزرگسال» است. شعر «كدام حادثه» را از اين كتاب مي خوانيد: «طلوعي به رنگ تولد/ دل/ تازه تر از فروردين/ كدام حادثه آيا/ به انتظار من نشسته/ موهاي نمدينش را/ شانه مي زند؟»



|   شناسنامه   |   آرشيو   |