مرتضي ثاقب فر در رشته علوم اجتماعي از دانشگاه تهران ليسانس گرفته است و فوق ليسانس خود را در رشته جامعه شناسي شناخت (معرفت) از دانشگاه سوربن پاريس. متولد ۱۳۲۱ تهران است. در فاصله سالهاي ۱۳۴۴ تا ۱۳۵۴ در مؤسسه مطالعات و تحقيقات علوم اجتماعي دانشگاه تهران مشغول به كار بوده و از پس از انقلاب به كار ويراستاري و ترجمه مشغول است. ثاقب فر تاكنون چهار اثر تأليفي و حدود ۳۰ اثر ترجمه شده دارد. «شاهنامه فردوسي و فلسفه تاريخ ايران» كه در سال ۷۷ و «بن بست هاي جامعه شناسي» كه مجموعه مقاله است در سال ۷۸ از جمله اين آثار است. ثاقب فر از انگليسي و فرانسه ترجمه مي كند و اغلب آثارش در زمينه تاريخ و فرهنگ ايران است. «ايران باستان» اثر يوزف و سيهوفر «ايدئولوژي هاي مدرن سياسي» اثر «اندورو وينسنت»، هخامنشيان اثر آملي كورت و ... از جمله آثار ترجمه شده توسط اوست. گفت وگوي ما را با او مي خوانيد:
* آقاي ثاقب فر الآن چه كتابهايي در دست چاپ داريد؟
** حدود شش كتاب آماده انتشار دارم. ولي دو كتاب از بقيه زودتر منتشر مي شوند. يكي كتاب «يونانيان و بربرها» اثر اميرمهدي بديع است. جلد اول و دوم اين مجموعه ۸جلدي پيش از انقلاب با ترجمه احمد آرام توسط انتشارات توس منتشر شده بود و جلد سوم را الآن من آماده كرده ام. يك جلد از اين مجموعه با ترجمه قاسم صنعوي منتشر مي شود. يعني هرجلد را قرار است يك نفر ترجمه بكند. كتاب ديگرم «سرزمين ايران» جلد اول از تاريخ كمبريج است.
* ترجمه اين آثار فكر مي كنيد چه كمكي به علاقه مندان تاريخ خواهدكرد؟ باتوجه به اينكه اغلب كتابهاي تاريخ بدون پيشداوري نيست؟
** نظر شخصي ام اين است كه ترجمه اين آثار لازم است. اصولاً انگليسي ها يك سنت بي طرفي را در مطالعات تاريخي وتأليف دارند. حيف است كه يك دوره كامل تاريخ كمبريج كه از ابتداي تاريخ ايران تا دوره سقوط پهلوي را دربرمي گيرد ما نداشته باشيم. ضمن اينكه اين تاريخ را متخصصان و ايران شناسان زبده اي كاركرده اند. هرچند خودم پيرامون بعضي از مسائل مطرح شده در آن حرف دارم. با اين همه اول بايد اين آثار منتشر بشوند و بعد موردنقد و بررسي و ارزيابي ديگران قراربگيرند.
* آيا اين مسأله در مورد كتاب «يونانيان و بربرها» هم صادق است؟
** كتاب اميرمهدي بديع كه همان «يونانيان و بربرها» باشد و من ترجمه كرده ام فقط هزار صفحه راجع به نبرد سالامين و پلاته است. ايشان با علم و آگاهي و با قدرت فراوان روي اين اثر كار كرده اند. آقاي بديع به چندين زبان جهاني و معتبر مسلط بود. ايشان مثلاً تاريخ هرودت را به زبانهاي مختلف و سطر به سطر خوانده وبررسي كرده و تاريخ معاصر و تاريخ درسي دانشگاهها را هم حتي ديده است. به عنوان مثال تاريخ گيرشمن را بررسي كرده و انتقادهايش را مطرح كرده است و اين تحقيقات نشان مي دهد امثال پلوتارك مغرضانه در تاريخ قضاوت كرده اند. البته من معتقد نيستم اين آثار تماماً بي طرف و بي غرض است. خواننده و دانشجويان بايد با اين تاريخ آشنا بشوند و بدانند كجا درست است و كجا غرض ورزي داشتند. اثر آقاي بديع واقعاً كار با ارزشي در اين حوزه است.
* تاريخ كمبريج گويا با ترجمه ديگري منتشر شده و بخشي هم در حال انتشار است. ضرورت اين دوباره كاري چيست؟
** متأسفانه يا خوشبختانه ... نمي دانم. ببينيد، ترجمه هايي در حوزه رمان تاريخ، فرهنگ ديدم كه از ترجمه هاي قبلي بهتر بودند. تكرار بعضي از اين ترجمه ها بخاطر سودجويي است. مثلاً از يك رمان چهار ـ پنج ترجمه در بازار هست. گاهي اختلاف سليقه هست، گاهي لج و لج بازي ناشر يا مترجم است. به هر صورت به خواننده بايد حق داد كه ترجمه بهتر را انتخاب كند.
* كتاب «ايدئولوژي هاي مدرن سياسي» كه با ترجمه شما منتشر شده، براي دانشجويان نوشته شده، آيا در ايران مخاطبان اين كتاب دانشجويان هستند يا به عنوان كتاب درسي يا كمك درسي انتخاب شده است؟
** من اين كتاب را به پيشنهاد ناشر ـ انتشارات ققنوس ـ ترجمه كرده ام. به نظرم كتاب جالبي است و در خارج از كشور براي دانشجويان نوشته شده ولي دراينجا هم دانشجويان ما كه در اين زمينه مطالعه مي كنند كم نيستند و علاقه مندان به مسائل سياسي هم كم نيستند. هم دانشجويان و هم مردم مدتهاست كه بسيار سياسي شده اند. اما اين كتاب تدريس مي شود يا نه؟ نمي دانم. اگر خودم در دانشگاه تدريس مي كردم اين كتاب را توصيه مي كردم. اما حالا به استادان برمي گردد كه اگر تشخيص دادند اثر خوبي است به دانشجويانشان معرفي كنند.
* در چند سال اخير گرايش عجيبي به بازخواني تاريخ گذشته و اساطير و... در ميان خوانندگان ايراني مشهود است، اين امربه چه مسائلي برمي گردد؟
** به نظر من انقلاب ما روي نسل جوان تأثيرات عميقي داشت و سؤالات بسياري را برايشان ايجاد كرد. اين نسل مي خواهد بداند كه ما كي هستيم، كجا هستيم و بر ما چه رفته است؟ مي خواهد بداند ايراني بودن ما، اسلامي بودن ما، چقدر روي هويت ما تأثير داشت؟ و سهم هر كدام چقدر است؟ جامعه وقتي تكانهاي شديد سياسي فرهنگي دارد، در طول تاريخ دچار مسأله است، خوشبختي اين است كه جامعه ما اين را مي فهمد كه دچار مسائل سياسي وفرهنگي است و دچار سؤال و ابهام است و براي گرفتن پاسخ و روشن شدن به اين دسته از آثار رجوع مي كند و به يك بازخواني تاريخي و اسطوره اي مي رسد.
* آيا در مقاطع ديگري از تاريخ ايران، وضعيت مشابه داشته ايم؟
** در قرون سوم تا پنجم هجري كه دانشمندان بزرگ علمي، ديني و اديبان بزرگ شعر و نثر را داشته ايم و دوران اوج رشد واعتلاي فرهنگي ما بود. در آن مقطع نيز جامعه ما پي برد كه دچار مسأله است و در تلاش حل آن، آن اوج درخشان را داريم. اصولاً هميشه جوامع انساني به اين حد از آگاهي نمي رسند كه مشكل دارند و بايد حل شود.
* شما مشكل فرهنگي امروز جامعه را چه مي بينيد؟
** يك مشكل، مشكل جامعه شناختي معرفتي است. دولتهاي حاكم در طول تاريخ به هر چيزي حمله كردند و يا آن را بايكوت كرده اند، نزد مردم گرامي شد و برعكس از هرچيزي كه زياد حمايت و پشتيباني كرده اند، مردم از آن گريزان شده اند. بعد از انقلاب عده اي هويت ايراني ما را انكار كردند، يا كمرنگ جلوه داده اند، آداب و رسوم و حافظه جمعي و قومي ما را مذموم شمرده اند، اين اعمال، عكس العمل در ميان مردم ايجاد كرده است ـ كم محلي نسبت به گذشته ايراني ما، اين گرايش شديد را در جامعه ايجاد كرده است.