• وقتي انسان قرار گذاشت در يك، دو، سه، چهار روز و شب از سال ، به خودش بيشتر برسد، اين رسيدگي درتعيين مقدرات او، لااقل تا يك سال ديگر، تأثير فراوان دارد.
خوشوقتم كه در اين شب مقدس از ماه مبارك رمضان با خواهران و برادران مسلمان براي عبادت و بندگي خدا گرد هم جمع آمده ايم. فرصتي است كه بتوانيم يكي از مسائل اسلامي را در حدود گنجايش يك جلسه بررسي كنيم.
در قرآن كريم در سوره معروفي كه «سورة القدر» نام دارد، تعبير شب قدر و ليلة القدر آمده است.
|
|
|
در اين سوره درباره شب قدر اين مشخصات ذكر شده است: ۱ـ شب قدر شبي است كه قرآن در او نازل شده: ما قرآن را در شب قدر فرستاديم: ۲ـ شب قدر شبي است كه از هزار شب بهتر است؛ ۳ـ در اين شب فرشتگان به همراه روح (در آياتي ديگر روح الامين هم آمده) و به فرمان خدا (به هر فرمان خدا) فرو مي آيند؛ ۴ـ شبي است كه تا سپيده دم، شب سلام، شب سلم و شب سلامت است. اين آن چيزي است كه از سوره قدر درباره شب قدر مي فهميم .يكي از مشكلات فن مطالعات اسلامي اين است كه معمولاً يك مطالعه كننده بيايد و فقط يك آيه يا دو آيه، يا يك حديث يا دو حديث، را در باره يك مطلب ببيند و از آيات و روايات و مطالب ديگري كه درباره همان موضوع آمده غفلت كند، يا حوصله تحقيق و تتبعش كم باشد، آن وقت اظهارنظري كند كه اين غالباً خام است. يكي از مشكلات فن اسلام شناسي همين نداشتن تتبع تام، تفحص كامل و حوصله فراوان در بررسي دلايل و مأخذ يك مطلب و يك موضوع در اسلام است. متأسفانه نه تنها آنها كه در خارج از سمت روحانيت و علماي اسلامي هستند، بلكه آنها هم كه در زمره علماي اسلامي هستند خيلي ها به اين كم حوصلگي گرفتارند. باز متأسفانه خيلي از اين آقاياني هم كه به نام شر ق شناس و خاورشناس يا اسلام شناس در اين قرنهاي اخير درباره اسلام مطالعاتي كرده اند و مطالبي نوشته اند، به اين مشكل گرفتارند. به هر حال، درباره شب قدر در قرآن كريم مطلب به همين سوره ختم نمي شود. در سوره دخان چند آيه ديگر داريم كه خواه و ناخواه به شب قدر مربوط مي شود. در سوره دخان چنين آمده: «بسم الله الرحمن الرحيم، حم، و الكتاب المبين، انا انزلناه في ليلة مباركة، اناكنا منذرين. فيها يفرق كل امر حكيم، امراً من عندنا انا كنا مرسلين.» در اين آيات كلمه قدر نيامده است، ولي اين آيات مي گويد ما قرآن را در شب مبارك و پربركتي فرستاديم؛ شبي كه درآن شب هر امر محكمي به صورت واحد معين مي شد؛ شبي كه در آن شب به فرمان ما حكم قاطع هر مطلبي روشن مي شد و در اين شب ما مي فرستاديم فرستادگان (رسول و پيامبر) را. ملاحظه مي كنيد كه اين آيات درست با آياتي كه در سوره قدر است مربوط به يك موضوع است. البته در اينجا كلمه قدر نيست. در سوره قدر مي گفت ما قرآن را در شب قدر فرستاديم، اينجا مي گويد ما قرآن را در شبي مبارك فرستاديم. اين شب مبارك همان شب قدر است. در آنجا مي گفت در اين شب فرشتگان به همراه روح الامين با هر فرمان و از روي هر فرمان مي آمدند، و در اينجا مي گويد در اين شب هر امري به صورت محكم مشخص مي شود و به صورت قاطع معين مي گردد. در سوره نحل آيه اي هست كه بخصوص شب قدر مربوط نيست، ولي به مطلب كلي شب قدر مربوط است:
«ينزل الملائكة بالروح من امره علي من يشاءمن عباده ان انذرو، انه لااله الا انا، فاتقون.» خدا كسي است كه فرشتگان را به همراه روح الامين مي فرستد، بر هر يك از بندگانش كه بخواهد؛ و به آنها مأموريت مي دهد كه برويد پيام يكتاپرستي را به مردم برسانيد و به آنها اعلام كنيد كه جز خداي آفريدگار جهان خدايي نيست، پس جانب خداي يكتا را نگه داريد. در اينجا هم صحبت از فرستادن فرشتگان به همراه روح الامين و فرستادن رسولان و پيامبران به سوي مردم است. ما از اين آيات چه مي فهميم؟ آيا از اين آيات قرآن اينطور فهميده مي شود كه شب قدر شبي است كه مقدرات اشخاص و مردم معين مي شود؟ شب قدر است يعني شب تقدير است؟ آن هم تقديرات مردم و سرنوشت مردم؟ آن هم براي چه مدتي: يك سال، كمتر، بيشتر؟ اين يك احتمال در معني كلمه قدر. احتمال ديگر در معني كلمه قدر اين است كه شب قدر است يعني حسابها روشن مي شود، اما نه سرنوشت افراد و مردم؛ بلكه حكم قاطع هر مطلبي روشن مي شود. چون در شب قدر قرآن كريم نازل شد و پيغمبر اسلام به پيغمبري مبعوث شد و خدا احكام حلال و حرام و بد و خوب را در قرآن كريم به صورتي قاطع و ابدي فرستاد و فرشتگان به همراه روح الامين حامل پيام الاهي بعثت و حامل كتاب الاهي قرآن براي پيغمبر بودند، بنابراين شب قدر است. يعني شبي است كه اندازه و قدر هر مطلبي به صورتي قاطع روشن شده است. در اين معنا ديگر بحثي از سرنوشت اشخاص، چه يك شب و چه يك سال و چه يك عمر، در ميان نيست. معني سوم اينكه اصلاً كلمه قدر به معناي ارزش و منزلت باشد، نه به معناي ارزيابي. يعني ما قرآن را فرستاديم در شبي ارزنده؛ شبي كه بايد قدرداني شود؛ شبي كه از هزار ماه بهتر است. دليل بهتر بودن اين شب از هزارماه و دليل قدر و منزلتش نيز اين است كه شب بعثت پيغمبر اكرم است.
از قرآن كريم و آيات قرآن كريم نمي توانيم بفهميم كه آيا حتماً معني اول مراد است يا دو معني ديگر. ولي آنچه مسلم است اين است كه از آيات قرآن كريم اين مقدار استفاده مي شود كه شب قدر شب بعثت پيغمبر و شب فرستادن قرآن كريم و شب مباركي است. شب پربركتي است. شبي است كه تا سپيده دم و تا صبحگاه شب سلام براي بشريت و انسانيت است. شبي است كه فرشتگان به همراهي روح الامين بر پيغمبر آمده اند و هر مطلبي كه بايد و شايد بر پيغمبر خوانده اند. اينها از قرآن بطور مسلم استفاده مي شود؛ اما درباره بيش از اين، به حساب قرآن نه مي توانيم بگوييم بله و نه مي توانيم بگوييم نه. اين شب قدر از نظر قرآن كريم، اما از نظر روايات.
|
|
|
از نظر روايات، شيعه و سني، عامه و خاصه در مورد شب قدر احاديث و رواياتي از پيغمبر اكرم دارند. امام مالك كه از ائمه بزرگ فقه عامه و برادران سني ماست و تقريباً معاصر متأخر امام صادق عليه السلام است، در كتاب معروف و معتبر خود (كه مخصوصاً از نظر عامه داراي ارزش فوق العاده اي است) «موطأ» كه در فقه و حديث است و معروفترين اثر علمي مالك هم هست، بابي تحت عنوان قدر دارد و رواياتي از پيغمبر اكرم نقل مي كند كه از ايشان سؤال شد شب قدر چه شبي است. روايات مختلفي نقل مي كند. يكي اينكه فرمود در ده روز آخر ماه رمضان است؛ يكي اينكه فرمود در چند روز آخر ماه رمضان است، با شبهاي بيستم و بيست و يكم، بيست ودوم و سوم، و بيست و هفتم منطبق مي شود.
امام شافعي كه او هم از ائمه بزرگ فقه سني و برادران سني است نيز در كتاب معروف و مهمترين كتابش «ام» كه از كتابهاي بسيار معروف فقه عامه است در باب كوتاهي مسأله شب قدر و عبادت را در شب قدر را البته خلاصه تر از آنچه در كتاب «موطأ» مالك آمده نقل مي كند.
علماي شيعه، مخصوصاً در كتابهاي ادعيه و همچنين در كتابهاي حديث درباره شب قدر روايات بسياري نقل كرده اند. ماحصل روايات و مطالبي كه علماي شيعه دارند اين است كه در اين شب مستحب و بجاست كه هر مسلماني بيشتر وقتش را به دعا و توجه به خدا بگذراند و اگر بتواند شب را احيا كند. احيا كلمه عربي است كه فارسي دقيق آن كلمه شب زنده داري است. احيا يعني شب زنده داري. خوب است هر مسلماني در اين شبها شب زنده داري كند، اما شب زنده داري به دعا، توجه به خدا، محاسبه نفس، پاك كردن دل و پاك كردن روح از آلودگي ها و ناپاكيها. آماده كردن روح براي بهتر عمل كردن به وظايفي كه خدا براي ما مقرر كرده است. اين خلاصه آنچه است كه در احاديث و كتابهاي شيعه آمده.
در ضمن مطالبي كه مربوط است به اين شب، بعضي از محدثين، از جمله مرحوم محدث قمي و مرحوم مجلسي و ديگران، از اينكه اين شب شبي است كه مقدرات يك سال در آن معين مي شود نيز صحبت كرده اند ولي هيچ عالم شيعي و غيرشيعي نگفته است كه بعد از شب قدر ديگر انسان دعا نكند. پس اينكه امشب شب تعيين مقدرات يك ساله است بايد معني و مفهوم ديگري داشته باشد كه با استحباب و تأكيد به دعا در شبها و روزها و هر ساعتي از ساعتهاي سال كاملاً سازگار باشد. آن تفسير و تعبيري كه مامي توانيم براي اين مطلب بكنيم اين است كه آدمي در دوره زندگي يك ساله اش خوب است يك شب، دو شب، سه شب را به جنبه هاي معنوي خودش و به رسيدگي به خودش اختصاص بدهد.
براستي بسيار بجاست كه هر انساني چنين يك يا دو يا سه روز و يا چند روزي در زندگي اش داشته باشد. شكي نيست كه وقتي انسان قرار گذاشت در يك، دو، سه، چهار روز و شب از سال بيشتربه خودش بيشتر برسد، اين رسيدگي درتعيين مقدرات او، لااقل تا يك سال ديگر، تأثير فراوان دارد. اگر من امشب، ديشب، فرداشب، چند شب، چند روز، مدتي را اختصاص دادم به اينكه به خودم برسم و ببينم درگذشته چه راهي را رفته ام، چه گناهي كرده ام، چه كار خيري كرده ام و بعد از گناهي كه كرده ام از خدا طلب مغفرت و آمرزش كنم، توبه كنم، برگردم، خواه و ناخواه تصميم بگيرم نسبت به سال آينده و نسبت به آينده ام بهتربشوم، ديگراين گناهها را مرتكب نشوم و آنها را تكرار نكنم و به درگاه خدا دعا كنم و از خدا مدد بخواهم و توفيق بخواهم... اگر هيچكس هيچ مطلبي هم نگفته بود وما خودمان حساب مي كرديم مي گفتيم بله، اين دو ـ سه شب درتعيين سرنوشت و روش و رفتار ومقدرات يك ساله من تأثير بسزايي خواهد داشت. چون آثار روحي اين بررسي و اين مطالعه، اين توجه، اين محاسبه، اين دعاي به درگاه خدا بدون شك تا سال آينده اي كه باز چنين محاسبه اي تكرار خواهد شد، درروح من بطور خودآگاه و بطور ناخودآگاه آثار ارزنده اي خواهد داشت. اين آن مفهوم معقول دلچسبي است كه من براي شب قدر براي خودم دارم.
ادامه دارد