شماره ۱۹۹۰ - سال هفتم - يكشنبه ۱۸ آذر ۱۳۸۰
Sun, Dec 9, 2001
Think black.jpg
PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
سلام ايران
اجتماعي
گزارش روز
مجلس
فرهنگ و انديشه
تاريخ
ايران
قرآن
فرهنگ و هنر
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
ديگه چه خبر؟
هفت هنر
اوقات شرعي

آرشيو
شناسنامه
شبي كه سرنوشت سال را رقم مي زند
(بخش دوم وپاياني)

سيبستان
039594.jpg
هر انسان جانوري وحشي در درون خود دارد.
فردريك كبير (۱۷۱۲ـ۱۷۸۶)
*
پروردگارا، مرا در پناه خود آور و نجاتم بده از آن انسان شرور، از خودم.
قديس اگوستين (۳۵۴ـ۴۳۰م)
*
اي شهان كشتيم ما خصم برون
ماند خصمي زو بتر در اندرون
كشتن اين، كار عقل و هوش نيست
شير باطن سخره خرگوش نيست
اين قدم حق را بود كو را كشد
غير حق خود كه كمان او كشد؟
سهل شيري دان كه صفها بشكند
شير آنست آن كه خود را بشكند
مولانا جلال الدين (۶۰۴ـ۶۷۲هـ.ق)
مثنوي
*
سهل ابن تستري مي گويد: «هركه بامداد كند و همت وي آن باشد كه چه خورد، دست از وي بشوي.»
جامي (۸۱۷ـ۸۹۸هـ.ق)
بهارستان
*
در مجلس كسري سه تن از حكما جمع آمدند: فيلسوف روم و حكيم هند و بزرجمهر. سخن به اينجا رسيد كه سخت ترين چيزها چيست؟ رومي گفت: پيري و سستي با ناداري و تنگدستي. هندي گفت: تن بيمار با اندوه بسيار. بزرجمهر گفت: نزديكي اجل با دوري از حسن عمل. همه به قول بزرجمهر رضا دادند و از قول خويش باز آمدند.
جامي (۸۱۷ـ۸۹۸هـ.ق)
بهارستان
*
قانون طلايي رفتار، تساهل ومداراست، يعني درك اين موضوع كه همه يكسان فكر نمي كنند، و اينكه ما همواره فقط بخشي از حقيقت را، و از زاويه اي خاص مي نگريم.
(گاندي ۱۸۶۹ـ۱۹۴۸)

شبي كه سرنوشت سال را رقم مي زند
(بخش دوم وپاياني)
دعاعاشقانه اي آرام
039597.jpg
بخش نخست از مطلب حاضر، روز گذشته از نظر خوانندگان ارجمند گذشت. در آن بخش، مرحوم دكتر بهشتي با برشمردن معاني گوناگون قدر، به تبيين جايگاه ليلة القدر در قرآن و احاديث و روايات پرداخت و به اين نكته نظر كرد كه يكي از مهمترين ويژگي هاي اين شب گرانقدر آن است كه سرنوشت يك سال در آن شب رقم مي خورد. در بخش حاضر، موضوع بحث، بررسي مقوله ي دعا و نيايش و انواع آن است. با تشكر از بنياد فرهنگي شهيد دكتر بهشتي كه اين سخنراني منتشر نشده را در اختيار «ايران» قرارداد و با ذكر اين نكته كه مطلب حاضر، با اندكي تلخيص و تصرف به چاپ مي رسد، توجه خوانندگان محترم را به آن جلب مي كنيم.
گروه انديشه
دعا يك كلمه عربي است. معني اصلي اين كلمه عربي صدا زدن است. وقتي انسان كسي را صدا مي زند و مي خواهد او را به سمت خودش بخواند، اگر به صورت عادي صدا بزند مي گويند «دعاه» اگر قدري با صداي بلندتر صدا كند مي گويند «ناديه». بنابراين دعا يعني از خدا چيز خواستن و با خدا راز و نياز كردن.
عابد يعني كسي كه سراسر وجودش را توجه به خدا و اطاعت از خدا و بندگي خدا فروگرفته، بطوري كه در زندگي همواره به سوي خدا توجه دارد؛ نه درد دارد، نه بيماري دارد، نه مشكل دارد و نه گرفتاري؛ زندگي اش هم بسيار سر به راه و راضي است. او مي گويد خدايا! تو را شكر مي كنم. الهي شكر! اين هم دعا مي كند. او هم خدا را مي خواند، اما خدا را براي شكر و سپاسگزاري مي خواند. در آن حالت، در حالت درخواست چيزي از خدا نيست؛ درحال شكرگزاري خداست. آدمي است كه بينشش درباره جهان و خدا از اين هم بالاتر است. مي بينيد شكرش راهم كرده، سپاسگزاري اش را هم كرده، درد و رنجي هم ندارد، مشكلي هم ندارد، ناراحتي هم ندارد، اما درعين حال مي گويد خدايا! اين فرد كيست؟ كسي است كه وقتي مي گويد اي خدا، گفتار اي خدا، اداي كلمه اي خدا از ته دل و قلب او، به صورت عشق به معبود و عشق به خداست. يعني او اصلاً از توجه به خدا لذتي معنوي، نشاطي روحاني، انبساط و گشايش قلب و دل و جاني پيدامي كند كه لذت مي برد بگويد اي خدا. اين هم يك نوع دعاست.
ملاحظه مي فرماييد در همه اين مراحل دعا يعني خدا را خواندن و خدا را صدا زدن؛ يا به عنوان كمك گرفتن؛ خدا را صدا مي زنيم همچنان كه يك كسي را به كمك خودمان صدا مي زنيم. خدا را به عنوان شكرگزاري صدا كردن. خدا را چون عاشقي دلباخته صدا كردن. اين عالي ترين مرحله دعاست. بايد عرض كنم كه بيشتر دعاهايي كه از ائمه ما، مخصوصاً از امام سجاد و از مولاي متقيان اميرالمؤمنين علي(ع) رسيده، جنبه معاشقه با خدا دارد. اصلاً امام سجاد در بيشتر دعاهاي صحيفه سجاديه چنان سخن مي گويد كه گويي دلباخته و دلداده اي با محبوب خودش سخن مي گويد. از اين انس لذت مي برد. با خدا انس مي گيرد. اين دعاست.
بنابراين، دعا مخصوص آدمهاي درمانده و محتاج نيست. دعا مخصوص آدمهاي مشكل زده هم نيست. عالي ترين درجه دعا از آن كساني است كه از اين مراحل، بالا آمده باشند و وقتي به سوي خدا مي روند يا براي شكر و يا از شكر بالاتر، براي انس، دل به سوي خدا دارند. اما در قرآن كريم:در قرآن كريم بيشتر آيات دعا مربوط به آن قسم اول و دوم و آيات كمتري مربوط به قسم سوم است چون آيات قرآن روي حساب سطح عموم مردم است و چون توجه عموم مردم به خدا بيشتر براي مشكل گشايي و ياري خواهي است، يا از اين بالاتر، براي شكرگزاري است، بيشتر آيات دعا در قرآن دراين مورد آمده است،ولي آيات كمتري نيز كه مربوط به خواص و زبدگان است در قرآن آمده است كه در آنها هم دعا معناي انس با خدا را دارد. آن آيات بيشتر با كلمه ذكر و تذكر و ياد خداست. دعا در آن آيات بيشتر با اين كلمه بيان شده است.
مطلب ديگري كه لازم است درباره دعا عرض كنم اين است كه بدون ترديد براي كساني كه تربيتشان، اعتقادشان، عادتشان، راه دعا را به روي آنها درزندگي نبسته و پيوند قلبي ميان آنها و ميان كسي كه به او دعا گويند گسسته و بريده نشده، دعا يكي از پناهگاههاي عالي سعادت بخش درزندگي است. آنهايي كه پناه دعا را از دست نداده اند نعمتي بزرگ دارند كه بايد قدرش را بشناسند؛ ولي مبادا درباره اين پناهگاه فكر كنيم. دعا پناهگاه پرارزشي است براي مردمي كه بفهمند دعا يعني چه و چه جور بايد دعا كرد و كجا بايد دعا كرد و دعا لغزشگاه خطرناكي است براي فرد و امتي كه ميزان و حد دعا را نشناسد؛ كمااينكه امت ما در مورد دعا به چنين لغزشي دچار شده است. در اين مورد بايد يك جمله عرض كنم و آن اين است كه دعا به هيچ صورت براي آن نيست كه دعاكننده ذره اي از كوشش و تلاش خودش براي رسيدن به آن مطلبي كه درباره آن مطلب دعا مي كند خودداري كند. اگر دعاكننده اي دعا كرد وخودش حركت نكرد، يا حركت كرد ولي به اندازه كافي حركت نكرد، انسان جاهل و ناداني است.
039600.jpg
اگر امتي، اجتماعي، كه در لابه لاي چرخهاي پيچيده زندگي اجتماعي گير افتاده و از هر سو فشار مي گيرد، دست به دعا بردارد و از خدا خلاص و نجات و رهايي خودش را از شرايط و مشكلات بخواهد، بسيار بجاست؛ بسيار خوب است. اما قبلاً بايد از اين امت پرسيد آيا همه راههاي عقلايي تلاش و كوشش براي نجات و اصلاح خودش را طي كرده يا نه. اگر قدمي در اين راه كوتاهي كرده باشد و دعا كند، دعايي جاهلانه است و منتظر اجابت هم نباشند.
دعا را از آن سر معني كردم: عشق به خدا، پيوند با خدا؛ اجازه بدهيد آن را از اين سر هم معني كنم. معناي دعا از اين سر اين است كه اگر فرد يا جامعه تمام تلاشهاي عادي را كرد ولي با تلاشش به جايي نرسيد، دچار يأس و نااميدي نشود؛ بداند و ايمان داشته باشد كه دستگاه الهي از حوزه تلاش او بسي وسيع تر است و چه بسا راههاي تلاش نشناخته اي وجود داشته باشد كه در آينده به رويش باز شود و مسيري تازه و نو براي تلاش و كوشش پيش پايش بگذارد. در مفهوم دعا در اسلام اصلاً آمادگي براي تلاش و كوشش بي پايان نهفته است. يعني آدمي نه تنها بايد در حدودي كه عقلش رسيده كاركرده باشد، بلكه بايد در حدودي كه عقلش هنوز نرسيده نيز به راههاي نشناخته نو براي تلاش و كوشش اميد داشته باشد.
بنابراين، ما كه دعا مي كنيم، معني دعا اين است كه از آن طرف پيوند با بي نهايت، پيوند با خداي بي نهايت و قدرت بي نهايت او را، همواره براي خودمان محفوظ نگه مي داريم و از اين طرف معنايش اين است كه بر خودمان نهيب مي زنيم مبادا دچار يأس و نااميدي باشيم. بكوش؛ اميدوار باش؛ اميد است ازراههايي كه حتي به فكرت نمي رسد به هدف و مقصود و آمال و آرزويت برسي.
مراسم دعاي شب قدر مخصوصاً در ميان شيعه، معمولاً توأم است با توجه بيشتر به دو دستاويز بزرگ كه پيغمبربه ما معرفي كرد. پيغمبر در روزهاي آخر زندگي اش فرمود من مي روم، ولي دو وسيله سعادت و خوشبختي و هدايت و ارشاد در اختيار امت باقي مي ماند: كتاب و اهل بيت من. در مراسم دعاي شب قدر، ما هم به قرآن بيشتر توجه مي كنيم، هم به پيغمبر و اهل بيت پيغمبر. درعين حال كه به خدا و به درگاه خدا دعا مي كنيم، پاي قرآن و پاي پيغمبر و امامان را در ميان مي كشيم. اين امر نكته لطيفي دارد. آن نكته لطيف اين است كه در اسلام دعا كردن نه تنها با تلاش و كوشش در راه همان مطلبي كه دعا مي كنيم، بلكه با تلاش و كوشش براي انجام همه وظايف الهي همراه است. ما كه در شبهاي قدر قرآن به دست مي گيريم، يا قرآن به سرمي گيريم وبعد از نام خدا اسماي مقدسه پيغمبر و اهل بيت پيغمبر را به زبان مي آوريم و به اين ترتيب رو و دل به سوي خدا مي آوريم، معنايش اين است ما با تسليم درعمل كردن به قرآن و اطاعت از پيغمبر و خاندان او به سوي خدا مي رويم و از او مدد مي خواهيم و هدايت مي طلبيم و او را سپاس مي گزاريم و اگر قدر و لياقت اين را داشته باشيم با او مؤانست مي كنيم و دل با خدا مأنوس مي كنيم. اين نكته لطيف بايد همواره مورد توجه ما باشد. از پيش كشيدن قرآن كريم و پيغمبر و خاندان پيغمبر در شبهاي قدر و شبهاي احيا اينطور مي فهمم كه ما مي خواهيم با قرآن و با معلمان قرآن تجديد عهد كنيم و تصميم بگيريم به قرآن و به معلمان قرآن پيغمبر و خاندانش نزديك تر شويم و بهتر بفهميم آنها چه گفته اند و بهتر عمل كنيم.



|   شناسنامه   |   آرشيو   |