* يكي از طرحهايي كه دركشورهاي توسعه يافته به منظور بالا بردن توان پليس جهت انجام مأموريتهاي ذاتي صورت گرفته است، واگذاري بخشي از
مأموريتهاي جانبي اين نيرو به بخش خصوصي است.
* ايجاد شركتهاي خصوصي تأمين كننده امنيت مي تواند در كاهش آمار انواع سرقتها و رضايت شهروندان تأثير گذار باشد.افزايش روزافزون جرائم در جوامع كنوني واقعيتي است كه دنيا با آن روبرو بوده و انواع ناهنجاريهاي اجتماعي، امروزه در تمام كشورهاي جهان وجود داشته و معضل بزرگ جوامع انساني محسوب مي شود.
* ساده باوريست اگر تصور كنيم كه در ايجاد امنيت يك جامعه تنها چندنهاد مشخص متولي و مسؤول هستند.
افزايش جمعيت و بزرگ شدن شهرها در كنار مؤلفه هايي چون فقر اقتصادي و فرهنگي ـ بيكاري ـ تورم و،... سير صعودي افزايش آمار جرائمي از قبيل انواع سرقتها ـ كلاهبرداري ـ قتل ـ آدم ربايي ـ فرار نوجوانان و جوانان از منزل ـ باج خواهي و زورگيري و... را افزايش داده است.
باوجود وجه اشتراك وجود جرائم در تمام كشورهاي جهان، عملكرد بسياري از دولتها در ريشه يابي و مبارزه باعلل و عوامل پديدآورنده جرم و طراحي سيستم هاي امنيتي منطبق با واقعيات اجتماعي، زمينه كنترل و مها رجرائم و جلوگيري از رشد فزاينده آن را فراهم آورده و امنيت نسبي را براي جامعه خود ايجاد كره است.
برقراري امنيت در هر جامعه از مهمترين وظايف مسؤولان حكومتي آن جامعه است و اولين انتظار مردم از حاكمان، ايجاد شرايطي است كه در آن بتوان با اطمينان خاطر زندگي كرد تا تضمين فعاليت و كار براي همگان فراهم باشد. هر چند كه براي امنيت تعاريف گوناگوني ارائه گرديده است، ليكن اين لغت كه از ريشه امن گرفته شده به مفهوم: عدم بيم ـ در امان بودن ـ حالت بي خطري ـ فقدان ترس ـ آسودگي و امثال آن است و با توجه به اينكه ايجاد چنين شرايطي براي جامعه از دلمشغولي ها و اهداف هر حكومتي است، براي نيل به اين مهم، تدابير خردمندانه و همكاريهاي هماهنگ و صميمانه نظام اجتماعي شرط اوليه است.
از آنجايي كه نظام اجتماعي مجموعه اي از اقتصاد ـ فرهنگ ـ سياست و حقوق است براي ايجاد امنيت نسبي در جامعه ضروريست كه تعادل معقولي بين ايــــن خرده نظام ها ايجاد شود و اين تعادل هنگامي است كه كاركرد هر يك از اجزا به اندازه لازم و مفيد باشد بنابراين هنگامي كه يكي از خرده نظام ها رشد نامتناسب داشته باشد تعادل به هم خورده و چنانچه عدم تعادل در جامعه ازحدي فراتر رود نظام اجتماعي دوام نيافته و دستخوش بحران شده و ناامني به وجود مي آيد. در حقيقت امنيت و ناامني را نه در چارچوب يك خرده نظام، بلكه در نحوه ارتباط وتعامل وتعادل بين آنها بايد جست وجو كرد. امنيت مفهومي عام وگسترده است كه خرده نظام هاي اجتماعي به آن مفهوم و معني مي دهند براي مثال چنانچه در يك جامعه، توسعه اقتصادي رشدي بيش از توسعه سياسي ـ فرهنگي و اجتماعي داشته باشد تعادل بين خرده نظام ها به هم خورده و ناامني به وجود مي آيد.
اقتصاد مي تواند منشأ استحكام و امنيت عمومي و يا برعكس باعث بروز ناامني درجامعه باشد، در واقع وضعيت اقتصادي يك كشور، شمشير دولبه اي است كه بايد با دقت و ظرافت به آن نگريسته شود. چنانچه توسعه اقتصادي باتوسعه در ابعاد ديگر متوازن نباشد بروز ناهنجاريها در جامعه امري اجتناب ناپذير است. شكاف طبقاتي يكي از اشكال بارز اين ناهنجاريست كه عامل مهمي در بروز ناامني به شمار مي آيد. در هر الگوي توسعه اي، چهارعامل سياسي ـ اقتصادي ـ فرهنگي و اجتماعي مطرح است، ليكن بعضاً برخي از اين عوامل همچون توسعه فرهنگي و اجتماعي آشكارا مورد تأكيد قرار نگرفته اند و اين در حالي است كه عاملي چون اقتصاد بيش از حد لازم مورد توجه قرار گرفته است.
بنابراين ساده باوريست اگر تصور كنيم كه در ايجاد امنيت يك جامعه تنها چندنهاد مشخص متولي و مسؤول هستند و نقش مهم تعادل بين خرده نظام ها و سهمي راكه هر يك در تأمين امنيت دارند ناديده بگيريم. مسؤوليت نهادي چون نيروي انتظامي كه حفظ و برقراري نظم و امنيت در جامعه است به اين معني نيست كه خود اين نهاد وظيفه ريشه يابي علل وقوع جرائم و ناهنجاريها را دارد بلكه نيروي انتظامي بايد براي خشكاندن اين ريشه ها تلاش كند. زماني كه شكاف عميق طبقاتي، فقر، بيكاري، تهاجم فرهنگي، بي توجهي به مسائل و مشكلات جوانان و... در جامعه وجود داشته باشد، آمار رشد جرائم سير صعودي طي مي كند و روزبروز به حجم پرونده هاي جنائي افزوده خواهد شد. رشد جرائم در حقيقت نتيجه عدم تعادل بين خرده نظام هاي اجتماعي و نبودن برنامه ريزي صحيح از سوي نهادهاي مسؤول براي از بين بردن ريشه هاي جرم مي باشد در حالي است كه نيروي انتظامي متناسب با نياز جامعه امروزي از افزايش توان تجهيزاتي و پرسنلي برخوردار نيست.در چنين شرايطي باوجود اين كه اين نيرو با تمام توان و پتانسيل موجود خود به مقابله بامجرمين ـ خلافكاران و اشرار مشغول است ولي هر روز شاهد وقوع انواع ناهنجاريها در جامعه و افزايش آمار وقوع جرائم مي باشيم كه در حقيقت ديگر خارج از توان كنترلي اين نهاد است.
|
|
|
يكي از طرحهايي كه دركشورهاي توسعه يافته به منظور بالا بردن توان پليس جهت انجام مأموريتهاي ذاتي صورت گرفته است، واگذاري بخشي از مأموريتهاي جانبي اين نيرو به بخش خصوصي است. براساس اين طرح، شركتهاي ايمني خصوصي با ارائه خدمات انتظامي به جامعه، ضريب حفاظتي و امنيتي افراد و اموال آنها را افزايش داده كه نتيجتاً موجب كاهش وقوع جرائم در جامعه شده و پليس قادر خواهد بود كه تمام توان خود را در راستاي انجام مأموريتهاي ذاتي به كار گيرد.
اين شركتها باارايه خدماتي از قبيل، نصب تجهيزات و وسايل ايمني، آموزش و گماردن نگهبان براي محله ها ـ اماكن و مجتمع هاي مسكوني، تجاري، صنعتي، عملاً در افزايش ضريب ايمني جامعه و كاهش انواع سرقتها نقش بسيار مؤثري را ايفا نموده و نزديك نيم قرن است كه در كشورهاي پيشرفته سابقه فعاليت دارند. از آنجايي كه فعاليت اين شركتها تحت نظارت و كنترل پليس است و افراد و كارمندان آنها از بين اشخاص باتجربه در امور انتظامي و داراي صلاحيت اخلاقي و كاري انتخاب مي شوند، مورد اطمينان مردم و پليس بوده و هيچ گونه عواقب سوء بر رفتار و فعاليتهاي آنان مترتب نيست.
البته در حال حاضر چنين فعاليتهايي دركشور ما نيز انجام مي شود ولي اين فعاليتها قانونمند نبوده و نيروي انتظامي يا نهاد ديگري نظارتي بر آنها ندارند. گماردن شبگرد در محلات، استخدام و به كارگيري نگهبان در مجتمع هاي مسكوني، تجاري، صنعتي و فروش و نصب انواع وسايل و تجهيزات ايمني، امروزه بطور گسترده ولي بدون نظارت و كنترل درجامعه ما وجود داردكه متأسفانه، به علت عدم گزينش صحيح افراد نگهبان و شبگرد و نداشتن تجربه كافي آنها و يا به علت نداشتن صلاحيت اخلاقي و تعهد بعضي از نصب كنندگان تجهيزات و سيستم هاي ايمني پيشگيري از وقوع سرقت، تاكنون بسياري از جرائم توسط تعدادي از اين اشخاص و با سوءاستفاده از اطمينان مردم و موقعيت فراهم شده براي آنان به وقوع پيوسته است. در حقيقت اين قبيل فعاليتهاي خودسر و غيركنترل شده نه تنها باعث افزايش ايمني در جامعه ما نبوده بلكه برعكس، ايجاد ناامني را نيز در پي داشته است و به قول معروف يار شاطر نبوده اند و بار خاطر شده اند. چه بسيار از افراد سابقه دار و خلافكار كه با نفوذ در اين قبيل مشاغل براحتي خواهند توانست مقاصد مجرمانه خود را به سهولت انجام داده و از اين طريق اطلاعات لازم را درباره افراد و اموال آنان به دست آورند. بنابراين يكي از طرحهايي كه مي تواند ايمني جامعه را افزايش داده و باري را از دوش نيروهاي پليس هر جامعه بردارد متأسفانه در جامعه ما به علت عدم كنترل و نظارت بر عملكرد آنها، خود باعث افزايش درصدي از جرائم جامعه شده است.
ايجاد شركتهاي خصوصي تأمين كننده امنيت و ارائه خدمات انتظامي به مردم، به صورت قانونمند و تحت نظارت و كنترل نيروي انتظامي، مسلماً از چنين تبعات سوء برخوردار نبوده و بطور يقين مي تواند در كاهش آمار انواع سرقتها و رضايت شهروندان تأثير گذار باشد.