«كورش شيشه گران» اگرچه فارغ التحصيل دانشكده ي هنرهاي تزييني در رشته ي معماري داخلي است اما از نقاشان و طراحان با سابقه ي كشورمان مي باشد، كه در اين راه به بياني نو نيز دست يافته است. با شيشه گران درباره ي مفهوم طراحي و پنج دوره نمايشگاه طراحي معاصر ايران در گالري برگ كه آخرين دوره ي آن اخيرا ًبه پايان رسيد، گفت وگويي كوتاه انجام داده ايم، كه مي خوانيد:
* نمايشگاه طراحي گالري برگ پنجمين دوره ي خود را پشت سر گذاشت، به نظر شما به عنوان يك طراح باسابقه و يكي ازميهمانان شركت كننده نمايشگاه در اين پنج سال چه روندي داشته است؟
** هنر خط مستقيمي ندارد كه بتوان در اين ۵سال ترقي يا افت يك نمايشگاه را مشخص كنيم. با اين حال و تنها با تكيه به نوعي آگاهي كلي و ذهنيت تاريخي درباره دوره هاي قبل، مي توان گفت كه طرح هاي شركت كننده در نمايشگاه برگ، روند رو به پيشرفت داشته است.
* و آيا اصلاً اين روند مي تواند نموداري باشد از طراحي معاصر ايران؟
** هم مي تواند و هم نمي تواند. مي تواند، چون طراحي به صورت جدي وعام مطرح شده است و هم نمي تواند، چون در آن تمام ايده ها وعقيده ها و بطور كلي بنيه و بضاعت طراحي ايران به نمايش درنمي آيد.
* مي خواهم بدانم تفاوت اين نمايشگاه (گالري برگ) با نمايشگاه طراحي موزه هنرهاي معاصر، به نظر شما چيست؟
** اين درست كه نخستين بار گالري برگ باني برگزاري چنين نمايشگاه گسترده اي شد، ولي موزه هنرهاي معاصر آن را توسعه داد وخاطر نشان كرد كه جاي پرداختن به چنين هنر با اهميت و مشكلي درعرصه ي هنرهاي تجسمي ايران خالي است. مسؤوليت نمايشگاه را «غلامحسين نامي» به عهده گرفت و «دكتر سميع آذر» رئيس موزه نيز به جاي خالي اين هنر پي برد و آن را توي برنامه هاي موزه گنجاند كه حتي از طراحان خارجي هم براي پربارتر شدن نمايشگاه دعوت به عمل آمد.
* و بالاخره توصيف كلي شما از نمايشگاه امسال گالري برگ چه بود؟
** اگر كانال و الگوي طراحي را از همان نخست مشخص كنند، اين آشفتگي به وجود نخواهدآمد و كارها يكدست تر و سامان يافته خواهد شد. با اينكه زحمت گالري برگ در برگزاري نمايشگاه محفوظ است، اما بهتر آنكه سال بعد ـ اگر قرار به تكرار نمايشگاه طراحي شد ـ حتماً گرايش مورد نظر را قيد كنند تا حرفي پشت سر نمايشگاه نباشد و بيننده نيز اين انسجام را درك و دريافت كند.
* با اين تفاصيل به نظر شما، طراحي بالاخره به عنوان يك روش مطرح است يا يك ايده؟
** به هر دوصورت ياد شده مي تواند مطرح باشد، اما لزوماً اين دوصورت از هم منفك و متمايز نيستند. وقتي مشخص كنند كه نمايشگاه طراحي با كدام الگو پيش مي رود، خب معلوم مي شود كه اين نمايشگاه كدام يك از عناصري را كه پيشتر برشمردم، مدنظر داشته است. تا بدين جا طراحي به عنوان يك روش مطرح مي شود و بدين ترتيب هم مي تواند مقدمه اي براي يك كار ديگر باشد و هم مي تواند يك كار تمام شده به حساب بيايد. اما يك وقتي هم هست، كه ما طراحي را به معناي اعم كلمه در نظر داريم و مي خواهيم نمايشگاهي متناسب با اين فراخوان برگزار كنيم. اين پرسشي بود كه در حين برگزاري نمايشگاه طراحي موزه هنرهاي معاصر هم پيش آمد و با افزودن كلمه ي «دراوينگ» (Drawing) مشكل حل شد. يعني نمايشگاه سامان بيشتري گرفت و جا براي عرضه ي ايده هاي مختلف و مورد نظر نقاشان بامصالح گوناگون بازتر شد. در اين صورت اين ايده و شناخت نقاش يا هنرمند از طراحي است كه اهميت مي يابد ونه حتماً مصالح كاري او و بدين ترتيب هر نقاش، طراح (به معناي كلاسيك آن)، مجسمه ساز، گرافيست، عكاس و معماري مي تواندابتدا براساس مطالعه ي خود، ايده ي ابتدايي اش را پياده كرده و بعدها بر مبناي آن كاري نهايي عرضه كند. طراحي فكر اوليه است، اما اين فكر اوليه گاهي آنقدر زيبا و تعالي يافته است، كه نيازي به دست بردن در آن نيست. طراحي در ژانرهاي مختلف و در بي نهايت شكل ممكن است و با تغيير مصالح، شكل طرح هم تغيير مي كند. بدين ترتيب ما نمي توانيم هنرمند را محدود و مقيد به فكري خاص بكنيم، اگرو اگر هنرمندي او ـ البته ـ اثبات شده باشد.