|
نمايشگاهي از امپرسيونيستهاي جهان در تهران
در واپسين دهه هاي قرن نوزدهم، حضور جنبشهاي امپرسيونيست و پست امپرسيونيستي در هنرهاي تجسمي توانست گرايشهاي اصلي جهان مدرن و سمت و سوهاي آتي آن را در قرن پرتلاطم بيستم ميلادي آشكار سازد. باخبر شديم كه نمايشگاه قابل توجهي از آثار اين نحله مهم، سه شنبه چهارم ديماه در موزه هنرهاي معاصر تهران به نمايش گذاشته خواهد شد؛ نمايشگاهي كه به ادعاي اين موزه، مهمترين نمايشگاهي است كه تاكنون در آسياي غربي برگزار شده است. در اين نمايشگاه ۴۰ اثر كه بخش مهمي از آن در دهه هفتاد ميلادي بوسيله ايران خريداري شده است به مدت چهار ماه بر ديوارها خواهد بود. بنا به گزارش رسيده از جمله آثاري كه علاقمندان در اين مدت فرصت ديدار آن را خواهند داشت تابلوي «دخترمون مارتر» اثر لوترك ،۱۸۸۹ «طبيعت بي جان با باسمه ي ژاپني» اثر پل گوگن ،۱۸۸۹ «خانه هاي كنوكه» اثر پيسارو ۱۸۹۴ و «ژيورني و محيط اطراف آن» اثر كلود مونه ۱۸۸۳ به چشم مي خورد.
اعتراض دانشجويان آذري به فيلم رخساره و پاسخ فيلمنامه نويس
نمايش فيلم «رخساره» به كارگرداني امير قويدل كه از عيد فطر در سينماهاي تهران به روي پرده رفته است مورد اعتراض جمعي از دانشجويان آذري زبان مقيم تهران قرار گرفت.
به گزارش خبرنگار ما، اين عده نسبت به يكي از شخصيتهاي فيلم كه وامدار نام و زندگي استاد شهريار است اعتراض كرده اند.
در بخشي از اين نامه آمده است: «پس از سالها فراموشي درعرضه چهره تابناك شعر معاصر ايران، استاد شهريار، اينك در فيلم «رخساره» شاهد به نمايش در آمدن شخصيتي هستيم كه وامدارنام و زندگي استاد است، اما به عنوان مردي عاشق پيشه كه با پسر خود درگير رقابت عشقي شده است.»
در بخش ديگري نيز آمده است: «آيا مشاهيرمان را جز در فضايي كه اروتيزم بر آن غالب است نمي توان به تصوير كشيد؟ آيا نمي توان ازعشقهاي والاتري صحبت كرد؟»
در همين باره محمدهادي كريمي فيلمنامه نويس «رخساره» در گفت وگو با خبرنگار ما و در پاسخ گفت: شخصيت نقش پدر، مجموعه اي از معاريف و مشاهير ادبي است. نام او «شهريار» و نام خانوادگي اش «فرزانه» است. همچنين بخشي از زندگي او شبيه زندگي استاد شهريار است، اما كتاب او داستاني مشابه «چشمهايش» نوشته «بزرگ علوي» دارد و بازيگر اين نقش نيز محمدعلي سپانلو است كه خود از نويسندگان و شاعران معاصر به شمار مي رود.
فيلمنامه نويس «رخساره» در ادامه افزود: همه اين انتخاب ها تعمدي بوده تا شخصيت نويسنده فيلم، مجموعه اي از آنها باشد.
كريمي در پايان توضيح داد: «اين فيلم برخلاف آنچه اين دوستان معتقدند، درستايش ازمقام اين شخصيتهاي فرهنگي است و به اين عزيزان توصيه مي كنيم چشمهايشان را بشويند، به سالن سينما بروند و بدون غرض آن را به تماشا بنشينند.»
رابطه جايزه اسكار و مرگ هنرمندان
اگرچه ميان موفقيتهاي حرفه اي و طول عمر افراد نسبتي مستقيم وجود دارد اما نتايج برخي تحقيقات بتازگي نشان داده است كه فيلمنامه نويسان برنده جوايز اسكار از زندگي كوتاهتري نسبت به نامزدهاي بازنده در اين گونه رقابتها برخوردارند.
به گزارش بي.بي.سي، مطالعات جمعي از محققين كانادايي بر روي ۸۵۰فيلمنامه نويس حرفه اي در خلال سالهاي ۲۰۰۰ ـ ۱۹۲۹ كه نامزد دريافت يكي از جوايز آكادمي بوده اند ثابت كرده است كه طول عمر برندگان قطعي اين جوايز ۳/۶سال كوتاهتر از نامزدهاي دريافت اين جوايز معتبر بوده.
برپايه اين گزارش كه در يكي از ژورنالهاي پزشكي انگليسي به چاپ رسيد، اگرچه فيلمنامه نويسان برنده جوايز معتبر هنري از طول عمر كمتري نسبت به نامزدهاي شركت كننده برخوردار بوده اند، اما در عوض موفق تر از اين نامزدها در حرفه خود عمل كرده و از ۱۴ درصد فعاليت حرفه اي بيشتر، ۳۴درصد توليد سينمايي زيادتر و ۵۸درصد اثر درخشان و مطرح افزون تر برخوردار بوده اند.
بي.بي.سي در پايان گزارش خود يادآور شد اگرچه نمي توان نتايج اين گونه تحقيقات را با استعداد، پرستيژ، رفاه اقتصادي، درآمد حرفه اي و شرايط مادي زندگي توجيه كرد اما پاره اي از عوامل همچون مصرف سيگار، ورزش كم و خواب ناكافي در ميان فيلمنامه نويسان در حصول به اينگونه نتايج علمي بي تأثير نبوده اند. وودي آلن برنده دوبار جايزه اسكار و نامزد ۱۳ دور اين جايزه مي گويد: «از مردن نمي ترسم، فقط دوست ندارم موقعي كه روي مي دهد آنجا باشم.»
«زماني براي مستي اسبها» در فهرست ۱۰ فيلم برتر گاردين
فيلم «زماني براي مستي اسبها» اولين فيلم بلند بهمن قبادي از سوي روزنامه گاردين انگلستان به عنوان يكي از ۱۰ فيلم برتر سال ۲۰۰۱ قرار گرفت.
به گزارش رسيده از خبرنگار ايرنا در لندن، روزنامه گاردين چاپ لندن با انتشار يك گزارش تفصيلي ۱۰ فيلم برگزيده كه در سال جاري ميلادي در سينماهاي انگليس به نمايش درآمدند را معرفي كرده است. دراين گزارش كه توسط «درك مالكوم» كارشناس و منتقد سرشناس سينمايي به رشته تحرير در آمده است فيلم «زماني براي مستي اسبها» ساخته بهمن قبادي كارگردان جوان كشورمان در رديف يكي از آثار برتر سال ۲۰۰۱ قرار گرفته است.
از ديگر فيلمهاي منتخب گاردين مي توان به «معلم پيانو» محصول اتريش «دونده سريع» از كانادا و «الوك دولامور» جديدترين ساخته كارگردان جنجالي فرانسوي «ژان لوك گدار» اشاره كرد.
نيلوفر پذيرا، بازيگر «سفر قندهار»:
افغانستان را فراموش نكنيد
نيلوفر پذيرا، بازيگر فيلم ايراني «سفر قندهار» كه براي نمايش اين فيلم در سينماهاي ژاپن در توكيو به سر مي برد، در انتقاد از سوءبرداشتهاي جوامع غربي گفت: «گويي جان يك آمريكايي به اندازه جان هزاران افغاني ارزش دارد.»
وي كه يك خبرنگار افغان تبار مقيم كانادا است، جمعه شب در نشستي باخبرنگاران گفت: در توصيف آنچه كه بر سر افغانها مي آيد و آنچه كه بر سر آمريكاييان آمده است، معياري دوگانه به چشم مي خورد.
پذيرا گفت: برداشت غرب از افغانستان پس ازرويداد تروريستي ۱۱ سپتامبر، نگران كننده است.
پذيرا در اين نشست خبري از مردم ژاپن خواست كه به بحث در مورد افغانستان ادامه دهند و اجازه ندهند اين كشور بار ديگر به فراموشي سپرده شود.
كازانوفسكي در اولين جشنواره كاريكاتور دانشجويان
اولين جشنواره كاريكاتور دانشجويان كشور روز شنبه در فرهنگسراي هنر آغاز به كار كرد.
در اين جشنواره آثاري از دانشجويان دانشگاههاي سراسر كشور در نگارخانه فرهنگسراي هنر (ارسباران) به نمايش درآمده است. در نخستين جشنواره كاريكاتور دانشجويان كشور «ولاديمير كازانوفسكي» كاريكاتوريست مشهور اوكرايني نيز حضور دارد. كازانوفسكي در روزهاي چهارم و ششم ديماه در اين فرهنگسرا در مورد كاريكاتور سخنراني خواهد كرد. جشنواره كاريكاتور دانشجويان سراسر كشور تا ده روز ديگر ادامه دارد.
فرهنگسراي مهر در كاشان به بهره برداري رسيد
كاشان ـ خبرنگار «ايران»: در آيين ويژه اي، فرهنگسراي مهر كاشان عصر روز جمعه در اين شهر به بهره برداري رسيد.
حسينقلي وكيل شهردار كاشان در آيين افتتاح گفت: هزينه اجراي اين طرح بالغ بر دو ميليارد و ۵۰۰ ميليون ريال و مساحت آن ۱۴۰۰ متر مربع است. به گفته وي، فاز اول فرهنگسرا شامل دو سالن آمفي تئاتر و شش كلاس آموزشي است. وي همچنين پيست دوچرخه سواري، زمين واليبال و فوتبال، پارك كودكان و زمين بازي اسكيت را از ديگر امكانات اين فرهنگسرا ذكر كرد.
در نگارخانه هاي تهران
• گالري سيحون ـ آثار مجسمه زنده ياد «يونس فياض»، ۱ تا ۶ ديماه، ساعت ۱۰ تا ،۱۹ خيابان خالداسلامبولي، كوچه چهارم پلاك۳۰
• گالري سامي ـ آثار نگارگري گروهي از هنرمندان زن، يك تا ۶ديماه، ساعت ۱۶ تا ،۲۰ سعادت آباد، خيابان شهيد ميرزايي، خيابان پانزدهم، پلاك ۷۵
• نگارخانه لاله ـ نمايشگاه گروهي نقاشي، يك تا ۶ ديماه، ساعت ۹ تا ،۱۹ خيابان دكتر فاطمي، ضلع شمالي پارك لاله
• نگارخانه طرح و رنگ ـ آثار مجسمه فريده دهملايي و عين الله بحريني، ۳۰ آذر تا ۶ديماه، ساعت ۱۶ تا ،۲۰ سهروردي، خيابان شهيدگودرزي، پلاك ۱۰۲/۱
• نگارخانه دريابيگي ـ آثار نقاشيخط «محسن توسلي»، ۳۰ آذر تا ۵ ديماه، شهرك غرب، فاز،۳ خيابان دوم پلاك ۱۱۶۵
• گالري فرامرزي ـ نقاشي هاي «سودابه شيران»، ۴ تا ۱۰ ديماه، ساعت ۱۷ تا ،۲۰ ميدان ونك، خيابان ونك، كوچه ارم، پلاك ۵۴
امروز با…
كامران جمالي
«در انجماد پس از زمهرير» اولين مجموعه شعر كامران جمالي است كه در سال ۵۷منتشرشد. ده سال بعد «مرغ نيما» دومين مجموعه شعرش ازسوي انتشارات اسپرك به بازارآمد و همين ناشر يك سال بعد «فردوسي و هومر» كتاب ديگري از جمالي منتشر ساخت كه تحقيقي پيرامون ايلياد و اوديسه و شاهنامه بود.
گزيده داستان هاي هاينريش بل باعنوان «تا زماني كه…»، رمان «زنان برابر چشم انداز رودخانه»، ويژه نامه هاينريش بل، ويژه نامه ايوان تورگنيف از ديگر آثار ترجمه شده اين شاعر و مترجم است كه در سال هاي مختلف راهي بازار نشر شد. جمالي فارغ التحصيل زبان آلماني است كه در ايران و آلمان تحصيل كرده و هم اكنون معلم اين زبان در انجمن ايران و اتريش است.
• آقاي جمالي مدت ها است مجموعه شعري از شما منتشر نمي شود. چرا؟
•• مجموعه شعر «كلاغي و بياباني و برف» سه سال براي چاپ در انتشارات «كتاب مهناز» در انتظار ماند. اما دست آخر قرارشد كه آن را پس بگيرم. به پيوست اين كتاب برگردان منظوم (بازسرايي) شعر ۲۴بندي «سفرزمستاني» اثر ويلهلم مولر شاعر آلماني را هم منتشر خواهم كرد. با نقدي برآن شعر، صدسال است كه موسيقيدان هاي ما اين شعر را با موسيقي «فرانتس شوبرت» مي شنوند و از آن لذت مي برند. بي شبهه لذت بيشتري خواهندبرد اگر اين شعر را ـ تا آنجا كه امكانپذير است ـ همانند متن اصلي اش ـ موزون و مقفي، آن گونه كه شيوه ي ترجمه من در حوزه ي شعر است ـ بخوانند و دريابند كه اين خوانندگان صداي اتريشي و آلماني چه مي گويند. من اين شعر را نه براي شعردوستان ـ در درجه ي اول ـ بلكه بيشتر براي دوستداران موسيقي ترجمه كرده ام.
• پيرامون منظومه «سفرزمستاني» ويلهلم مولر مي توانيد اطلاعات بيشتري به ما بدهيد. آيا پيش از اين شعري از اين شاعر در ايران ترجمه و منتشر شده بود؟
•• شايد باوركردني نباشد. «شوبرت» و «مولر» هيچگاه يكديگر را نديدند. شوبرت در انتخاب شعر براي ترانه هايش بشدت سخت گير تا حد وسواسي بود. احتمالاً همه مي دانند كه شهرت شوبرت بويژه به دليل ترانه هاي اوست. مانند بتهوون كه شگردش سمفوني بود و يا «وردي» كه اپراهايش او را«وردي» كرده بود. مشهورترين ترانه هاي شوبرت همين ۲۴ترانه است. او ۲۴ترانه پيوسته روي شعر ۲۴بندي مولر ساخت و اما چه چيزي باوركردني نيست؟ مولر در اين شعر به گونه اي مرموز مرگ خود را پيش بيني كرده بود. شوبرت هم به بياني موسيقايي از مرگ خود خبر داد و اين هر دو در سن سي و چندسالگي با فاصله اي كوتاه در گذشتند. من اين شعر را پس از بازسرايي شعر «سرود شادي» اثر شيلر ـ كه بخشي از آن در موومان چهارم از سمفوني ۹ بتهوون خوانده مي شود ـ بازسرايي كردم. انجمن ايران و اتريش كه بازگردان منظوم و مقفي شعر شيلر را خوانده بود از من خواست كه شعر «سفر زمستاني» را ترجمه كنم. يك خواننده ي خوش صداي اتريشي به دعوت اين انجمن براي خواندن اين ترانه ها به ايران مي آمد و اين انجمن برآن بود كه ايراني ها معني اين شعر را درك كنند و از آن موسيقي حيرت انگيز و صداي كم نظير آن خواننده جوان لذت بيشتري ببرند. از مولر غير از بازسرايي اين شعر چيزي ترجمه نشده است.
• «زنان در چشم انداز رودخانه» آخرين رمان هاينريش بل پس از چاپ در سال ۷۴مدت ها مجوز انتشار پيدانكرده بود. اما سرانجام در سال ۷۷ به بازار آمد. انتشار اين رمان و ميزان استقبال از آن، انتظارات شما را برآورده كرد؟
•• به هيچ وجه. سه هزار نسخه ازاين كتاب انتشار يافت و آخرين خبر من از فروش آن مربوط به شش ماه پيش است. ناشر به من گفت هنوز ۳۰۰نسخه در انبار است اما نمي دانم كه اين سيصد نسخه در اين شش ماه همچنان ـ همانند «عدد پي»ـ به جا مانده است يا تغيير كرده است و ناشر مي تواند آن را تجديد چاپ كند يا خير.
• آيا رمان تازه اي هم در دست ترجمه داريد؟
•• رمان نه، اما آغاز به ترجمه ي كتابي كردم كه اي كاش آن را آغاز نمي كردم. نام آن «قرن من» اثر گونترگراس است. كتابي كه تهيه زيرنويس هايش بيش از بازگردان كتاب وقت و اعصاب انسان را مي گيرد و مي خراشد. اين كتاب شامل صدداستان است كه عنوان نخستين داستان ۱۹۰۰ و عنوان واپسين داستان ۱۹۹۹ است [قرن من]، گراس در اين اثر كه برنده ي جايزه نوبل شد، هر رخدادي را كه در سال عنوان داستان به نظرش جالب ترين رخداد مي آمد و در ضمن به نحوي به آلمان مربوط مي شد، در پيوندي بسيار بديع با نيروي تخيل به رشته ي تحرير درآورده است.
• «قرن من» گونترگراس گويا قبلاً با ترجمه روشنك داريوش منتشر شده بود؟ چه چيزي شما را واداشت كه مجدداً اين كتاب را ترجمه كنيد؟
•• زماني كه من اين ترجمه را آغاز كردم اين كتاب هنوز منتشر نشده بود و اما من مي دانستم كه اين بازگردان كار يك نفر ـ هرچند فرهيخته ـ نيست. مي دانستم كه دوست گرامي خانم روشنك داريوش مشغول ترجمه اين كتاب است. ترجمه ي انگليسي «قرن من» توسط يك گروه ۱۲نفره از زنان و مردان فرهيخته به سرانجام رسيد. من گروهي تشكيل دادم كه پس از رويارويي با هر مشكل، يكي از آنها گروه ما را ترك مي كرد؛ فعلاً تقريباً تنها شده ام. اما چون شصت و اندي داستان به پايان رسيده، فقط بايد ويراستاري شود(كه يك ماه بيشتر وقت مرا نخواهدگرفت) به تنهايي و با كمك خانم شيوا شيرازي كه مرا بشدت به شروع ترجمه ترغيب و حتي مجبور كرد، هم مي توان كتاب را به پايان رساند. اما بازهم دوستداران كتاب بايد منتظر بمانند. ترجمه ي اين كتاب شوخي برنمي دارد.
|