* محوطه باستاني ازبكي در۷۳ كيلومتري شمال غرب تهران يكي از بزرگترين محوطه هاي باستاني شناسايي شده با قديمي ترين آثار موجود در دنيا است. از تمدني باسابقه ۹۰۰۰ ساله تنها بقاياي معماري، سقفهاي فروريخته، گورستان، اشياي سفالي، درفشهاي مسي، زيورآلات، مهره هايي از جنس سنگ و استخوان و … برجاي مانده است.
محوطه باستاني ازبكي متشكل از يك تپه بلند به ارتفاع ۲۶ متر و چند تپه كوچك در روستاي ازبكي يكي از روستاهاي شهرستان ساوجبلاغ از توابع شهر نظر آباد واقع شده است. كاوش در اين محوطه صدهكتاري از سال ۷۶ توسط هيأتي به سرپرستي دكتر يوسف مجيدزاده آغاز و طي ۴ فصل با دستيابي به آثارو بقاياي معمار ي راز فرهنگهاي پراكنده در فلات مركزي آشكار شده است.كهن ترين آثار دريان تپه واقع در منتهي اليه جنوب غرب روستاي ازبكي با بقايايي از پنج دوره معماري خشتي متعلق به دوره فرهنگي در هزاره هاي هفتم و ششم ق.م شناسايي شده است.
ايران سرزمين تاريخ و تمدن ها است. يك سرپرشور و دل مشتاق مي خواهد تا زيبايي هاي اين مهد تمدن خفته در خاك را كاويد، حس كرد و آن را براي هميشه در دل خود جاي داد.
ديدار از يادمانهاي تمدني ۹۰۰۰ ساله، كشف نخستين شهر مادي و نيز مردمي كه براي نخستين بار در تاريخ ايران در استقبالي پرشور به پيشواز هيأت باستان شناسي رفته بودند تنها هدفي بود كه ما را در يك صبح سرد پاييزي به سوي مقصدي به نام محوطه باستاني ازبكي كشاند. شهر در داخل يك باغ و در دل يك ملك شخصي جاخوش كرده است. غروب آفتاب با ستونهايي از نور كه از لابه لاي برگهاي هزاررنگ درختان بلندي كه سربه شانه هم ساييده اند تو را به آن سوي قرنها مي برد. در تونلي از زمان گم مي شوي، در باورت نمي گنجد يك شهر و تمدن ديرين در دل باغي در پاييزي رنگارنگ آرميده باشد.
محوطه باستاني ازبكي در ۷۳ كيلومتري شمال غرب تهران يكي از بزرگترين محوطه هاي باستاني شناسايي شده با قديمي ترين آثار موجود در دنيا است. تپه بلند و ۲۶ متري ازبكي نخستين مشخصه اين محوطه باستاني است كه از بدو ورود تو را به خود مي خواند. از تمدني باسابقه ۹۰۰۰ ساله تنها بقاياي معماري، سقفهاي فروريخته، گورستان، اشياي سفالي، درفشهاي مسي، زيورآلات، مهره هايي از جنس سنگ و استخوان و … برجاي مانده است.
به گفته دكتر يوسف مجيدزاده سرپرست هيأت كاوش ازبكي جايي كه براي ديدارش شتافته ايم از اواسط هزاره دوم قبل از ميلاد با ورود اقوام هند و اروپايي يا همان آرياييها به ايران و نيز به دليل رودخانه اي به نام خراو (او=آب، خر= بزرگ) كه از كوههاي البرز سرچشمه گرفته و در ۵۰۰ متري محوطه قرار داشته است به شهر بزرگي به وسعت يك كيلومتر در يك كيلومتر معادل صدهكتار تبديل شد.
در مركز اين محوطه بر روي بقاياي باستاني در تپه مرتفع قلعه اي با ۲۲۰۰ متر با ديواري به قطر ۷ متر ساخته شد. از اين تاريخ تا پايان عمر پادشاهي مادها در حدود ۲۷ قرن پيش سه قلعه ديگر يكي بر بالاي ديگري بر روي ويرانه هاي نخستين قلعه ايجاد شد اين دژ و شهر پيرامون آن شرقي ترين اثر شناسايي شده مادي در فلات ايران است.
دژ مادي برافراشته بر فراز تپه ۲۶ متري ازبكي نخستين ميعادگاه ديدار ما با تاريخ بود. اين دژ داراي بخشهايي همچون تالار بارعام، تالار شورا، عبادتگاه، اتاقهاي نگهبانان، سه انباري و … است. ديوار عريض دور قلعه، سنگهاي فلاخن انباشته شده در گوشه يكي از اتاقها و چاه آبي به عمق ۴۰ متر كه به منظور استفاده در روزهاي جنگ يا محاصره حفر شده همه و همه نشانگر ارزش، اهميت و اعتبار اين قلعه در زمان حيات خويش است. وجود راه پله و بقاياي دو سقف فروريخته نشانگر آن است كه بخش شاه نشين اين قلعه دو طبقه بوده است. در كنار ديواره هاي پله حفره هايي به قطر ۴ تا ۵ سانتيمتر نظرت را جلب مي كند. دكتر مجيدزاده مي گويد اين حفره ها يكي از نكات ظريفي است كه معماران آن روزگار آن به كار مي بسته اند تا با گذاشتن تيرهاي چوبي بر سر پله ها از ساييدگي بيشتر پله جلوگيري كنند.
|
|
|
عبادتگاه مادي با سكوي نذور كه به دليل تقدس با ديواري احاطه شده تا همچون ضريحي از آن محافظت كند بخش منحصر به فرد اين دژ محسوب مي شود. اتاق كوچكي به عنوان پيش محراب در كنارا تاق معبد گوياي آن است كه افراد عادي اجازه ورود به اين عبادتگاه را نداشته اند. عبادتگاه از اندروني داراي دري بوده كه خانواده حاكم از طريق آن به عبادتگاه و طبقه دوم راه داشته اند.
دستيابي به نكاتي تازه در سقف سازي مادها در دژ ازبكي يكي از دستاوردهاي فصل چهارم كاوش است. معماران مادي به منظور پوشانيدن سقف تيرهاي چوبي را كنار هم و كاملاً چسبيده به يكديگر قرارمي دادند سپس روي تيرها را پس از پوشانيدن آنها با بوريا و يا حصير با اندودي از كاهگل مي پوشانيدند. اين قلعه هرگز با حمله دشمن، آتش سوزي، محاصره و … مواجه نبوده است و دليل متروكه ماندن آن مي تواند روي كارآمدن سلسله هخامنشي ها و تفاوت سيستم اداري اين سلسله با سلسله مادي باشد.
شهر حكومتي مادها
از بالاي قلعه عرصه شهر حكومتي مادها را به تماشا مي نشينيم. نسيم سبك مرا به حضور ابعاد زندگي ۲۷۰۰ ساله پيش مي برد. سراشييي تند را براي ديدار از ديگر پايگاههاي حفاري طي مي كنيم. دكتر مجيدزاده سرپرست هيأت توضيح مي دهد ارتفاع حقيقي تپه ازبكي نه ۲۶ بلكه ۳۱ متر است. چون در هزاره هاي قبل سطح دشت ۵ متر پايين تر بوده و درطول هزاره ها با رسوبات انباشته شده سطح دشت ۵ متر را بالا آمده است.
در ۵۰ متري غرب تپه ازبكي در «مارال تپه» در مقياسي به وسعت ۵۰۰ مترمربع علاوه بر شناسايي تعدادي گور خمره مادي و سكوي بزرگي از نيمه دوم هزاره چهارم ق. م بخشي از يك روستاي پيش از تاريخ فلات ايران متعلق به اواخر هزاره ششم و اوايل هزاره پنجم از زير خاك سربرآورده است. ولي الله دهقان باستان شناسي كه حفاري اين بخش را به عهده دارد مي گويد اين روستا كه داراي سفال و دوره خاص است سالم ترين روستايي است كه در تاريخ باستان شناسي كشور به صورت سالم بيرون آورده شده است. با توجه به سفالهاي به دست آمده اين روستا به مردمان دارنده فرهنگ سفال آلويي تعلق داشته است. فضاهاي كوچك در ابعاد ۳*2 حجم اكثر اتاقهاي اين روستا را تشكيل مي دهد. در بعضي از اين فضاها گور خمره هايي از دوران مادي و اواخر هزاره چهارم تا نيمه نخست هزاره سوم ق.م متعلق به كودكان و نوزادان كشف شده است.
به گفته دكتر مجيدزاده هندو ايرانيها نخستين قومي هستند كه گورستان را به صورت امروزي معرفي كرده اند اما گورستان صرفاً محل دفن افراد بالغ بوده و كودكان كم سن و سال و نوزادان به رسم دوران پيش از تاريخ همچنان در زير كف خانه هاي مسكوني به خاك سپرده مي شدند.
پيكركهاي گلي، تيغه هاي سنگي، درفشهاي مسي و استخواني از ديگر اقلامي است كه دراين روستا كشف شده است.
دهقان مي گويد در هيچ يك از كتب باستان شناسي اشاره اي به سفال آلويي نشده است. ظاهراً اقوامي كه اين سفال را همراه داشته اند اقوام سيلك II را از بين برده و جانشين آنها شده اند. اين اقوام در حدفاصل ميان فرهنگهاي سيلك II و III هستند كه در فلات مركزي مستقر شدند. احتمال مي رود اين اقوام از كشورهاي آسيايي و مركزي كه داراي سفال آلويي بودند به اين منطقه مهاجرت كرده باشند. تپه كم ارتفاع در حد فاصل تپه ازبكي در شرق مارال تپه ايستگاه بعدي ديدار ماست. به گفته مهري جوادي اين فضا كه تاكنون ۳۰۰ متر آن شناسايي و كاوش شده است يك خانه اربابي متعلق به فردي صاحب منصب است.
مهري جوادي مي گويد: سفالهاي شناسايي شده با طرحها و فرمهاي بسيار متنوع بيانگر دقت نظر بيشتر در ساخت سفال براي شخص صاحبخانه بوده است.
سه دوره معماري
پس از گذر از زمين سفال كه سفالهاي شكسته با نقش و نگارهاي متفاوت را درخود جاي داده به دوشان تپه در ۲۵۰ متري غرب تپه ازبكي مي رويم . در اين تپه سه دوره معماري از عصر آهن شناسايي شده كه به مهاجران تازه وارد سفال خاكستري تعلق دارد. به گفته فرشيد مصدقي متأخرترين بقاياي برجاي مانده از اين سه دوره متعلق به دوران مادهاست و دو دوره كهن تر به اوايل و اواسط استقرار اين مردمان از نيمه دوم هزاره دوم تا پادشاهي مادها تعلق دارد. جيران تپه آخرين مكان بازديد ما از محوطه ازبكي بود. اين تپه در ۲۵۰ متري جنوب غربي تپه ازبكي در محوطه اي مدور با ارتفاعي ۲ متر از سطح زمين هاي اطراف به قطر ۵۰ متر است كه باغ هاي هلو، شليل، سيب و انگور آن را در ميان گرفته است. به گفته سيامك سرلك باستان شناس حفريات متعدد و غيرمجاز قاچاقچيان اموال فرهنگي در نقاط گوناگون سطح اين تپه و نيز جانوراني مانند موش، روباه، خرگوش و … صدمات سنگيني به آثار و لايه هاي باستاني وارد كرده است.
چهار نوع شيوه تدفين به صورت چمباتمه، نيمه جمع شده، خوابيده بر پهلوي چپ و راست در جهات مختلف با ظروف تدفيني، تزئيني و … در اين تپه به چشم مي خورد. قبور صرفاً گودال هايي بيضي شكل بوده كه در زمين حفر مي شد و پس از قراردادن ميت، ظروف و ديگر اشياي تدفيني شامل ظروف سفالي، زيورآلات، ابزار كار و … با خاك انباشته مي شد. اشياي تدفيني اشاره به ساختار اجتماعي مهاجران تازه وارد به فلات ايران در محوطه ازبكي دارد. غناي برخي از تدفين ها نشان دهنده وجود نوعي طبقات اجتماعي، سلسله مراتب اجتماعي، اقتصادي در ميان جوامع ساكن درفلات مركزي در اين برهه از زمان است. در برخي قبور ظروف چرخ ساز، ظريف از نوع مرغوب و برخي ديگر دست ساز، خشن از نوع نامرغوب و ارزان قرارداده بودند. در گورهاي متعلق به زنان، متوفي همراه با النگوهايي به دست، گوشواره هايي به گوش، گردنبندهايي ساخته شده از مهره هاي ظريف سنگي آويخته به گردن و نيز كمربندهايي به كمر به خاك سپرده شده بود.به گفته سرپرست هيأت كاوش، جيران تپه از اواسط هزاره ششم يعني پس از پايان دوره فرهنگي فلات قديم براي چندين هزاره متروك مانده است.
طلايه هاي آفتاب روبه افول است و ما موفق به ديدار از يان تپه با كهن ترين آثار شناخته شده واقع در منتهي اليه جنوب غربي روستاي ازبكي نشده ايم. به گفته دكتر مجيد زاده بقاياي پنج دوره معماري خشتي متعلق به دو دوره فرهنگي در هزاره هاي هفتم و ششم ق.م در اين مكان شناسايي شده است.
خشتها در هر پنج دوره دست ساز بوده است و قديمي ترين آنها از نوع كهن ترين خشت هاي به دست آمده از حفريات باستان شناختي در كل منطقه است. خشتي كه به عنوان برترين نماد تمدن ايراني از سوي رياست جمهوري براي فتح بابي در سال گفت وگوي تمدن ها به كوفي انان هديه شد از همين منطقه به دست آمده بود. روز به پايان رسيده و گاه رفتن است اما من نمي توانم دل بكنم، هنوز مشتاق ديدن و شنيدنم. دلم مي خواهد در برابر عظمت دستان سترگ و اراده آهنيني كه هر روز از ۵ صبح تا ۳ بعدازظهر آرام آرام خاك را مي كاوند تا حلقه مفقوده از تاريخ را بازيابند سر تعظيم فرود آورم.
دكتر يوسف مجيدزاده مردي كه به گفته اهالي ساوجبلاغ براي آنان افتخار آفريده و باعث شده تا نام آنان در كنار كهن ترين خشت اهدائي رياست جمهوري به كوفي انان با عنوان «تهران ـ ساوجبلاغ ـ تپه ازبكي» در سازمان ملل خودنمايي كند، ما را بدرقه مي كند.