شماره ۲۰۰۴ - سال هفتم - دوشنبه ۳ دي ۱۳۸۰
Mon, Dec 24, 2001
Art black.jpg
PDF Edition
صفحه اول
سياسي
يادداشت سياسي
خواندني ها
اخبار ايران
سلام ايران
اجتماعي
گزارش روز
فرهنگ و انديشه
ايران
فرهنگ و هنر
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
ديگه چه خبر؟
هفت هنر
اوقات شرعي

آرشيو
شناسنامه
نگاهي ديگر به نمايش «رند خلوت نشين»
مروري كوتاه بر مسير پيموده شده پري صابري درسالهاي اخير
نگاهي به نمايش «رند خلوت نشين» اثر پري صابري
گفت وگو
به دنبال اعتراض سازمان ميراث فرهنگي به ساخت وساز در عرصه كاخ نياوران اعلام شد:
• حاضريم اين محل را به قيمت كارشناسي به سازمان ميراث فرهنگي واگذار كنيم

نگاهي ديگر به نمايش «رند خلوت نشين»
نمايشي غيرمتعارف يا بي ربط ؟!
041376.jpg
حافظ شخصيتي عرفاني نيست بلكه شاعري عارف است. شيخ حسن خرقاني و عين القضات و بايزيد و جنيد و … با حافظ فاصله اي بسيار دارند. زيرا «راجع به تعلق و انتساب حافظ به يك سلسله صوفي هيچگونه اطلاعات دقيقي در دست نيست. آنچه در باب شباهت و قرابت بين بعضي افكار حافظ و «روزبهان» هست برخلاف پندار هانري كوربين فقط ارتباط فكري را ثابت مي كند، نه ارتباط طريقتي را.»* در ثاني عرفان حافظ نه بر تجربه صوفي سرسپرده متكي است و نه بر نظامات خانقاه مشايخ. عرفاني نظري است و … اما مكتب حافظ همچنان كه گفته اند مكتب انسانيت است و اخلاق .اگر از زاهد و زهد و ريا و رندي و … سخن مي گويد و گاه روندگان طريقت را به باد انتقاد مي گيرد از اين روست كه با هيچ يك از روندگان طريقت و گروههاي هم عصر خود هماهنگ نبوده است. به هرحال درباره حافظ همچنان كه ذكر شد نظرها متفاوت است.
از ديگر سو «رند خلوت نشين» قرار است زندگي پرتلاطم و رنج و آلام حافظ باشد. متن، متكي بر اشعار حافظ و سپس ابياتي از سهراب سپهري و فروغ فرخزاد و … و بعد اغلب متكي بر مشاعره است تا ديالوگ. هر چند خانم صابري قصد داشته اند با تكيه بر چنين متني اجرا را نزديك به اپرا و يا حركت و موسيقي كنند. به نظر مي رسد اپرا ويژگي هايي دارد كه از چشم خانم صابري دور مانده و درام جنبه هايي و يا اگر كارگردان چنين قصدي داشته، تماشاگر به اين هدف و نظرگاه نمي رسد. عدم انسجام متن در اجرا نيز تأثير مي گذارد. هر چند ظاهراً قصه نمايش ارسطويي است اما كارگردان با بهره جويي از شيوه نمايش هاي سنتي ايران و اشعار عاميانه و چند تصنيف قديمي قصد پركردن خلأ موجود را دارد. ترانه «هاي هاي رشيدخان» و يا «حمومك مورچه داره» حتي اگر شعر حافظ «رند خلوت نشين» هم بوده يا نبوده هيچ سنخيتي با زندگي او ندارد. رقص هاي كردي، لزگي و رنگ هاي عربي و هندي نيز از اين مقوله اند. قطعاً اينگونه نيست كه نتوان اشعار منظوم و يا قصص كهن را به درام تبديل كرد و يا براين اساس نتوان از آثار كلاسيك، اجرايي مدرن داشت. امروزه در تمام دنيا آثار كلاسيك و متو ن كهن اجرايي نو و مدرن دارند. اما بهره گيري و يا آميزش اين دو مقوله نيز به هر حال منطق و شاخصه هاي خاص خود را مي طلبد. حتي بسياري گفته اند كه نمايش ضد قصه و غيرمتعارف در غيرمتعارف بودن خود داراي منطق است. چنانكه در سينما شكستن خط فرضي. استفاده بيش از حد از موسيقي كه از ابتدا تا انتهاي نمايش و نه همراه كه حاكم بر نمايش است، صرفاً اجراي كنسرتي را تداعي مي كند كه ميان هر قطعه چند شعر و چند حركت نهفته است. حركت ها نيز نه براساس ميزانسن بلكه براساس امكانات فني تالار وحدت. البته اين شيوه اجرايي صابري شيوه اجرايي مختص خود اوست و فكر نمي كنم بشود نامي براي اين شيوه انتخاب كرد. به هر حال هنگامي كه مي گوييم شيوه روايي، يا شيوه دلسارت و يا شيوه استانيسلاوسكي و يا … هر يك داراي ويژگيهايي هستند كه اگرنه براي تماشاگر عام بلكه براي بيننده حرفه اي و علاقه مند به متأخر آشناست. به عنوان مثال جداي از حاكميت موسيقي، دو نقش يعني «راوي» و «ياقوت» بطور مكرر در صحنه حضور دارند. «راوي» بعد عاقلانه حافظ و «ياقوت» بعد ذهني ديگر حافظ است كه بعدي طنزگونه دارد. تكرار حضور اين دو آدم زماني غيرمنطقي به نظر مي رسد كه راوي روايت خود رابازمي گويد و همان روايت مجدداً توسط ديگران بازي مي شود و يا «ياقوت» كه با حافظ شاد و غمگين مي شود. شيوه دلسارت شيوه اي است كه سالهاست منسوخ شده. در اين شيوه، بازيگر هم مي گويد دارد آب مي خورد و هم ليوان آب خودرا نمايش مي دهد. در «رند خلوت نشين» نيز به گونه اي ديگر اين شيوه منسوخ نمود پيدا مي كند. حركات غلوآميز «ياقوت» نه تنها جنبه طنزگونه و يا طنزآميز مردم و ديگر بعد حافظ را نشان نمي دهد بلكه به زيبايي شناختي عناصر و عوامل صحنه آسيب مي رساند. چرا كه اغراق بيش از حد در رفتار و كردار و حتي گاه ميميك او موجب استهزاي نقش مي شود. اغراق در حركت در زشت ترين نوع و يا سخت ترين شكل اش زيبايي و ظرافت خاص خود را مي طلبد، حتي اگر تيپ يا شخصيت،تيپ و شخصيتي منفي و منفور و يا بالعكس باشد.
زيبايي شناختي و روانشناسي صحنه چنين مي گويد. در صحنه اي ديگر يعني روايت «آدم و حوا» نيز «راوي» و «ياقوت» با حضور خود چه مي گويند و چه چيزي را به ما نشان مي دهند. تماشاگر عام نسبت به برخي مسائل آشناست. داستان آدم و حوا و يا حتي شرح مختصري از ز ندگاني حافظ را. درواقع كارگردان يك نكته را در «رند خلوت نشين» فراموش كرده است و آن قصه و ماجراي زندگي حافظ، همان حافظي كه كارگردان نيز بر اين باور است حتي در خانه هاي آدمهاي معمولي و يا عامي يك نسخه از ديوان اش وجود دارد. وجود صحنه هايي زايد از اين دست در «رند خلوت نشين» بسيار است. بارها در مصاحبه هاي گوناگون از خانم صابري سؤال شده است كه شيوه اي كه شما به آن متوسل شده ايد، چه شيوه اي است و كارگردان در پاسخ گفته است «نمي دانم چه نامي براي اين شيوه اجرايي قايل شوم.»
البته در اين پاسخ صداقت نهفته است زيرا واقعاً كس ديگري هم نمي داند اين شيوه اجرايي چگونه شيوه يي است! با اين حال پري صابري در جلب و جذب تماشاگرش موفق است. تئاتر براي او چه هدف باشد، چه وسيله، تماشاگرپسند است زيرا تماشاگري كه به ديدن نمايش هاي او مي آيد، مي داند كه ساعتي چند، چند قطعه موسيقي و آواز خواهد شنيد. مي داند كه حركات موزون و گردش ليفت هاي صحنه و ديگر امكانات فني صحنه دقايقي او را سرگرم خواهد كرد. مي داند كه درپاره اي لحظات جمعي از بازيگران موهاي خود را از اين سو به آن سوي رها خواهند كرد و درقالب سماع يا هر نام ديگر براي لحظاتي تخليه خواهد شد و البته اين لحظات تخليه روحي و رواني براي هر دو طرف مثمرثمر است. ايرادي هم وارد نيست اين هم نوعي هنر است و رابطه متقابل بين صحنه و تماشاگر.
تماشاگر مي پسندد و كارگردان آنچه پسند او واقع شود، اجرا مي كند. احترام به شعور تماشاگر و حدود و ثغور چنين بحثي و مفاهيمي از اين قبيل به تئاتر مربوط مي شود يا خير، بحثي است مفصل كه در جايي و زماني ديگر بايد به آن پرداخت.
* جست و جو در تصوف ايران؛ عبدالحسين زرين كوب؛ ص ۲۳۴؛ امير كبير ۱۳۵۷

مروري كوتاه بر مسير پيموده شده پري صابري درسالهاي اخير
او را همين گونه كه هست بايد پذيرفت!
نوشتن درباره آثار نمايشي پري صابري نه در فرصت اين مقال مي گنجد و نه حوصله خواننده.پري صابري درچند دوره حضوري مستمر و گاه غايب داشته است. دوره نخست فعاليتهاي او باز مي گردد به سالهاي پيش از ۵۸ و نيز مسؤوليت اش درفوق برنامه هاي دانشگاه تهران. پري صابري درتأسيس و راه اندازي تالار مولوي نقش بسزايي داشته است . از سال ۵۸ تا ۶۷ دوره اي است كه صابري غيبت دارد؛ دوره اي كه تئاتر با ركود مواجه است. سال ۶۷ با نمايش «من به باغ عرفان » حضور مجدد خود را اعلام مي كند. «من به باغ عرفان» درباره سهراب سپهري است و البته در «روايت زندگي سهراب سپهري » نقبي زده شده بود به پاره اي از وقايع جنگ جهاني اول تا سال ۵۸ در خلال به حكومت رسيدن رضاخان و محمدرضا پهلوي و «نحوست» اين خاندان. زمان شروع مجدد پري صابري و ورود دوباره وي به عرصه تئاتر شايد چنين مضموني را مي طلبيد. صابري از ۶۷ تا ۷۴ بار ديگر غايب است ، دوره بعدي حضور پري صابري با نمايش «هفت شهرعشق» آغاز مي شود و با يك خلأ كوتاه نمايش « بيژن و منيژه» ، «رستم و سهراب»، «شمس پرنده » ، «آنتيگونه » و «رند خلوت نشين » را به روي صحنه آورده است . آخرين نمايش او «رند خلوت نشين » همچنان روي صحنه است . درباره پري صابري نكاتي چند را قابل ذكر مي دانيم: اينكه پري صابري آدم با هوش و زيركي است . چرا كه شرايط و اقتضاي جامعه را خوب درك مي كند. درتمام دوره هايي كه صابري حضور داشته ، بخوبي مي توان به اين نكته پي برد . هرجا كه مفر يا جايي براي فعاليت بوده است، وارد گود مي شود و هرجا كه احساس كند تئاتر با ركود و سكون مواجه و يا به هرعلت شعله هايش خاموش است ، كنار مي نشيند. سالهاي غيبت اويعني از ۵۸ تا ۶۷ سالهاي ركود وآشفته بازار تئاتر است . اما دراواخر همين سالها دوران ديدگاههاي خشك نسبت به تئاتر بتدريج رنگ باخته است و مديريت وسياستهاي جديد نيز مي كوشد، تئاتر را حتي براي برخي مسؤولين كه هنوز براين باورند كه «تئاتر لودگي و مطربي است » به درستي تعريف كند. درهمين سالهاست كه تئاتر رونقي دوباره مي يابد. برخي هنرمندان پيشكسوت نيز با حضور مجدد خود به اين رونق مي افزايند. پري صابري نيز با نمايش «من به باغ عرفان » وارد گود مي شود. ورود مجدد پري صابري به صحنه هاي تئاتر سنگ محكي است براي ادامه فعاليت اش. نمايشي متكي بر نور و صدا و حركت و عرفان. دراين سالهاست كه بخشي از جوانان و تماشاگران وخيل علاقه مندان به تئاتر هفت ـ هشت سالي با مضامين سياسي و جنگي مواجه بوده اند، اما اين بار اگرچه سياست چاشني موضوع شده است، اما رنگ و بوي عرفاني نيز دارد. هرچند پري صابري براي نسل تازه وعلاقه مندان جديد تئاتر هنوز ناشناخته است ، اما « من به باغ عرفان » آغاز راهي مجدد است براي كارگردان . از ديگر سو تعداد اجراها ونيز برخي احتياطات اين امكان را براي مانور بيشتر به وجود نمي آورد و نمايش با استقبال آنچناني روبرو نمي شود. درهمين دوران است كه بازار ادبيات داستاني سرگرم «كارلوس كاستاندا» و امثال او وآثاري چون «سفر به ديگرسو» ، «افسانه هاي قدرت» و درنهايت درسهايي از «دون خوان » است. درسهايي از سيروسلوك غيرايراني. به هرحال سال ۶۷ براي پري صابري فقط اعلام حضور ونيز سنجش افكار بود. چرا كه تا سال ۷۴ مجدداً پري صابري كاري نمي كند. دراين سالها گرايش بسياري از جوانان وحتي ميانسالان به نيچه است. نيچه گرايي شايد خلأ موجود ابراز انديشه هاي گوناگون را پركند. بازار كتاب نيز مملو از كتابهايي ازاين دست است. بازارتئاتر نيز بتدريج عليرغم سكون و ركود مجدد، كم كم با جواناني تازه نفس وانديشه هاي نو مواجه است و سياستگذاران درسطح كلان جامعه و در اجزاي كوچك آن يعني تئاتر، خواهي نخواهي با اين واقعيت مواجه اند. بذر انديشه هاي اين گروه از جوانان وميانسالان است كه بعد از آن منجر به برخي تحولات ظاهري اما ناپايدار مي شود. به هرحال درسال ۷۴ پري صابري اين بار با نمايش «هفت شهرعشق» حضور مي يابد كه با استقبال بيشتري از سوي تماشاگران روبرو مي شود. او با تأكيد و تكيه بر مضامين عرفاني فعاليت خود را ادامه مي دهد. پيش بيني او نيز حساب شده است . برخي تحولات درحوزه فرهنگ و هنر بالاخص كتاب ، مطبوعات سينما و تئاتر سبب مي شود تا پري صابري نمايش «بيژن و منيژه» را به عنوان پايه هاي مستحكم فعاليت هاي خود به روي صحنه آورد. دراين سالها نيز به ظاهر، آن رشته از تفكرات يكسويه نگر رنگ مي بازد وحتي يكه تازان ميدان سينماو تئاتر خودسردمدار و پرچمدار انديشه هاي نو مي شوند. «بيژن و منيژه » نيز با استقبال بهتري روبرو مي شود. از آن پس باتوجه به گرايش هاي مضامين ملي ـ مذهبي از سوي برخي سياستگذاران ، پري صابري با نمايش «رستم و سهراب» خود را تثبيت مي كند. نمايش با استقبال مواجه مي شود. زيرا درچند صدقدمي اش يعني تئاتر شهر نمايش هاي «عشق آباد» و «دندون طلا» با مضامين مبتني برفرهنگ كوچه و بازار رقيب پري صابري درتالار وحدت است . هردو موضوع دردوسوي بازار خريدار دارد. «رستم و سهراب » و پس از آن «شمس پرنده » ، «آنتيگونه » بويژه شمس پرنده با استقبال زياد رودررو مي شوند و اكنون كه نوبت «رند خلوت نشين » رسيده است و تماشاگر همچنان جلب تالار وحدت است . به همين دليل پري صابري را بايد باهوش و زيرك دانست. يعني خوراك روز را براساس آنچه كه مي بايد، آماده مي كند. اگرچه برخي او را «فرصت طلب» و «سفارش پذير» و يا «هماهنگ با سياستهاي روز سياستگذاران فرهنگي » مي دانند. اگرچه بحث و حديث مفصلي بويژه پشت پرده ، برسر صاحب طرح «آنتيگونه » برپا شد و عده اي طرح اوليه آنتيگونه را منتسب به كارگرداني ديگر كردند. اگرچه برخي براين باورند كه پري صابري باگرايش به عرفان ، تئاتر را به بيراهه مي برد و يا آنچه وي روي صحنه مي آورد تئاتر نيست و… اما هرچه هست پري صابري عضوي از خانواده تئاتر است . واقعيت اين است كه ظرفيت تئاتر امروز، درهمين سالنهاست ونابغه اي هم وجود ندارد. آنچه بوده و هست نيز ظرف ومظروف مشخصي است. بنابراين بهتراست به جنبه هاي آثار پري صابري پرداخت تايافتن صحت و سقم اين حواشي و بايد پذيرفت كه نظر و برداشت او از تئاتر اينگونه است همچنان كه هركسي مي تواند نظر ديگري داشته باشد.

نگاهي به نمايش «رند خلوت نشين» اثر پري صابري
حركات نمايشي موزون به همراه يك كنسرت موسيقي!
041373.jpg
گاه موفقيت يك اثر، خالقش را ـ متأسفانه ـ به بيراهه مي كشد. چندين و چندماه روي صحنه بودن «شمس پرنده» و استقبال كم نظير تماشاگران از آن، به نظر مي رسد خانم پري صابري را شديداً تحت تأثير قرار داده، به شكلي كه پس از آن خانم صابري آشكارا قصد دارد به مدد همان نوع كار با همان مؤلفه ها و فضا (حتي وقتي كه «آنتيگونه» را روايت مي كند!) اثر موفق قبلي را مكرر وتماشاگر را به وجد بياورد ـ كه نمي آورد.
«رند خلوت نشين» چيزي نيست جز تكرار نعل به نعل ومو به موي «شمس پرنده»، با اين تفاوت كه اين بار ديگرجذابيت چنداني ندارد و همه چيزش خيلي كهنه و معمولي به نظر مي رسد؛ از فضاي اثر ـ كه كاملاً شبيه «شمس پرنده» است و كوچكترين تغييري در آن حس نمي شود و گاه آدم واقعاً فكر مي كند در حال تماشاي همان تئاتر قبلي است ـ تا همان نوع رقص سماع ـ كه آنجا در مورد مولانا و آن نوع عرفان معني داشت، اما راجع به حافظ...؟ ـ با همان نوع صحنه آرايي و همان شخصيت پردازي ـ گويي كه حافظ ومولانا يك نفر بوده اند! ـ و حتي همان نوع عشق و رابطه با زن و همان گروه موسيقي زنده . با اين تفاسير آدم حيران مي ماند كه اين تكرار صرف، چه دردي را دوا مي كند، گيرم كه به زحمت تماشاگر هم داشته باشد ـ كه قطعاً استقبال به اندازه نمايش قبلي نيست و تماشاگران هم ناراضي از سالن بيرون مي آيند، چرا كه «رند خلوت نشين» ـ برخلاف «شمس پرنده» ـ واقعاً خسته كننده و كسالت آور است: بخش ابتدايي نمايش بي دليل به روايت آدم وحوا اختصاص دارد؛ كه به كل زائد است، هر چند خانم صابري ظاهراً قصد داشته با ارتباط دادن چند شعر حافظ ـ «مرغ باغ ملكوتم،... و «چنين قفس نه سزاي چو من خوش الحاني است» يا «آسمان بار امانت نتوانست كشيد» ـ يك ربع وقت تلف كردن ابتدايي نمايش براي تكرار قصه ميليون ها بار روايت شده آدم و حوا را توجيه كند ـ كه نمي كند. پس از آن يك گفت وگوي طولاني را شاهديم كه در آن راجع به همه چيز و همه كس حرف زده مي شود: از مفاهيم فلسفي واجتماعي تا حتي سياسي امروزي! شيوه ديالوگ نويسي هم واقعاً تعجب برانگيز است، چرا كه به ناگاه در ميانه صحبت هايي فاخر، يكي از شخصيت ها مي گويد: «كمرم درد مي كنه!» جلوتر كه برويم بر حيرت ما افزوده مي شود چرا كه تشتت زبان شخصيت ها واقعاً غريب است و بالاخره معلوم نمي شودكه نويسنده قصد دارد شخصيت هايش به زبان فاخر و ادبي آن دوران حرف بزنند يا زبان عاميانه كوچه و بازار امروز. مثلاً راوي درميان صحبت هاي عالمانه اش كه به زباني فصيح ايراد مي شود ناگهان مي گويد «كه دمش گرم!» از آن مضحك تر زماني است كه در ميانه همان نوع گويش خاص گذشته، كسي مي گويد: «آب را گل نكنيم» و همين طور در ادامه شعر سهراب سپري را مي خواند! (يا ديگري مي گويد: «باد ما را خواهد برد» و نمونه هاي بيشمار ديگر، كه اگرچه به عمد كار گذاشته شده اند تا مثلاً ـ به اصطلاح ـ نمايش را امروزي كنند، اما واقعاً نچسب اند؛ و از همه مضحك تر: در ميان رقص و آوازهاي معمول با شعرهاي حافظ، ناگهان ورق برمي گردد و گروه موسيقي و بازيگران يك صدا «هاي هاي رشيدخان سردار كل قوچان» را مي خوانند!! و باز يك مورد جالب ديگر كه حيفم مي آيد ناگفته بماند: وقتي آدم از سيب ممنوع مي خورد، صداي آژير پليس را مي شنويم!)
اين تشتت، نه فقط در ديالوگها، بلكه در تمام جنبه هاي نمايش نمود دارد؛ به شكلي كه ظاهراً حافظ فقط بهانه اي است براي ربط دادن تمام قسمتهاي نامربوطي كه كنار هم گذاشته شده اند. حدود نيمي از نمايش هيچ ربطي به حافظ ندارد و مي تواند در هر زمان و مكاني اتفاق بيفتد. اين فضايي كه پري صابري ـ به اصرار و به عمد ـ در مورد وضعيت مردم و حكومت ترسيم مي كند تا ازقبل آن ظاهراً به مفاهيم اجتماعي و سياسي برسد، نه تنها دردي را از نمايش دوا نمي كند، بلكه بيش از پيش ارتباط مخاطب را با اثر مي گسلد به شكلي كه تحمل بخشي كه در آن مردم را به چوب بسته اند و چماق به دستها پشت سر آنهايند يا جايي كه يك پيرمرد و بعد زني از مردم روي صحنه هستند، واقعاً مشكل است (تمام اين دوصحنه طولاني براحتي مي توانستند حذف شوند، بي آنكه كوچكترين خدشه اي بر كل نمايش وارد شود.)
و همه نمايش فقط ظاهراً بهانه اي است براي رقص سماع و اوج گرفتن موسيقي و آواز خواندن خواننده ها ـ كه خب انصافاً ديدني هم هست و احتمالاً تنها دليل وجود تماشاگر براي چنين نمايشي ـ و باز ناگفته نماند كه انصافاً خانم صابري از پس چند دهه كار مداوم تئاتري خوب فراگرفته است كه چگونه از امكانات فني سالن به بهترين نحو استفاده كند (امكانات ويژه مختص تالار وحدت؛ تالاري كه سخاوتمندانه نيمي ازهر سال در اختيار خانم صابري است!) و به روشني مشهود است كه كارگردان خوب مي داند كه چه موقع صحنه را بچرخاند، چه وقت آن را بالا ببرد يا پايين بياورد يا شخصيت ها چگونه وارد صحنه يا از آن خارج شوند. با اين حال متأسفم كه همه اينها در خدمت چيزي نيست و درنهايت ـ و با اغماض ـ حركات نمايشي موزوني را با همراهي يك كنسرت زنده شاهديم كه در ميانه اجرا، شخصيت هايي حرفهاي نامربوطي مي زنند و مي روند؛ مثل دوشخصيت اصلي نمايش، يكي دلقك و يكي راوي، كه هر دو به شدت زائدند (مثلاً پس از اينكه مفصل اخلاق و رفتار محتسب را شاهد بوديم، راوي مي آيد و باز همين چيزهايي راكه ديده ايم دوباره تكرار مي كند، يا دلقك كه با جيغ هاي گوشخراش و حركات احمقانه ضدنمايشي اش، از كاركرد معمول همه دلقك ها در غالب نمايشها ـ كه حكم روشنگر را دارند ـ تهي مي شود و فقط مزاحم است و خشم تماشاگر را برمي انگيزد.)

گفت وگو
امروز با محمود حكيمي
استاد محمود حكيمي متولد ۱۳۲۳ تهران و فارغ التحصيل زبان انگليسي از دانشگاه تربيت معلم است. «داستانهايي از زندگاني حسين بن علي» اولين اثر او بود كه درسال ۱۳۴۸ توسط انتشارات هدف قم منتشر شد. در كارنامه حكيمي حدود ۱۲۷ عنوان آثار تحقيقي و تأليفي و ترجمه ثبت شده است.
امسال كتاب «تاريخ تمدن» يا داستان زندگي انسان ويژه جوانان و نوجوانان در جشنواره رشد لوح تقدير دريافت كرد. اين مجموعه ۲۵ جلدي است كه شركت سهامي انتشار ناشر آن است و تاكنون ۲۰ جلد منتشر شده و جلد ۲۱ در دست انتشار است. مجموعه اي تحت عنوان در مدرسه كه تاكنون «در مدرسه مولانا»، «در مدرسه حكيم توس» و «در مدرسه پيرنيشابور» توسط نشر قلم از او منتشر شده ، پيرامون انتشار آثار تازه اش با حكيمي گفت وگويي داريم كه مي خوانيد.
041412.jpg
* آقاي حكيمي مجموعه تاريخ تمدن به خاطر كدام ويژگي ها و مؤلفه ها برنده لوح تقدير شد؟
** چون اين مجموعه تاريخ اولين مجموعه تاريخ تمدن است كه ويژه نوجوانان و جوانان است و خوشبختانه مورد استقبال نيز قرار گرفته است. در مجلدات ۱ تا ۲ به تمدنهاي نخستين (تمدن سومر، بابل، مصر، هيتي ها، يونان، روم و تمدن ايران باستان) پرداخته ام. مطالب جلد سوم در باره تاريخ تمدن اسلام است. در فصل مربوط به تمدن بابل، مصر و روم درباره نقش پيامبران ابراهيمي حضرت ابراهيم(ع)، حضرت موسي (ع) و حضرت عيسي(ع) در تمدن انساني بحث شده است. در مجلدات بعدي درباره اروپاي قرون وسطي، رنسانس، تحولات علمي و ادبي قرن نوزدهم و بيستم بحث شده است. البته از جلد چهاردهم به بعد به تاريخ ايران مخصوصاً دوران صفويه، زنديه و قاجاريه پرداخته ام. نهضت مشروطيت در جلد هفدهم و نهضتهاي آزادي بخش در آسيا و آفريقا در جلد ۱۹ و ۲۰ آمده است. اولين جلد اين مجموعه درسال ۱۳۶۰ و جلد بيستم آن درسال ۱۳۸۰ منتشر شد. يعني هرسال يك جلد.
* در زمينه ترجمه نيز آثاري در زمينه علم ترجمه كرده ايم كه بيشتر براي جوانان و نوجوانان بوده است. ترجمه آثار براي جوانان و نوجوانان در جامعه ما، امروز چه وضعي دارد؟
** درسالهاي اخير آثار با ارزشي توسط برخي از مترجمان خوب ما مخصوصاً در زمينه رمان و داستان كوتاه منتشر شده است؛ اما در زمينه ترجمه كتابهاي علمي متأسفانه برخي از اشخاص تصور مي كنند كه به صرف دانستن يك زبان خارجي مي توانند در هر زمينه اي كتابهايي را ترجمه كنند. درحالي كه مترجم بايد در زمينه اي كه مي خواهد ترجمه كند از دانش كافي برخوردار باشد.
آگاهي ازاصطلاحات فارسي آن رشته از علم نيز بسيار ضروري است. من عقيده دارم كه مترجم كتابهاي علمي ويژه كودكان و نوجوانان حتماً قبل از ترجمه هر كتاب علمي بايستي كتابهاي درسي مربوط به آن رشته را دقيقاً بخواند تا بداند كه اصطلاحات علمي در كتابهاي درسي چگونه به كار رفته است و فرهنگستان علوم درسالهاي اخير چه واژه هاي علمي جديدي رايج كرده است. مطالعه نشريات علمي مخصوصاً رشد آموزش زيست شناسي، رشد آموزش فيزيك، رشد آموزش شيمي و... براي كسي كه مي خواهد كتاب علمي ترجمه كند بسيار ضروري است.
* گويا كتاب «دانشنامه حكمت» از شما در دست انتشار است. راجع به اين كتاب ممكن است براي ما بگوييد.
** اين كتاب ترجمه و تأليفي است كه من راجع به تاريخ علم از سال ۱۳۶۳ فراهم مي كردم. در فروردين امسال يادداشت برداري جهت اين مجموعه به پايان رسيد و من از همان موقع شروع به تدوين آنها كردم و البته چون اين مجموعه نيز ويژه نوجوانان و جوانان است مدت زيادي صرف ساده كردن مطالب آن شد. البته من درمورد اين كتاب با بسياري از كارشناسان تاريخ علم و مؤلفان و مترجماني كه در اين زمينه آثاري داشته اند مشورت كردم و سعي كردم كه نوجوان نگاهي گذرا اما عالمانه به تاريخ علم داشته باشد. من در مقدمه كتاب از انديشمندان رشته هاي علوم خواسته ام كه كاستي ها، نقايص و خطاها را تذكر دهند تا در چاپ بعدي كاستي ها مرتفع گردد. دوجلد كتاب «دانشنامه حكمت» را قرار است نشر حرير منتشر سازد. اين كتاب در مرحله حروفچيني است. كتاب قبل از تصويب توسط ۲تن از ويراستاران علمي مرحله ويرايش را گذراند.
* آخرين اثر ديني شما چيست؟
** كتابي است كه درباره مقام دخت پيامبر حضرت فاطمه زهرا(س)، نوشته ام و قرار است نشر نامك آن را منتشر سازد. اين كتاب هم در مرحله حروفچيني است. درسال ۱۳۷۹ دو جلد كتاب از من راجع به زندگاني علي بن ابيطالب(ع) منتشر شد. كتاب اول داستانهايي از زندگاني علي بن ابيطالب بود كه نشر نامك منتشر ساخت و كتاب دوم علي(ع) انسان كامل بود كه دفتر نشر فرهنگ اسلامي منتشر ساخت. هر دوي اين كتابها مورد استقبال نوجوانان قرار گرفت و البته خوب مي دانم اين به خاطر مقام علي بن ابيطالب(ع) و عشق عميق مردم به مولي الموحدين است و الا همانطور كه گفتم پس از انقلاب بسياري از نويسندگان خيلي بهتر از من مي نويسند.

جزييات سومين جشنواره موسيقي نواحي ايران اعلام شد
041427.jpg
بخش مسابقه هفدهمين جشنواره موسيقي فجر تحت عنوان «سومين جشنواره موسيقي نواحي ايران» از ۸ تا۱۲ديماه دركرمان برگزارمي شود.
به گزارش خبرنگار ما؛ محمدرضا درويشي دبير سومين جشنواره موسيقي نواحي ايران با اعلام اين مطلب در جمع خبرنگاران افزود: اين جشنواره در دو بخش اصلي «اجرايي و مسابقه» و «پژوهش» برگزارخواهدشد.
وي در ادامه گفت: بخش مسابقه شامل سازهاي بادي، سازهاي كوبه اي با پوست و كوبه اي بدون پوست خواهدبود و همچنين بخش مسابقه ساز سازان همچون سال گذشته ميان كليه سازندگان موسيقي از سراسر كشور برگزارمي شود و يك بخش نيز باعنوان بخش «مسابقه ميان نويسندگان مقالات موسيقي و پژوهشي در چهارچوب موسيقي ايران» خواهيم داشت.
درويشي در بخش ديگري از اين جلسه اظهار داشت: براي شركت در بخش «مسابقه سازهاي كوبه اي و بادي» ۲۳۰متقاضي داشتيم كه از آن ميان ۱۲۰ تا۱۳۰ تقاضا انتخاب شده اند و اين شركت كنندگان بمدت ۵روز در سالن اداره كل ارشاد اسلامي كرمان به اجراي آثار خود مي پردازند.
بنا به گفته محمدرضا درويشي، هيأت داوران بخش مسابقه نوازندگان علاوه بر خودوي شامل حميدرضا اردلان، ساسان فاطمي، حسين حميدي و داريوش پيرنياكان خواهندبود. او در اين باره گفت: براي قضاوت درباره بعضي از سازها، بنابرنوع ساز، از كارشناسان موسيقي نواحي استفاده خواهدشد. دبير جشنواره موسيقي نواحي در مورد بخش پژوهشي اظهار داشت: موسيقي نواحي، از فرهنگي ترين و مهمترين بخشهاي موسيقي كشورمان است. به همين علت، همچون سال گذشته بخش پژوهش، يكي از بخشهاي مهم جشنواره خواهدبود. درويشي هشدار داد: در برخي از نواحي جوانان به موسيقي بومي توجهي ندارند و اگر به همين منوال ادامه پيداكند براي بسياري از سازهاي مناطق ديگر نوازنده اي نخواهيم داشت و اين به معناي از بين رفتن برخي از انواع موسيقي مناطق است. لذا طرحي پيش بيني كرده ايم كه ۵ يا ۶جشنواره منطقه اي در نقاط مختلف ايران برگزارشود.
وي در خاتمه افزود: پرداختن به كار موسيقي نيازمند هزينه است و در صورت عدم توجه، لطمات آن ۲۰سال بعد مشخص خواهدشد.

به دنبال اعتراض سازمان ميراث فرهنگي به ساخت وساز در عرصه كاخ نياوران اعلام شد:
شرط نيروي انتظامي براي توقف ساخت وسازدر كاخ نياوران
• حاضريم اين محل را به قيمت كارشناسي به سازمان ميراث فرهنگي واگذار كنيم
در پي چاپ خبر روزنامه ايران مبني بر ساخت وساز نيروي انتظامي در مجموعه فرهنگي تاريخي نياوران ذاكري معاون روابط عمومي كل ناجا در گفت وگويي با خبرنگار«ايران» گفت: نيروي انتظامي آماده است تا تحت شرايطي عرصه كاخ نياوران را به سازمان ميراث فرهنگي واگذارنمايد.
وي افزود: محلي كه درحال حاضر نيروي انتظامي در آن مشغول ساخت وساز است، قراراست تبديل به مركز پليس ديپلماتيك شود. بنابراين باتوجه به نياز نيروي انتظامي به اين مكان ضروري است مسؤولان سازمان ميراث فرهنگي دراين زمينه همكاريهاي لازم را داشته باشند. ذاكري اظهارداشت: اگر سازمان ميراث فرهنگي محل ديگري درنقطه اي از شهرتهران را دراختيار نيروي انتظامي قراردهد ما نيز ساخت وساز را در عرصه كاخ نياوران متوقف خواهيم كرد و عملاً محل موردنظر را به سازمان ميراث فرهنگي واگذارخواهيم كرد.
معاون روابط عمومي كل ناجا در ادامه تصريح كرد: نيروي انتظامي حتي حاضراست اين محل را به قيمت كارشناسي دراختيار سازمان ميراث فرهنگي قرار دهد.



|   شناسنامه   |   آرشيو   |