* من هميشه گفته ام كه دولت وظيفه دارد كه بخش خصوصي را بسازد، نه اينكه بخش خصوصي خود اقدام كند. در همه كشورها، دولتها بستر
خصوصي سازي و زمينه لازم براي ايجاد بخش خصوصي را فراهم
مي كنند.
* اتاق سياستگذار نيست. آنكه اجازه مي دهد، امتياز مي دهد و در سازمان كشور تأثير مي گذارد، اتاق نيست.
* اقتصاد خوب نمي چرخد، آن وقت شما مي خواهيدآن را به گردن اتاق بازرگاني بيندازيد.
گروه اقتصادي: اتاق بازرگاني، صنايع و معادن ايران تنها نهاد بخش خصوصي و غيردولتي ايران است كه مي تواند به هريك از قواي سه گانه نظر مشورتي بدهد و رئيس آن هم براساس قانون در بسياري از نهادهاي مهم تصميم گيري اقتصاد كشور چون شوراي پول و اعتبار و شوراي سياستگذاري بورس و... حضور دارد و نظر نهايي بخش خصوصي ايران را بيان مي كند.
«چرا در اين سالها بخش خصوصي قدرتمند و توانمندي در ايران شكل نگرفته» محور گفت وگوي ما با علي نقي خاموشي رئيس اتاق بازرگاني، صنايع و معادن ايران است كه مي خوانيد:
* شما همواره گفته ايد كه دولتها در ايران بويژه پس از انقلاب شرايط لازم را براي رشد و رونق بخش خصوصي فراهم نكرده اند. اما از سوي ديگر شما به عنوان رئيس اتاق بازرگاني و صنايع و معادن ايران و نماينده بخش خصوصي، تقريباً در تمامي فرايندهاي تصميم گيري اقتصادي كشور حضور داشته و داريد. چه ميزان از عدم رشد بخش خصوصي به خود شما به عنوان نماينده بخش خصوصي در مذاكره با دولت، برمي گردد؟
ـ شركت من در مراجع تصميم گيري به عنوان مسؤول اتاق، برابر با قانون است. ضمن اينكه مراجع تصميم گيري معتقدند كه از اعضاي زيادي نيز تشكيل شده اند و اتاق فقط يكي از ميان آن همه تصميم گير است. گرچه گفت وگو صورت مي گيرد، اما رأي اكثريت است كه نتيجه تصميم گيري ها را مشخص مي كند. اتاق هم فقط يك رأي دارد. بنابراين از لحاظ سازماني نمي توان ايراد گرفت كه چرا نقطه نظرات ما رأي نمي آورد، همانطور كه نمي توان گفت: چرا در برخي مواقع رأي مي آورند. اما به عنوان يك فرد مي گويم برخلاف تمام سياستگذاريهاي تدوين شده در برنامه اول و دوم كه هدف كم كردن آمريت دولت و افزايش ظرفيت بخش خصوصي بود، متأسفانه هنوز نتوانسته ايم در اين زمينه موفق عمل كنيم و سهم دولت را كاهش و بخش خصوصي را تقويت كنيم.
* درست است كه در مجموعه تصميم گيريها شما يك فرد هستيد، اما از توان چانه زني بالايي برخوردار هستيد، ضمن اينكه در مواقعي نيز تعدادي از همفكران و نزديكان شما در ديگر مراكز تصميم گيري حضور و نقش داشته اند.
ـ من گفتم كه در سياستگذاري تصويب شده كه بخش خصوصي تقويت شود، اما در عمل انجام نشده است. درواقع ما چانه زني هاي خود را زده ايم و حتي نتيجه هم گرفته ايم. ولي اين فقط محدود به سياستگذاري بوده است نه در اجرا. مثلاً در مراحل تدوين برنامه دوم مقرر شد كه پس از پايان برنامه سهم بخش خصوصي در اقتصاد بيش از بخش دولتي باشد ولي نه تنها چنين نشد، بلكه عرصه فعاليت دولت گسترده تر هم شد. احساس ما اين است كه همين شيوه عمل نيزدر برنامه سوم در حال تكرار است. ما تقريباً در مجامع تصميم گيري وظايف خود را اجرا كرديم، يارگيريهاي لازم را هم انجام داديم، اما در عمل نتيجه نگرفته ايم. دلايل زيادي نيز براي عدم موفقيت وجود دارد. متأسفانه بخش خصوصي در ايران قوي نيست و لازم است كه آن را بسازيم. من هميشه گفته ام كه دولت وظيفه دارد كه بخش خصوصي را بسازد، نه اينكه بخش خصوصي خود اقدام كند. در همه كشورها، دولتها بستر خصوصي سازي و زمينه لازم براي ايجاد بخش خصوصي را فراهم مي كنند. ما در اين بسترسازي گرفتاري داريم. ساختار اقتصادي كشور هم مشكل ديگر عدم توفيق است. تمام سرمايه گذاريها و اولويتها به بخش دولتي اختصاص دارد. منابع مالي به هر بخش اختصاص يابد، آن بخش گسترده تر و قوي تر مي شود. در ايران قسمت اعظم اين منابع به بخش دولتي مي رسد.
|
|
|
ضمانت ها، اعتبارات و موقعيت هايي كه منجر به عقد قرارداد با كشورهاي خارجي مي شود، در اختيار بخش خصوصي نيست.
* آيا بخشي از اين عدم موفقيت به سياستهاي حاكم بر اتاق و غلبه ديدگاه سنتي و بازرگاني بر صنعت، برنمي گردد؟
ـ اين بحث انحرافي است. من فقط سياستهاي كلان اقتصادي كشور و شيوه تصميم گيري و اجرا را مي گويم. به اين حرفها كاري ندارم چه كسي در اتاق عضو است و چه كسي نيست. حرف اتاق اين است كه ما بخش خصوصي نداريم. كاري با سنتي و غيرسنتي آن نداريم.
* اين گفته شما درست است، پرسش من اين است كه آيا بخشي از عدم موفقيت براي ايجاد بخش خصوصي به اتاق و سياستهاي آن برنمي گردد؟
ـ اتاق سياستگذار نيست. آنكه اجازه مي دهد، امتياز مي دهد و در سازمان كشور تأثير مي گذارد، اتاق نيست.
* اتاق تأثيرگذار نيست اما حامي بخش خصوصي است.
ـ اتاق يعني ۲۵هزار عضو سراسر كشور. يعني هركسي كه تجارت خارجي دارد. هركس داراي كارت بازرگاني است عضو اتاق است. شما در اين مجموعه صحبت كنيد. من به اتكاي اين مجموعه مي گويم بخش خصوصي توانمند نداريم. مگر دولتي ها.
* به گونه اي ديگر پرسشم را مطرح مي كنم، آيا جو غالب حاكم بر اتاق به بخش خصوصي تجاري و سنتي كه فقط مواد اوليه اي مثل پسته، زعفران و فرش و خشكبار را بدون فرآوري و ايجاد ارزش افزوده صادر مي كند، گرايش ندارد. شايد همين خود مانع پاگرفتن بخش خصوصي مولد و توانمند شده است؟
ـ اصلاً چنين چيزي نيست. براساس قانون هركس كه تجارت خارجي مي كندعضو اتاق است. حالا چه كارخانه دار باشد و چه كشاورز ومعدندار و تاجر.
* بعضي از اعضاي تأثيرگذار هيأت رئيسه اتاق از تاجران بسيار پرنفوذ اين اقلام هستند.
ـ پس شما در حال ريزكردن اعضاي هيأت رئيسه اتاق و تبديل آن به يك گروه مشخص هستيد. از بين ۱۷۰ نفر از هيأت نمايندگان اتاق، بيش از۱۲۰ نفر آنها صنعتي هستند.
* ولي تأثيرگذار واقعي آن اقليت محدود هستند؟
ـ خير. نه نفر در هيأت رئيسه اتاق عضو هستند كه ۷ نفر آنها كارخانه دارند. طبق قانون ۵۰درصد اعضاي هيأت نمايندگي اتاق تهران از صنعت است و ۵۰ درصد از بازرگاني و خدمات؛ از ميان دولتي هايي هم كه عضو ما هستند تركيب همين گونه است. ما كه نمي توانيم ساختار قانوني آن را تغيير دهيم. پس اين حرف شما از كجا نشأت گرفته است. اين در صورتي است كه ما بخواهيم و يا بتوانيم تعدادي از اعضاي متشكله هيأت را منصوب كنيم. خير .آنها انتخاب مي شوند.
* در جريان انتخابات مي توان رايزني و اعمال نفوذ كرد، آيا نمي شود؟
ـ بله مي شود و در همين چارچوب قانوني و در رشته هاي صنعتي و بازرگاني با حفظ سهميه ها بايد رايزني كرد. شما مي گوييد ما سنتي و بازرگاني مي آوريم و صنعتي را نمي آوريم. خير. اصلاً اينگونه نيست. چنين امكاني وجود ندارد. اين حرف از كجا نشأت مي گيرد. پدر اقتصاد مملكت درآمده و اقتصاد خوب نمي چرخد، آن وقت شما مي خواهيد آن را به گردن اتاق بازرگاني بيندازيد. چرا تهمت مي زنيد. شما چه عينكي زده ايد. هر عينكي با هر رنگي زده باشيد، همه چيز را به آن رنگ مي بينيد. متأسفانه در اين بحث ها عينك سفيد زده نمي شود تا همه چيز آنگونه كه هست ديده شود. براي همين، بحث ها هم غلط و بدون نتيجه مي ماند.