شايد بتوان گفت: «همه چيز عالي است. چون هردو تيم محبوب پايتخت توانسته اند از آخرين ديدار خود در ليگ ۳ امتياز از ميدان سايپا و ملوان بگيرند.» و به وضع خود درجدول رده بندي سرو صورتي بدهند، اين فرضيه خوشبينانه به شما امكان مي دهد چشم هايتان را ببنديد و در دنياي واقعي واقعي به رؤياهايتان فكر كنيد. اما بي كم و كاست.
مسأله بسيار آسانتر از نتيجه ملموس آن است.
استقلالي كه بايد در ميداني آسيايي ـ عربي! از حيثيت فوتبال ايران دفاع كند طي هفته گذشته آنقدر مورد تكريم و تمجيد برخي رسانه ها قرار گرفت كه حتي منصور پورحيدري هم باورش شد تيم او كم و كسري ندارد.
اين در حالي است كه برخي تحليلگران معتقدند استقلال در سيستم دفاعي خود همچنان با يك رنج بزرگ روبرو است، هرچند حضور خرمگاه دربازي مقابل سايپا تا حدي به منصورخان اجازه داد نفس بكشد اما باز هم فرصتهاي فراواني از اين كانال به بازيكنان سايپا ارايه شد. فرصتهايي كه بخش عظيمي از هرز رفتن آنها به كم تجربگي شاگردان مايلي كهن مربوط مي شد ونه چيز ديگر . همين اتفاق دربازي با الاتحاد هم رخ دادكه بازنگري ۳ گل حريف عربي ما را به اين واقعيت بيشتر معترف مي كند. با اين همه تعداد افرادي كه نگاهشان را از خط دفاعي به هافبك آبي ها چر خاندند هر چند كم بود اما اتفاقاً درست بر روي نقطه اصلي متمركز گشت. توپهاي سرگردان و برگشتي از يكسو و مانور آزادانه حريف در كمربند مياني زمين يك زنگ خطر كاملاً بود آيا پورحيدري اين زنگ را پيش از بازي با الاتحاد هم شنيده است؟!
شما و شما و شما، حتي اگر احساساتي ترين هواداران نيز باشيد نمي توانيد با ديدن مجدد فيلم بازي استقلال از كنار اين مسأله به آساني بگذريد. شايد بتوان گفت حدود ۵۰ درصد از توپهايي كه به روي دفاع استقلال ريخته مي شود از تفوق هافبكهاي حريف برهافبك هاي آبي پوشان نشأت مي گيرد. و مگر يك سيستم دفاعي تا چه زمان مي تواند تحت فشار باشد و اشتباه نكند؟ آيا تضميني هست كه حريفان آسيايي استقلال نيز اينقدر بدشانس باشند؟ مگر الاتحاد كه سه گل زد چگونه دروازه استقلال را گشود. فراموش نكنيد كه در فوتبال هيچ تضميني وجود ندارد.
• ولي پرسپوليس
آنها با گلزن جديد خود يعني سهراب انتظاري فعلاً دارند نتيجه مي گيرند. دوباره به اين جمله دقت كنيد؛ «دارند نتيجه مي گيرند.»
اما آيا هجوم، حمله مانند سالهاي گذشته در دستور كاراين تيم است... نه! حرف علي پروين را كه از كم شدن تعداد تماشاچيان به دليل برنامه ريزيهاي فدراسيون گله مند بود، قبول نداريم. چون جمعيت حاضر درتمرين هاي اين تيم نيز با گذشته تفاوت كرده است. پروين بايد يك بازنگري كلي در نوع رفتار خود و برخوردش با سيستماتيك شدن فوتبال دنيا بكند. درغير اين صورت فدايي ها هم كم خواهند شد. اين واقعيت تلخ را به راحتي در كوچه وخيابان و در تحليل هاي افكار عمومي از شيوه بازي پرسپوليس مي توان دريافت. به راستي اگر حامد برود آنوقت آيا پروين مي تواند از قوطي مد نظرش يك برگ برنده جديد روكند؟ در كوتاه مدت خير! ضمن اينكه كسي براي پرسپوليس كاويانپور نخواهد شد همانطور كه كسي براي اين تيم كريمي نشد.
ارسال از جناحين، ارسال از جناحين، ارسال از جناحين اين شيوه دارد مي پوسد و عجيب تر اينكه مربيان تيم هاي مقابل پرسپوليس هنوز نتوانسته اند مانع اجراي آن شوند. دليلش را بهتر است از تفاوتهاي عمده فوتبال ما با اروپا دريابيد. اما وقتي همين پرسپوليس به مصاف حريفان آسيايي مي رود و كم مي آورد. چرا؟
آيا به اين خاطرنيست كه سقف فوتبال حريفان داخلي آنها، سطح فوتبال حريفان ديگر است؟ حداقل از نظر تفكر حاكم برتيم تولد يك گلزن به نام انتظاري قابل توجه است اما فراموش نكنيد امثال مؤمني ها، استواري ها، باغميشه ها، آهك پورها و... را كه به مثابه يك جرقه ساليانه عمل كردند بعد به بازيكناني متوسط تبديل شدند، پرسپوليس بايد و بازهم بايد در شيوه ارايه فوتباليش بازنگري كلي بكند. اگر نه شايد مجبور شويم يادداشتهايي بسيار غمناك درآينده اي بسيار نزديك برايش بنويسيم. چيزي كه اصلاً دلمان نمي خواهد اتفاق بيفتد.
هومن كواكبي