شماره ۲۰۰۶ - سال هفتم - چهارشنبه ۵ دي ۱۳۸۰
Wed, Dec 26, 2001
Report black.jpg
PDF Edition
صفحه اول
سياسي
يادداشت سياسي
خواندني ها
اخبار ايران
سلام ايران
اجتماعي
گزارش روز
فرهنگ و انديشه
ايران
فرهنگ و هنر
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
ديگه چه خبر؟
هفت هنر
اوقات شرعي

آرشيو
شناسنامه

ضعف پژوهشي كشور هم نياز به تحقيق و تفحص دارد
041565.jpg
با آغاز هزاره سوم ميلادي و باوجود پيشرفتهاي چشمگير دانش و فن آوري، كمتر كسي را مي توان يافت كه نقش پژوهش و تحقيق را در دستيابي به توسعه فرهنگي و اجتماعي انكار كند. امروزه در همه كشورهاي جهان اصل اهميت و ضرورت تحقيقات به رسميت شناخته شده است. بويژه دخالت اين امر در توسعه و رشد فرهنگي و سياسي كشورها بر هيچكس پوشيده نمانده است. دانشمندان و محققان هرجامعه سرمايه هاي فكري و اعتبار و پشتوانه معنوي تاريخ و تمدن ملتها هستند كه به پاسداري از گنجينه ها و ميراث گذشتگان مي پردازند. از نظر معنايي محقق يا پژوهنده كسي است كه سخني را با دليل و برهان ثابت مي كند و تحقيق يعني رسيدگي و وارسي كردن و به كنه مطلب رسيدن. سهم تحقيق و پژوهش در رشد و بالندگي علمي و اثر آن در نتايج نظري و عملي آموزش و همچنين رفع مشكلات و آسيبهاي اجتماعي همچون رشد جمعيت، انحرافات، فقر و نابرابري هاي اجتماعي همه گواهي است بر اين مدعي كه نظام آموزشي ارتباطي تنگاتنگ و ناگسستني با امر پژوهش و تحقيق داشته و دارد.
دكتر مسعود كوثري رئيس پژوهشكده فرهنگ، هنر و ارتباطات درمورد وضعيت پژوهش در ايران مي گويد: در بررسي وضعيت پژوهشي ايران بايد بگوييم كه ما باواقعيتهاي جهان فاصله بسياري داريم. اين فاصله ها به لحاظ بودجه پژوهش، سازمان پژوهش، نيروي انساني و مديريت جامعه در سطح خرد و كلان وجود دارد.
نكته مهم اين است كه مسؤولان كشور از همه امور مي پرسند الا از وضعيت پژوهش . مجلس محترم شوراي اسلامي درباره همه امور تحقيق و تفحص مي كند به جز در مورد سازمانهاي پژوهشي و آثار پژوهش در كشور.
در حوزه پژوهش، بيشتر گزارش عملكردهايي داده مي شود كه معلوم نيست آيا در راستاي پژوهش ها بوده اند يا نه. از طرف ديگر كسي سؤال نمي كند كه آيا پژوهش هاي انجام شده به درد اجرا خورده اند يا نه؟
حال اگر بخواهيم جاي خود را درنقشه پژوهش دنيا جست وجو كنيم، نقطه بسيار ريزي خواهيم بود كه بايد با ذره بين به دنبال آن بگرديم.
عوامل مؤثر بر اثر بخشي تحقيقات
متأسفانه وجود مشكلات و موانع متعددي كه بر سر راه تحقيقات در نظام آموزش هنري و فرهنگي قرار دارد باعث شد، كه اين دو اصل جداناشدني هر روز بيش از پيش از يكديگر فاصله بگيرند و تحقيق از اصلي بنيادين به موضوعي نمادين تبديل شود. يكي از كارشناسان موانع موجود را چنين بيان مي كند:
«مشكل نخست در اين مقوله، بحث ساختاري قضيه است چه ساختار علمي و چه ساختار اقتصادي.
كشور ما حتي در مقايسه با كشورهايي نظير كره جنوبي، تركيه ومصر از نظر بودجه اختصاص يافته به امر تحقيق و پژوهش در سطح بسيار پايين تري قرار دارد. كشور، از لحاظ بودجه و نوع نگرش به اين موضوع هنوز وزن لازم را پيدا نكرده است. در واقع مشكل مالي نخستين مانع بر سر راه تحقيق و پژوهش است.
مشكل دوم بيشتر نهادهاي آكادميك يا وابسته به آن وزارتخانه هاي دولتي مرتبط هستند.
آنچه مسلم است اين كه مديريت هاي دولتي در بيشتر زمينه ها از جمله تحقيق و پژوهش نمي تواند كارآيي لازم را داشته باشد.»
كارشناس ديگري هم در اين زمينه اعتقاد دارد: هفته پژوهش از اين نظر كه به شكلي گسترده درباره ضرورت پژوهش و عقب افتادگي ايران در زمينه تحقيقات و توليد علم سخن به ميان مي آورد بسيار لازم است. اما تجارب به دست آمده حاكي از آن است موضوعاتي كه درخصوص آنها، طي يك هفته به بحث و گفت وگو مي نشينيم معمولاً هيچ تحولي در آن بخش صورت نمي گيرد.
از طرف ديگر بخش تحقيقات ما با مشكلات عديده اي روبروست. مثلاً در دانشگاههاي ما كه يكي از مراكز پژوهشي نيز محسوب مي شود همواره با كمبود شديد بودجه و امكانات روبرو هستند. درحالي كه اگر منابع مالي در اختيار دانشگاه و دانشگاهيان قرار بگيرد، تحقيق خوبي هم ارايه مي شود. به عنوان مثال اگر هزينه لازم براي انجام يك طرح پنج ميليون تومان باشد هيچگاه نمي شود با سه ميليون تومان پول، تحقيقي مفيد و ايده آل ارايه كرد.
مشكل عمده نظام آموزش عالي در امر تحقيق، اختلاف سطحي است كه بين آموزش و پرورش و آموزش عالي وجود دارد. چرا كه نبايد آموزش عالي را پله شماره دو نظام آموزشي دانست. در آموزش و پرورش محور اصلي برپايه تحقيق، بنا نشده درحالي كه آموزش عالي بر محور تحقيق استوار است.
دوره اجتماعي شدن افراد از سن چهار،پنج سالگي شروع مي شود و در هجده، نوزده سالگي به اوج مي رسد. درواقع انسانها در اين سن آنچه را كه بياموزند تا آخر عمر به همراه خواهند داشت.
نظام پرورشي كشور ما به گونه اي است كه در دوره اجتماعي شدن علمي دانش آموزان به جاي آشناكردن آنها با تكنيك و رونق تحقيق و اثبات ضرورت آن فقط به آنها مي آموزد كه بايد درس را حفظ كنند.
معمولاً بچه ها در اين سنين قدرت يادگيري بيشتر و انرژي سرشاري براي ديدن، درك مطالب و جست وجو و تفحص دارند. اما متأسفانه زماني كه بايد در آزمايشگاهها و كتابخانه ها صرف تحقيق و پژوهش شود، فقط به حفظ كتابها و جزوه هاي درسي محدود مي شود.
چنين دانش آموزاني فرآيند اجتماعي شدن علمي را به گونه اي طي كرده كه آمادگي لازم را براي تحقيقات نداشته و دچار ضعف تحقيقي خواهند شد. بيشتر دانشجويان در سال اول دانشگاه انرژي بسياري در خود احساس مي كنند. اما اين انرژي در جريان فرآيند باز اجتماعي شدن تبديل به ركودي در سالهاي بعد مي شود. چرا كه در دانشگاه با استاداني روبرو مي شوند كه از آنان تحقيق مي خواهند. در واقع سه سال اول دانشگاه به همراه انرژي بسيار زياد دانشجويان براي يادگيري و صرف نيروي رواني استاد براي ياددادن به هدر مي رود. در اين ميان بسيار اندك هستند دانشجوياني كه به تحقيق و پژوهش به شكلي آگاهانه و كاربردي نگاه كنند. فقدان يك مركز ملي تحقيقات عامل ديگري در كاهش كيفي و كمي اين پديده است. اگر مراكز متعدد دولتي در اثر يك سياستگذاري صحيح و مناسب به يك مركز واحد تبديل شود، از دوباره كاري ها و تكرار موضوعات واحد تحقيقي جلوگيري مي شود، يافته هاي تحقيقاتي در يك مركز گرد مي آيد و توزيع بهينه و استفاده عام از آنها به عمل خواهد آمد.
وجود نهادهاي متعدد تحقيقاتي جز اتلاف هزينه، وقت و نيرو نتيجه ديگري نخواهد داشت. اما يك اقدام مناسب براي ورود اين مراكز به حيطه دانشگاه و متمركز كردن همه در يك واحد باعث مي شود تا از يافته هاي علمي استفاده انحصاري و محدود نشود و به صورت اطلاع رساني در اختيار ديگران نيز قرار گيرد.
سطح آموزش و تحقيق در دانشگاه
دانشگاه نهادي است كه با مسائل اجتماعي به شكل علمي برخورد مي كند. چهل سال سابقه علمي، آن را دررده نخستين مؤسسات تحقيقاتي در ايران قرار داده است. به عنوان نمونه دانشگاه تهران با قدرت اجرايي بسيار بالا در انجام پژوهش هاي علمي نيازمند توجه بيشتر و برنامه ريزي بنيادي و دقيق تري است.
وجود مراكز تحقيقاتي پراكنده در نهادها و وزارتخانه ها و عدم همكاري آنان با دانشگاهها باعث از رونق افتادن كار تحقيق در اين مركز مهم شده است.
عضويت حدود ۵۰ نفر در هيأت علمي دانشكده علوم اجتماعي و درگيري تنها ۱۰ الي ۱۲ نفر با طرح هاي تحقيقاتي، خود گواهي بر اين مدعاست.
سخن آخر
ضروري است كه نسبت به دانش و پژوهش توجه و اهتمام جدي صورت گيرد. زيرا هم اكنون از نظر دانش و پژوهش از همه كشورهاي اروپايي و حتي تركيه و پاكستان و هند هم عقب تر هستيم. پس شايسته است كه…

آموزش و پرورش در آزموني ديگر
نقد نظام آموزشي و پيگيري آن تا حصول نتيجه، موضوعي است كه در اين سالها يا اجرانشده است و يا نيمه تمام به گوشه اي وانهاده شده است.
امروز محصول دو دهه نظام آموزشي در پيش روي ماست و به راحتي مي توان كم وكيف تعليم و تربيت را در سيماي نسل جوان و نوجوان ديد. به واقع بچه ها آنچه در كلاسهاي درس و مدرسه مي آموزند دانه اي است كه مي رويد و نهالي است كه تنومند و آماده باروري مي شود. هرقدر اين زيرساخت ها و سنگ زيرين آموزش درست و دقيق نهاده شده باشد مي توان به آينده اين سرزمين اميدوار بود.
با كنكاش ساده بر افكار و انديشه هاي جوانان مي توان سمت و سوي تعلقات و تفكرات آنان را فهميد و دانست كه فرهنگ كار و سختكوشي، مشاركت جويي، صداقت و راستي، احترام به موازين و ارزشهاي اجتماعي و حفظ و تعلق خاطر به هويت تاريخي و ملي، در نسل امروز در حداقل ممكن است. (با يك كار پيمايشي و ميداني مي توان ميزان و درصد اين موارد را به دست آورد.)
نقد عريان نظام آموزشي به دور از هرگونه تعصب و جانبداري و بازنگري و بازسازي اصولي كه آنها را مقدس و لايتغير مي دانيم از نان شب هم واجب تر است و اين سياست نيز نياز به كارگزاراني دارد كه در وهله نخست كارشناس و صاحب تجربه در امر آموزش باشند و تحولات آموزشي جهان را از نزديك پيگيري نمايند و در وهله ديگر امر تحقيقات و پژوهش به عنوان هسته اصلي تصميم گيري و تصميم سازي مورد مشاوره جدي قرار گيرد تا پس از اصلاح ساختار مهمترين و بنيادي ترين وزارتخانه كشور، مقدمات ابلاغ و اجراي سياست هاي جديد آموزشي فراهم شود وگرنه ادغام صرف معاونت ها وجابه جايي افراد كه عموماً با مسائل و هياهوي سياسي گره مي خورد ره به جايي نخواهد برد.

از خود راضي ها
كم نيستند افرادي كه از خودشان ممنون هستند و هرگاه به آينه نگاه مي كنند يا وقتي كه سيماي مردم را مي بينند احساس برتري و رضايت از خود در چهره شان نقش مي بندد.
اگر نگاهي به نزديكان يا دوستان در خانه يا محل كار داشته باشيم همواره خانمها و آقاياني هستند كه پشت چشم نازك مي كنند يا طوري سخن مي گويند كه سراسر وجودشان از كمال لبريز است و به عبارتي خود را تافته جدابافته از جامعه مي دانند و حتي بسياري از مردم را لايق هم صحبتي يا معاشرت نمي دانند. در رفتار و منش اينگونه اشخاص يكسري كلمات و اداهاي خاص تكرار مي شود و در هر موضوع و مسأله تلاش دارند كه برتري ديدگاه يا فكر خود را به ديگران تحميل كنند و قريب به اتفاق مواقع نه انتقادپذيرند و نه نصيحت پذير و تا هنگامي كه آنان توسط شما تأييد شوند،شما فردي به اصطلاح «باكلاس»، متمدن و متشخص هستيد وگرنه ممكن است. «امل» شويد، در بين اين تيپ افراد، نوكيسه ها و تازه به دوران رسيده ها حضور پررنگي دارند.
در هر صورت هرگاه انسان از خود راضي شود، همان رضايت موجب توقف ايستايي و تكرار خواهد شد و ديري نخواهد پاييد كه اينگونه افراد تمام افتخارشان، گذشته شان شود و در موقعيت هاي گذشته، حال و آينده شان را سپري خواهند كرد.
و كلام آخر اينكه «از خود راضي ها»، مثل يك بيماري مسري، جز آلوده كردن فضا و محيط، خاصيت ديگري ندارند و اين رفتار فقط مخصوص جامعه ما نيست اما شكل آن در جامعه ما نوبر است.



|   شناسنامه   |   آرشيو   |