شماره ۲۰۰۷ - سال هفتم - پنجشنبه ۶ دي ۱۳۸۰
Thu, Dec 27, 2001
Report black.jpg
PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
سلام ايران
اجتماعي
گزارش روز
بين الملل
فرهنگ و انديشه
تاريخ
ايران
فرهنگ و هنر
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
ديگه چه خبر؟
هفت هنر
اوقات شرعي

آرشيو
شناسنامه
* وقتي يك ايراني به كارخانه اي در ژاپن مي رود كه كارگران آن بيش از ۱۰ساعت در روزكار مفيد انجام مي دهند ، به خود مي گويد: «اصلاً دنيا ارزش اين همه حرص زدن را دارد؟»
* متوسط ساعات مفيد كار درايران كمتر از ۱۰ساعت درهفته است. اين رقم در ژاپن ،۴۰ كره ۶۰ و آمريكا به ۳۸ ساعت درهفته مي رسد.
* هرچه دركشورهاي جهان الگوي ثابتي براي استفاده خلاق از زمان به كار گرفته مي شود دركشور ما همه چيز به شكل وهم آلودي راكد مانده است .

معرفي كتاب
041766.jpg
* علل و عوامل بروز آسيبهاي اجتماعي و راهكارهاي مقابله با آن/ مجيد ابهري.ـ تهران: پشوتن، ،۱۳۸۰ ۲۸۰۰تومان.
در اين كتاب به مواردي نظير: كودكان خياباني، اعتياد، دختران فراري، مهاجرت، طلاق، خودكشي... پرداخته شده است.
بعضي از بچه هاي خياباني داراي اسامي مستعار با القاب مخصوص هستند: محمد وسپا، كتي تايتانيك ، لادن سياه، الماس لره و... بچه هاي پارك طرز لباس پوشيدن آرايش يا زبان (آرگو) پارك و شيوه زندگي به طور خرده فرهنگ ويژه (پارك) خود را دارند، دختران اين گروه اغلب از شهرستانها به تهران گريخته اند بعضي از آنها موهاي خود را مانند پسرها كوتاه مي كنند و لباسهاي پسرانه مي پوشند و اصطلاحاً (تيپ پسرانه) زده و به كارهاي مردانه مشغول مي شوند و بعضي دختران شبها رادر خانه پسران پارك به سر مي برند...

* زن در ايران باستان/ هدايت الله علوي.ـ تهران: هيرمند، ،۱۳۸۰ ۵۰۰تومان.
سرگذشت و مقام زن در ايران باستان، زناشويي در ايران باستان، ... ازدواج اوگ زن آنست كه اگر دختري يگانه فرزند پدر و مادرش بود وقتي شوهري مي كرد او را اوگ زن يعني يگانه زن مي ناميدند و نخستين پسر چنين زني به پدر و مادر آن زن تعلق مي گرفت تا اجاق خانواده پدر و مادر دختر خاموش نشود و...

آدمهاي روبات گونه
روزگاري همه زير يك سقف تير چوبي و با پشت بام هاي كاهگلي دور هم جمع مي شدند و بزرگترها در صدر مجلس به حرفهاي كوچكترها گوش مي دادند و فكر و ذكر آنان كاشت، داشت و برداشت بود، اما اين روزگار ديري نپاييد و با آمدن فن آوريهاي مختلف، فرزندان كشاورزان راهي شهرها شدند و صنايع كشاورزي به روستا رفتند و دودكش شهرها نيز زياد و زيادتر شدند تا جايي كه امروز ريه هاي من و شما پر از «اكسيژن مرگ» يا همان دودهاست.
در عصر فن آوريهاي حيرت آور و خارق العاده به تعداد تنهايي آدمها، آدمك ها ساخته مي شود و آنها همدم و مونس كودكان و والدين و سالخوردگان مي شوند و همفكري، محبت و عاطفه الكترونيكي مبادله مي شود و آدمها همانند روباتها به هم تعظيم مي كنند از كنار هم مي گذرند، اما اينها مربوط به جوامع فراصنعتي است كه در قرن بيست و يكم روابط اجتماعي و فردي را تحت الشعاع قرار داده است. البته تا تحقق و عملي شدن چنين روابطي در كشورهاي شرقي بايد سالها بگذرد و ممكن است چنين نيز نشود و الگوها و طرحهاي تازه اي ارايه شود اما به نظر مي رسد كه زندگي ما بدون آمدن روباتها و ماشين هاي آهني، مكانيكي شده و انعطاف و كششي براي ادامه آن وجودندارد. واقعاً چه عواملي باعث مي شود بدون آنكه ما مراحل نظم پذيري و قانونمندي و دههاعامل ديگر را همانند كشورهاي فراصنعتي طي كنيم يك شبه روابط مان بدون ارتباطات كامپيوتري و... ره صدساله بپيمايد و نسبت به همنوع و خويشان بي تفاوت و بي انگيزه شويم؟!
آنچه امروز بين من و شما مي گذرد حكايت خستگي از كار روزانه نيست كه باخوابيدن و استراحت رفع شود لذا آنچه بين پدران و مادران و بچه ها مي گذرد مانند روبات گونه اي است كه سر وقت غذا مي خورد، مي خوابد و پس از كشمكش هاي مختلف روزانه زندگي را با تمام فراز و نشيب ها و پيچ و خم ها به پايان مي رساند و ادامه حركت را به ديگري مي سپارد بدون آنكه بداند در اطراف خانه و كارش چه گذشته و در غم و شادي ديگران سهيم باشد.
اگر امروز از هر كسي كه بپرسي چرا اينقدر نسبت به يكديگر بي تفاوت شده ايد و چرا براي ديدن حتي برادران و خواهران خودمان اين همه تعلل مي كنيد، همه مي گويندمشكلات اقتصادي، چند شغله بودن و در نهايت عدم توازن دخل و خرج باعث شده كه قيد هرگونه تفريح، ديد و بازديدي را بزنيم و عملاً تبديل به آدم آهني هايي شده ايم كه نه تنها كارآيي ضعيفي دارند بلكه مانع روابط اجتماعي و پيوندهاي عاطفي مي شوند وحتي موجب ناهنجاريهايي مانند پرخاشگري و ستيزه جويي، تنبلي، بي اعتمادي، بي نظمي، بي قيدي و... مي شود. به هر حال رفتارها و برخوردهاي ناهنجاري كه امروز در حال عمومي شدن است يك عارضه فرهنگي است كه در صورت بي توجهي به آن هرگونه اتفاقي قابل پيش بيني است كمااينكه اثرات آن را مي توان در مجامع عمومي مشاهده كرد كه البته بسيار تلخ و ناگوار است!

مرگ پژوهش
041769.jpg
هفته پژوهش گذشت و سمينارها و جلساتي درباره پژوهش و تحقيقات دركشور برگزار شد و سخنرانان درباره پژوهش و اهميت آن نكاتي را بيان كردند و چون سالهاي گذشته از اينكه پژوهش جدي گرفته نمي شود يا سهم تحقيقات از درآمد ملي بسيار ناچيز است، گله شد و مي توان از حالا پيش بيني كرد كه در سال آينده نيز چنين مطالبي ايراد شودو سالهاي بعد هم...
واقعيت اين است كه سرانه پژوهش در كشورهاي توسعه يافته ۲۰۰برابر كشور ماست و به عبارتي سرانه هر ايراني براي تحقيق و پژوهش ۴هزار تومان است و نكته جالب تر اين است كه بسياري از مسؤولاني كه خودشان منتقد اين رقم هستند حتي استفاده بهينه اي از همان رقم اندك هم نمي كنند و بودجه تخصصي براي تحقيقات رابه عنوان «تنخواه» سازمان يادواره تلقي مي كنند و هرگاه پول كم بياورند به فكرآن بودجه مي افتند و شكل بدتر و بسيار غيراصولي هزينه كردن اين بودجه زماني است كه برخي از حق الحسابها و خوش خدمتي ها و... از محل اين بودجه پرداخت مي شود. به عبارتي وقتي بعضي از مديران در پرداخت پول به دوستان يا نزديكان يا كساني كه تعلق خاطر به آنان دارند دچارمشكل و محدوديت قانوني مي شوند يك طرح تحقيقاتي را به وسط مي كشند و با يك بودجه بسيار خوب از شرمندگي شان درمي آيند و سرانجام اينگونه طرحها نيز از پيش تعيين شده است چرا كه هيچ كس پيگير آنها نيست و سرانجام چندصد برگ در چند جلد زركوب و شكيل، تقديم كتابخانه سازمان و مدير مي شود و همه چيز به خير و خوشي پايان مي يابد.
البته شايد تصميم گيران هم حق داشته باشند، چرا كه با سرانه ۵دلار هر آدمي(!) خجالت مي كشد كه اين سهم را به يك پژوهشگر بدهد تا تحقيقي صورت بگيرد و آنقدر زندگي چاله و چوله دارد كه اين رقمها نمي تواند حتي يك چاله پژوهش را پر كند و باكي هم نيست كه اگر از نظر شاخص آموزش در ميان ۱۶۲ كشور جهان رتبه صد و سوم و به لحاظ شاخص توسعه انساني در جايگاه نودم باشيم، فعلاً ديگران تحقيق مي كنند و نتايج آن را به ما مي دهند و زحمت ما هم كمتر مي شود.

كره ايها شش برابر ايرانيها كار مي كنند
* وقتي يك ايراني به كارخانه اي در ژاپن مي رود كه كارگران آن بيش از ۱۰ساعت در روزكار مفيد انجام مي دهند ، به خود مي گويد: «اصلاً دنيا ارزش اين همه حرص زدن را دارد؟»
* متوسط ساعات مفيد كار درايران كمتر از ۱۰ساعت درهفته است. اين رقم در ژاپن ،۴۰ كره ۶۰ و آمريكا به ۳۸ ساعت درهفته مي رسد.
* هرچه دركشورهاي جهان الگوي ثابتي براي استفاده خلاق از زمان به كار گرفته مي شود دركشور ما همه چيز به شكل وهم آلودي راكد مانده است .
041772.jpg
دراروپا و آمريكا كاركردن به شيوه ژاپني ها مرسوم مي شود. كارمندان ۱۲ساعت در روز كارمي كنند وگاه تا آخر غروب هم سرگرم كارند. رشد حيرت آور صنعت سبب شده كه اين جوامع با بحران كمبود وقت وفشارهاي ناشي از آن روبرو شوند. طبق محاسبات سازمانهاي بين المللي ، متوسط ساعات مفيد كار درايران كمتر از ۱۰ساعت درهفته است. اين رقم در ژاپن ،۴۰ كره ۶۰ و آمريكا به ۳۸ ساعت درهفته مي رسد. تنها با يك حساب سرانگشتي مي توان فهميد كه دراداره هاي ايران بيش از ۱۰۰۰ساعت اتلاف وقت صورت مي گيرد. وقتي در ۱۹۰۵ يك آلماني توانست تمام دست آوردهاي يك جنتلمن انگليسي يعني نيوتون را از اين رو به آن رو كند، همه دنيا هاج و واج مانده بودند. اين شخص كسي نبود جز انيشتن . او در تئوري خود به نام «نسبيت خاص» گفت: تمام رويدادهايي كه ما با آنها برخورد داريم از قبيل زمان ومكان اموري كاملاً نسبي هستند وبستگي تام به ديدگاههاي ناظر دارند واين درست عكس آن چيزي بود كه نيوتون مي گفت. اما احتمال بيشتر ازهمه، اين دانشمندان نبودند كه ازاين تئوري شوكه شدند، بلكه ساعت سازان سوئيسي بودند و شايد بعد از آن بود كه آنها تصميم گرفتند بيشتر بانك درست كنند تا ساعت! درهرحال ممكن است اين نظر انيشتن كاملاً يك تئوري علمي به نظر برسد. اما حتي يك نظريه خالص علمي نيز مي تواند درتحليل موضوعات اجتماعي به كار آيد. ازهمين نظرگاه است كه طرز تلقي و ديدگاه انسانها درمورد موضوعات واحد باتوجه به تعدد و تنوع فرهنگها، متفاوت به نظر مي رسد. آيا واقعاً طرز تلقي ما با يك آلماني يا ژاپني درمورد زمان يكسان است؟
وقتي يك ژاپني به زندگي ما نگاه كند وبه عنوان مثال به اداره اي دولتي در ايران سري بزند و ببيند كه كارمندان آن با چه آرامشي درحالي كه استكان چاي دريك دست و پرونده اي قطور در دست ديگر دارند و چنان به آرامي آن را ورق مي زنند كه گويي يك شاهكار هنري است ونگرانندتامبادا به آن آسيبي برسد وباهمان آرامش هم به دنبال يك امضا يا فتوكپي مي گردند، بي تأمل اين فكر درذهنش نقش مي بندد كه حركات ما را روي اسلوموشن گذاشته اند. عكس اين موضوع نيز صادق است. آن هم اين كه وقتي يك ايراني به كارخانه اي در ژاپن مي رود كه كارگران آن بيش از ۱۰ساعت در روزكار مفيد انجام مي دهند ، به خود مي گويد: «اصلاً دنيا ارزش اين همه حرص زدن را دارد؟ يا مگر اينها چه خورده اند كه مثل فرفره ازاين سو به آن سو مي روند؟»
واقعيت اين است كه دركشورهايي كه مديريت زمان وبهره گيري از آن براي دستيابي به هدفهاي از پيش تعيين شده به عنوان يك اصل اساسي موردتوجه صاحبان صنايع ونيروي كار مراكز توليدي و خدماتي قرار گرفته است، بحث هرزرفتن زمان يا كم كاري همان قدر ناآشناست كه دركشورهايي با موقعيت اقتصادي ـ اجتماعي ما، موضوع استفاده بهينه ومطلوب از زمان غريب و دور از ذهن است. يك محقق ايراني در سالهاي بعد از انقلاب، تحقيقي را پيرامون مقوله «كم كاري» درمؤسسه ها و شركتهاي آلمان شروع كرد و بعد از مدتي به نتيجه جالبي دست يافت كه حتي موضوع تحقيقش را زير سؤال برد وآن هم اين بود كه در فرهنگ كار آلمانيها، اصلاً اصطلاحي به نام «كم كاري» وجود ندارد ومن به ياد حرفهاي دكتر تبريزي مدرس دانشگاه روانشناسي مي افتم كه وقتي با او درباره مشكل اشتغال جوانان گفت وگو مي كردم، حرف را به فرهنگ حاكم بركار درجامعه ما كشاند و خيلي صريح گفت: «درجامعه ما كاركردن عيب است! كاركردن تنبيه وفحش است. معلم به دانش آموز مي گويد: «اگر مشقهايت را ننويسي بايد شيشه ها را پاك كني! يعني شيشه پاك كردن تنبيه است. وقتي به هم فحش مي دهيم ، مي گوييم عمله ، كارگر و …! وقتي اين فرهنگ نفوذ دارد، جوان هم ارزش را در شغلهاي خاص جست وجو مي كند.دوست دارد با كراوات پشت ميز بنشيند!جوانان ما طالب عملگي اند؟ خير! طالب نجاري اند؟ خير! طالب عرق ريختن و زحمت كشيدنند؟ خير! ما كار را ننگ مي دانيم. همين است كه يك كارمند صبح تا عصر دراداره وقت كشي مي كند، به همه كار مي پردازد، غيراز كار اصلي خودش. اين فرهنگ تا تغيير نكند وجامعه نياموزد كه كم كاري، وقت كشي، مفت خواري ضدارزش است و عملگي، عرق ريختن و كارگري و وجدان كاري داشتن ارزش و نشانه عزت نفس است، مشكلات برطرف نمي شود».
با اين همه به نظر مي رسد زمينه هاي تاريخي دركشور ما عكس جرياناتي بوده كه امروز شاهد آن هستيم. ايرانيان باستان ارزش زمان و استفاده كارآمد از آن را درك مي كردند. دربخشي از يك مقاله تحقيقي درباره ، تاريخ ايران باستان ، آمده است: ايرانيان قائل به ايزدي به نام زروان بودند كه نيروي او بر زمان احاطه داشت ـ در بند هش مي خوانيم كه زروان (ايزد زمان) زمان كرانه مند را از زمان بي كرانه آفريد…» بعدها نگرش خلاق به زمان و استفاده مفيد از آن در دين اسلام نيز مورد تأكيد قرار گرفت. دراسلام با اين كه به مسأله عبادت توجه خاصي شده است، اما درگفتار بزرگان دين به اين نكته پي مي بريم كه يك ساعت تفكر خلاق به هزار ساعت عبادت ارجح است. با اين همه همچنان راز استفاده مطلوب ومفيد از زمان مثل يك حلقه مفقوده برجامعه و مردم ما ناپيداست . تاكنون دركشور كمتر به مقوله بهره وري به شكل عملي واز بعد اجرايي توجه شده است. عليرغم وجود قوانيني كه دولت را موظف مي كند براي افزايش بهره وري نظام اداري بخشي از اعتبارات خود را هرسال به اين كار اختصاص دهد، درمرحله عمل كارچنداني صورت نگرفته است و به استناد آماربهره وري انرژي، منابع و نيروي انساني درايران چنان ناچيز است كه گاه به نظر مي آيد سير نزولي هم دارد. درحالي كه شاخص بهره وري نيروي انساني دركشورهاي آسيايي رقمي حدود ۵تا۶درصد است، رشد بهره وري نيروي انساني درايران ۱‎/۸درصد است.
اميرحسين ياوري ، كارشناس ارشد مديريت مي گويد: «زماني يكي از استادانم در دانشگاه ماجراي يك گروه از مهندسان ايراني را در ژاپن برايمان تعريف مي كرد كه براي دريافت اطلاعاتي پيرامون پروژه اي اقتصادي از سوي يكي از مراكز دولتي به ژاپن مي روند وبراي آن كه اين سفر از لحاظ مادي سودي هم برايشان داشته باشد ساعت به دست خود نمي بندند تا در بازگشت بتوانند از ژاپن ساعت با خود بياورند. اما مهندسان ژاپني بي خبراز همه جا دربرخورد با مهندسان ايراني متعجب مي شوند كه آنها بدون داشتن ساعت و درنظرگرفتن زمان چگونه كار مي كنند وصدالبته به زبان بي زباني مي گويند كه : شما چه مهندساني هستيد؟ از نظر اين كارشناس نداشتن انگيزه مهم ترين علت كم كاري يا عدم استفاده مطلوب و مفيد از زمان درواحدهاي مختلف كاري دركشور و درميان كاركنان است . او مي گويد: وقتي حقوقي كه فرد مي گيرد، پاسخگوي مخارج او نيست انگيزه اي هم براي تلاش وجود نخواهد داشت. » او همچنين معتقد است مهم ترين علت اين بي انگيزگي ، نبود ضابطه براي احراز مشاغل، تشويق وتنبيه و ارتقاي شغلي كاركنان است: «درنظرنگرفتن علايق و تخصص افراد براي انتصاب وقرارگرفتن درمشاغل موجب كاهش كارآيي مي شود. ازطرف ديگر درمحيط هاي شغلي بين كارآيي وارتقاي شغلي نسبت معناداري وجود ندارد. معمولاً افرادي كه به تازگي درمركز يا اداره اي استخدام مي شوند، روحيه اي فعال و خلاق دارند. اما بعد از مدتي محيط هاي خشك، يكنواخت وراكد اداري ، حس خلاقيت ، نوآوري و شوروشوق آنها را سلب مي كند. استعداد و خلاقيت شان افت كرده و به مهره اي درميان مهره هاي ديگر تبديل مي شوند وبه صورت عنصري منفعل خود را در حاشيه قرار مي دهند تا امكان باقي ماندن و حفظ شغلشان را داشته باشند . به راحتي مي توان ميان نارضايتي كاركنان از محيط كار خود و كم كاري و وقت كشي توسط آنها رابطه مستقيم برقراركرد. به اين ترتيب كاركنان ناراضي مدام برحجم غيبت هاي اداري خود مي افزايند. وقت خود را صرف تلفن ها و مكالمه هاي غيرضروري كرده و مراجعان را سردرگم مي كنند وخسارتهاي رواني و هزينه هاي اقتصادي بي شماري بر سازمان خود تحميل مي كنند». افزايش بهره وري درهرمجموعه به معناي بهبود مستمر امور و دستيابي به نتايج بهتراست. تعيين دقيق اهداف و درنظرداشتن ضابطه مشخص براي تشويق افراد و ايجاد نظام ارزيابي دروني توسط مديران و توجه به امر آموزش و به روزكردن اطلاعات كاركنان دركنار توجه به وضعيت رفاه ومعاش آنان درافزايش كيفيت امور و استفاده بهينه از زمان مؤثر خواهد بود. انسانها موجوداتي فاني هستند و زماني كه دراختيار دارند محدود است. آنها تنها يك بار به دنيا مي آيند و بايد از اين دوره براي بهره گيري بيشتر از زندگي وبهره دهي به جامعه استفاده كنند. از همين رو است كه شخصيت اصلي كتاب «زورباي يوناني » ترفندي براي خود به كار مي بندد. او هرروز صبح به خود يادآوري مي كند: «كه اين آخرين روز زندگي من است و من فردا صبح مي ميرم». وبا اين نگرش به زندگي سعي مي كند از زمان به بهترين شكل بهره ببرد. اما هرچه دركشورهاي جهان الگوي ثابتي براي استفاده خلاق از زمان به كار گرفته مي شود دركشور ما همه چيز به شكل وهم آلودي راكد مانده است . گويا استفاده مفيد وخلاق از زمان همچون يك مسؤوليت اضافه بر شانه هايمان سنگيني مي كند.



|   شناسنامه   |   آرشيو   |