شماره ۲۰۰۸ - سال هفتم - جمعه ۷ دي ۱۳۸۰
Fri, Dec 28, 2001
Music red.jpg
PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اجتماعي
قديما
گزارش روز
ادبيات
موسيقي
فرهنگ و انديشه
كاريكاتور
فرهنگ و هنر
آذين
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
هفت هنر
اوقات شرعي

آرشيو
شناسنامه
نگاهي به زندگي و آثار عليرضا اسپهبد
زاويه
فصل تئاتر و پانتوميم در انگليس

نگاهي به زندگي و آثار عليرضا اسپهبد
اين نقاش بي قاب
هنر شهادتي است صادقانه / نوري كه فاجعه را ترجمه مي كند / تا آدمي حشمت موهونش را بازشناسد
احمد شاملو
041916.jpg
عليرضا اسپهبد در آذرماه ۱۳۳۰ در تهران متولد شد. از كودكي ذوق به نقاشي او را شاگرد استادي مانند جعفر رهنما ساخت. بعد از آن در سن هفده سالگي وارد دبيرستان هنرهاي زيباي پسران تهران شد و در رشته نقاشي شروع به تحصيل كرد. در سال ۱۳۵۰ از آن رشته فارغ التحصيل گشت و در سال ۱۳۵۴ وارد دانشگاه هنرهاي تزئيني شد. بعد از آن در دانشگاه دولتي انگلستان شروع به ادامه تحصيل در رشته دلخواهش نمود و در سال ۱۳۵۷ در رشته نقاشي (Litography Eching) با درجه فوق ليسانس فارغ التحصيل شد.
اسپهبد را مي توان نقاش بي قاب ناميد زيرا آثارش گويي براي جلوه بيشتر نياز به قاب ندارد و خود او نيز رغبتي به قاب كردن نقاشي هايش از خود نشان نمي دهد شايد او هم همانند دوست نزديكش احمد شاملو، كه شاعر آزادي لقب گرفته بود، «نقاش آزادي» است. او انگار با اين كار اجازه مي دهد، شخصيت هايي كه خود خالق آنهاست بعد از مدتي بدون هراس از حضور قاب، بوم را ترك كنند و مجالي براي رهايي داشته باشند. همين نگاه و رعايت التزام و تعهد اجتماعي است كه شاعراني همچون احمد شاملو، نصرت رحماني، منوچهر آتشي، منوچهر نيستاني و جواد مجابي را تحت تأثير او قرار مي دهد تا شعري براي او به يادگار بسرايند.
اسپهبد نقاش حماسه هاست. حماسه هايي كه آنها را از منظره هميشگي صفحه كتاب زندگي مي يابد و با بر كشيدنشان، به حماسه اي بزرگ و تلخ تبديلشان مي كند. طرح هاي او مفاهيم مورد نظرش را محكم، ساده و مؤثر بيان مي كند. مي تواند تخيلش را به راحتي پرواز دهد چرا كه بالهاي اين پرواز را با كار مداوم به دست آورده. او در سال هاي اخير در خارج از كشور بيشتر و بهتر شناخته شده است. زيرا توانسته همپاي نقاشان مدرنيست جهان جايي داشته باشد. به طور مثال، طرح هاي او در كنار آثار نقاشاني چون پيكاسو و دالي بر روي بدنه گيتارهاي محبوب و مشهور «فندر» توسط فيلهلم و ولر ترسيم شده است. عليرضا اسپهبد يك نقاش «مفهومي» است، راوي بي طرف منظره ها و اشيأ و نقش هاي تزئيني نيست. نقاشي است نويسنده كه پيامش را از راه غيرمستقيم منتقل مي كند. هر كدام از بومهاي او خود يك داستان است نه صحنه اي از يك داستان.
اسپهبد در همان آغاز راه همراه با نقاشي، گرافيك را نيز تجربه كرده و هنوز هم از گرافيست هاي فعال اين سالهاست و از تصويرگران معتبر گرافيك معاصر ايران زيرا كه به نظر آيدين آغداشلو، نقاش و منتقد معاصر ايران: «تصويرگري، نزديك ترين عنصر گرافيك به نقاشي است. او در طي سال هاي ۱۳۴۶ تا ۱۳۵۰ در چندين نمايشگاه گروهي همراه با ديگر هنرجويان هنرستان نقاشي پسران نمايشگاه داشته، پس از آن در سال ۱۳۵۰ همزمان با رفتن به دانشگاه، عضو تالار ايران قندريز شده و تا سال ۱۳۵۲ در چند نمايشگاه گروهي در همين تالار شركت داشته. در سال ۱۳۵۴ اولين نمايشگاه انفرادي خود را در نگارخانه سيحون به نام كلاغ ها به نمايش در آورده. چنان كه خودش مي گويد: «به هنگام خواندن درس نقاشي در انگلستان نمونه ظريف و نيرومندي از طراحي هاي خطي كار كرده بود كه جهت حركت تند و تيزش را از مجموعه كلاغ هايي كه كشيده، در همان طراحي هاي خطي مي توان ريشه يابي كرد. »
آيدين آغداشلو درباره اين دوره از كارهاي او مي گويد: «دوره كلاغ هاي او قبل از رفتنش از ايران شكل گرفته، كه برداشت معين و مشخصي از كلاغ است. كلاغ كه تمثيلي گسترده از عنصري است بيگانه، مداخله گر، مزاحم و مشكل آور و در نهايت شايد همزاد شوربخت آدمي. » در واقع كلاغ سمبلي است از برهنگي و بي دفاعي در برابر حمله اي گسترده و همه سويه. در كارهاي اسپهبد فاصله انسان و حيوان كمتر و كمتر مي شود تا جايي كه به هم مي رسند ادغامي نظير آن آدم - كلاغ سال هاي پنجاه. »
اسپهبد خود در اين باره مي گويد: «من رنگ را هميشه با عنوان مضمون و محتوا پياده مي كنم، نه به خاطر زيباييش، رنگ هر جا كه آمده يك نقشي را عهده دار بوده است. گرايش آبستره در من هيچ نقشي مستقل پيدا نكرده است. در درگيري دروني ام هميشه آبستراكسيون به سورفيگورو در نهايت به نفع مفهوم گرايي عقب مي نشيند. من با رنگ به سوي فرم مي روم. رنگ كه بخارگونه نيست روي تابلو فرمي دارد. حالا يا مشكل هندسي و طبيعي به خود مي گيرد يا شكل آميبي. به هر حال سطح و حجمي را مي سازد كه ذهن زود خطوط دورش را مي كشد و در يك فرم محصورش مي كند اين فرم رنگي در ارتباط با فرم هاي خطي در خدمت كمپوزيسيون نهايي تابلو در مي آيد. در تابلوهاي من آنچه در وهله اول به ذهن متبادر مي شود اين است كه آنها در يك فضا و معماري داخلي قرار گرفته اند، اين هم ناشي از زندگي شهرنشيني است. »
041904.jpg
شيوه كار اسپهبد كه همراه با حذف منطق و حرف موضوعات به معناي واقعيات عيني است؛ سبب مي شود آثارش را در زمره «سورئاليست ها» قرار دهند. انگار جهت حركت قلم او مستقيم به سمت آزادي است. شايد او تئوري هاي خود را در بعضي نقاشي هايش با برهان خلف ثابت مي كند. به طور مثال او در به تصوير كشيدن صحنه تيرباران نشان مي دهد كه در جستجوي رهايي است.
آيدين آغداشلو در اين باره مي نويسد: «او تصويرگي جهاني پيچيده و هزار توي است كه انسان محبوبش، جايگاه مطمئن و در خور عزت و شوكتش را در آن نمي يابد. پهنه هاي وسيع بوم، آوردگاه تضاد و تصادمي در هم شكننده اند كه در آن انسان و حيوان با شتاب و سراسيمه در جهات مختلف زير آوار شتك رنگ توده شده قطور مدفون مي شود. هر دوره از تجربيات عليرضا اسپهبد حدود انتظام ذهني او را مي سازد كه بعدها تبديل به نظم هندسي مي شود. اين نظم هندسي، در نهايت هنرمند را - هر چند ناخودآگاه - به سويي هدايت مي كند كه حاصل شناخت اجتماعي و مهارت فني تجربه هاي متنوع و طرح هاي ذهني ناشي از نقاشي و گرافيك اش براي خلق اثر خود استفاده كند. » به گفته جواد مجابي اسپهبد توانسته نظم هندسي آثارش را با معماري زيباشناختي هم آغاز سازد و آن دو را در بستر مناسب طي سالها رشد دهد. نقاش در فضايي كه واقعيت آن از رويا تميز دادني نيست به خلق آثاري با تأكيد بر وضعيت بشري در شرايط نامطمئن دست مي زند. انفجار كمپوزيسيون اكسپرسيو با جريان هاي گريز از مركز، توأم مي شود با مهارتي نويافته در ساخت و پرداخت طبيعت گراي اندام ها و اشيأ و با تجربه هاي شگرف در كار بوم و رنگ، تا آن دنياي عنان گسيخته روياوار تجسم مي يابد.
استقرار و آرامشي در كار نيست، هر چه هست تلاطم و آشفتگي و گمگشتگي است.
زيرا او بنا به گفته ارسطو «از آشفتگي به آرامش مي رسد. » آخرين نمايشگاه گروهي او چهار ماه پيش در لندن برگزار شد به نام «نگاهي به چهل سال نقاشي مدرن ايران» همراه با جمعي از نقاشان به نام و معاصر ايران مانند حسين كاظمي، آيدين آغداشلو و. .

زاويه
تركيب رنگ و پارتي
شايد زمستان سال۷۸ را خيلي از هنرمندان تئاتر كشور فراموش كرده باشند. اما معدود كساني هستند كه هنوز آن دعواي جنجالي و ناسزاگويي هاي بزرگان هنر نمايش كشور را فراموش نكرده اند. ماجرا زماني آغاز شد كه نمايش «دندون طلا»ي ميرباقري بيش از صدميليون تومان فروش كرد و درست چندخيابان آن طرفتر «رستم و سهراب» پري صابري با رقمي نجومي به تنهايي در تالار وحدت جولان مي داد. پس از پايان نمايش «دندون طلا» و دعوت از «قطب الدين صادقي» براي بحث پيرامون اين نمايش، جنجالي به پا شد و «داريوش ارجمند» چنان ذوق و ادب را به حراج گذاشت كه هنوز خاطره ي آن از ذهن مطبوعات فراموش نشده است. جداي از اينكه حق با چه كسي بوده يا هست. اين سؤال دكتر صادقي همچنان بي جواب مانده است كه «چرا يك نمايش در تالار وحدت بعد از ۶ماه اجرا، به زور خواهش و التماس كنار گذاشته مي شود و نمايشي ديگر كه شايد ازنظر فرم و محتوا فراتر و بهتر از آن باشد، بعد از يك ماه اجرا به زور كنار گذاشته مي شود؟ «راستي چرا بايد نمايشهايي كه پر از نقص و ايراد و ابهام هستند و به قول دوستي «كمپزسيون حركات موزون و پارتي بازي است» بعد از گذشت چندماه همچنان روي صحنه ي تنها تالار استاندارد اپراي كشور باشد ونمايش هاي خوب و ديدني براحتي كنار گذاشته شود؟
اگر جمعيت تهران را هفت ميليون نفر برآورد كنيم (جمعيت ساكن) به هر چندصدهزارنفر يك سالن نمايش مي رسد؟ باز هم تصور كنيد كه چه ميزان گروههاي حرفه اي و غيرحرفه اي در حال حاضر مشغول تمرين براي اجراي نمايش هستند؟ آيا ساير گروههاي نمايشي ما مستحق تالار وحدت نيستند كه اين تالار در انحصار تنها دوكارگردان كه سنخيتي هم با نسل امروز ندارند درآمده است؟ (كافي است نگاهي به اجراهاي دوسال گذشته ي اين تالار بياندازيد) هنوز اين سؤال براي تمام اهالي نمايش وجود دارد كه چطور مي شود كه نمايش «دندون طلا»ي ميرباقري ۶ماه تمام روي صحنه ماند و صدميليون فروخت؟
در تعريف اماكن و اموال دولتي مي گوييم؛ اموال دولتي آن دسته از مايملكي هستند كه بيش از پنجاه درصد از مالكيت آن يا درآمد آن يا هزينه ي آن متعلق به دولت باشد. آيا تئاترشهر يك مكان خصوصي است كه مديريت آن بنا به دلخواه ميزان اجراهاي نمايش ها را تعيين مي كند؟ آيا تالار وحدت يك تالار خصوصي است كه تنها در طي دوسال گذشته فقط ۲كارگردان از آن استفاده كرده اند؟ اين همه گروههاي جوان و فعال و پرشور كه با كمترين هزينه ها حاضر به ابراز شوق و علاقه اند، چه امتيازي را ندارند كه اين كهنه هنرمندان دارند؟ چه طور مي شود كه فلان كارگردان با اين همه نمايش و نمايشنامه هاي مؤثر و مؤلف كه هزاران نفر از آبشخور آن سيراب مي شوند، همچنان لنگ بودجه ي مورد نيازش براي ساختن نمايش باشد و فلاني با بودجه اي چندصدميليوني نمايشي به اين بي در و پيكري بسازد...

فصل تئاتر و پانتوميم در انگليس
علاءالدين، بدون ۴۰ دزد بغداد
041910.jpg
كريسمس كه تازه آن را پشت سر گذاشتيم و روز سال نو ميلادي كه سه شنبه ي هفته تازه (۱۱ديماه) به آن مي رسيم، زمان تئاتر و پانتوميم در بريتانيا محسوب مي شود. در اين روزها، هنرمندان تئاتر و پانتوميم درانگليس چنان با مردم نزديك وهمراه اند كه حتي طي نمايش شان بايكديگر حرف مي زنند و كنار هم با صلح و صفا زندگي مي كنند. پانتوميم را هنوز يك هنر سنتي انگليسي ها مي دانند ولي اين هنر چيزي بين هنرهاي موزيكال آنان موسوم به «ويكتوريان» و هنر ايتاليايي «كمديا دلارته» و به واقع ادغامي از آنان است و در انگليس مردم بسيار دوست دارند مرداني را كه خودشان به شكل زنها يا دلقك ها درمي آورند و يا زناني را كه در هيأت پسربچه ها درمي آيند، در صحنه ي پانتوميم به تماشا بنشينند و از نمايشهاي زمان كريسمس و ژانويه غافل نمانند.
وقتي اين روزها ودر زير دانه اي درخشان برف به شهر سنتي كانتربري انگليس سفر مي كنيم، آن جا داني يل مك فرسون هنرپيشه ۲۱ساله استراليايي را در سومين سال حضورش درصحنه ي پانتوميم بريتانيا فعال و زنده مي بينيم. مك فرسون كه از طريق شركت در سريال تلويزيوني پرطرفدار «همسايه ها» به مردم وهنردوستان شناسانده شد، از ديوانگان پانتوميم است و اين روزها در نمايش «علاءالدين» در اين شهر مشغول هنرنمايي است.
كوتاهي هر يك از قطعات نمايشي و همچنين فشردگي كار در ايام سال نو و ازدياد مراجعه كنندگان ايجاب مي كند كه مك فرسون و همتاهايش روزي سه نوبت به صحنه بيايند و اجراي برنامه كنند و فقط يك روز در طول هفته استراحت داشته باشند. يك مسأله ي مهم براي او و همبازيانش استقبال شديد مردم و تماشاگران از آنها و پانتوميم هاي اين هفته هاي خاص در بريتانيا است كه مجال نفس كشيدن را نيز به اين هنرمندان نمي دهد. با اين حال مك فرسون كه از راه سينما به تئاتر رسيده و عاشق آن شده است، خستگي نمي شناسد و دردسرها را تحمل مي كند.

• ارتباط نزديك
ضمن اينكه يك ويژگي اصلي پانتوميم برقراري ارتباط نزديك بين هنرمند و مردم حاضر در دور صحنه است و همه با هم نفس مي كشند. مك فرسون نماد بزرگ پانتوميم اين روزهاي بريتانيا مي گويد: وقتي در ۱۸سالگي براي اولين بار وارد عرصه ي پانتوميم شدم، شور و غوغاي آن مرا بسيار گرفت. قبل از آن، هفته اي ۵روز در يك سريال تلويزيوني در يك صحنه ي خالي از تماشاگر بازي مي كرديم و نه حرفي بود ونه حديثي. اما حالا سه سال است كه در چنين فصولي هر روز در حضورحداقل ۲هزارنفر به اجراي برنامه زنده مي پردازيم وتفاوتها قابل گفتن نيست.
پس از درخشش در «علاءالدين» كه اين بار به تصميم مجريان برنامه فاقد ۴۰دزد بغدادي و غيربغدادي (!) است و علاءالدين را به يك سخنگوي خاموش وغريب در اوايل هزاره سوم بدل مي كند، قرار است مك فرسون در بازسازي نمايش موزيكال معروف «گادسپل» شركت كند. البته نگاه او به هاليوود نيز هست و مي خواهد در نهايت سراز فيلمهاي باارزش متعلق به استوديوهاي بزرگ درآورد. در عين حال او نمي خواهد سرنوشتي مثل هموطنانش كايلي مينوگ و جيسون داناوان داشته باشد كه مثل وي با درخشش در سريال «همسايه ها» كارشان را شروع كردند و به جاي روي آوردن به تئاتر و كارهاي غني تر و عميقتر، به اصطلاح ستاره هاي پاپ و محبوب جوانان بدل شدند. هر چه هست، مك فرسون و همتاهايش اين روزها در سرماي بريتانيا از درون هنر ديوانه وار و ظريف پانتوميم، براي آينده ي خود بهره هاي زيادي خواهند چيد.
وصال روحاني

با خبر شديم كه …
041901.jpg
• نمايشگاهي از آثار پتينه كاري
نمايشگاهي از آثار وحيدصباغيان ، نقاش اين روزها پركار كشورمان در زمينه پتينه كاري كاغذ (كهنه سازي ) با موضوع نسخ خطي ، دركارگاه وي واقع درخيابان نصرت شرقي، پلاك ۱۶ برگزار خواهد شد. دراين نمايشگاه تعداد هفتاد اثر از آثار وي در معرض ديدعموم قرار خواهد گرفت. پتينه كاري تكنيكي است كه درآن استفاده از مواد شيميايي ، اسيدي وطبيعي ، به رنگ آميزي ايجاد بافت مي پردازند. طرحهاي به كار برده شده دراين نمايشگاه عناصر برگرفته از طبيعت وتك حروف هاي خط نستعليق وثلث مي باشد.


• يك نوكر و دو ارباب در سنگلج
از ۹ دي ماه نمايش سياه بازي «يك نوكر و دو ارباب » كه اقتباسي از نمايش معروف «كالرو گلدوني » است درتالار سنگلج به كارگرداني حميد پورآذري به روي صحنه مي رود. اقتباس از نمايش «يك نوكر و دو ارباب» توسط آتيلا پسياني صورت گرفته است.

041898.jpg
• و بالاخره پايان رند خلوت نشين
همچنين مطلع شديم كه نمايش «رندخلوت نشين » پري صابري تا ۱۴ دي ماه در تالار وحدت به اجرا درخواهد آمد. و روز جمعه هفته آينده آخرين اجراي اين نمايش خواهد بود. پيش از اين نمايش هاي «شمس پرنده» ، «آنتيگونه » و «رستم و سهراب » از صابري درهمين تالار روي صحنه رفته بود كه با استقبال شديدي مواجه شد.

براي هفته بعد
041919.jpg
* هفته اي كه در راه است هفته عيد مسيحيان سراسر جهان است. ستون براي هفته بعد اين عيد را به تمامي هموطنان مسيحي كشور تبريك عرض مي كند. اما امشب آخرين شب از كنسرت موسيقي عرفاني گروه تنبور نوازان «شاهو» است ، كه به ياد مرحوم «سيدخليل عالي نژاد » برگزار خواهد شد. اين كنسرت درتالار فارابي دانشگاه هنر برگزار مي شود. مرحوم «سيدخليل عالي نژاد» يكي از ستاره هاي پرفروغ تنبور بود كه دريك ماجراي مشكوك درمنزلش دركشور سوئد غريبانه حجاب خاك بر رخ حيات كشيد. يادش گرامي، نامش جاودان.

041907.jpg
*از سلسله برنامه هاي موسيقي مناطق ايران ، قرار است كه گروه «شمشال» به سرپرستي آقاي حسين حميدي، برنامه اي را تحت عنوان بازآفريني موسيقي محلي ايران درفرهنگسراي نياوران اجرا كند.
اين برنامه در روزهاي پنجشنبه وجمعه اي كه در راه است برگزار خواهد شد. اگر بدانيد چقدر اهالي موسيقي فرهنگسراي نياوران پرتلاش و فعالند…!


*اركستر موسيقي ملي ايران (به رهبري فرهاد فخرالديني ) در روزهاي جمعه (امشب) وفرداشب ساعت ۲۱ درتالار وحدت اجراخواهد شد. اركستر موسيقي ملي ايران، قرار است دراين برنامه موسيقي آذربايجاني را اجرا كند. خوانندگان اين برنامه عبارتند از «رشيد وطندوست »، «ودود موذن زاده» و «عباس عابدزاده» همچنين تكنواز كمانچه دراين برنامه «احمد راست به» خواهد بود.

041913.jpg
* همچنين روزهاي يكشنبه و دوشنبه و سه شنبه كه مي آيد قرار است يادمان استاد «روح الله خالقي» درتالار وحدت توسط گروههاي نيريز (به سرپرستي مليحه سعيدي) وعشاق (به سرپرستي اسماعيل تهراني ) درساعت ۲۱ برگزار شود. بهرام سارنگ خواننده اين كنسرت است و پري ملكي وخوروش خليلي به همراهي محمد اسماعيلي و ارفع عطرايي به اجراي برنامه مي پردازند. ابراهيم لطفي هم آخرين شب از اركستر خود را در فرهنگسراي نياوران، اجرا مي كند. اركستر مجلسي نياوران امشب شاهد هنرنمايي ظهرالديني و ديگر هنرمندان اين اركستر خواهد بود. امشب ساعت ۱۹‎/۳۰!

ديدار
• سينما:
مسافرري (داودميرباقري)
قدس، پارس،۱ سروش، ماندانا، ملت، جمهوري، گلريز۱
رخساره (اميرقوي دل)
عصرجديد،۲ عصرجديد،۳ فلسطين، اروپا، بهمن،۲ سپيده، تيسفون، حافظ، كريستال
سگ كشي: (بهرام بيضايي)
رودكي، ناهيد، جام جم، تهران،۲ جي،۲ جي،۳ مركزي،۲ آسمان آبي، دهكده المپيك
شب يلدا: (كيومرث پوراحمد)
شباهنگ، آرش، ستاره، سارا، شقايق، ايران،۲ شاهد، فردوسي، پيام انقلاب


• گالري:
گالري فرامرزي: نقاشي هاي «سودابه شيران» از چهارم دي ماه تا دهم دي ماه از ساعت ۱۷ تا ،۲۰ واقع در ميدان ونك، خيابان ونك، كوچه ارم، پلاك۵۴


• تئاتر:
تالار انديشه (۸۸۴۷۸۸۷ ـ ۸۸۳۹۷۳۸)
پرده عاشقي (داودميرباقري) ساعت ،۱۹‎/۳۰ قيمت بليط ۲۵۰۰تومان.
تالار سنگلج (۵۶۲۵۴۴۴)
نمايش زن (علي اصغر رشتي) ساعت ،۱۸ قيمت بليط ۱۰۰۰تومان.
نمايش سياه بازي زنجير عدالت (عبادالله كريمي) ساعت ،۱۹‎/۳۰ قيمت بليت ۱۰۰۰تومان.
تالارهنر: (۸۳۰۶۶۴۰)
نمايش صندوق جادو (زهراصدري) ساعت ،۱۷‎/۳۰ قيمت بليط ۶۰۰تومان.
نمايش پرنيان هفت رنگ (فريبا رئيسي) ساعت ،۱۸‎/۳۰ قيمت بليت ۶۰۰تومان.
تالاروحدت: (۵ ـ ۶۷۰۵۱۰۱)
رندخلوت نشين (پري صابري) ساعت ،۱۷ قيمت بليط ۲۵۰۰تومان.
تالارمهر: (۸۸۰۴۰۷۱)
نمايش مهروآينه ها (حميدامجد) ساعت،۱۹ قيمت بليت ۲۰۰۰تومان.


• موسيقي:
فرهنگسراي نياوران، اركستر مجلسي نياوران، (سرپرست ابراهيم لطفي) ساعت ۱۹‎/۳۰
تالاروحدت: اركستر موسيقي ملي ايران (سرپرست و رهبر: فرهادفخرالديني) موسيقي آذري ساعت ۲۱


|   صفحه اول   |   سياسي   |   اجتماعي   |   قديما   |   گزارش روز   |   ادبيات   |   موسيقي   | 
|   فرهنگ و انديشه   |   كاريكاتور   |   فرهنگ و هنر   |   آذين   |   حوادث   |   ورزشي   |   صفحه آخر   | 
|   هفت هنر   |   اوقات شرعي   | 

|   شناسنامه   |   آرشيو   |