شماره ۲۰۰۸ - سال هفتم - جمعه ۷ دي ۱۳۸۰
Fri, Dec 28, 2001
Pastday red.jpg
PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اجتماعي
قديما
گزارش روز
ادبيات
موسيقي
فرهنگ و انديشه
كاريكاتور
فرهنگ و هنر
آذين
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
هفت هنر
اوقات شرعي

آرشيو
شناسنامه
ترورهاي تاريخي
حوادث و اتفاقات ماضي

بافت تاريخي و كهن تهران در دوران انتقال
بافت كهن تهران داراي تركيبي درون گرا و نيمه بسته بود. واحدهاي مسكوني درچنين بافتي نيز درون گرا بودند. هرواحد مسكوني داراي يك يا چند فضاي بازمركزي بود كه نور، منظر و تهويه اتاقها و ساير فضاهاي سرپوشيده وبسته درخانه از طريق حياط تأمين مي شد. غالباً اين گونه خانه ها پنجره اي به سوي فضاي بيرون از خانه نداشتند. معابر بافت هاي درون گرا نيز عموماً داراي بافتي ارگانيك وغيرمستقيم بودند. دراين حالت كمتر اتفاق مي افتاد كه لبه هايي ازخانه هايي كه دركنار معبر قرار مي گرفتند، از ويژگي هاي كالبدي يكساني برخوردار باشند، زيرا درحالتي كه نماي بيروني خانه ها از لحاظ طراحي موردتوجه نبود، هماهنگ سازي ويژگي هاي كالبدي آنها ضرورت نداشت. البته فضاي ورودي تنهاسطحي از نماي بيروني واحدهاي مسكوني بود كه غالباً طراحي و تزئين مي شد. همچنين بايد توجه داشت كه سطح طراحي شده فضاي ورودي واحدهاي مسكوني فاقد ويژگي ها وعواملي بود كه بتواند نماي عمومي گذرگاهها با لبه بيروني واحدهاي مسكوني را به شكل ملموس نسبت به يكديگر سامان دهد.
از ديگر نكات مهم در زمينه ويژگي هاي كالبدي و كاركردي واحدهاي مسكوني دربافت هاي تاريخي ، واز جمله دربافت تاريخي و كهن تهران ، جدايي وتمايز آنها از واحدهاي تجاري بود، به اين ترتيب كه به جز مواردي معدود ـ مانند بازارچه ها ونظاير آن ـ واحدهاي مسكوني درگذرگاه هايي قرار داشت كه فضاهاي تجاري درآنها استقرار نمي يافت، به عبارت ديگر ، محله هاي مسكوني از نواحي تجاري ـ يعني بازارـ متمايز بود . در راسته هايي نيز كه داراي واحدهايي تجاري درمقياس شهري يا ناحيه اي بودند، ورودي واحدهاي مسكوني كمتر به چشم مي خورد، مگر در بازارچه ها كه از لحاظ سلسله مراتب شهري، داراي مقياسي محله اي يا كوچكتر بودند.
بتدريج و درپي تحولات اجتماعي در دوره قاجار و كاربرد برخي تجربيات و تكنولوژي كشورهاي ديگر وتقليد از آنها در بسياري از موارد ، ازجمله درمعماري و شهرسازي و همچنين دگرگون شدن برخي از پديده هاي اجتماعي و شهري، احداث خيابانهاي مستقيم درتهران رايج شد. خيابانهاي باب همايون و ناصريه از نخستين خيابانهايي بودند كه به شكلي مستقيم طراحي و ساخته شدند.
طراحي و احداث خيابانهاي مستقيم، دگرگوني هايي در ساختار و بافت واحدهاي مسكوني ايجاد كرد. نخستين تحول ، ايجاد زمينه اي مساعد براي تقسيم بندي هندسي قطعات زمين بود. دربافت هاي كهن و ارگانيك، بسياري از قطعات زمين به پيروي از شكل شبكه گذرگاهها، داراي شكلي غيرهندسي بودند، درحالي كه ايجاد گذرگاهها و خيابانهاي مستقيم، بويژه هنگامي كه قطعات زمين بين دو گذرگاه مستقيم و موازي قرار گرفتند، به پيدايش قطعاتي با شكل هندسي منظم منجر مي شد.
كم شدن احتمال خطر حمله ناگهاني نيروهاي مهاجم به درون شهرها موجب شد كه نظام سنتي شبكه بندي گذرگاههاي شهري، بتدريج دگرگون شود و همزمان با آن، اهميت يافتن دسترسي آسان و سريع و درپي آن توجه به دسترسي سواره به واحدهاي معماري و شهري موجب دگرگوني بافت شهري شد. اين موضوع افزون بر دگرگوني درنحوه نورگيري واحدهاي مسكوني، موجب شد كه شكل قطعات زمين واحدهاي مسكوني به مستطيل تبديل شود ، مستطيلي كه ضلع كوچكتر آن درلبه خيابان يا گذرگاه قرار داشت. اين شكل موجب دگرگون شدن بافت خانه شد، به اين ترتيب كه حياط مركزي وفضاي ساخته شده واقع در سه يا چهارطرف آن ، به نوعي حياط مياني تبديل شدكه تنها در دوسوي آن فضاي ساخته شده وجود داشت. البته درمواردي نيز حياطي جانبي پديد آمد كه تنها دريك سوي آن يك فضاي ساخته شده قرار گرفت. دگرگوني هاي كاركردي و كالبدي به تدريج منجر به پيدايش نوعي بافت معماري متشكل از دوكاربري تجاري و مسكوني يا تجاري و اداري در دوسوي خيابان ها شد. اين بافت درسالهاي نخست شكل گيري غالباً دوطبقه بود . واحدهاي تجاري درطبقه همكف خيابان قرار داشت و عموماً از تعدادي دكان تشكيل مي شد كه درخيابان هاي اصلي و مهم، همه يا بيشتر فضاي واقع درطول بافت را به خود اختصاص مي داد، درحالي كه درخيابانهاي فرعي، بخش هايي از سطح همكف نيز به فضاي مسكوني اختصاص مي يافت.
اهميت كاركردي ، كالبدي خيابان هاي اصلي و نيز وضعيت اقتصادي آنها موجب شد كه گونه اي از ساختمان هاي دوطبقه با وضعي كمابيش مشابه در امتداد اين خيابانها و بدون توجه به چگونگي استقرار و نورگيري آنها پديد آيد. قسمت هايي از خيابانهاي حافظ (بويژه بين ميدان حسن آباد تا چهارراه كالج) ، خيابان جمهوري اسلامي (بويژه بين خيابان وليعصر تا ميدان بهارستان) و نيز قسمت هايي از خيابان بهارستان و خيابان شهيد مصطفي خميني را مي توان از جمله اين گونه بافت ها به شمار آورد.

صداي گرامافون و استيضاح دولت
در دوره دوم مجلس شوراي ملي يكي از نمايندگان، دولت وقت را به جرم كوك كردن گرامافون استيضاح كرد. نماينده مزبور ضمن نطقي كه در جلسه سه شنبه ششم محرم ۱۳۲۸ ق.ايراد كرد، اظهار داشت: چرا وزارت داخله در باب منهيات شرعيه جلوگيري نمي فرمايند بنده مي بينم كه لاطاري علناً گذاشته مي شود و آشكارا اعلان مي كنند، بليطش را مي فروشند، همينطور فونوگراف(گرامافون) صدايش ممتد در كوچه ها شنيده مي شد و تقي زاده هم با صداي اين نماينده همراه شد و به علت شيوع منهيات و اينكه صداي گرامافون در معابر شنيده مي شود، دولت را استيضاح مي كرد. وزير داخله در جواب گفت: در باب قمار و منكرات اقدام شده اما گرامافون كه توي كوچه ها نيست تا ما جلوگيري كنيم بلكه اين صداها از خانه ها شنيده مي شود و آنها را نمي شود منع كرد. بالاخره پس از جر و بحث زياد قرار شد دولت از فروش بليط لاطاري جلوگيري كند و صداي گرامافون را هم خفه كند تا آقايان استيضاح خود را پس بگيرند.

ترورهاي تاريخي
قتل سردار اسعد
سرهنگ سهيلي رئيس شهرباني بابل به دستور رضاشاه در روز ۲۶ آبان ،۱۳۱۲ سردار اسعد را بازداشت كرد و عصر همانروز وي را با اتومبيل وانت ـ لاري سيمي ـ به همراه مأمورين به سوي تهران روانه كرد. پس از اين دستگيري، پنج تن از برادران اسعد وعده اي از سران خاندان بختياري بازداشت و زنداني شدند. از جمله منوچهر و محمدتقي اسعد برادران تني او، به حبس محكوم گرديدند و خان بابا اسعد برادر ديگرش در زندان تلف شد. عباس اسكندري در كتاب محكمه عالي اختصاصي (آرزو) درباره سردار اسعد مي نويسد: مدعي العموم براي توقيف و قتل او، ره به جايي نبرد، اما دوستي سردار اسعد با تيمورتاش و تلاش براي نجات جان وزير دربار، مخالفت رؤساي بختياري با دولت مركزي يا داشتن سهام نفت جنوب از زمره اتهامات آشكار و پنهان وي به حساب مي آمد. در اوايل فروردين ،۱۳۱۳ با خوراندن غذاي مسمول، قصد داشتند كه به نحوي او را به هلاكت برسانند، اما موفق نشدند. اما چرخ بي رحم روزگار او را به دل سياه چال سوئدي ها سپرد كه امروز بطور كلي متروك شده است. او را شكنجه ها دادند تا بالاخره با تزريق سرنگ، بطور وحشتناكي، جانش راگرفتند.

حوادث و اتفاقات ماضي
اخلاق متفاوت موسيقيدانان بزرگ
حوادث و اتفاقات اين هفته را اختصاص داده ايم به دنياي پررمز و راز موسيقي
• تأثير موسيقي باخ
در هنگام جنگ هنرمندان بزرگ براي سرگرمي سربازان به جبهه هاي جنگ رفته براي آنها برنامه هايي اجرا مي كردند. از آن جمله، روزي يهودي منوهين ويولونيست بزرگ براي اجراي كنسرتي به يكي از بيمارستانهاي ارتشي رفت اما وقتي آكومپانيست او پشت پيانو نشست اعلام كرد كه پيانو قابل نواختن نيست. يهودي منوهين دروضع دشواري قرار گرفته بود زيرا قطعاتي كه براي ويولن سلو نوشته شده بسيار كم بوده و آنها هم اكثراً مال «باخ» هستند و او فكر مي كرد كه قطعات «باخ» كه براي منتقدين تحصيل كرده فهمش اينقدرمشكل است حتماً براي اين بيماران عادي غيرقابل تحمل خواهد بود، اما به هر حال دل به دريا زد و چند قطعه از «باخ » نواخت. بعد منوهين درخاطرات خود اينطور نوشته است: آن شب وقتي قطعات «باخ» را اجرا مي كردم هيچ به نتيجه آن اميدوار نبودم، اما اين موسيقي بقدري آن جمعيت ساده را تحت تأثير قرار داد و بطوري آنها را به حال جذبه فرو برده بود كه من نظير آن حالت را حتي در بين منتقدين و موسيقي شناسان بزرگ هم در تمام عمرم نديده بودم.

• درس آواز به وسيله تلفن
حكايت مي كنند كه درس با تلفن، نخستين بار براي خواننده مشهور «مادام شاسي ـ بارتلت ـ داوي» پيش آمد كرده است. قرار بود اين خواننده در «بوفالو» دو تا از ملوديهاي يك مصنف را بخواند و اين ملوديها را مي بايستي از شيكاگو براي او بفرستند.
روز كنسرت نزديك مي شد ولي از ملوديها خبري نبود، حتي يك روز به كنسرت مانده نيز اين ملودي ها نرسيد. چون ديگر وقت تمرين براي او نمانده بود. به وسيله تلفن از مصنف ملودي تقاضا كرد كه خودش آنها را از پشت تلفن براي او بخواند تا او بدون موزيك آواز آن را بياموزد. بعد از يك تمرين دو ساعت و نيمي تلفني خود خواننده و همراهي كننده اش ملودي ها را از حفظ كردند و با اجراي آن در كنسرت موفقيت كم نظيري به دست آوردند. با اينكه اين مكالمه تلفني براي آنها ۱۲۵دلار تمام شد، با اين حال اين مبلغ در مقابل پولي كه از كنسرت به دست آوردند بسيار ناچيز بود. به علاوه موفقيت زيادي نيز براي آنها همراه داشته است.

• از دفتر يادداشتهاي بتهوون
بتهوون تا دستهاي خود را در آب سرد خيس نمي كرد شروع به كار نمي نمود وعادت كرده بود كه صورت خود را به طرف شمال نگاه دارد و مدتي هم عكس آن عمل مي كرد يعني صورت خود را به طرف جنوب نگاه مي داشت. يك چيز عجيب ديگركه در دفتر يادداشت روزانه اش از دست خط وي در «بريتيش موزيوم» لندن ملاحظه مي شود چندسطري است كه ملاحظه مي كنيد و وي آنها را در دفتر يادداشتهاي روزانه اش نوشته است.
۳۱ ژانويه به كار خدمتگزار خانه خاتمه داده شد. ۱۵فوريه يك آشپز زن استخدام شد. ۱۸مارس به كار آشپز زن خاتمه داده شد. ۲۲مارس يك خدمتكار استخدام شد. اول آوريل خدمتكاربه كارش خاتمه داده شد. ۱۶ مه آشپز زن به كارش خاتمه داده شد. ۳۰مه يك زن كدبانو استخدام شد. اول ژوئيه يك زن آشپز استخدام شد. ۲۸ژوئيه آشپز زن از منزل رفت. ۲۹اوت زن كدبانو مرخص شد. ۶سپتامبر استخدام يك خدمتكار زن. ۳دسامبر رفتن خدمتكار زن. ۱۸دسامبر خاتمه به كار يك آشپز۲۲. دسامبر استخدام يك خدمتكار زن. با اين احوال بود كه بتهوون شاهكارهاي خود را به وجود آورده است.

• تشويق از خود
«ميلارد يلينگ» معلم بزرگ هارپ، اين داستان را درباره يكي از شاگردانش نقل مي كند، اين شاگرد، روزي كنسرتي مي دهد اما بعد ازختم برنامه با وجود تشويق و كف زدن شديد حضار روي صحنه ظاهر نمي شود تا دوباره تعظيم كند يا «انگوري» بنوازد. روز بعد وقتي از او مي پرسند وي جواب مي دهد كه علت ظاهرنشدنش روي صحنه اين بوده كه خودش بين تماشاچيان رفته و آنها را تشويق به كف زدن مي كرده است.


|   صفحه اول   |   سياسي   |   اجتماعي   |   قديما   |   گزارش روز   |   ادبيات   |   موسيقي   | 
|   فرهنگ و انديشه   |   كاريكاتور   |   فرهنگ و هنر   |   آذين   |   حوادث   |   ورزشي   |   صفحه آخر   | 
|   هفت هنر   |   اوقات شرعي   | 

|   شناسنامه   |   آرشيو   |