|
|
«زهرا» به همراه يكي از كارآگاهان در دادگاه
|
گروه حوادث: دختر جواني كه در اقدامي مرموز و بخاطر عاطفه گمشده اش دست به كودك ربايي زده بود، در رديابي هاي تخصصي از سوي پليس شناسايي و دستگير شد.
ظهر سه شنبه چهارم ديماه سال جاري، يك دختر ناشناس كه توانسته بود با اغفال خانواده اي، خود را به آنان نزديك كند، دست دختر ۵ ساله اي خانواده را گرفت و به بهانه گردش، خانه شان را در خيابان استخر تهران ترك كرد. ساعتي بعد، دختر كودك ربا در حالي كه طعمه اش را به آغوش گرفته بود از ترمينال شرق تهران رهسپار ساري شد.
بنا به اين گزارش؛ عصر روز آدم ربايي پدر و مادر دختر بچه اي به نام «ملاحت سادات موسوي» با حالتي پريشان خود را به كلانتري ۱۱۵ رازي رساندند و با طرح شكايتي از پليس خواستند رباينده دخترشان را رديابي كند.
مادر «ملاحت» كه متأثر بود با بيان اين كه دخترش را دزديده اند، گفت: «صبح بود كه يك دختر جوان با دردست داشتن امانتي از عموي دخترم كه وي در ترمينال ساري به او داده بود، به خانه امان آمد چون مسافر بود و از شهرستان ساري مي آمد او را به داخل دعوت كردم و از وي پذيرايي كردم.
او بعد از صرف صبحانه و استراحت كوتاهي وقتي با «ملاحت» گرم گرفت رو به من كرد و خواست اجازه بدهم دخترم به همراه وي تا ميدان رازي بروند، او مي خواست به خانه پسر عمه مادرش برود تا امانتي ديگر را به آنان برساند. مادر كودك ربوده شده، ادامه داد: «چون ميهمانم را دختر ساده اي مي ديدم و اطلاع داشتم كه بستگان او از سوي برادر شوهرم در ساري شناسايي شده اند، دخترم را به او سپردم، تا اينكه پس از ساعتها وقتي ديدم از دختر ناشناس و «ملاحت» خبري نشد نگران شديم.»
مأموران در نخستين اقدام به بررسي سايت رايانه اي سوانح مرگبار درساعات گذشته دست زدند و با پي بردن به اينكه هيچ نشاني از ميهمان ناشناس و كودك ربوده شده درميان حادثه ديدگان پايتخت نيست، پرونده را در اختيار مجتمع امور جنايي تهران قرار دادند.
قاضي رسول غنيمي، رئيس شعبه ۱۶۰۶ پس از تحقيقات قضايي براي به دست آمدن ردپايي از دختركودك ربا، مأموريت ويژه اي را در اختيار مأموران دايره ۱۱ اداره آگاهي تهران قرار داد. بدين ترتيب، به دستور سرهنگ حيدري، تيم تخصصي به سرپرستي سروان بيرانوند وارد عمل شدند و در تجسس هاي اوليه توانستند محل خدمت نامزد دختر كودك ربا را كه در مهمانسرايي واقع در ميدان ونك بود، شناسايي كنند.
اين سرباز تحت تحقيق قرار گرفت و ادعا كرد نامزدش «زهرا» نام دارد، در شهرستان ساري زندگي مي كند و براي سرزدن به وي به تهران سفر كرده است.
وقتي كارآگاهان توانستند هويت آدم ربا را شناسايي كنند با دستور قاضي غنيمي به شهرستان ساري اعزام شدند و در كمين دختر جوان نشستند. از سوي ديگر، وقتي زهرا به همراه «ملاحت» به خانه پدرش رفت، پدر و مادر با ديدن دختر بچه، او را سؤال پيچ كردند. «زهرا» براي فاش نشدن رازش ادعا كرد «ملاحت» دختر يكي از دوستانش است كه در يكي از مدارس خدمتكاري مي كند.
پدر و مادر «زهرا» با بي تابي هاي «ملاحت» و گريه هاي اين دختربچه از شوهر خواهر دختر جوان خواستند به همراه او و دختربچه به نزد مادر «ملاحت» بروند.
وقتي «زهرا» خود را در بن بست ديد تسليم خواسته هاي پدر و مادر شد، دقايقي بعد آنها در برابر دبيرستان دخترانه اي بودند، «زهرا» دستان «ملاحت» را گرفت و داخل مدرسه شد و دور از چشم شوهر خواهرش از در ديگري خارج شده و پا به فرارگذاشت.
كودك ربا، سوار بر تاكسي خود را به ترمينال مسافربري ساري رساند، سوار اتوبوس مسير تهران شد و روز ششم ديماه با پياده شدن از اتوبوس، مشخصات و نشاني خانه «ملاحت» را در كاغذي نوشت آن را در جيب كاپشن دختر بچه گذاشت و در محوطه ترمينال رها كرد.
«ملاحت» كه تنها شده بود با چشماني گريان درمحوطه ترمينال راه مي رفت تا اينكه مأموران كلانتري ترمينال شرق او را پيدا كردند و با پي بردن به اينكه دختربچه ربوده شده است و پليس در جست وجوي وي است، «ملاحت» را تحويل كارآگاهان دايره ۱۱ دادند. كارآگاهان كه دريافته بودند، «زهرا» با رها كردن طعمه كوچكش سوار براتوبوس به ساري بازگشته است به تيم اعزامي گزارش كردند كه ميدان امام خميني ساري راتحت نظر قرار دهند تا با پياده شدن كودك ربا از اتوبوس مسافربري، او را بازداشت كنند.
ساعت ۶ صبح جمعه هفتم ديماه سال جاري، وقتي «زهرا» از اتوبوس پياده شد، كارآگاهان تهراني وي را غافلگير كرده و با دستگيري اين دختر جوان، او را به تهران انتقال دادند. صبح ديروز، «زهرا» در حالي كه گريه مي كرد در برابر قاضي غنيمي حضور يافت و با به گردن گرفتن كودك ربايي، گفت: «نمي دانم چه شد كه «ملاحت» را ربودم، او دختر زيبا و جذابي بود. من هميشه دنبال عاطفه گمشده اي بودم. وقتي محبت كودكانه «ملاحت» به دلم نشست او را با خود بردم اما احساس كردم او در خانه پدرم راحت نيست، بخاطر همين او را به تهران بازگردانده و در برابر پاسگاه ترمينال شرق رهايش كردم.
وقتي مادر ملاحت ادعا كرد كه گوشواره هاي طلاي دخترش از سوي «زهرا» به سرقت رفته است، دختر كودك ربا سرقت را به گردن نگرفت و «ملاحت» از سوي قاضي غنيمي تحت بازجويي قرار گرفت.
اين دختر بچه با زبان كودكانه اي گفت: «من در ترمينال گريه مي كردم كه يك آقاي كچل گوشواره هامو از گوشهام در آورد و فرار كرد.»
بنا به گزارش خبرنگار جنايي ما؛ تحقيقات پليس براي روشن شدن ابهامات در اعترافات دختر كودك ربا ادامه دارد و قرار است درچند روز آينده تصميم قضايي اخذ شود.