|
آيينه هاي شكسته و زندگي هاي بحران زده
* روزنامه نگاران ايراني كه در زمره كم درآمدترين شاغلانند، تحت تأثير فضاي موجود سياسي قادر به برنامه ريزي براي زندگي نخواهند بود.
|
|
|
روزنامه نگاران در تحريريه ها و درحالي كه پيگير توليد خبر يانگارش مقاله و گزارش هستند هيچ اطميناني نسبت به آينده ندارند.
در كنار ضايعات روحي و خارج از شمارش اين تهديد، مي توان به نگراني وعدم اطمينان روزنامه نگاران و خانواده آنها نسبت به وضعيت اقتصادي اشاره كرد. روزنامه نگاران ايراني كه در زمره كم درآمدترين شاغلانند، تحت تأثير فضاي موجود ، قادر به برنامه ريزي براي زندگي نخواهند بود. بنابراين هرگز نمي دانند تاچه اندازه در مقابل پرداخت اجاره به صاحبخانه، بازپرداخت اقساط وام بانكي و شهريه دانشگاه فرزند موفق خواهند بود.
اين ترديد بيش از همه براي روزنامه نگاراني محسوس و آزاردهنده است كه بعد از توقيف ناگهاني مطبوعات در ارديبهشت ماه سال گذشته خود را در كانون بحران اقتصادي يافتند. آثار شوك بي سابقه اي كه به زندگي روزنامه نگاران نشريات توقيف شده وارد شد تا امروز ادامه دارد.
مهرداد خليلي، دبير سرويس اجتماعي روزنامه توقيف شده عصر آزادگان سخت ترين لحظات بعد از توقيف گسترده مطبوعات را توصيف مي كند: پيش از توقيف ناگهاني مطبوعات، غالب همكاران آگاه بودند كه اوضاع سياسي به گونه اي پيش مي رودكه نمي توان همه تخم مرغ ها را در يك سبد گذاشت. اما آن اطلاعيه و آن توقيف دسته جمعي به روزنامه نگاراني كه حتي در سه نشريه شاغل بودند آسيب وارد كرد. به طوري كه برخي دوستان با هزينه هاي سرسام آور ناشي از ازدواج و مسكن و خودرو قسطي تنها ماندند؛ تنش عظيمي وارد خانواده ها شد كه تنها راه فرار از آن فروش اقلامي نظير موبايل و كتابخانه شخصي بود.
نيك آهنگ كوثر، كاريكاتوريست هم مي گويد بعدازتوقيف ارديبهشت ماه درآمد او به يك پنجم كاهش يافت. براي نيك آهنگ دشوارتر آن بود كه زندگي همسر و دخترش گرفتار فراز و نشيب شود. او مي گويد: فكر مي كنم در آن روزها زندگي ام از طريق امدادهاي غيبي اداره مي شد. از همه پس اندازهايم استفاده كردم، ولي برنامه هايم تا آنجا آسيب ديده بود كه بازگشت به روال سابق ناممكن مي نمود و اين واقعيت تا شش ماه خود را بر من تحميل كرد.
لي لي فرهادپور، زندگي روزنامه نگاران بعد از توقيف مطبوعات را «كولي وار» توصيف مي كند. او با شش روزنامه كه توقيف شده اند همكاري داشته و بنابراين به خوبي مفهوم موردنظر خود را تشريح مي كند: كولي ها حتي مثل عشاير هم نيستند كه براي ييلاق و قشلاق برنامه ريزي كنند. زندگي آنها منفصل و فاقد آينده روشن است. بنابراين مي توان حال و هواي برخي روزنامه نگاران را به كولي ها تشبيه كرد؛ منظورم روزنامه نگاراني هستند كه احساس امنيت شغلي از آنها دور شده و چشم انداز روشني در زندگي خود ندارند. توقيف به ماگفت كه نمي تواني به پرداخت هزينه هاي زندگي تا پايان ماه اميدوار باشي.
توقيف مطبوعات براي نقي آقالو هم تلخ بوده است. آقالوسردبير هفته نامه توقيف شده «ميهن» مي گويد: تيراژ ميهن بعد از ۹شماره به مديران خود نويد سوددهي داد. اما توقيف آن به استناد ماده۱۶ قانون مطبوعات، همه برنامه ها وتعهدات مالي ما را مختل كرد. به طوري كه با توسل به قرض نيز قادر به پرداخت هزينه هايي نظير كاغذ، فيلم، زينك و دستمزد همكاران تحريريه نبوديم و در نتيجه چندميليون تومان بدهكار شديم.
البته تنها نهاد پشتيبان حقوق مادي ومعنوي روزنامه نگاران بعد از توقيف جمعي مطبوعات به كمك روزنامه نگاران شتافت. كريم ارغنده پور، دبير انجمن صنفي روزنامه نگاران ايران در اين مورد مي گويد: از محل كمكهاي مردمي به حدود هزارنفر از روزنامه نگاران حقوق يك ماه آنها را پرداختيم. از سويي با سازمان تأمين اجتماعي و وزارت كار براي استفاده روزنامه نگاران از بيمه بيكاري وارد مذاكره شديم كه ثمربخش بود و دست كم تا شش ماه به روزنامه نگاران واجد شرايط بيمه بيكاري پرداخت شد.
تدبير انجمن صنفي روزنامه نگاران اگرچه بخشي از روزنامه نگاران را از فاز بحران خارج كرد ولي برخي روزنامه نگاران به دليل نداشتن سوابق بيمه اي و نيز تعصب ايراني از دريافت كمكهاي مالي دور ماندند. به اين ترتيب شماري از روزنامه نگاران به رغم تجربه و تحصيلات تخصصي قانع شده بودند حرفه خود را به نفع امنيت شغلي تغيير دهند.
اسماعيل آزادي، عضوگروه سياسي روزنامه توقيف شده صبح امروز در اين خصوص مي گويد: دغدغه هاي حرفه اي روزنامه نگاران قديمي به آنها اجازه نمي داد وادي مطبوعات را ترك گويند. بنابراين به رغم آسيب هاي جدي مالي و روحي همچنان درعرصه مطبوعات ماندند؛ هر چند كه به دليل فشارهاي متعدد گاه كار دل را به كار گل بدل مي كردند. مي توان گفت مطبوعاتي كه اكنون فعال اند حاصل كار گل و دل است. اما توقيف مطبوعات براي روزنامه نگاران جوان مفهوم ديگري داشت. آنها نسل جديدي بودند كه علاقه وافري به كار حرفه اي داشتند و بنابراين مي توانستند مطبوعات را متحول كنند.اما با توقيف مطبوعات و از ميان رفتن امنيت شغلي ديگر روزنامه نگاري براي آنها يك شغل مطمئن نبود. آنها رفتند و دلزده شدند. داوري آنها حتي روند جذب نيروهاي مستعد و گرايش به رشته روزنامه نگاري در دانشگاه را تحت الشعاع قرار خواهد داد. از اين رو معتقدم آسيب فرهنگي و اجتماعي توقيف مطبوعات كمتر از آسيب هاي اقتصادي آن نبوده است.
نشانه ها يي وجود دارد كه روشن مي كند احتمال توقيف مطبوعات همچنان به قوت خود باقي است. در چنين شرايطي تلاش انجمن صنفي روزنامه نگاران براي تدوين طرحي به منظور استقلال حرفه اي و امنيت شغلي روزنامه نگاران ضرورتي انكارناپذير است.
|