|
گفت وگو با عبدالعلي رضايي مديراجرايي ودبيرعلمي طرح «پيمايش ملي ارزش ها و نگرش هاي اجتماعي»
مطالعات كمي و الزامات جامعه
* اين واقعيت است كه روشهاي كمي و نتايج حاصل از مطالعات كمي ممكن است مورد سوءتعبير قرار بگيرد، مي تواند بسيار گمراه كننده باشد و درعين حال بسيار مستعد دستكاري شدن.
|
|
|
هفته گذشته وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي در گفت وگويي با روزنامه ايران بخشي از نتايج نظرسنجي «پيمايش ملي ارزش ها و نگرش هاي اجتماعي» و هدف از اجراي اين پيمايش ملي را بيان كرد و از آنجايي كه اين نظرسنجي در سراسر كشور انجام گرفته شده و داراي ابعاد بسيار مهم و باارزشي است با عبدالعي رضايي مديراجرايي ودبيرعلمي اين طرح ملي گفت وگويي داشته ايم كه در پي مي آيد.
* چه دلايلي موجب طرح اين پژوهش شد؟ و چه اهدافي بر آن مترتب بود؟
از فرصتي كه در اختيار من قرار داديد، تشكر مي كنم. البته اين سؤال بايد از كارفرما پرسيده شود. اما آنچه من به عنوان مدير اجرايي و دبير علمي طرح مي توانم بگويم نياز به مجموعه اي از شاخص ها و مقياس ها براي ارزيابي وضعيت فرهنگي، وضعيت ارزش ها و باورهاي عامه مردم است. تكرار اين پژوهش در طول زمان، داده هاي رشته (سري) زماني را فراهم مي آورد كه بيانگر تحولات در روندهاي فرهنگي خواهد بود. همان گونه كه مي دانيد بحث هاي داغي در مورد تغييراتي كه در ارزش ها و باورها صورت گرفته در جريان است و اغلب منظور كساني كه اين بحث ها را آغاز مي كنند آن است كه ماهيت اين تغييرات ماهيتي نامطلوب و منفي است. برخلاف عملكرد بخش اقتصادي و ساير بخش ها كه داراي نشانه ها و علائم مشخصي مي باشند، بخش فرهنگي هيچ گونه علامت و نشانه و هيچ اطلاعات و شواهد جامعي كه از پيش در دسترس باشد در اختيار قرار نمي دهد تا بر مبناي آن بتوان اين تحولات را مورد قضاوت قرار داد. از اين رو بحث هايي كه در مورد تغييرات صورت مي گرفت بحث هاي عمدتاً نظري و بر پايه گمانه زني ها و منافع سياسي و كوتاه مدت بود. بر اين اساس تصميم گرفته شد كه گرايش سنجي هاي نظام مندي باهدف اندازه گيري باورهاي مردم، تغييرات در ارزش ها وجمع آوري اطلاعات مربوط به جنبه هاي فيزيكي و اجتماعي فرهنگ صورت پذيرد. اين نياز در برنامه سوم توسعه گنجانده شد و در ۱۳۷۸ از سوي مجلس به تصويب رسيد. طرح پيمايش ارزش ها ونگرش ها بخشي از اين برنامه بود و هدف آن معطوف به جمع آوري اطلاعات مناسب در مورد موضوعات فوق الذكر مي شد. انجام دوسال يك بار اين بررسي داده هاي سري زماني لازم براي بيان تغييرات در حوزه فرهنگي را فراهم خواهد كرد.
* انجام اين پژوهش ها با چه مشكلاتي همراه است؟
مشكلات مربوط به اجراي چنين تحقيقاتي بسيار زياد است كه حداقل چهارمورد از آن را مي توان خاطرنشان كرد:
الف) نبود تحقيقات قبلي كه بتواند حيطه و چهارچوب قابل مقايسه اي را در اختيار قرار بدهد: اين بدان معناست كه تمام سطوح يعني طرح تحقيق، چهارچوب مفهومي مطالعه، ايجاد و خلق ابزارهاي مناسب سنجش و معني و مفهوم اين پروژه بايد از ابتدا شروع مي شد. اين وضعيت به اجبار باعث شد كه كارهاي مشابه صورت گرفته در ساير كشورها و آنچه در ايران انجام يافته بود (هر چند ناقص ونارسا)، به طور همه جانبه مورد مطالعه قرار گيرد. خلاصه آنكه انجام اين كار مستلزم صرف زمان و انرژي زياد از سوي افراد آشنا با اين تحقيقات بين المللي بود . همان طور كه مي دانيد ما با كمبود چنين پژوهشگراني روبرو هستيم.
ب ) (كه البته نتيجه مستقيم مورد الف است ) نبود ابزارهاي اندازه گيري مناسب، داراي روايي و بومي شده (يعني شاخص ها ، مقياس ها و معرف ها) از ديگر مشكلات است. يعني خلاصه آن كه ما فاقد پرسشنامه ها، مقياس هاي استاندارد شده و پرسشنامه هاي بخش بندي شده كه همگي يا دست كم پژوهشگران در مورد آن اتفاق نظر داشته باشند، هستيم . منظورم از پرسشنامه هاي بخش بندي شده ، مجموعه اي از سؤالات استاندارد شده شامل هسته مركزي پرسشنامه اصلي و سؤالاتي درباره موضوعات اجتماعي خاصي مانند محيط زيست، جرم وكجروي، ماسيل زنان و نظاير آن مي شود. پرسشنامه هاي بخش بندي شده معمولاً از بخشي از پاسخگويان (مثلاً ۲۵ تا ۵۰ درصد آنها ) تكميل مي شود.
ج ) نبود شمار كافي از محققان پيمايشي باتجربه عملي ، بويژه در استانها ونيز كمبود شديد پرسشگران تعليم يافته كه داراي انگيزه ودانش كافي براي انجام چنين كار دشواري باشند.
د ) فقدان درك و دانش لازم در بين برخي از كارگزاران مالي واداري. براينها بايد مشكل تعلل ها و تأخيرهاي اداري، كوته بيني و تجاهل و غيره را اضافه كرد كه محقق را در وضعيتي مي گذارد كه ترجيح مي دهد خود را كناركشيده و آرامش عصبي خود را به هم نريزد.
مشكل ديگر دراين زمينه ساز و كارهاي بسيار ناكافي نظارتي است. دراين كار آشنايي با تحقيقات پيمايشي علوم اجتماعي و ساز و كارهاي اداري براي تسهيل روندهاي اجرايي بايد جزو معيارهاي اصلي باشد چرا كه معمولاً جلب رضايت مسؤولان مختلف اجرايي درهرمرحله ، زمان زيادي مي گيرد. بخش علمي اين كار بايد به روشني و بطور مشخص از بخش مالي و اداري آن تفكيك شود.
* آيا بعد از اين تجربه معتقديد كه سطح دانش علوم اجتماعي درايران به مرحله اي رسيده است كه از عهده انجام اين نوع مطالعات برآيد؟
بله . به عقيده من دانش بتدريج انباشته مي شود و مي توانيم اين نوع تحقيق را پيش ببريم به شرط آنكه ۱) انتظار نداشته باشيم دراولين گام خود نتايج بي عيب و نقصي به دست آوريم و ۲ ) از حالا تا آبان سال آينده بايد فرصت نه ماهه را براي تصميم گيري در مورد سه چيز اختصاص دهيم:
الف ) مجموعه اي از مقياس ها وپرسش هاي استاندارد شده كه بتوان از آنان در پرسشنامه هاي مرحله بعد استفاده كرد . اين مهم بايد از طريق بررسي و مرور پرسشنامه فعلي و نه تغيير همه آن، صورت پذيرد. آنچه به ويژه حائز اهميت است ساده كردن زبان برخي از پرسش هايي است كه با تجربه روزمره مردم عادي قرابتي ندارد. در عين حال بايد بسياري از پرسش هاي مربوط به موارد عام گرايي، خاص گرايي را حذف كرد و پرسش هايي در مورد رفتارهاي مربوط به مصرف فرهنگي به پرسشنامه اضافه كرد.
ب) مشكل نمونه گيري بايد به گونه اي حل شود كه بين صحت علمي آن و توجه به جنبه هاي عملي تحقيق پيمايشي تعادلي برقرار شده و به خصوص به اعتماد و محرمانه ماندن پاسخگويان توجه شود.
ج) فهرستي از اسامي محققين، به خصوص آناني كه در ساير استان ها هستند، تهيه شود و توسط كنسرسيومي از دانشگاههاي كشور مورد ارزيابي قرار گيرد. بدين ترتيب نامزدهاي اصلي براي انجام مرحله دوم را مي توان از پيش باخبر كرد و فرايندهاي نمونه گيري و ظرافت هاي پرسشنامه را به آنان آموزش داد.
د) بايد برنامه آموزشي مناسبي براي مصاحبه كنندگان، ميزان و سرپرستان كارهاي ميداني و افراد كدگذار تهيه شود. اين مجموعه براي مرحله اول تهيه شد. اما بايد مجدداً بررسي شده و اصلاح شود.
* شما تجربه يك كار جمعي را در پژوهش داشتيد. تا آنجا كه مي دانيم در ايران چنين تجربه اي وجود نداشته است. به نظر شما اين تجربه موفقي بود؟
من مطلق گرا نيستم. اگر برمبناي معيارهاي نسبي قضاوت كنيم، معتقدم كه اين تحقيق تلف كردن پول و زمان نبود. انجام اين پژوهش به صورت جمعي، كاري بسيار دشوار و در عين حال ارزشمند بود. در اوج گردآوري اطلاعات بيش از ۴۷۰ نفر مشغول به كار بودند وكار به صورت هر روزه از تهران و از طريق گزارش هاي ارسالي از جانب بازرسان مناطق (كه از تهران اعزام و در استان هامستقر شده بودند) و مطالعه گزارش هاي روزانه كه ازجانب مجري مستقر در استان فرستاده مي شد، زير نظر بود. اين مرحله از كار حقيقتاً مشكل بود اما مسؤول گروه نظارت و بسياري از بازرسان مناطق در ارزيابي وضعيت هر منطقه و درخواست از مجريان براي تصحيح اشتباهات خود بسيار خوب عمل كردند. حداقل چيزي كه از اين پيمايش نصيب ما شد آزمون نمونه گيري ملي بود كه به اعتقاد من بايد تا نقطه دستيابي به توافقي در مورد روش و حجم نمونه ادامه پيدا كند. البته اطلاعات و داده ها خالي از عيب و نقص نبود كه بايد با به كارگيري روش هاي خطاياب (از قبيل مطالعه داده هاي پرت افتاده، باقيمانده ها و نومدارهاي پراكنش و مانند آن) و اصلاح تعداد زياد زنان در جامعه نمونه نسبت به تصحيح آن اقدام كرد. اما چنانچه به اطلاعات مربوط به كارهاي شناخته شده جهاني نگاه كنيد (بطور مثال بررسي جهاني ارزش ها كه به وسيله ي اينگلهارت انجام گرفته است) آنگاه ارزش كاري را كه انجام داده ايم متوجه خواهيدشد. آنان بيش از چهار سال براي انجام مرحله سوم كار خود (۹۷ ـ ۱۹۹۵) وقت صرف كردند و به تازگي اطلاعات مربوط به آن را دراختيار محققين قرار داده اند كه مي توانند با پرداخت هزينه از طريق كنسرسيوم دانشگاههاي ميشيگان، بدان دسترسي پيدا كنند. اگرما يك دهم زمان و پولي راكه آنها در سه موج پيمايش ارزشهاي جهاني صرف كرده اند، صرف كنيم، مطمئناً به نتايج بهتري دست پيدا خواهيم كرد. همان گونه كه پيش از اين گفتم بايد از اين مرحله درس بگيريم و آن را براي مراحل بعدي به كار بگيريم. اهم اين موارد عبارتند از الف) انتخاب مجري استانها بايد در دو مرحله صورت بگيرد. اول بايد فهرستي از محققين در استانها از طريق منابع گوناگون تهيه شود و دوم آنكه بايد از ميان آنان افرادي را برگزيد و از طريق مصاحبه كميته علمي طرح از دانش وتوانايي واقعي آنان اطمينان حاصل كرد. ب) يك كميته علمي كوچكتر (متشكل از چهار نفر) بايد همه چيز را تأييد كند اما بايد كميته مشورتي بزرگتري نيز وجود داشته باشد كه ماهي يك بار تشكيل جلسه دهد و مواردي را كه مدير پروژه، يا كميته علمي مطرح مي كنند را بررسي كرده و پيشنهادهاي لازم را ارايه كند.
* اختلاف نظر ميان اعضاي علمي طرح از يك سو و ميان دست اندركاران اداري را چگونه حل مي كرديد؟
تفاوت نظرات دو طرف عمدتاً از طريق تلاشهاي من كه مي خواستم همه را از اين طرح راضي نگه دارم، حل و فصل مي شد. هيچ روند مشخصي براي حل و فصل اختلاف وجود ندارد. اين مسأله را در مرحله بعدي كار نيز بايد مدنظر قرار داد. (همان گونه كه مي دانيد) خوابهايي نيز در اين مورد ديده بودم!
* عده اي مي گويند شما زماني به مطالعات كمي روي آورده ايد كه اين نوع مطالعات درجهان كنار گذاشته شده است. آيا فكر مي كنيد اين نوع روشها واقعاً سودمندي خود را از دست داده اند؟
اين نظر نوعاً شبيه نظرات برخي روشنفكران ايراني است كه حرفهاي گنده اي در مورد آنچه دنيا مشغول آن است و اينكه دنيا سرگرم انجام چه نوع تحقيقات اجتماعي است (گويي كه از همه چيز اطلاع دارند) مي زنند. واقعيت آن است كه تحقيقات كمي داراي اهدافي محدود و ساده، اما در عين حال مهم هستند و يعني تصويري كلي از مسأله مورد مطالعه ارايه مي دهند و در طول زمان عناصر لازم براي آرشيو اطلاعات (اطلاعات لازم براي آرشيو سري زماني) را فراهم مي آورند. تحليل كيفي مكمل يافته هاي ساده مطالعات كمي است و جزييات و نشانه هاي بيشتري در مورد علل، ريشه ها، عوامل بنيادي، وضعيت ذهني و احساسي شخصي و فردي ارايه مي كند. كساني كه در مورد جهان صحبت مي كنند و به راحتي مطالعات و روشهاي كمي را كنار مي گذارند، معمولاً از شمار روزافزون پروژه هاي انجام شده در اين ارتباط اطلاعي ندارند، جهان را نمي شناسند و دو موضوع كاملا ًمتفاوت را با يكديگر خلط مي كنند. اين واقعيت است كه روشهاي كمي و نتايج حاصل از مطالعات كمي ممكن است مورد سوءتعبير قرار بگيرد، مي تواند بسيار گمراه كننده باشد و درعين حال بسيار مستعد دستكاري شدن، شارلاتانيسم و تقلب است. دومين موضوع آن است كه اين تحقيقات ماهيتاً نامطلوب اند و بايد كنار گذاشته شوند. اينها دو ديدگاه كاملاً متفاوت هستند كه دعوي و استلزامات متفاوتي دارند. خلاصه آنكه روشهاي تجربي و مطالعات كمي، يافته هاي مهمي را به دست مي دهد كه روشهاي تحقيق ديگر قادربه انجام آن نيستند (از جمله اطلاعات و داده هاي مربوط به شمار زياد افراد، نگرش و سليقه و... در سطح كلان). كافي است به نامزدهاي انتخاب رياست جمهوري فكر كنيم كه بايد منتظر بمانند تا متخصص تحليل گفتمان به وي بگويد اين يا آن كانديدا اين تعداد و درصد از رأي را به دست مي آورد و يا ميزان مشاركت فلان مقدار خواهد شد و...! اين يكي از كاربردهاي متعدد تحقيقات پيمايشي و كمي است. بنابراين تحقيقات پيمايشي جايگاه خاص خود را دارند.
|