غلامرضا تختي بزرگمرد همه تاريخ كشتي ايران حالا سي وچهارسال از غروب نابهنگام اش سپري شده ولي فقدانش علاوه بر اينكه ذره اي از محبوبيت و وجاهت جاودانه اش كم نكرده است روزبه روز، هفته به هفته، ماه به ماه و سال به سال جهان ورزش بيشتر با خصائل انساني و صفات پهلواني اش آشنا مي شود و امروز ورزش ما پيرو مكتب تختي است و قهرمانان ورزش ايران اسلامي الگو و سمبولي جز تختي كه قهرماني پاك طينت، پاك نهاد و سلامت بود، نمي شناسد.
به راستي تختي چه كرد كه چنين جاودانه شد؟ تختي كه بود كه تاريخ را درنورديد و به افسانه ها پيوست؟ تختي چگونه زيست كه به اسطوره ورزش يك كشور مبدل گرديد؟ و تختي چگونه زيست كه مورد رشك و حسد خيلي ها قرارگرفت؟
تختي را بايد از زبان مردم مورد توجه قرار داد. تختي را بايد از كلام دوستانش و همقطارانش مورد شناسايي و كاوش قرارداد و تختي را بايد از نوع عملكردش با مردم تجزيه و تحليل كرد تا پي به انسانيت ـ نوعدوستي ـ فداكاري ـ فتوت و جوانمرديش برد.
تختي به قول خودش فرزند درد و رنج بود. آنكه مي خواست با كشتي گيري سري بين سرها داشته باشد، آنقدر زجر كشيد، آنقدر تمرين كرد، آنقدر زمين خورد كه تنش بوي تشك كشتي مي داد!
ولي آنچه سبب شد تختي در كشتي جايي براي خود باز كند، پشتكار، همت و خستگي ناپذيريش بود كه راه قهرماني را به او نشان داد.
پنجم شهريورماه ۱۳۰۹ در محله خاني آباد قدم به عرصه گيتي گذاشت و در ۳۷ سالگي يعني در ۱۶ ديماه ۱۳۴۶ طي يك حادثه اسف بار ديده از جهان فروبست.
تختي وقتي آنچنان غافلگيرانه جهان مادي را وداع كرد و به ابديت پيوست همه را در سوك خود نشاند، دوست، غريبه، كوچك و بزرگ، آشنا و ناآشنا همه در فراق او از ته قلب گريستند و بر فقدانش تأسف خوردند.
تختي چگونه در كشتي متولد شد؟ بايد به گفته هاي حبيب بلور استاد مسلم او و اين رشته بنگريم. در لاس پالماس اسپانيا دردل يك غار در جمع تني از خبرنگاران، استاد از تختي گفت و يادآوري كرد: درست كه در كشتي ما سردار فراوان بود و قهرمان جهان فراوانتر ولي آنچه موجب اشتهار تختي شد تنها به قهرماني هاي او مرتبط نمي شود. تختي به اين خاطر جهانگستر و شهره شد كه خود را هيچگاه از ملت جدا نكرد. هر قدمي برداشت خواست و مصلحت ملت در آن مستتر بود. تختي به عشق اين مردم شديداً پايبند بود. تختي از همه هستي خود مايه گذاشت تا دل مردم را شاد كند. او وقتي قهرمان مي شد شادي اش به واسطه خرسندي مردم دوچندان بود.
يار و غمخوار مردم كوچه و بازار بود، پدر يتيمان و اطفالي بود كه دائماً در كوچه و خيابان در حال پرسه زدن بودند. گره گشاي همتاهاي خود در كشتي بود. براي بازكردن گره زندگي يارانش اگر لازم مي شد پيش هر كسي رومي انداخت و در هيچ شرايطي منافع خود را اصلح بر منافع ملت قرارنمي داد.
* استقبال از يك شكست خورده
وقتي در المپيك رم طلاي مسابقات را به خاطر پيروزي حريف ترك عصمت آقلي با شكست عوض كرد قصد خداحافظي هميشگي را داشت ولي در فرودگاه مهرآباد استقبال از يك شكست خورده چنان او را غافلگير كرد كه به تصورش هم خطور نمي كرد.
تقاضاي مردم يك خواست الهي برايش محسوب مي شد و به راستي ملت نيز ستايشگر اين قهرمان ملي بود. در جاي، جاي ايران اسلامي همه مقدم او را گرامي داشتند و همه تلاش مي كردند پا جاي پاي اين بزرگ پهلوان بگذارند.
نجيب تر از آني بود كه به مخيله كسي خطور كند و تواناتر از هر قهرماني بود كه هميشه تكيه گاهش قادر متعال و ايزدمنان بود و هر آنچه كه مي خواست از خالقش دريافت مي كرد.
زنده ياد منصور رحيمي ها چون يك پدر و يك مربي هميشه همراهش بود و همين منصورخان رحيمي ها عضو تيم المپيك لندن او را به راه آهن برد و سبب ساز استخدامش شد. منصورخان از انسانيت و خصائل پهلواني او بسيار تعريف كرد و الحق اين پهلوان پاك نهاد الگوي صداقت ـ درستي و پاكي بود كه در ورزش ما رخ نشان داد.
تختي گرچه حكومتي طولاني در كشتي ايران و جهان داشت ولي او هيچگاه آرزو نمي كرد كه حاكميتش در كشتي ادامه دار باشد و به واقع بعد از رم او به خواست مردم گردن نهاد و ۲ مدال طلا و نقره ديگر به گنجينه افتخاراتش افزود.
همه مي دانند بعد از حضور در المپيك چهارم (توكيو) او هيچ قصد و اراده اي براي بازگشت به تيم ملي نداشت به همين خاطر در دومين پيروزي بزرگ تاريخ كشتي يعني در منچستر در تركيب تيم ملي حضور پيدا نكرد ولي دومين قهرماني كشتي ايران در جهان تختي را باز هم در كنار كشتي نشان داد و عجيب اين بود كه دستگاه ورزش بدون توجه به سن و سال او از محبوبيت تختي در نزد مردم باخبر بود و با همين حربه تختي را باز هم به صحنه رقابتهاي جهاني كشاند.
* پاسخ به خواسته هاي ملت
تختي نه تمرين مرتبي داشت، نه سن و سالش (۳۶) اجازه تاخت و تاز در قهرماني جهان را به او مي داد ولي وقتي خواسته هاي يك ملت به او ابلاغ شد او پشت پا به همه چيز زد و بدون انديشيدن به برد و باخت فقط براي آنكه موجبات شادي مردمش فراهم گردد باز هم وارد گود شد. رقيبان داخلي هرگز او را تهديد نمي كردند ولي رقباي جهاني چطور؟
عبدالله موحد بزرگمرد استثنايي كشتي ايران و جهان كه در آخرين سفر جهان پهلوان در كنار تختي بزرگ بود مي گويد:
هدف دستگاه ورزش خدمت به تختي نبود. اگر دستگاه ورزش و فدراسيون كشتي به نام و اعتبار تختي مي انديشيدند هرگز اجازه نمي دادند او در لباس يك كشتي گير دوباره وارد ميدان مبارزه شود.
از تختي بزرگ در مسابقات جهاني ۱۹۶۶ توليدو مي توانستند بهره برداريهاي بسيار داشته باشند و در قالب مربي يا مدير از دانش و تجربيات او بهره مند شوند ولي افسوس كه هدف ضربه زدن به تختي بود و همين فشارها او را سرانجام به راهي سوق داد كه روز ۱۶ديماه در تاريخ ورزش «شهره» شد و تختي بزرگ در اين روز ديده از جهان بربست.
* ركوردهاي جاودانه
تختي در طول حكومت ۱۶ ساله اش در تيم ملي ركوردهايي از خود باقي گذاشت كه حتي پس از غروب ۳۴ ساله اش دست نخورده و جاوداني مانده است.
تختي در ۱۶ سالي كه در كنار كشتي بود، به كشتي ما اعتباري تازه بخشيد و به عنوان كاپيتان تيم ملي صاحب بزرگترين افتخارات جهاني كشتي شد.
قهرمان المپيك، قهرمان جهان، قهرمان آسيا و عضو تيم قهرمان جهان. او با اينكه آرزوي بزرگش رهبري تيم كشتي بود و قرار بود بعد از كناره گيري حبيب الله بلور جانشين او در تيم ملي شود ولي هرگز اين اجازه را به او ندادند تا تجربيات گرانقدر سالهاي ۱۹۵۱ تا ۱۹۶۷ را به جوانان و جويندگان و پويندگان افتخار و بزرگي انتقال دهد. او آنقدر افتاده و خاكي بود كه آرزو مي كرد كاش به عوض كشتي گير شدن يك مهندس مي شد تا بيش از يكي كشتي گير به ملتش كمك كند.
«بابك» تنها يادگار جهان پهلوان تختي آرزوي پدر را برآورد و تحصيلاتش را ادامه داد تا بتواند آرزوي پدر را در نقش يك مهندس برآورده سازد.
تختي در ورزش ما حالا يك افسانه ماندگار و يك سمبل بي نظير و بي بديل است؛ تختي سمبل درستي و راستي و الگوي جاندار جامعه ورزش است. تختي را باورداشتن، تختي را الگو قراردادن، تختي گونه حركت كردن سهل و آسان نيست. امروز خيلي ها براي آنكه تختي را نمايش دهند خود را متصل به تختي مي دانند ولي فقط شعار تختي بودن را مي دهند!!
تختي به اين خاطر در ورزش ما جاودانه است كه هرگز تحت تأثير هيچ گروهي از راه حقيقت فاصله نگرفت و تلاش كرد هميشه در خدمت مردم باشد.
قهرماني جهان و المپيك او را دچار وسوسه هاي كاذب نساخت و حتي وقتي كه او را بدون مسابقه براي وزن هشتم (استانبول) انتخاب كردند در ميان حيرت همگاني تختي در مسابقات انتخابي حاضر شد و بعد از پيروزي بر رقباي داخلي به تيم ملي راه يافت.
* شاگرد مطيع
ورزش ما هرگز به ياد ندارد كه تختي بدون مسابقه راهي يك سفر خارجي شود. او مطيع ترين شاگرد كلاس تيم ملي و استاد حبيب الله بلور بود.
امروزيها اگر تختي را مي ستايند، اگر تختي را الگوي خود مي دانند، اگر خويش را پيرو مكتب او قلمداد مي كنند چرا راه او را طي نمي كنند؟ چرا در شادكردن دل مردم كم فروشي مي كنند؟ و چرا پشت به مسابقات انتخابي تيم ملي مي كنند؟
تختي بزرگ در طول ۱۵ سال حكومت بر تيم ملي كشورش، در سالهاي ۱۹۵۱ـ۱۹۵۲ـ۱۹۵۴ـ۱۹۵۸ـ ۱۹۶۰ـ۱۹۶۴ و ۱۹۶۶ نه بار در سد رقيبان متوقف شد و هيچگاه در هيچ مورد لب به اعتراض نگشود و صحنه را بدون شكوه و گلايه، حتي در فينال مسابقات معتبر ترك گفت.
برنده مدالهاي طلا و نقره در سه المپيك، فاتح مسابقات جهاني در سالهاي ۱۹۵۹ و ،۱۹۶۱ طي سالهاي۱۹۵۱ـ۱۹۵۵ـ۱۹۵۸ـ ۱۹۶۲ هم مدال نقره بر سينه اش آويخته شد تا هميشه در نقش يك سردار باقي بماند.
او در سفر آخرش گفت تلاش مي كنم اگر سردار نيستم سرباز هم نباشم و به همين جهت كاستاري مجاري را در دوره اول در حالي شكست داد كه كمتر كسي اميدوار بود يك ۳۶ ساله بر قهرمان ۲۲ ساله مجاري غلبه كند.
تختي وقتي از اين مبارزه فارغ شد در كناره هاي تشك به «سروري» يار ديروز و مربي سال ۱۹۶۶ توليدو گفت: آقانبي كشتي گرفتن خيلي سخته، اگر بدوني چه زجري كشيدم تا اين بچه را بردم نمي توانم آن را توصيف كنم!
تختي بعد از اين پيروزي دربرابر احمد آئيك ترك و آلكساندر مدويد متوقف شد و نظير سال ۱۹۵۷ استانبول براي دومين بار بدون كسب امتياز از گردونه رقابت خارج شد.
حالا يك بار ديگر ملت قهرمان ايران سالمرگ زنده ياد هميشه جاويد ورزش را گرامي مي دارد. عجيب است در كنار همه دوستداران تختي، موج جوانان و نوجوانان نيز به چشم مي خورند كه ناديده ستايشگر جهان پهلوانند!
۱۷ دي ماه هر سال ابن بابويه در محاصره دوستداران تختي قراردارد و آنهايي كه پيرو مكتب تختي هستند و او را از هر نظر سمبل رفتاري و گفتاري خويش مي دانند با او در سرمزارش تجديد ميثاق مي كنند كه تختي وار دركشتي ظاهر شوند و بسان تختي دركنار مردم حركت كنند.
اميد داريم رهروان تختي دل و زبان و حركتشان يكسان باشد، تا جامعه ايراني شاهد تولد تختي هاي ديگر باشد.