دكتر علي اكبر فرهنگي رئيس گروه دكتراي ارتباطات دانشگاه آزاد و مديرگروه دكتراي مديريت رسانه هاي دانشگاه تهران چهره آشنايي براي انديشمندان، صاحبنظران و پژوهشگران در حوزه پژوهش هاي فرهنگي است. با وي درباره وضعيت موجود پژوهش هاي فرهنگي ـ اجتماعي در ايران گفت وگويي انجام داديم كه مي خوانيد:
• به نظر شما انجام پژوهش هاي فرهنگي و اجتماعي براي جامعه چه ضرورتي دارد؟
•• پژوهش همواره راهنماي مديران، برنامه ريزان و تصميم گيرندگان است و بدون در نظرگرفتن جنبه هاي عقلاني نمي توان تصميم درست و صحيحي را اتخاذ كرد. بنابراين پژوهش نقش مهمي در اداره امور سازمانها برعهده دارد.
• پژوهشهايي كه در ايران انجام مي شود از نظر كمي و كيفي در چه سطحي قراردارند؟
•• متأسفانه كيفيت پژوهش ها را در سطح بالايي نمي بينم اگرچه در سالهاي اخيرگامهايي در جهت بهبود وضع پژوهش برداشته شد، ولي هنوز بودجه اي كه به تحقيقات اختصاص مي دهيم بسيار ناچيز است. بسياري از كشورهاي غربي بيش از ۳ تا۴درصد توليد ناخالص ملي (GMP) خود را صرف پژوهش مي كنند در حالي كه اين بودجه در كشور ما، حتي به يك درصد هم نمي رسد. اين موضوع نشان مي دهد كه ما از نظر كمي نيز مشكل داريم و هنوز نتوانسته ايم به وضعيت مطلوب برسيم.
• فكر مي كنيد نقاط ضعف پژوهش در ايران، ناشي از چه مشكلاتي است و براي رفع اين مشكلات چه راهكارهايي پيشنهاد مي كنيد؟
•• مشكلات پژوهش در ايران را بايد از زواياي مختلف بررسي كرد يك بخش از مشكلات مربوط به ساختار است يعني اينكه به اندازه كافي پژوهشگر نداريم و نظام هاي آموزشي ما پژوهشگر تربيت نمي كند و در نتيجه پژوهش هايمان عمدتاً محدود و تكراري هستند. مسأله بعد اينكه بايد از انجام تحقيقات تكراري جلوگيري كرده و بودجه ها را در بخش ها و حوزه هايي صرف كنيم كه پژوهش هاي چنداني صورت نگرفته است. به اعتقاد من بايد كار پژوهش را از مدارس آغاز كرد. در اين زمينه بايد روشهاي آموزشي را مبتني بر پژوهش طراحي كنيم، در اين صورت، امكان استفاده بهينه از امكانات فراهم مي شود.
• وضعيت پژوهشي در كشورمان را در مقايسه با كشورهاي پيشرفته چطور ارزيابي مي كنيد؟
•• در زمينه محتوا، ساختار و شيوه تفاوت هايي وجود دارد، معمولاً محتواي پژوهش هاي ما در حوزه هايي است كه تناسبي با نيازهاي جامعه ندارد.
نقطه ضعف ساختاري هم به اين ترتيب است كه ارتباطي بين واحدهاي پژوهشي نيست. در نتيجه درمي يابيم بودجه هاي سنگين براي كارهاي پژوهشي صرف مي شود كه به كرات توسط سازمانهاي ديگر انجام شده اند، در حالي كه اگر ساختار صحيحي وجود داشت، بابودجه اي كمتر مي توانستيم در بخشهاي بيشتري به مطالعه بپردازيم. مشكل ديگر اين است كه ما معمولاً با شيوه هاي پژوهشي جديد، آشنايي كمي داريم و اغلب شيوه هاي قديمي و تكراري را به كار مي گيريم.