|
|
|
مارتين لوتركينگ: مبارزه آرام بهترين سلاح است موشك قاره پيماي شوروي
|
|
|
|
دولت فرانسه به خشن ترين ژنرال ارتش اختيارات كامل داد
شكنجه و كشتار به اوج رسيد و زندانها از آزاديخواهان پرشد
نظاميان فرانسوي بي رحمانه انقلابيون را كشته ودر گورهاي دستجمعي مي انداختند
|
|
|
|
|
|
|
مولوتف بركنار شد
چهارم ژوييه ۱۹۵۷ چهار عضو برجسته پرزيديوم و دبيرخانه كميته مركزي حزب كمونيست شوروي از سمت هاي خود بركنار شدند. اين افرادكه نقش هاي مهمي در سياست خارجي و داخلي شوروي به عهده داشتند عبارت بودند از:
۱ـ مولوتف ۲ـ كاكانوويچ ۳ـ مالنكف ۴ـ شپيلوف
روزنامه پراودا اين افراد را به «سكتاريسم» و«دگماتيسم» متهم كرد.
پراودا همه را دعوت به حمايت از خروشچف و سياست او كرد. پس از كنگره بيستمين حزب استالين زدايي در شوروي ادامه داشت.
|
|
|
|
|
جنگ نژادي در امريكا
مارتين لوتركينگ: مبارزه آرام بهترين سلاح است موشك قاره پيماي شوروي
|
|
|
دانش آموزان سفيدپوست، دانش آموزان سياهپوست را بامشت و لگد كشتند.
ديوان عالي كشور امريكا اعلام كرد هرگونه تبعيض نژادي در مدارس امريكا خلاف قانون اساسي است. اعلاميه بالاترين مرجع قضايي امريكا در سال ۱۹۵۴ صادر شد، با اين حال هرسال بسياري از مدارس دولتي از پذيرفتن كودكان سياهپوست خودداري مي كردند و حوادث خونيني روي مي داد و سياهان و سفيدپوستان زد و خورد مي كردند كه عده يي كشته و مجروح مي شدند.
بيست و چهارم سپتامبر ۱۹۵۷ در شهر ليتل روك (LITTLE-ROCK) در ايالت آركانزاس مسأله تحصيل كودكان سياهپوست در مدارس دولتي ابعاد وسيعي گرفت. به دستور فرماندار آركانزاس، اوروال فوبوس گارد ملي مانع از ورود دانش آموزان سياهپوست به مدارس دولتي شد. با تصميم فرماندار بين ايالت كوچك آركانزاس (ايالت جنوبي) و دولت فدرال كشمكش روي داد و تا تعيين تكليف دانش آموزان سياهپوست سرگردان ماندند. سرانجام بيست ودوم سپتامبر فرماندار مجبور شد دستور محاصره مدارس را لغو كند. نخستين روزي كه دانش آموزان سياهپوست وارد كلاس شدند، دانش آموزان سفيد پوست كلاسها را ترك كردند و اعلام كردند حاضر نيستند در كنار سياهان قرار گيرند.
در اين لحظه زد و خورد شديدي بين سياهان و سفيدپوستان روي داد. تعداد سياهان كمتر از سفيدپوستان بود و بسياري از دانش آموزان سياهپوست زير دست و پاي سفيدپوستان آنقدر كتك خوردند كه جان سپردند.
مارتين لوتركينگ: مبارزه آرام بهترين سلاح است.
سپتامبر ۱۹۵۷ در شهر «مونتگمري» در ايالت آلاباما اتوبوسهاي شهري نيز تبعيض نژادي را برقرار كرده و سياهپوستان مجبور بودند سوار اتوبوسهاي مخصوص سياهان شوند و حق سوارشدن به اتوبوسهاي مخصوص سفيدپوستان را نداشتند.
مارتين لوتركينگ رهبر سياهپوستان كه معتقد بود «مبارزه آرام و به كار نبردن خشونت مؤثرترين تكنيك براي محرومان است» از همه سياهپوستان خواست اتوبوسها را تحريم كرده و از سوارشدن به اتوبوسها خودداري كنند. ديوان عالي كشور امريكا اعلام كرد كه تبعيض نژادي در اتوبوسها خلاف قانون اساسي است. عليرغم تصميم ديوان عالي كشور در بسياري از شهرهاي امريكا تبعيض نژادي همچنان برقرار بود و زد و خوردهاي خونين بين سياهان و سفيدها هر روز به وقوع مي پيوست. پس از يك سال مبارزه سرانجام سياهان درمبارزه خود توفيق يافتند ولي «مارتين لوتركينگ» و يكصد نفر از ياران او كه تحريم اتوبوسها را برپا كرده بودند به پرداخت پانصد دلار محكوم شدند.
با شكسته شدن تبعيض نژادي در شهر مونتگمري بسياري از شهرهاي امريكا نيزازمونتگمري تبعيت كردند.
موشك قاره پيماي شوروي
۲۸ اوت ۱۹۵۷ خبرگزاري تاس افشا كرد كه نخستين موشك قاره پيما باموفقيت در شوروي آزمايش شد. «جان فوستردالس» وزير امور خارجه امريكا گفت: هنوز نمي تواند با قاطعيت بگويد كه موشك قاره پيماي شوروي نشان پيشرفت موشكهاي هدايت شونده از راه دور است يا نه. دالس افزود موشكهاي قاره پيما هنوز به مرحله يي نرسيده اند كه جايگزين هواپيماهاي استراتژيك شوند.
موشك قاره پيماي شوروي مي تواند تا پنج هزار كيلومتر با سرعت ۲۲ هزار كيلومتر در ساعت و در ارتفاع يك هزار كيلومتري پرواز كند.
|
|
|
|
|
الجزاير زير چكمه ژنرالها
دولت فرانسه به خشن ترين ژنرال ارتش اختيارات كامل داد
شكنجه و كشتار به اوج رسيد و زندانها از آزاديخواهان پرشد
نظاميان فرانسوي بي رحمانه انقلابيون را كشته ودر گورهاي دستجمعي مي انداختند
|
|
جلاد الجزاير
ژنرال ژاك ماسو (MASSU) كه در سال ۱۹۵۷ امنيت الجزاير به او سپرده شد. او به عنوان رييس كميته نجات ملي تعيين شد، سپس استاندار كل الجزاير شد. درشورش ۲۴ ژانويه ۱۹۶۰ ژنرال ماسو به پاريس احضار شد.
انقلابيون اراده آهنين داشتند و نظاميان نمي توانستند اراده آنها را بشكنند.
|
دولت فرانسه با او ج گرفتن انقلاب الجزاير براي كسب استقلال و آزادي، امنيت را در آن سرزمين به ژنرالها واگذار كرد. اول نوامبر ۱۹۵۴ بن بلا، آيت احمد، بلقاسم و چند نفر ديگر كميته انقلاب را محرمانه تشكيل داده و در يك روز در نقاط مختلف الجزاير به نبردهاي مسلحانه عليه نيروهاي فرانسه پرداختند.
آتش انقلاب
سه سال از شروع انقلاب گذشت (۱۹۵۷). فرانسويان براي نخستين بار هواپيمايي را كه حامل احمدبن بلا و چند رهبر ديگر انقلاب بود در آسمان ربوده آنها را به فرانسه بردند و زنداني كردند. با زنداني كردن آنها آتش انقلاب خاموش نشد و از هر زمان شعله ورتر شد. انقلابيون از طرق مختلف اسلحه به دست مي آوردند و عبدالناصر كمك بزرگي به مسلح كردن آنها مي كرد.
دول چك اسلواكي و امريكا محرمانه به جبهه آزاديبخش الجزاير كمك مي كردند. تدابير دولت فرانسه براي فروكش كردن آتش انقلاب بي نتيجه ماند. شكنجه هاي وحشتناك كه هنوز در فرانسه سخن از آن مي رود، زندانهاي بسيار غم انگيز، قتل و كشتار، گورهاي دستجمعي داير بود. از سوي ديگر نهضت بزرگي در خاك فرانسه در حمايت از انقلابيون الجزاير به وجود آمد. روشنفكران و روزنامه نگاران هر روز مقالات مفصلي در جرايد عليه حكومت ترور و وحشت و كشتار انقلابيون منتشر مي كردند. كتابها نوشته شد و تظاهرات وسيعي توسط جناح چپ در فرانسه برپا شد. سياستمداران فرانسوي براي پايان دادن به جنبش چپ به نظاميان اختيار سركوب ملت الجزاير را دادند.
ژنرال ماسو (MASSU) كه به خشونت و خشن بودن مشهور بود مأمور اجراي به اصطلاح نظم در الجزاير شد.
محله كازبا
هشتم ژانويه ۱۹۵۷ اين ژنرال تندرو كار خود را از محله «كازبا» يكي از پايگاههاي حاميان استقلال الجزاير در شهر الجزيره شروع كرد. هزاران تن از سربازان همه خانه ها را بازديد كرده و به هر كس كه مظنون مي شدند فوراً دستگير شده و بازجوييها شروع و زندانها پر مي شد.
چتربازان
چتربازان فرانسوي روي بامها و سربازان در كوچه و خيابانها به بازرسي و بازپرسي از مردم اين محله كه پرجمعيت ترين محله الجزاير است پرداختند.
چندين نفر انقلابي كه پليس فرانسه در جست وجوي آنها بود شناسايي و دستگير شدند.
عبدالقادر گوروجي رهبر كمونيستهاي گروه ضربت انقلابيون دستگير شد. به دنبال اقدامات شديد نظامي فرانسوي در الجزيره انقلابيون فعاليت خود را در شهرهاي الجزاير از جمله «اوران» توسعه دادند و در دهكده ها فرانسويان مقيم الجزاير را مورد حمله قرارمي دادند و آنها اجباراً به شهرهاي بزرگ مي رفتند. يافتن نفت و گاز در الجزاير اهميت اين كشور را بيشتر كرد و دولت فرانسه تلاش مي كرد به هر ترتيب كه شده الجزاير را براي فرانسه نگه دارد.
اراده آهنين انقلابيون الجزاير
ارتش فرانسه در الجزاير هر راهي را براي جلوگيري از رسيدن سلاح به انقلابيون الجزاير بستند، با اين حال الجزايري ها راه ديگري را پيدا مي كردند. كوره راههايي كه عبور از آنها بسيار خطرناك و صعب العبور بود. الجزايري ها با به خطر انداختن جان خود سلاحهاي لازم را به انقلابيون مي رساندند. ارتش فرانسه حق تعقيب انقلابيون را تا داخل خاك تونس براي خود محفوظ نگه داشته بود.
استراتژيستهاي ارتش فرانسه بهترين راه را كشيدن سيم هاي خاردار الكتريكي در مرز تونس و الجزاير مي دانستند. هزاران كارگر مسلمان به زور به كار گرفته شدند و صدها كيلومترسيم هاي دوجداره خاردار بين دو كشور كشيدند با ولتاژ برق زياد. ضمناً همه نقاط اين خطوط زير مراقبت رادارها، ميدانهاي مغناطيسي و حتي مين گذاري شد تا انقلابيون الجزاير نتوانند بين الجزاير و تونس رفت و آمد كنند.
رهبران انقلاب الجزاير به فكر افتادند كه از صحراي وحشت انگيز الجزاير عبور كرده و از اين طريق به سلاحهايي كه براي آنها فرستاده مي شد دسترسي پيدا كنند.
طي يك ماه نزديك به پانصدنفر از فرزندان انقلاب الجزاير در صحرا جان خود را از دست دادند ولي خط موريس كه مرز مرگ نام داشت مانع اجراي هدفهاي آنها نشد.
|
|
|
|
|
«كريستيان ديور» مرد
۲۵ اكتبر ۱۹۵۷ كريستيان ديورخلاق «مد» كه شهرت او جهانگير بود درگذشت.
«كريستيان ديور» روزهاي سخت و غم انگيزي در زندگي داشته است. خانواده او ورشكسته بودند و به هنگام جنگ دوم جهاني خواهرش توسط آلمانها به اردوگاههاي جنگي فرستاده شده بود.
كريستيان ديور طرح يك لباس را به يك مديست نشان داد و او حيرت زده شد. كريستيان دريافت كه ذوق هنري دارد و از آن پس براي خود شروع به كار كرد و در سن ۵۲ سالگي از دنيا رفت و هميشه آرزو داشت با سكته قلبي بميرد و به آرزوي خود رسيد.
|
|
|
|