گفت وگوي زير لابد به اين دليل تاكنون منتشر نشده كه مصاحبه كننده فراموش كرده بود چنين نواري در صندوقخانه خاطره هايش موجود است. يك روز كه خاطره هايش را مرور مي كرده به اين گريخته از ذهن برخورده است «پرويز چهاردولي» اين گفت وگوي كوتاه با مرحوم حاتمي را وقتي انجام داد كه هنوز سلامتي جسمي اش را براثر سانحه از دست نداده بود. خودش اين جمله را مدام تكرار مي كند: «حقيقت چيزي است كه بايد وجود داشته باشد. اما واقعيت چيزي است كه وجود دارد.»پس لطفاً اهالي مطبوعات پرويز و پرويزها را بخاطر از كف دادن سلامتي اشان از ياد نبرند. او را بنگريد، واقعيت است. و نيزاين گفت وگو كه لابد نيز براي اولين بارمنتشر مي شود!
سفره قند و قندشكني كنار تخت مرحوم «رقيه چهره آزاد» كه نقش مادر را بازي مي كرد پهن است. «حاتمي » به طرف «محمدعلي كشاورز» مي رود و چيزهايي را در رابطه با پلاني كه قرار است در اين سكانس از فيلم گرفته شود، به او مي گويد.
«حاتمي » در حالي كه مشغول نگاه كردن به صحنه «بازي كشاورز» است مي گويد: مي بيني با چه سختي و مشكلاتي كار مي كنيم؟
* آقاي «حاتمي » قند شكستن آقاي كشاورز براي شما مشكلات داره؟
** نه، نه، منظورم اين نيست. منظورم اين است كه كار در سينما مشكلات داره.
* كار در سينماي كشور ما يا بطور كلي؟
** بطور كلي كار در سينما مشكل است.
* ولي من چيزي را كه شما به عنوان مشكل عنوان مي كنيد مي گويم.
** ها، بله، والله راستش را بخواهيد خسته شده ام. به خاطر اينكه من يك چهارچوبي براي ساخت فيلمهايم پيدا كرده ام و براي آنها دوست دارم از يك گروه خاص استفاده كنم. مثلاً دوست دارم كار در بازيگرهاي من از آقايان «كشاورز»، «مشايخي»، «نصيريان»،«انتظامي» و «داود رشيدي» باشد اما به من گفته اند از همه اين آقايان اجازه نداري در يك فيلم استفاده كني. در هر فيلم يكي يا دو نفر از آنها بايد باشند. همين فيلم «مادر» را هم مي خواستم با ساختار ديگري جلو «دوربين » ببرم ولي مجبور شدم از آن نفرات فقط از آقاي «كشاورز» استفاده كنم. آن هم بخاطر اين بود كه وقتي قصه فيلم «مادر» را طراحي مي كردم اين نقش را از ابتدا براي آقاي «كشاورز» پايه ريزي كرده بودم. چون ايشان مي تواند نقشي را به تيپ تبديل كند.
* چه كساني اين قانون را براي انتخاب بازيگر براي شما طراحي كرده اند.
* * [نيشخندي مي زند] مي گويد: مسؤولان فلات نفت قاره اي(!) خوب معلوم است ديگر همان كساني كه برنامه ريزي هاي كلان سينما را انجام مي دهند.
* اين حرف در مورد فقط بازيگران است يا بطور كلي كادر فيلمبرداري است؟
** نه خير در مورد كل عوامل و گروه مثل فيلمبردار و گريمور هم هست.
* بسيارخوب بررسي موشكافانه تر آن را به زماني ديگر موكول مي كنيم. چطور شد شما به اين دوران، يعني دوران حكومت قاجارها و فيلمسازي به اين برهه از تاريخ كشورمان رسيديد؟
** راستش شخصيت ناصرالدين شاه و پرداختن به دوران حكومت او برايم جالب بود به همين خاطر سريال تلويزيوني «سلطان صاحبقران» را طراحي و تدارك ديده بودم، تا اينكه در ضمن بررسي اين دوران به حضور شخصيت «مليجك» در دربار ناصري رسيدم. به اين شخصيت علاقه مند شدم، در آن زمان كار را به مرحوم «پرويز فني زاده » محول كردم كه انصافاً هم خوب بازي كرد. يعني همه بازيگران آن سريال مرا راضي كردند و خوب بازي كردند.
در بين صحبتهاي مرحوم «حاتمي » نمي دانم «محمدعلي كشاورز» در حال بازي و تمرين چه پلاني از فيلم مادر بود چه حركتي كرد كه مرحوم «حاتمي » به وجد آمد لبخندي زد و زير لب گفت: «ممدل ديگه بسه» و از جا بلند شد به طرف «كشاورز » رفت.