«ريتون» سيمين، منسوب به «ارزنجان» در انتهاي جام نقش هماي شاخدار دوره هخامنشي سده هاي پنجم و چهارم پيش از ميلاد: ارتفاع ۲۵ سانتيمتر
گردونه چهار اسبه زرين، از گنجينه «جيحون» دوره هخامنشي سده پنجم و چهارم پيش از ميلاد اندازه: ۱۸/۸ سانتيمتر
در سراسر تاريخ دراز و پرحادثه ايران كه پر از انقلابها و پيروزيها و شكستها و كام و ناكاميها است و هميشه در پي هر افول و نزولي، صعود و ترقي پرثمري داشته، هنر بزرگترين مايه و صفت خاص آن و هديه دايم ملت ايران به تاريخ جهان بوده است.
صفات خاص هنر ايران چيست؟ در درجه اول آنكه با زندگي پيوند نزديك دارد و تار و پود آن از تجربيات بشري بافته شده است.
آنچه را كه خوارمايه و بازاري است مي آرايد و زيور مي بخشد. در همه دوران باستان هنر ايران نيروهاي آسماني را مي جويد و مي كوشد تا به وسايلي كه دارد با اين نيرو ارتباط بيابد. از او ياري بخواهد، قهر و خشم او را فروبنشاند و او را مدح و ستايش كند. از قديم ترين زمان، اگرچه هنر امري عادي و معمول بود، ايرانيان براي زيبايي مقامي بلند قايل بودند، در طي قرنها هميشه ذوق و فهمي عام و استادانه مايه ترقي هنر بود.
هنر با زندگي پيوسته بود و انواع هنرها نيز با يكديگر پيوند داشتند، اغلب موضوع نقاشي و شاعري يكي بود و اينقدر كم در بند شهرت و نام خود بودند، هنر ايران هنر گمنامي و بي نشاني بود و به اين سبب در صراحت و صداقت و اعتبار پيشرفت شايان كرد.
هنر ايراني بر تزئين مبتني است، ابهت و جنبه روحاني هنر باستاني ايران به سبب آن است كه كمال آن در تزئين مطلق است، تزئين كه منبع اصلي و هدف هنر ايراني است، تنها مايه لذت چشم يا تفريح ذهن نيست، بلكه مفهوم بسيار عميق تر دارد، نخستين ادراك مبهم ولي اساسي كه بشر از جهان داشت، با نقوش و اشكال تزئيني صورت خارجي يافت. هنر تزئيني ايران به بالاترين درجه كمال رسيد و چون پيوسته به تأثير اين عوامل، ظريف تر شده و توسعه فراوان يافته است، اكنون مي تواند مستقيماً با دل آدم سخن بگويد، هنرمندان كهن كه نخستين نگارگران ظرفهاي سفالي بودند، علايم و اشكال خاصي ابداع كردند كه در نهايت وضوح و شدت تأثير بود و پايه و اساس طراحي شد و اين نقوش قراردادي براي ذهن خيال پرور ايرانيان راه توسعه و ترقي را گشود.
نقاشان، اين راه را در طي هزاران سال پيمودند، هنرمندان ايران در عين آنكه به رسوم كهن پايبند بودند و آن را با متانت و وفاداري حفظ مي كردند، در تكميل آن رسوم و ابداع دقايق جديد كوشيدند، اگر اين هنر بر اثر حوادثي كه نيروي ملي ايران را ناتوان مي كرد، گاهي رو به ضعف گذاشته قالبهاي آن، روح كهن را حفظ كرد و زمينه را براي تجدد و تجديد رونق آماده نگه داشت.
كلمات Decoration تزئين و Omement آرايش هر دو مفهوم پست تري دارد و حاكي از اموري است كه فر و تابع حقيقت و اعتبار اصلي است، شايد اگر هنر ايران را «هنر نقش مطلق» بخوانيم، بسيار اشتباه نكرده باشيم. اين هنر از زيبايي و كمال اجزا و حسن تركيب آنها به صورتي بامعني و مؤثر و در هيأتي كه داراي قدرت تأثير باشد، حاصل مي شود و هرگز اشيا را با صفات اصلي كه معرف جنبه خارجي يا جاندار آنهاست، نمايش نمي دهد.
حقيقت آن است كه نمونه هاي عالي اين فن داراي چنان قدرت و نفوذي است كه هرگز نمايش طبيعي به پاي آن نمي رسد، گويي تا عمق وجود ما تأثير مي گذارد.
نخستين شرط ضروري زيبايي كمال نقش است و كوشش در حصول اين كمال مهمترين وظيفه هنرمند به شمار مي آيد و اين نكته كه تازه در مغرب زمين مورد قبول يافته است، در آسيا هميشه امري مسلم و عادي شمرده مي شود.
در ايران هنر به آهستگي تكامل يافت و اصول و مباني خود را كه به محك زمان آزموده شده بود، تكميل كرد و در عصرهاي متمادي همچنان سلطه داشت، يكي از اين مباني صراحت و روشني بود. ذوق ايراني نه تنها از ناپختگي و بي هنري، بلكه از تاريكي و ايهام نيز بيزاري و پرهيز داشت، ذهن ايراني به نهايت منطقي و استدلالي بود، حتي خيال پردازيهاي او، چه در افسانه ها و داستانهاي پريان و چه در توصيف ديوهاي نابودني، اغلب رنگ زندگي و امكان قبول داشت، اما اين اصرار در صراحت و جست و جوي كمال در حسن نظم و زيبايي حركت و خط و رنگ هرگز هنري سرد و دور از زندگي به وجود نياورد، بطور كلي هنر ايران هميشه متعادل و متناسب و جامع بوده است.
ميدان هنر ايراني در موضوع و اسلوب بسيار وسيع بود، ريزه كاري در آن اهميت بسيار داشت، لاك پشت كوچكي كه متعلق به هزاره دوم پيش از ميلاد است و در تپه حصار دامغان به دست آمده صنعت ظريف دل انگيزي است و مهرهاي ظريف هخامنشي مقدمه و آغاز هنر ريزه كاري، مينياتور، به شمار مي رود كه در همه ادوار دلبستگاني داشته است، با اين حال هنر ايراني قاعده ايجاد آثار قوي و عظيم را مي شناخت و هرگز اين قدرت را از دست نداد. با سادگي آشنا بود و آن را دوست مي داشت، اگرچه بيشتر به شور و هيجان متمايل مي شد، آرامش و متانت نيز همواره كمال مطلوب هنر ايراني بود.
طراحان ايراني پيش از هنرمندان كشورهاي ديگر در ايجاد طرحهاي درهم پيچيده كه به هم انداختن و هموار كردن آنها مستلزم چيره دستي و قوه تخيل است، مهارت داشتند و در عين حال در تبديل شكلها به ساده ترين صورت، استادي خاصي نشان مي دادند.
در ترسيم خطوط پيرامون شكلها به طريقي كه خصوصيات نقش را جلوه بدهد، استاد مسلم بودند و خوب مي دانستند كه چگونه مي توان امري را با خطوط ساده، بي افراط در نقوش و صور بيان كرد.
اگرچه هنر ايراني در بعضي از دوره ها تنها در پي آن بود كه با ساده ترين و سريع ترين وسيله تأثيري عظيم ايجاد كند، در تمام ادوار مهارت و ريزه كاري در آن اهميت فراواني داشت، ذوق ايشان بيشتر در نمايش اشكال، طالب آن شيوه بود كه از قيد زمان و مكان آزاد باشد و طعم فنا ندهد، بلكه به سوي بقا ميل كند.
بايد بدانيم كه هنر تزئيني ايران به عالي ترين درجه كمال نايل شده است، ايران در بسياري از موارد به مقايسه با كشورهاي جهان، برتري نام يافته است و بسياري از وجوه هنرمندانه تعبير و بيان را به وجود آورده كه سهم گرانبهايي از ميراث هنري جهان است و براي آينده نويدهاي فراوان دربر دارد.