شماره ۲۰۱۵ - سال هفتم - جمعه ۱۴ دي ۱۳۸۰
Fri, Jan 4, 2002
Pastday black.jpg
PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
اجتماعي
قديما
گزارش روز
ادبيات
موسيقي
فرهنگ و انديشه
كتاب و كتابخواني
كاريكاتور
فرهنگ و هنر
آذين
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
هفت هنر
اوقات شرعي

آرشيو
شناسنامه
حوادث و اتفاقات ماضي

سلب مصونيت از نمايندگي
043062.jpg
محمد تقي خان، امير جنگ
در نهمين دوره قانونگذاري از سه نفر نمايندگان مشروحه به دلايل مختلف سلب مصونيت گرديد:
۱ـ در تاريخ ۳۱ارديبهشت۱۳۱۲ خورشيدي از حاج سيد حبيب الله امين (امين التجار) نماينده اصفهان سلب مصونيت گرديد.
۲ـ در جلسه ۵۳ يكشنبه ۱۹آذر۱۳۱۲ از محمدتقي اسعدبختيار (اميرجنگ) نماينده شهرستان دزفول سلب مصونيت گرديد.
۳ـ در جلسه۵۳ مورخ۱۹آذر۱۳۱۲ خورشيدي همچنين از اميرحسين خان ايلخاني (ايلخان ظفر بختيار) نماينده نجف آباد نيز سلب مصونيت گرديد.
ماجراي سلب مصونيت از امين التجار به قرار ذيل بوده است:
امين التجار شخصاً براي دولت اهميتي نداشت و سلب مصونيت از او به خاطر خود او نبود بلكه آن را براي محكوم ساختن تيمورتاش لازم مي دانستند. روز شنبه ۲۹بهمن ماه۱۳۱۱ تيمورتاش وزير دربار مقتدري كه تمام وزرا و اعيان و اشراف در برابر او تا زمين خم مي شدند و پاك كردن كفش او را براي خود افتخاري مي شمردند توقيف شد دوماه بعد در ديدن كيفر محاكمه سري براي او ترتيب دادند و او را به سه سال حبس محكوم ساختند. اما اين محاكمه هنوز كافي نبود ونمي توانست شخصيت تيمورتاش را آنطور كه بايد در هم شكند لازم بود محاكمه تشيكل شود و تيمورتاش را در انظار عموم به جرم رشوه خواري محكوم سازند. اما براي اين محاكمه رشوه دهنده اي نيز لازم بود قرعه اين فال به نام حاجي امين التجار اصابت نمود. روز ۳۱ارديبهشت۱۳۱۲ داور لايحه سلب مصونيت امين التجار به مجلس تقديم كرد. موضوع اتهام اين بودكه وي يك بار ۹هزارليره انگليسي و بارديگر ۲۰هزارتومان به تيمورتاش رشوه داده و در مقابل آن انحصار صدور تمام ترياك را به مدت سه سال گرفته است. مجلس اين بار نيز بدون هيچ گونه مقاومتي لايحه سلب مصونيت را تصويب كرد. حاجي امين را كنار تيمورتاش به زندان افكندند. در بازپرسي حاجي در ابتدا منكر پرداخت رشوه گرديد و گفت اين مبلغ را در مقابل تعهدي نزد تيمورتاش براي فروش اسعار برده بود. اما تيمورتاش از ابتدا تا انتها منكر پرداخت رشوه گرديد و گفت اين مبلغ را از امين التجار قرض گرفته است. باري روز سوم تير۱۳۱۲ محاكمه علني تيمورتاش و حاجي امين در ديوان كيفر كه آن موقع روبروي باستيون بود تشكيل گرديد و رئيس دادگاه لطفي و نماينده دادستان فروهر بود. دادگاه پس از ۲۴ساعت تيمورتاش را به عنوان رشوه خواري به پنج سال حبس مجرد و حاجي امين التجار را به عنوان راشي به شش ماه حبس تأديبي محكوم كرد. (۱)
۱ـ مأخذ: مجله خواندنيها شماره۳ سال۱۷

احزاب سياسي و مجلس دوم
043059.jpg
حسين قلي نواب به اتفاق سيد حسن تقي زاده
در سال اول فتح تهران، رجب ۱۳۲۷ هجري قمري مطابق با ۱۹۰۸ ميلادي در ايران دو حزب پيدا شد، يكي انقلابي (۱) ديگري اعتدالي (۲) و در همان سال بعد از افتتاح مجلس دوم اين دو حزب به اسم «دموكرات عاميون» و «اجتماعيون اعتداليون» رسمي شد و خودشان را به مجلس معرفي كردند. احزاب ديگري نيز مثل «اتفاق و ترقي» وجود داشت اما چون در مجلس نماينده حسابي نداشتند گل نكرده كاري از پيش نبردند. دموكرات ها كه ۲۸ نفر بودند مخالفان خوديعني اعتداليون را كه ۳۶ تن مي شدند ارتجاعي مي ناميدند، زيرا آن حزب هوادار روش ملايم تر و رعايت سير تكامل بود و اعتقاد به كشتن و از ميان بردن مستبدان و ارتجاعي ها را نداشت و از اين رو بيشتر اعيان بدان حزب پناه مي بردند. سپهدار اعظم تنكابني «سردار محبي، دولت آبادي ها، سيدعبدالله بزرگ بهبهاني، سيد محمد بزرگ تهراني دو پيشواي مشروطه و غالب متنفذين و ناصرالملك نايب السلطنه و فرمانفرما و غالب اعيان و روحانيان و اكثريت مجلس دوم طرفدار اين حزب شدند اينها دموكرات ها را انقلابي و تند رو مي خواندند و در جرايد خود از آنان انتقاد مي كردند و احياناً از تهمت هاي ديني و تكفير خودداري نداشتند. حزب اعتدال با ۲۴ نفر مؤتلفه و ۴ اتفاق و ترقي و ۳ تن طراز اول و ۷ نفر بي طرف ائتلاف داشتند.
دموكرات ها كه يك بند مرامشان «انفكاك كامل قوه سياسي از قوه روحاني» و بند ديگر «ايجاد نظام اجباري» و بند ديگر «تقسيم املاك بين رعايا» و ديگر بند «قانون منع احتكار» و «تعليم اجباري»و «بانك فلاحتي» و «ترجيح ماليات غيرمستقيم» و «مخالفت با مجلس اعيان و غيره و غيره بود مورد هجوم علما و گروه انبوهي از رعايا و توده قرارگرفتند. اما نظر به اين كه افراد فعال و صاحب عقيده و با ايمان و حرف زن و چيزنويس در ميان آنها زياد بود و اساساً منتقد و تندزبان بوده، هوادار فقها و رنجبران معرفي گرديده بودند موفق شدند كه در مجلس فراكسيون ۲۸ نفري به وجود آورند و در خارج افراد كثيري از جوانان و غيرجوانان طبقه دوم را به خود جلب نمايند وچند روزنامه خوش قلم و موجه و مشهور مانند ايران نودر تهران، شفق در تبريز و نوبهار در خراسان منتشر سازند و مخالفان خود را به نام محافظه كار و ارتجاعي و … و سرمايه دار و اشراف و اعيان به باد انتقاد بگيرند. رؤساي دموكرات سيدحسن تقي زاده، حسينقلي خان نواب و سليمان ميرزا، وحيد الملك و سيدمحمدرضا مساوات بودند و رؤساي اعتداليون ميرزامحمد صادق طباطبايي، ميرزا علي اكبرخان، حاجي ميرزا علي محمد دولت آبادي، حاجي آقا شيرازي، قوام الدوله و شكرالله خان بودند. علماي بزرگ مانند سيدعبدالله بهبهاني، سيدمحمدطباطبايي و ساير ارباب نفوذ هوادار اعتداليون و اجتماعيون شده و ناصرالملك نايب السلطنه و سپهدار اعظم نيز طرفدار اين جمعيت بودند. خوانين بختياري غير از مرتضي قليخان پسر صمصام السلطنه كه در فراكسيون اعتدال عضو بودند مابقي مخصوصاً سردار اسعد با هر دو طرف راه مي رفتند زيرا مستوفي الممالك كه نامزد نيابت و رياست وزراي دموكرات ها بود با خوانين بختياري دوستي داشت. ضديت و دشمني بين اين دو حزب از آغاز فتح تهران بروز كرد كار به كشت و كشتار هم كشيده و بالاخره سيدعبدالله بهبهاني را كشتند و گفته شد كه مجاهدين دموكرات او را كشته اند. نتيجه اين شد كه علما برخلاف تقي زاده به نجف، چيزها نوشتند و از طرف مرحوم آخوند اعلاميه اي منتشر كردند كه به حزب دموكرات توهين كرده بود، بالاخره سيد عبدالله كشته شد و تقي زاده با آن كه وكيل مجلس بود و ليدر جمعيت، نتوانست در ايران بماند و از ايران خارج شد يا او را خارج كردند و تا زمان حكومت پهلوي ديگر به ايران بازنگشت. مجلس دوم در نتيجه اتمام حجت (اولتيماتوم) روسها در مورد مستر شوستر مستشارماليه آمريكايي و اخراج او تشنجي سخت به خود گرفت و نبرد عميقي بين دموكرات و اعتدال در كار شد. عاقبت دموكرات ها مغلوب گرديدند و مستر شوستر از ايران رخت بر بست و مجلس هم در اواخر ۱۳۲۹ بسر آمد و ناصرالملك ديگر انتخابات را تجديد نكرد. بعد از بسته شدن مجلس از طرف دولت و نايب السلطنه تمام رؤساي حزب دموكرات و جمعي از افراد اعتدالي به قم تبعيد شدند و جرايد بسته شد، در ايالات هم پس از قصابي روسهاي تزاري، جرايد دموكرات را بستند و مدير آنها را به تهران و جاهاي ديگر تبعيد كردند. ملك الشعراي بهار هم مختصر احزاب سياسي ايران از جمله كساني بود كه در خراسان برخلاف فشار و ظلم تزار ياريان مقالاتي مي نوشت و در اين وهله روزنامه اش «نوبهار» و «تازه بهار» توقيف و با نه نفر از افراد حزب به تهران تبعيد مي شود.
* به قلم مرحوم ملك الشعراي بهار در جلد اول تاريخ مختصر احزاب سياسي ايران

حوادث و اتفاقات ماضي
بزرگان خرافاتي
بزرگان جهان همچون شما به خرافات معتقد بوده اند!
اگر شما هم به بعضي از خرافات عقيده داريد زياد نگران نباشيد چون شما هم احتمالاً آدم بزرگي هستيد!

• آناتول فرانس
«آناتول فرانس» پادشاه فرانسه پيش از آنكه پا از خانه بيرون بگذارد، چندين بارسرش را بالا و پايين مي برد وخيال مي كرد كه به اين وسيله برنيروي باصره اش افزوده خواهدشد!

• كاترين ملكه روسيه
«كاترين» ملكه روسيه هيچ وقت روي صندلي هايي كه روي آنها با پارچه نخي پوشيده شده بود نمي نشست و عقيده داشت كه نشستن روي چنين صندلي هايي عقل و شعور را كم مي كند.

• بتهوون
«بتهوون» آهنگساز نامي هر روز در لوله اي مي دميد و معتقد بود كه اين دميدن سبب سعادت و خوشي وي در كارها خواهدگرديد.

• گرتاگاربو
«گرتا گاربو» ستاره سوئدي عقيده داشت كه اگر در خيابان با آدم قوزي برخورد كند، آن روز حادثه اي براي وي رخ خواهدداد و حتي مي گويند يك روز كه به يك آدم قوزي برخورد كرده بود، اتومبيلش سرنگون شد و نزديك بود تلف شود.

• ديزرائلي
«ديزرائلي» نخست وزير انگلستان هر روز صبح پيش از آنكه اطاق خود را ترك كند، چنددقيقه در برابر قوري بزرگي كه در آن گلهاي معطر ريخته بودند و مي جوشيد، مي رقصيد و عقيده داشت كه اگر اين كار را نكند، حتماً در آن روز سانحه اي براي وي رخ خواهدداد.

• الكساندر دوما
«الكساندر دوما» نويسنده بزرگ فرانسوي براي هريك از نوشته هاي خود كاغذي به رنگ مخصوص انتخاب مي كرد مثلاً داستان هاي خود را روي كاغذهاي كبود، اشعارخود را روي كاغذ زرد و ساير نوشته هايش را روي كاغذ قرمز مي نوشت و معتقد بود كه اگر جز اين كند، فرشته الهام به سراغ وي نخواهدآمد.



|   شناسنامه   |   آرشيو   |