|
• زلزله، هند و تاجيكستان را هم به لرزه درآورد
|
|
|
|
جرينگ جرينگ جديد كودكان منطقه يورو
|
|
|
|
|
|
ايراني مسخ شده در «پروجا»
|
|
|
|
|
|
|
زلزله ۶ ريشتري در پاكستان و افغانستان
• زلزله، هند و تاجيكستان را هم به لرزه درآورد
زمين لرزه اي به قدرت ۵/۸درجه درمقياس ريشتر در اولين دقايق پس از بامداد پنجشنبه بخشهايي از افغانستان و پاكستان را تكان داد و هزاران تن از مردم وحشت زده را روانه خيابانهاي كابل كرد.
به گزارش خبرگزاري فرانسه از كابل مقامات پاكستاني گفتند: كانون اين زمين لرزه كه چند ثانيه طول كشيد، در منطقه «هندوكش» بود و ساختمانهاي زيادي را تكان داد.
براساس اين گزارش شاهدان گفتند: صدها تن از كارگران در وزارت كار به خارج از ساختمان اين وزارتخانه فرار كردند. صحنه هاي مشابهي نيز در سراسر كابل گزارش شده است.
شهروندان كابلي گفتند: ديوار منازل مسكوني برخي از مناطق فروريخته است اما از ميزان تلفات و خسارات هنوز گزارشي در دسترس نيست.
وزارت دفاع افغانستان نيز اعلام كرد در حال گردآوردن گزارشهايي است و به زودي ميزان خسارات را ارزيابي خواهد كرد.
اداره هواشناسي پاكستان نيز كانون اين زمين لرزه كه ۵ دقيقه بامداد پنجشنبه روي داد را ۳۰۰كيلومتري شمال پيشاور در دامنه «هندوكش» افغانستان اعلام كرد.
اداره هواشناسي پاكستان اعلام كرد: اين زمين لرزه شهرهاي اسلام آباد، لاهور، پيشاور، چيترال و راولپندي را نيز تكان داد.
يك زلزله شناس هندي ميزان اين زمين لرزه را ۶ ريشتر اعلام كرد و گفت: زمين لرزه در دهلي نو پايتخت هند نيز احساس شد.
همچنين زمين لرزه نسبتاً شديد ديگري ظهر ديروز (پنجشنبه) مناطق وسيعي از پاكستان را لرزاند.
اين زمين لرزه در ساعت ۱۲/۰۵ به وقت محلي(۱۰/۳۵ به و قت تهران) در شهرهاي اسلام آباد، راولپندي، پيشاور، لاهور و مظفرآباد احساس شد.
گزارشهاي دريافتي ازمناطق مختلف پاكستان حاكي است تعدادي از مردم به دنبال لرزش زمين كه در برخي مناطق حدود يك دقيقه به طول انجاميد، وحشت زده از خانه ها و مغازه هاي خود بيرون آمدند. براساس گزارش مركز لرزه نگاري شهر پيشاور مركز ايالت سرحد پاكستان، مركز اين زمين لرزه در ۳۰۰كيلومتري شمال اين شهر و در كوههاي هندوكش بوده است.
قدرت اين زمين لرزه نيز ۵/۸ درجه در مقياس امواج دروني زمين (ريشتر) گزارش شده است.
تاكنون گزارشي از خسارات احتمالي اين زمين لرزه منتشر نشده است.
همچنين زمين لرزه نسبتاً شديدي ساعت ۱۲ و ۶ دقيقه ظهر پنجشنبه شهر «دوشنبه» پايتخت تاجيكستان را لرزاند.
رئيس ستاد وزارت حالتهاي فوق العاده تاجيكستان، مركز اين زمين لرزه را ۲۵۰كيلومتري پايتخت تاجيكستان در قلمرو افغانستان و قدرت آن را بيش از پنج درجه در مقياس امواج دروني زمين (ريشتر) عنوان كرد.
«سرهنگ رستم شايف» گفت: اين زلزله در دو نوبت، در فاصله زماني ۴ تا ۵دقيقه رخ داد كه دومين زمين لرزه بسيار شديدتر بود.
وي خاطرنشان كرد: هنوز از تلفات و خسارتهاي احتمالي اين زلزله گزارشي دريافت نشده است.
• زمين لرزه شمال هند را لرزاند
زمين لرزه نسبتاً شديدي روز پنجشنبه منطقه شمالي هند شامل دهلي نو را نيز تكان داد.
به گزارش خبرگزاري پي.تي.آي اداره هواشناسي هند مستقر در دهلي نو اعلام كرد، يك زمين لرزه كه مركز آن حدود ۱۵۰ كيلومتري شمال شرق كابل بوده، مناطق دهلي، جامو و كشمير، پنجاب و هاريانا را تكان داد.
اين زمين لرزه كه به بزرگي ۶/۳ درجه درمقياس امواج دروني زمين (ريشتر) ثبت شده مقارن سـاعت ۱۲/۳۵ دقيقه به وقت محلي رخ داد.
تاكنون درمورد تلفات و خسارتهاي احتمالي اين زمين لرزه گزارشي منتشر نشده است.
|
|
|
|
|
جرينگ جرينگ جديد كودكان منطقه يورو
كودكان؛ آگاه ترين شهروندان پول جديد
|
|
|
زندگي كودكان، برخلاف تصور بزرگسالان، بي دغدغه نيست؛ صميمي ترين دوستان مي آيند و مي روند، همسالان زمين بازي دوچرخه هاي زيباتري دارند و مشق شب مانع از لذت بردن بي وقفه از لحظات طلايي كودكي مي شود.
با فرارسيدن سال نو ميلادي، دغدغه ديگري به مجموعه دلمشغولي هاي كودكان اروپايي افزوده شده چرا كه آنها مي بايست با اسكناس ها و سكه هاي تازه رواج يافته يورو محاسبات دشواري درمغزشان انجام دهند. ولي براي ۵۰ ميليون كودك زير ۱۵ سال ساكن «منطقه يورو» اين كلنجارهاي ذهني تحمل پذير است، به شرط آن كه پول توجيبي شان قطع نشود.
يانيس پسرك دانش آموز ۱۰ساله فرانسوي در پاريس مي گويد: من با پدرم ومادرم صحبت كردم. معمولاً هفته اي ۲۰ فرانك (۲/۷دلار) پول توجيبي مي گيرم… فكر مي كنم معادل ۴ يورو و خرده اي باشد، ولي ازحالا هفته اي ۵ يورو مي گيرم. محاسبه وي اشتباه است: بيست فرانك در واقع معادل ۳/۰۵يورو است، ولي چون حتي بزرگسال در نرخ تبديل ۶/۵۵۹۵۷ فرانك به هر يورو مشكل دارند، خطاي كودكي ۱۰ساله هيچ شگفت انگيز نيست.
آنچه اهميت دارد، اين است كه يانيس و همكلاسي هايش اين دلمشغولي را دارند. تانيا كايراكيدس، رئيس گروه يوناني حمايت از مصرف كنندگان كه پروژه «شيريني ها» را براي آشنايي كودكان يونان، ايرلند، هلند، پرتغال و اسپانيا با يورو به اجرا گذاشته، مي گويد: اطلاعات بچه ها در اين زمينه بيشتر از بقيه مردم است. اگر مي توانستيم بزرگسالان را نيز به آساني دانش آموزان گردهم بياوريم، آشنانمودن آنها با يورو خيلي سريعتر صورت مي گرفت.
درحالي كه دولت فرانسه قصد دارد براي كودكان اين كشور حداقل يك تا دو ساعت كلاس آموزش استفاده از يورو برگزار كند، دولت هلند تخمين مي زند كه كودكان زير ۱۵ سال اين كشور تاكنون ۱۵۰ ساعت آموزش ديده اند. تفاوت در اين است كه دركتب درسي دانش آموزان هلندي، مبالغ بر حسب يورو نوشته شده است. همه دولتهاي اتحاديه اروپايي براي اشاعه پول واحد به كودكان و نوجوانانشان اتكا كرده اند. لوران فابيو وزير دارايي فرانسه در بازديد از يكي از مدارس گفت: پول صرفاً يك ابزار اقتصادي نيست، بلكه رابط اجتماعي است. ما اميدواريم كودكان طرز استفاده از يورو را به والدين و پدر ومادربزرگ هايشان تعليم دهند.
تأثير كنجكاوي
كلودساژ سرپرست برنامه آموزش يورو در مدارس فرانسه مي گويد: نظرسنجي هايمان نشان مي دهد كه كودكان از ۱۲ تا۱۳سالگي در نگراني هاي پدر ومادرشان سهيم مي شوند و در نتيجه احساسات متضادي در دلشان پديد مي آيد، ولي جوانترها، فكر بازتري دارند. يورو پديده نويني است و كودكان كنجكاوند، بنابر اين اسكناسهاي نو و جرينگ جرينگ سكه هاي يورو علاقه شان را جلب مي كند.
اوليورگاسلين معاون سردبير روزنامه فرانسوي زبان Mon Quotidien (روزنامه من) كه براي كودكان ۹تا۱۳ سال انتشار مي يابد، مي گويد خوانندگاني كه اخيراً با فابيو مصاحبه كردند، مي خواستند بدانند اگر يورو پول خوبي است، چرا هيچ طرحي براي به جريان انداختن پولي جهاني وجود ندارد؟ وي گفت: آنها سؤالهايي را مي پرسيدند كه تأثير مستقيمي بر زندگي شان داشت، مثل اين كه چرا كتابهاي درسي شان ارقام مالي را براساس يورو ندارد.
برخي كودكان مانند آنهايي كه در هلند زندگي مي كنند، كتابهاي جديد رياضي را خوانده و فرمول تبديل پول كشورشان به يورو را ياد گرفته اند، پاكيتا كورنليسن ۱۱ ساله از شهر «اومن» در شرق هلند بااعلام اين كه چند گيلدر را به عنوان يادگاري نگه خواهد داشت، گفت: اولش كلنجار رفتن بااين پول جديد دشوار بود، ولي وقتي به آن عادت كنيد، مي بينيد هيچ فرقي با گيلدر ندارد.
يادگيري از طريق بازي
درسهاي يورو تنها به كتابهاي درسي محدود نشده است. طليعه دار بسياري از برنامه هاي دولتي يا غيررسمي آموزش يورو شخصيتهاي گوناگون محبوب كودكان هستند، از اردك كارتوني وزارت دارايي ايتاليا گرفته تا خانواده كارتو
ني يورو درفنلاند و شيريني هاي يورو شكل در يونان.
كودكان كشورهاي «منطقه يورو» ترغيب شده اند كه با سكه ها و اسكناسهاي مقوايي تظاهر به خريد كنند، به پرسشهاي محاسباتي يورو پاسخ دهند، معماهاي مربوط را حل نمايند، و دروصف پول جديد آوازبخوانند. پس از بذل اين همه توجه، اكنون كودكان از آگاهترين شهروندان اروپايي در منطقه«يورو» محسوب مي شوند و احتمالاً مشكلات كمتري خواهند داشت.
كودكان آلماني نيز به اندازه والدين شان نسبت به مارك نوستالژي و نسبت به يورو بدبيني ندارند. كارلا گولد ۱۰ساله گفت: من يورو را دوست دارم زيرا پولهايش بسيار قشنگ و رنگارنگ است.
رضا اسدي
|
|
|
|
|
پرخاشگري ـ بخش اول
|
|
|
موضوع پرخاشگري در روانشناسي از ديدگاه هاي گوناگوني مورد بررسي قرار مي گيرد. ديدگاه روانشناسي ژرفانگر نيز در زمره يكي از اين ديدگاه ها محسوب مي شود. رونق اين ديدگاه كه تا چند دهه قبل در روانشناسي بسيار پرآوازه بود، از اوايل قرن بيستم با شهرت فرويد آغاز شد.
زندگي فرويد كه در زمان خود جالبترين نظريه ها و مفاهيم را در روانشناسي و در تحليل رفتار انسان مطرح ساخت، از كودكي با اعتماد به نفس بالا و با تلاش شديد همراه بود. مادر فرويد از تولد او بسيار به خود مي باليد و به پيشگويي يك زن فالگير پير كه گفته بود پسر او مردي بزرگ و معروف درجهان خواهد شد، عميقاً اعتقاد پيدا كرده بود. فرويد بعدها چنين نوشت: «مردي كه محبوب بلامنازع مادر خود بود، اين احساس موفقيت را باخود دارد كه اغلب سبب موفقيت واقعي مي شود.» در اوايل قرن بيستم شهرت فرويد و كارهاي او عالمگير شده بود. در همين سالها بود كه او خلاقترين آثار خود را در تحليل رفتار و رؤياهاي انسان آفريد.
در بحث هاي مربوط به رفتار پرخاشگرانه انسان، معمولاً واژه پرخاشگري را صدمه زدن به خود يا ديگري تعريف مي كنند. آنگاه براساس قصد و نيت رفتار كننده، از آشكار و يا پوشيده بودن پرخاشگري و از انواع رفتارپرخاشگرانه سخن به ميان مي آورند . تقسيم بندي پرخاشگري به دسته هاي آشكار و پوشيده (يا مبدل) نيز يكي از انواع متداول اين تقسيم بندي هاست كه بيشتر از ديدگاه روانشناسي ژرفانگر مطرح مي شود.
آنچه كه در پرخاشگري پوشيده (مبدل) به چشم مي خورد، جنبه ابهام گونه آن است. در اينجا گاه هدف و يا اصلاً قصد و نيت عمل پرخاشگرانه مشخص نيست ، يا درهاله اي از ابهام قرار گرفته و يا تغيير شكل يافته است.
• پرخاشگري نمادين
هنگامي كه رابطه اي دوستانه براي شخصي به پايان مي رسد، عشق و علاقه او مي شكند و يازندگي زناشويي وي با يأس و نااميدي همراه مي شود، در چنين حالتي ممكن است فرد مزبور به پرخاشگري نمادين متوسل شود: مثلاًعكسهايي را كه بيانگر خاطره هايي از اين موارد هستند، پاره كند يا هديه اي را كه پذيرفته بود، از بين ببرد. سعي مي كند خاطرات خوش قبلي را بي اثر سازد يا حتي در تصور خويش براي فرد مورد نظر آرزوي بيماري ، تصادف يا مرگ نمايد.
علي تحصيلي ـ شهره توكلي
|
|
|
|
|
ايراني مسخ شده در «پروجا»
من گم شدم
|
|
|
«هيچ كس نديد. هيچ كس هم نفهميد، اونهمه ناآرومي. اون همه توپ و تشر. جنگ و دعواي پدر با مادر. پدر با خواهر. خواهر با برادر. اين اواخر همه اهل خونه شده بوديم مثل سگ و گربه. ديوارهاي خونه از جيغ و فرياد اهل خونه ترك خورده بودن، مث تارهاي نازك دل من و خواهرم. عزيز دردونه و نفس مادر بوديم و بزرگ شده پول بادآورده پدر. اما… اما سازگاري نداشتيم. هر كسي ساز خودش رو مي زد. صداي ساز من هم از اروپا درآمد. از ايتاليا.»بين سه متهم و زنداني راهروي پزشكي قانوني «رحمان» ماجراي جالب تري داشت. شكار حرف هايش بودم، با ۳۴سال سن و موهاي فلفل نمكي.
كسي كه روبرويم نشسته بود يك مرتاض ايراني، يك طبيب سوزني، يك مسخ شده ، يك بريده از خانواده بود، زورم آمد سلامش كنم. خودش سلام كرد:
ـ متهم به دزدي شدم. دزدي ازجايي كه عمرتلف مي كنم. يه زيرزمين نمور و آب گرفته.
• چطور گذرت به زيرزمين افتاد؟
•• ماجرا داره آقا! حيف كه وقتش نيست برات تعريف كنم. بعد به مأمور اشاره مي كند و مي گويد: الآن دكتر صدامون مي كنه. بايد بريم معاينه.
• به دكتر مي خواهي بگي كه دزد نيستي؟
•• تا حالا خيلي چيزها بهش گفتم. گفتم كه من وضع روحي ام خوب نيست. هميشه سردرد دارم. تو مغزم بازار آهنگرهاس.
هركدام پتكي دست گرفتن و دارن مي كوبن.
• ديگه چه چيزهايي به دكتر گفتي؟
•• گفتم كه ايتاليا بودم. معتاد شدم. الكلي شدم.
• تنها تو يك نفر اينجوري شدي؟
•• فقط من نه. ولي خيلي از جوان هايي كه مث من رفتند خارج، اين طوري شدند. بيماري هاي بدتر از اسكيزوفرني گرفتند.
• چطور شد رفتي ايتاليا؟
•• سوم تجربي بودم كه درگيري ما توي خونه زياد شد. اون موقع وضع مون خوب بود. گفتم كه منو بفرستن خارج. پدرم هم معطل نكرد مي خواست منو از سرواكنه. گفت هرچي بگي برات مي كنم. فقط زودتر برو. حرف فقط حرف پدر بود. انگار توي همه زمخت هاي عالم اين يكي صدايش از همه زمخت تر و كلفت تر بود. از طرفي با رفتن من دست و پاي رئيس خانواده براي خلاف كاري هايش بازتر مي شد.
• رفتي ايتاليا درس بخواني يا كار كني؟
•• بدون اينكه پشتوانه داشته باشم رفتم رم. بعد از چندماه رفتم «پروجا» به شهردانشجويي. تا مثل بقيه بچه هاي ايراني زبان ياد بگيرم. ۸ماه گذشت. اما خيلي تنها بودم، خيلي. كم كم دوستان ايراني را كنار گذاشتم و چنددوست فرنگي پيداكردم.
• وقت هاي بيكاري چطور مي گذشت؟
•• گفتم كه تنها بودم. احساس غريبي داشتم. مدام قرص هاي آرام بخش مي خوردم. مي ترسيدم توي آن شهر بزرگ دانشجويي گرفتار بشم.
• شدي؟
•• چي
• گرفتار؟
•• خب ديگه. قسمت اين بود. از فشار زياد روحي، شروع كردم به مشروب خوردن. كم كم الكلي شدم. ديگه احساس ايراني بودن نداشتم. مسخ فرهنگ و آداب و رسوم اونجا شده بودم. شده بودم يك ايتاليايي تمام عيار.
• بعدش چه كار كردي؟
•• دوباره رفتم رم كه توي دانشگاه رشته نقشه كشي بخونم. جنگ عراق و ايران تازه شروع شده بود. بچه ها گفتند دنبال پناهندگي اجتماعي يا سياسي باشم. پدرم هم توي اين وضعيت تلفن زد كه مي خوام بيام ايتاليا.
• دوست نداشتي پدرت را ببيني يا اينكه شرايط روحي ات اجازه نمي داد؟
•• مصرف الكلم بالا بود. مث مصرف موادمخدرم. شده بودم يه آدم بي عار جامعه. روز خواب، شب خواب، روز مست، شب مست. ناراحتي اعصاب پيداكردم.
«رحمان» كه حرف مي زد، چندمتهم و زنداني ديگر هم به او گوش مي دادند، يكي گفت: بابا عجب سرگذشتي داري. ما كجاي كاريم. تو كجاي كار. بعد شايد دهمين نخ سيگار را به دست رحمان داد.
معركه رحمان بالا گرفته بود. دور و برما شلوغ شد و همه هاج و واج به سرتاپاي پسرفرنگ رفته، نگاه مي كردند. صاحب مال به سرقت رفته هم هر از گاهي از دور نگاه مي كرد و تعداد مشتري هاي معركه را مي شمرد و لب مي گزيد.
• نگفتي بعد از جنگ، چه كار كردي؟
•• مدتي گذشت تا از دانشگاه اخراج شدم. گفتند به درد اين رشته نمي خوري. وضع روحي ام خيلي داغون بود. هر روز بيشتر از روز پيش بي هوش مي شدم. به درد جنگم كه نمي خوردم. روزها همينطور گذشت تا اينكه با اون مرد غريبه آشنا شدم. گفت توي غار اطراف شهر زندگي مي كنه .من هم اتاق اجاره اي زيرشيرواني را تحويل صاحب خانه دادم و رفتم توي غار.
• چندوقت آنجا زندگي كردي؟
•• دوسال تمام اونجا بودم. چيزهايي يادگرفتم. طرف، خودش با مرتاض هاي هندي ارتباط داشت. به من يوگا و طب سوزني ياد داد. فكر مردم را مي خوند و به من هم ياد داد كه چطور فكر مردم را بخونم و تله پاتي كنم. كم كم شدم مث «آدم هاي اسكنر» مثلاً اينجا كه هستيم، حرف هاي آدم هاي پشت ديوار را مي شنوم. توي گوشم صداهاي عجيب و غريبي پيچيده، مخم داره سوت مي كشه.
• ديگه چه چيزهايي مي شنوي؟
•• آژير خطر، صداي اوج گرفتن هواپيما، بمباران و جيغ و فرياد مردم. الآن يه طرف سرم سبك شده، احساس بي وزني مي كنم.
• از كي فهميدي، مي تواني تله پاتي كني؟
•• ماجرا از همون غارنشيني شروع شد. يه شب كه هوشيار نبودم، متوجه شدم نيرويي منو كنترل مي كنه. هردستوري مي ده، اجرا مي كنم. گفت كه برم سر وقت زباله هاي كنار جاده، توي زباله را گشتم و صندوقچه كهنه اي را پيداكردم. درش را بازكردم . چندقرص و كپسول بود. گفت بخور. من هم خوردم. بعد از نيم ساعت پياده روي ديدم، هوايخ زده و درجه هوا رسيده به ۶۰درجه زيرصفر. آسمون و زمين مثل هم شده بود. آدم ها رو مي ديدم ولي هيچ كس من رو نمي ديد. اصلاً متوجه زمان و مكان نبودم. مث اينكه روي هوا راه مي رفتم.
• آن شب به غار رسيدي؟
•• آره رسيدم ولي چه رسيدني. توي راه يه مرد سي متري ديدم. مي خواست گذشته و آينده رو نشونم بده. آدم هايي ديدم كه نيمه مرد و نيمه زن بودند. مرد سي متري گفت مي خوام براي آنهايي كه به دنيا ميان، برنامه ريزي كنم. خلاصه رسيدم به غار و ماجرا را به مرتاض گفتم خنديد و گفت: پسر، تو يه آدم معمولي كه نيستي. تو «اسكنر» شدي. بعد فكرم رو متمركز كردم. فهميدم وزنم شده ۲۵گرم احساس بي وزني مي كردم. خودم را گم كردم. حسابي افتاده بودم توي موادمخدر.
• كار پناهندگي به كجا رسيد؟
•• كميته پناهندگي گفت كه كارت درست شده ولي وضع روحي ات خوب نيست. بايد به خانواده ات در ايران اطلاع بديم. اين بود كه پدرم آمد رم و بعد از يكي دو هفته برگشتيم ايران.
• دكترهاي ايتاليايي نگفتند بيماري روحي ات چيه؟
•• تشخيص دكترها ، بيماري Home sick بود.
رحمان از ۱۷ـ ۱۸سال سپري شده در ايتاليا ، فقط خاطرات مبهم به ياد دارد. پس از اين همه سال، خواهرشده جراح و مادر فلج و زمينگير، پدر روزنه برگشت به خانواده را بر او بسته و گفته كه تو مرده اي.
• وقتي برگشتي ايران چرا پيش خانواده ات نماندي؟
•• پدرم نگذاشت بمونم. رفتم تبريز پيش خواهرم كه پزشك جراحه. گفت درس بخون تا سرگرم بشي. خلاصه شروع كردم به خوندن. دوسال بعد رشته روانشناسي قبول شدم. ولي چون مشغله فكريم زياد بود قاطي كردم. از دانشگاه زدم بيرون. نمي تونستم ماجراي روح و روان آدم روبا قضيه هاي علمي تفكيك كنم. اين بود كه خودم را گم كردم.
• بعدش چي شد؟
•• تبريز كه بودم، خودزني كردم. چندمدت بيمارستان رازي تبريز بستري شدم بعد آمدم تهران و چهاردفعه بيمارستان رواني خوابيدم.
• نتيجه هم گرفتي؟
•• نه بيمارستان، نه پرستارهاش، نه دكترهاش هيچ كدوم چيزي كه مي خواستم، ندادن. حتي خونواده ام نمي تونست دركم كنه. باهمون حال كه از مردم گريزون و فراري بودم، رفتم يه شركت ايتاليايي توي ماهشهر. انبارگردان شدم، ولي اونجا هم ديدن موادمخدر مصرف مي كنم، اخراجم كردند.
• خودت با مردم كنار نمي آمدي يا اينكه آنها اذيتت مي كردند؟
•• اصلاً شرايط جامعه برام بيگانه و غريبه اس. احساس مي كنم از جنس اين مردم نيستم. نمي تونم مثل اونها باشم. گفتم كه مسخ شدم. چندبار خودم را گم كردم.
جلال بهرنگي
|
|
|
|
|
نگاهي گذرا برقوانين طالبان در افغانستان
|
|
|
چندي پيش در سفري كه به افغانستان داشتم، كتابي ديدم كه كمتر كسي مي تواند محتويات آن را باور كند. گروه طالبان در افغانستان، وزارتخانه اي براي امر به معروف و نهي از منكر داشت كه قوانين آن وزارتخانه و همچنين فتاوي ملامحمدعمر در آن كتاب به چاپ رسيده است.
در ابتداي كتاب مي توان قوانين اجرايي در افغانستان را خواند و سپس فتاواي ملامحمدعمر درج شده است. يكي از مسائلي كه توجه همه جهان را در مدت سلطه طالبان به خود جلب مي كرد، مسأله زنان بود. در فصل دوم، ماده چهارم، بند يك، چنين مي خوانيم: «هرزني كه با روي برهنه، بي حجاب و يا هم بدون برقع از منزل بيرون شود، منزلش را نشاني نموده و براي شوهرش جزاي لازم بدهد يا زن را با نظرداشت حالت جابه جا تهديد نمايد.»همچنين از ديگر قوانين اين است كه «هرگاه زني كه توسط خياط لباس مي دوزد؛ در دكان آن ديده شود و زن را تهديد و خياط را الي ده يوم حبس نمايد.»
طالبان در مورد مراكز پزشكي و بهداشتي هم قوانين شديدي را اعمال مي كردند. از جمله اين قوانين عبارتند از:
۱ـ ... ۲ ـ ... ۳ـ... ۴ ـ «محل انتظار مريضان زنانه، بايد حتماً مستور باشد.» ۵ ـ «طبيبان زنانه مكلف اند كه در لباس كهنه از منزل به شفاخانه بيايند. لباس زينت به تن نه كنند و نه زينت ديگر نمايند.» ۶ ـ «بين طبيبان زن و پرستار مرد و داكتر مرد پرستار زن، نشستن و گفتن ممنوع است. اگر به مفاهمه ضرورت پيداشود، در آن صورت در حجاب با هم مفاهمه نمايند.» ۷ ـ «كاركنان شفاخانه ها مكلف اند كه مطابق اوقات تعيين شده، اوقاف، نماز با جماعت را ادا نمايند، مسؤول شفاخانه ملا امام مسجد يا محل را براي نماز تعيين نمايد.» يكي از مسائل مهم كه اتفاقاً در ايران نيز بازتاب فراواني داشت، مسأله محاسن «ريش» آقايان در دوره طالبان در افغانستان است. در فصل دوم، ماده چهارم و بند سه كتاب همچنين آمده است كه «مردي كه ريش را تراش و يا كوتاه نمايد، با نظرداشت حالت، مجرم و تا ۱۰يوم حبس و يا حسب لزوم ديد حاكم وقت تقرير نمايد.»در صفحات مياني كتاب اين جمله پشتون، ناگهان چشم را به خود خيره مي كند كه: «و عاليقدر اميرالمؤمنين توصيي، پيغامونه، حكمونه او فرمانونه» كه در اينجا متن كامل فتاواي «خادم اسلام، اميرالمؤمنين ملامحمدعمر «مجاهد» را مي توان خواند: اميرمؤمنين ملا محمدعمر! در يكي از فتاواي خود مي فرمايند...:
شما به كليه منسوبين و مأمورين، اجيران و افسران هدايت بدهيد كه از تراشيدن و كوتاه كردن ريش به طور جدي اجتناب نمايند و... والسلام خادم اسلام
اميرمؤمنين، ملامحمدعمر!
در جايي ديگر در همين مورد مي خوانيم:
«تاريخ ۱۳۷۵/۱۰/۴هـ.ش
«از آن جايي كه در افغانستان گناه كبيره آشكار ريش تراشيدن و ريش قطع كردن صورت مي گيرد، در حاليكه ما اختيار كامل داريم، فتواي فتاوي عالمگيري است كه هركسي كه اختيار دارد دفع منكر بالايش واجب مي گردد. بدين لحاظ هرگاه در آينده كسي ريش خويش را تراش و يا كوتاه نمايد ما آن را بندي مي كنيم، باز حق شكايت را ندارد. يك ماه بعد بايد ريش كامل داشته باشند.»در مدت سلطه طالبان در افغانستان، شنيدن هرگونه ساز و آواز، از طريق راديو، كاست و يا تلويزيون ممنوع بود.هرگاه مأمورين امربه معروف و نهي از منكر مي خواستند، مي توانستند منزل و يا اتومبيل هاي شخصي را مورد تفتيش قراردهند.يكي از فتاواي ملامحمدعمر به شرح زير است: «در تمام كشور به مسؤولان امربه معروف و نهي عن المنكر وظيفه داده مي شود تا وسائط نقليه امارتي را تفتيش نمايند، هرگاه موتر امارتي كاست هاي ساز و سرود دستيابي شود، از نزدش اخذ گردد و به دفتر امارت تسليم نمايد.»
و اما نكته اي قابل توجه براي دوستداران ورزش و علاقه مندان به مسابقات ورزشي: «از اينكه در اكثر ميدانهاي ورزشي و استاديوم ها شرايط ترتيب وضو و نمازگرفته نشده و از همين سبب نمازهاي اكثر مردم قضا و يا بي وقت اما مي شود، لهذا براي جلوگيري از چنين عمل غيرشرعي مراتب آتي را منظور مي نماييم:
ـ در تمام ميدانهاي ورزشي و استاديوم ها، همزمان با اذان عصر انجام بازي منع است.
طي چندسال اخير ورود چندقلم كالا به افغانستان ممنوع بوده است. ازجمله آنها، اشياي ساخته شده ازموي انسان، ديش آنتن، دستگاه سينماتوگرافي، ميزبيليارد، كرم پودر، ماسك، انواع كاست هاي موسيقي، لاك ناخن، موادآتشبازي براي اطفال، تابلوهاي چاپ شده (هرگونه عكس)، كارتهاي كريسمس، انواع آلات ساز و موسيقي و مشروبات الكلي، مي باشند.
فريبا پژوه ـ faribairan@hotmail.com
|
|
|
|