شماره ۲۰۱۶ - سال هفتم - شنبه ۱۵ دي ۱۳۸۰
Sat, Jan 5, 2002
Report black.jpg
PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
سلام ايران
اجتماعي
گزارش روز
فرهنگ و انديشه
ايران
فرهنگ و هنر
اقتصادي
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
ديگه چه خبر؟
هفت هنر
اوقات شرعي

آرشيو
شناسنامه
نگاهي به پديده فرار جوانان و نوجوانان از خانه
• آمارهاي غيررسمي حاكي از آن است كه ماهانه بين ۸۰ تا ۱۱۰ كودك در كشور از خانه و كاشانه مي گريزند كه حدود ۶۰ درصد آنان را دختران تشكيل مي دهند.

بن بستي به نام خودكشي
043287.jpg
گاهي آدمي از تمام زمين و زمان خسته و نااميد مي شود، احساس مي كند كه هيچ اميدي براي ماندن و ادامه راه ندارد، همه آدمها، حتي در و ديوار با او سر نامهرباني دارند و مي خواهند او را از هستي ساقط كنند و او آرام آرام كوتاه مي آيد و «سرنوشت» و «تقدير» را پيش مي كشد و تيشه بر ريشه خود مي زند و تسليم مي شود، تسليم تاريكي.
وقتي خبر خودكشي زنان ايلامي در مطبوعات را مي خواني، براي لحظاتي تمام سيستمهاي عصبي دچار برق گرفتگي مي شود، انگار در خاموشي مطلق قرار گرفته اي و يا به قولي مغز شما «هنگ» مي كند و سپس تألم و تأثر بر سراسر وجود شما مستولي مي شود و احساس مي كنيد زندگي چقدر پوچ و بي ارزش است، براي هيچ مي دوي، براي «نان» سرخلقي را مي تراشي و با كمال وقاحت دروغ مي گويي تا به نان و نوايي برسي و موقتاً افسرده مي شوي.
در هرحال نخستين خبري كه از ايلام رسيد اين بود كه خودكشي در بين زنان ايلامي روبه افزايش است و دختران دبيرستاني بيش از ساير سطوح سني اقدام به خودسوزي، مصرف سموم و آويختن به دار مي كنند و متأسفانه باوجود تحقيقات اندكي كه درمورد علل خودكشي آنان شد، اما همچنان اين روند روبه تزايد است و ما همچنان ناظر چنين اتفاقاتي هستيم.
نكته قابل ذكر اين است كه متأسفانه موضوع خودكشي صرفاً اختصاص به استان ايلام ندارد و در ساير استانها و شهرستانهاي كشور نيز كم و بيش چنين بحراني وجود دارد و مطبوعات نيز به دليل آنكه اينگونه اخبار جزء اخبار خاكستري محسوب مي شود از چاپ آنها اجتناب مي كنند يا ترجيح مي دهند كه «مورد خاصي» (همانند سقوط يك زن از برج ميلاد) را پيگيري و كالبدشكافي كنند. البته برجسته سازي اينگونه اخبار نه تنها دردي از مشكلات جامعه را حل نمي كند بلكه يأس و بدبيني و نااميدي را گسترش مي دهد.
از سوي ديگر علل افزايش چنين ناهنجاري را كم و بيش همه مي دانند. اقتصاد، فقر، اختلافات خانوادگي، تفاوت هاي فرهنگي و قومي، تعصبات قومي، سوءظن، بدبيني و… از عواملي است كه زنان و مردان شهرستاني ها را بيش از كلان شهر، آزار مي دهد و آنان را به بن بست خودكشي مي كشاند و تا زماني كه گره هاي فرهنگي و قومي را باز نكنيم نمي توانيم روند روبه افزايش خودكشي را مهار كنيم و ا ين مهم نيز نياز به برنامه دارد.
در مجموع درمورد تلخ ترين موضوعي كه مي توان نوشت نابودي انسان به دست خويشتن است. نابودي همنوع يا نابودي خود، فرقي نمي كند مهم اين است كه عزيزترين موجود خداوند به دست قابيل ها مي ميرند.

نگاهي به پديده فرار جوانان و نوجوانان از خانه
فرار به سوي تاريكي
• آمارهاي غيررسمي حاكي از آن است كه ماهانه بين ۸۰ تا ۱۱۰ كودك در كشور از خانه و كاشانه مي گريزند كه حدود ۶۰ درصد آنان را دختران تشكيل مي دهند.
از ۲۳۰۰ پرونده كه سال گذشته به دايره ويژه رسيدگي به پرونده گمشدگان، ربوده شدگان و فراريان آگاهي تهران ارجاع شده بود ۶۰ درصد كل پرونده ها متعلق به دختران فراري و گمشده بود.
از ابتداي سال جاري تاكنون نيز از حدود دوهزار پرونده در اين شعبه نزديك به ۷۰ درصدش مربوط به فرار دختران نوجوان و جوان و زنان است اين درحالي است كه بين ۵ تا ۱۰ درصد پرونده هاي ارجاع شده و تحت رسيدگي در دادگاه ويژه اطفال تهران نيز به بررسي همين پديده شوم و فاجعه آميز اختصاص دارد.
پديده دختران فراري و گمشده موضوع جديدي نيست و همواره اذهان بسياري از مسؤولان، محققان و والدين را به خود مشغول داشته است. آنچه بيش از هر چيز ديگر آزاردهنده به نظر مي رسد، فقدان يك تشكل يا گروه است كه مسؤوليت پيگيري، ريشه يابي و مقابله جدي با اين معضل را از طريق اقدامات كارشناسانه و پيشگيرانه برعهده بگيرد تا از طريق مطبوعات و رسانه هاي جمعي با اطلاع رساني صحيح، به موقع و كارشناسانه درباره دامهايي كه از سوي تبهكاران و جنايتكاران سرراه دختران فراري گسترانده شده هشدارهاي لازم ارائه شود و آنان را از عواقب تلخ و سرنوشت مبهمي كه انتظارشان را مي كشد مطلع سازند. ضمن اينكه به پدران و مادران هم در جلوگيري از بيراهه رفتن هاي فرزندانشان آگاهي هاي لازم را بدهند.
043314.jpg
آمارهاي غيررسمي حاكي از آن است كه ماهانه بين ۸۰ تا ۱۱۰ كودك در كشور از خانه و كاشانه مي گريزند كه حدود ۶۰ درصد آنان را دختران تشكيل مي دهند.
فرار در نگاه اول ممكن است پديده اي فردي محسوب گردد، اما توجه به پيامدهاي سوء آن و پيشگيري از افزايش جمعيت كيفري جامعه اقتضا مي كند كه اين معضل را در زمره آسيب هاي اجتماعي به حساب آورد و براي كاهش ميزان اين قبيل وقايع و جرايم چاره اي جدي تر و برنامه اي عاقلانه تر را انديشيد و طراحي كرد.
به اعتقاد تحليلگران مسائل اجتماعي، روانشناسان و جامعه شناسان يكي از علل و انگيزه هاي اصلي فرار دختران و پسران نوجوان و جوان به آشفتگي و نابساماني هاي محيط خانوادگي بازمي گردد. زيرا خانواده به عنوان كوچكترين اجتماع بشري ساختاري دارد كه عناصر درون آن به هم وابسته اند و تعادل درون سيستم خانواده، متقابل است البته اين تعادل براي همسازي و انطباق ميان اعضاي خانواده لازم است.
درواقع عملكرد هر فرد در درون خانواده و براي ادامه بقا و تغيير رفتار ساير اعضا مؤثر بوده و بيش از ساير محيط هاي اجتماعي در رشد و تكامل بهداشت رواني و تكوين شخصيت فرد مؤثر است. به همين خاطر هر نوع آشفتگي كه در خانواده پديد آيد تأثير ويرانگري در روحيه فرزندان خانواده برجا مي گذارد و زمينه انحراف فرد از قوانين و مقررات مورد قبول جامعه را فراهم مي آورد.
از سوي ديگر و به اعتقاد كارشناسان يكي از مهمترين عواملي كه مي تواند به شخصيت و روند رشد نوجوان يا جوان صدمه بزند، حركات ناهنجار و اختلاف والدين است. اين درحالي است كه اختلافات خانوادگي و ناسازگاري والدين تأثير مستقيم و نامطلوبي بر پيكره وجودي فرزندان خانواده وارد مي كند كه نهايتاً آنان را به سوي ارتكاب جرايم، خودكشي و فرار سوق مي دهد. حال در چنين خانواده از هم گسيخته اي كه اختلاف و جدايي حرف اول را مي زند كودك ظاهراً از سوي خانواده طرد نشده ولي عملاً خود را بي پناه و منزوي مي بيند.
طلاق و جدايي والدين هم يكي ديگر از عوامل مهم و مؤثر در آشفته كردن محيط خانه و خانواده است. تحقيقات نشان مي دهد معمولاً دختران فراري حاضر نيستند پدرومادرشان را معرفي كنند و در برخي موارد براي اينكه فرار خود را موجه نشان دهند به دروغ اذعان مي كنند كه از دست ناپدري يا نامادري گريخته اند.
مرگ و مير والدين هم از عوامل مهمي است كه در شكل گيري روحيات، تفكر، درك و … كودكان تأثيرگذار است.
انحرافات والدين مثل اعتياد، انحرافات جنسي و مسائل از اين قبيل نيز نقش بسزايي در بروز تفكر و بسترسازي ذهني براي فرار از خانه در كودكان ايجاد مي كند و از آنجا كه والدين الگوي رفتار فرزندان هستند هرگونه انحراف در آنان خطرناك ترين عنصر مؤثر در انحراف فرزندان محسوب مي گردد. در حالي كه بروز محبت و احساسات عاطفي والدين در رشد عاطفي و پايبند بودن فرزندان به اصول اخلاقي و عرفي جامعه بسيار مؤثر است و كاستي در ابراز محبت از سوي پدرومادر مي تواند كودك را وادار به ترك خانه و كاشانه كند. زيرا فردي كه احساس مي كند به نيازهاي عاطفي اش در محيط خانه پاسخ داده نمي شود به ناچار در خارج خانه به جست وجوي محبت مي پردازد.
حال آنكه فقر اقتصادي، ازدواج هاي تحميلي، اعتياد به موادمخدر، ابراز علاقه به داشتن آزادي، ارتباط با دوستان و همسالان هم از جمله مسائل مهمي هستند كه مي توانند به پديده فرار از خانه دامن بزنند.
فرار يعني چه؟
سرهنگ عبدالله حيدري يكي از افسران با تجربه اداره آگاهي معتقد است هرگاه فرد توان مقاومت در برابر شرايط غيردلخواه موجود را در خود احساس نكند، به اميد دست يافتن به شرايط آرماني كه در تصورش آن را ساخته و پرداخته، از خانه و كاشانه مي گريزد. چرا كه او فكر مي كند با رهاشدن از زنجيرهاي فرضي كه از سوي والدين يا اطرافيان نزديك، به دست و پايش بسته شده، مي تواند به آسمان آبي خيالي كه در ذهن مي پروراند دست يابد. به جايي كه خيال مي كند در آنجا تحت سلطه هيچكس نيست اما…
دكتر احمد مظفري قاضي ويژه رسيدگي به جرائم اطفال در تهران كه در سالهاي اخير با صدور احكام متفاوت با ديگر قضات دادگستري شهرت جهاني پيدا كرده دراين باره مي گويد:
حدود ۹۰ درصد از دختران فراري به علت برخوردهاي غلط پدرومادر از خانه فرار مي كنند. اين دختران معمولاً ۱۵ تا ۲۰ ساله و شهرستاني هستند كه از سرناچاري و سردرگمي از خانه و كاشانه گريخته و به خيال رسيدن به سراب آرزوهايشان راهي تهران و شهرهاي بزرگ كشور مي شوند اما آنان چند ساعت پس از رسيدن به مقصد مورد نظرشان تازه مي فهمند كه مرتكب چه اشتباهي شده اند. چرا كه هيچ پناه و پناهگاهي براي خود نمي يابند. بنابراين بي هدف و سرگردان در پايانه هاي مسافربري و بوستان هاي شهري پرسه مي زنند شايد در اميدي به رويشان گشاده شود اما همزمان با تاريك شدن آسمان و سردي هوا كه گرسنگي هم چاشني آن مي شود دختران تنها و احساساتي تازه متوجه مي شوند كه مرتكب چه اشتباه بزرگي شده اند.
دكتر مظفري معتقد است حساس ترين زمان براي دختران فراري همين لحظه است كه بر سر دو راهي انتخاب مسير زندگي و تصميم گيري نهايي قرارمي گيرند. چرا كه اگر در اين زمان سرنوشت ساز آنان عاقلانه تر از قبل بينديشند مي توانند به جاي انتخاب راهي كه به ناكجاآباد ختم مي شود مسير بازگشت به خانه را پيش بگيرند و در غير اين صورت بايد راهي دنيايي شوند كه عوامل و سركردگان شبكه هاي فساد و فحشا مانند خون آشام هاي بي رحم دهانشان را تا بناگوش باز كرده اند تا آنان را براي رسيدن به مقاصد شوم و كثيفشان در كام خود فرو برند.
قاضي مظفري كمبود محبت و فقدان يك رابطه عاطفي ميان والدين و فرزندان را يكي از عوامل مهم و تحريك كننده در فرار دختران دانسته و اظهار مي دارد: معمولاً دختران خصوصيات، وضعيت رواني، جسمي، عاطفي و احساسات خاصي دارند و چنانچه از محيط خانواده دلزده شوند خيلي زود به انحراف كشيده مي شوند.
در بسياري از موارد نيز اعمال خشونت پدراني كه هنوز پي نبرده اند دوران پدرسالاري سپري شده و دوران كودك سالاري را پيش رو داريم باعث مي شود دختران نوجوان و جوان حضورشان را در خانواده كمرنگ بدانند و در نتيجه عكس العمل هايي ازخود نشان دهند كه دختر خانواده احساس كند ديگر در خانه جايي ندارد و ناگزير به اميد يافتن ودستيابي به آرزوهاي رؤيايي خويش فرار مي كند.
فقدان امكانات پاسخگويي جامعه به قشر جوان
منسجم نبودن روابط خانوادگي، فقدان يك رابطه عاطفي و عقلاني مناسب ميان والدين و فرزندان و گاهي بروز پديده تلخ طلاق، هماهنگ نبودن برداشت هاي والدين و فرزندان از زندگي، فقر اقتصادي، توجيه نشدن نيازهاي دوران بلوغ و عدم ارائه راه حل مؤثري براي عبور ازا ين دوران پربحران، وسيع تر نبودن امكانات لازم در جامعه براي پاسخگويي به نيازهاي جوانان از جمله نكات مهمي است كه سرهنگ حيدري در بروز پديده فرار در ميان جوانان به آن اشاره مي كند.
وي همچنين مي گويد: گاهي جوانان در اثر القائات فكري خود يا اطرافيان براي رسيدن به خواسته هاي خود راه را از بيراه بازنمي شناسند و از بيراهه اي مخالف جهت خورشيد سردرمي آورند كه نتيجه اي جز دور شدن از نور و روشنايي برايشان به همراه ندارد. در حقيقت راهي را مي روند كه آنان را از چاله به چاه مي اندازد. يعني از خانواده مي گريزند و به جامعه پناه مي برند و اين درحالي است كه جوان راه بازگشتي براي خو دنمي بيند و با توجه به اينكه او تمام پل هاي پشت سر خود را نيز خراب شده مي بيند زماني چشم باز مي كند كه متأسفانه غرق در فساد و فحشا شده است و آن روز براي بازگشت خيلي دير است.
حيدري بااشاره به اينكه قانون براي هر جرمي مجازات تعيين شده اي در نظر گرفته است و نبايد از قانون سرپيچي كرد، مي افزايد:مي توان تبصره هايي را در كنار آن قرار داد تا از پرورش مجرمان حرفه اي در جامعه كاست.
چرا كه با سبزانديشيدن و واكنش منطقي از سوي والدين مي توان جواناني را كه ناخواسته و به هزار ويك علت مرتكب جرم و خلافي شده اند را با پرداخت كمترين بها به جامعه بازگرداند.
چرا كه بايد اينگونه فكر كرد كه برگ هاي زرد روزگاري سبز بوده اند و اگر همه دست به دست هم دهند مي توان پاييز زرد و زمستان سرد را پشت سر گذاشت و به بهار زيباي زندگي دست يافت اگر…
واما حرف آخر…
شنيدن واقعيت تلخ است و فرار از پذيرفتن حقيقت و واقعيت بسي تلخ تر كه به فاجعه مي ماند. باور كنيد راجع به موضوع يا ماجراي عجيبي صحبت نكرديم.
صحبت امروز درباره قصه پرغصه اي است كه متأسفانه در اعماق روابط در برخي خانه ها و خانواده ها رخنه كرده و چنانچه همين الآن با عزمي راسخ و منطقي و با يك برنامه ريزي دقيق و حساب شده به مبارزه با اين بلا كه دامنگير جامعه شده نشتابيم يقيناً در آينده اي نه چندان دور شاهد بروز آشفتگي ها، نابساماني ها و ناهنجاري هاي مختلف اجتماعي خواهيم بود. چرا كه پديده دختران و پسران فراري حقيقتي تلخ و گريزناپذير است. تا همين الآن تأخير زيادي در پيشگيري و مقابله با اين پديده ويرانگر را (كه مستقيماً بر بنيان خانواده ها و نظام اجتماعي كشور تأثيرگذار است) صورت گرفته است. و در باب طرح معضل مطالب زيادي به رشته تحرير درآمده اما نمي توان انكار كرد كه در پيشگيري و كاهش شمار فرارها عمليات و اقدامات زيربنايي گسترده اي صورت نگرفته است. پس شايسته است مسؤولان مربوطه با بهره گيري از نظرات خبرگان و كارشناسان با تجربه و جلوگيري از حادترشدن شرايط و وضعيت فرار كودكان و نوجوانان و جوانان از كانون خانواده چاره اي جدي و راهكاري اصولي، عملي و لازم الاجرا بينديشند چرا كه فردا خيلي دير است و …



|   شناسنامه   |   آرشيو   |