وقتي نخستين مقاله علمي از طريق اينترنت در مركز تحقيقات فيزيك نظري دريافت مي شد پژوهشگران اين مركز گمان نمي بردند كه مدتها طول خواهد كشيد تا پاي اينترنت به دانشگاهها و مراكز پژوهشي باز شود. آنها تصور نمي كردند دانشجويان ايراني، زماني كه اينترنت مي رفت تا خطوط بزرگراههاي دهكده جهاني را نمايان تر سازد، آخرين نسلي باشند كه دست كم با نام اينترنت آشنا مي شوند بدون اينكه دستشان حتي براي يك كليك (Clike) ماوس را لمس كرده باشد.
امروزه تمامي دانشجويان و محققان دانشگاههاي كشورهاي توسعه يافته با استفاده از اينترنت و دسترسي آسان به بانكهاي اطلاعاتي غني و در عين حال ارزان، امكان دسترسي به آخرين اطلاعات موردنظر خود را دارند، در حالي كه در كشور ما هنوز ضرورت پذيرش اينترنت نه براي مسؤولان و نه براي استادان و دانشجويان ملموس نيست. دردانشگاههاي ما استفاده از اينترنت محدود است و به شكل يك نياز ضروري براي بالا بردن حجم آگاهي و سطح آموزش دانشجويان ارزيابي نمي شود و در نتيجه فاصله اطلاعاتي ما با دانشجويان و محققان خارجي روز به روز در حال افزايش است.
در حال حاضر نزديك به ۱/۵ ميليون دانشجو در سراسر كشور در حال تحصيل اند كه سهم سرانه هر دانشجو در دسترسي به اينترنت بسيار كم و محدود به ۸بيت در ثانيه (احرف) است. اين در حالي است كه اگر براي هر دانشجو فقط يك بيت در نظر بگيريم مي بايست حداقل ۱/۵ مگابيت دسترسي به اينترنت داشته باشيم و در صورتي كه هر دانشجو بتواند سهميه اي به اندازه يك حرف الفبا داشته باشد حجم پهناي باند مورد نياز به ۱۲مگابيت مي رسد كه در وضعيت فعلي تمام دانشگاههاي ما به سختي اين مقدار را در اختيار دارند اين رقم در مقايسه با برنامه در دست انجام وزارت پست و تلگراف و تلفن كه رقمي برابر ۲/۵مگابيت را براي كل كشور در نظر گرفته است ما را به اين نتيجه مي رساند كه هنوز براي دسترسي دانشگاهيان به اينترنت راه درازي در پيش رو داريم.
مقامات وزارت علوم سال گذشته اعلام كردند تا پايان امسال تمامي دانشگاهها چه در تهران و چه در اقصي نقاط كشور طي برنامه اي كه از سه سال قبل برنامه ريزي شده و به اتمام رسيده به شبكه اينترنت متصل خواهند شد ـ با فرض تحقق اين گفته ـ به اين نكته اشاره نشده كه به دليل فراهم نبودن برخي شرايط و لوازم نظير نداشتن كامپيوتر و مودم مورد نياز و به عبارت ديگر فقدان بودجه كافي، در صورت وجود سايت اينترنت در دانشگاه، امكان دسترسي و استفاده از آن محدود است و تنها عده كمي نظير دانشجويان دوره كارشناسي ارشد و دكتري بامحدوديتهاي ويژه و در برخي دانشگاهها دانشجويان مقطع ليسانس آن هم به شرط معدل و در ساعاتي خاص مي توانند از آن بهره ببرند.
شايد اين سخن مسؤولان دانشگاهها مبني بر توجه به بزرگراههاي اطلاعاتي و بهره وري از تكنولوژيهاي ارتباطي زماني كه به فرهنگ خريد نرم افزار اهميت داده نمي شود دور از دسترس به نظر آيد از طرف ديگر در حالي كه ۸۰درصد امور آينده جهان به فن آوري اينترنت وابسته خواهد شد تأخير در استفاده از آن باعث مي شود تا دانشجويان و فارغ التحصيلان ما نتوانند از امكانات علمي جهاني بهره مند شوند و يا سهمي در پژوهشهاي جهاني داشته باشند همچنين بايد به اين نكته هم اشاره كرد كه در حال حاضر ۸۰درصد از اطلاعات موجود دراينترنت مربوط به كشورهاي خارجي است و سهم كشور ما از داده ها و مقالات علمي رقمي به مراتب كمتر از ۱۵درصد است.
دكتر يونس شكرخواه مدرس ارتباطات دانشگاه علامه طباطبايي از زاويه ديگر به دلايل عدم گسترش اينترنت در دانشگاهها مي پردازد به عقيده او نخستين مشكل ندانستن زبان انگليسي است. وي مشكل دوم را عدم آموزش اينترنت در دانشگاهها مي داند و مي گويد: «متأسفانه افراد، آموزشي در مورد اينترنت نديده اند و بويژه با ريزه كاريهاي جست وجو در آن آشنا نيستند و مشكل سوم هم مسائل زيرساختي نظير كمبود كامپيوتر، مودم و سرعت پايين خطها در ايران است.»
وي مي افزايد: «تحقيق در مورد خود اينترنت و سايتهاي آن در ايران هنوز آغاز نشده است و تنها دانشجويان در حال بررسي اين زمينه ها براي رساله هاي خود هستند در صورتي كه اين امر در دنيا به سرعت مورد توجه قرار گرفته و دست كم دو رويه براي رفرنسهاي الكترونيك تدوين گرديده است.
اگر بپذيريم كه برآوردن نيازهاي اطلاعاتي و تحقق آرمانها و آگاهي هر جامعه حق مسلم آن جامعه است اين سؤال مطرح مي شود كه آيا در دنياي امروز ما نيازمند يك حلقه منظم براي اتصال به شبكه هاي جهاني و توسعه آنها نيستيم؟ آيا بهتر نيست دانشگاهها و مراكز پژوهش ما نخستين حلقه اين زنجير باشند؟
دكتر علي اكبر جلالي عضو هيأت علمي دانشگاه علم و صنعت وضعيت اينترنت دانشگاهها را قابل قبول نمي داند و معتقد است زماني مي توان گفت دانشگاههاي ما مانند ساير دانشگاههاي جهان متصل به شبكه اينترنت هستند كه كليه دانشجويان بدون محدوديت زماني و براحتي به اينترنت دسترسي داشته باشند و بتوانند در كلاسهاي درس براي پشتيباني مطالب از آن استفاده كنند. وي مي گويد: «از يك طرف مسؤولان، اينترنت را جزو اولويت برنامه هاي آموزشي و تحقيقاتي خود نمي دانند و از طرف ديگر استادان و دانشجويان در بهره برداري مناسب از اينترنت عزم و اراده لازم را ندارند به اين دليل كه به لحاظ فرهنگي عادت به استفاده از اطلاعات و به كارگيري آن در ايران وجود ندارد. به عنوان مثال استادان كمتر علاقه مند به تغيير كتابهاي درسي خود هستند.» وي مي افزايد: «اگرچه به صورت خودجوش و تجربي افرادي در كشور فعاليتهاي اينترنتي انجام مي دهند اما به دليل اينكه در دانشگاههاي ما رشته هاي زيرمجموعه فن آوري اطلاعات تدريس نمي شود ما نتوانسته ايم نيروي انساني ماهر و آموزش ديده در اين زمينه تربيت كنيم و نبود اجبار به استفاده از اينترنت براي دانشجويان بويژه مقطع كارشناسي نيز باعث شده تا آنها از همان ابتدا با اين شبكه جهاني بيگانه بمانند.»
معاون پژوهشي پژوهشكده الكترونيك دانشگاه علم و صنعت مي گويد: «اگر ما بتوانيم نياز اينترنتي دانشجويان را تأمين كنيم قدم بزرگي براي ارتقاي سطح آموزشي و پژوهش دانشگاهها برداشته ايم.»
وي از جامعه مجازي به عنوان موج چهارم ياد مي كند و مي گويد: «دراين جامعه سرعت اينترنت در اطلاع رساني ده برابر وضعيت فعلي خواهد بود و در صورتي كه هم اكنون فرهنگ استفاده مناسب از داده ها و اطلاعات درجامعه ما نهادينه نشود امكان حضور در جامعه مجازي را از دست خواهيم داد و در آن صورت وضعيت به مراتب بدتر از موقعيت فعلي خواهد بود.» بنابراين با درك اينكه جهان به سرعت در حال توسعه از طريق فن آوري اطلاعات است، ما نيز بايد مشكلات و محدوديتهاي فراروي دسترسي به اطلاعات از طريق اينترنت را رفع كنيم تا بيش از اين دنباله رو نباشيم.