|
نقدي برتصميمات هيأت مشترك مجلس و قوه قضائيه براي حل مناقشات
شبهه اي برمصونيت پارلماني واردنيست
*جانشيني تصميمات فاقدجايگاه قانوني به جاي قانون مصرح چرا ؟
* دكترفرهاد پروين: تصميمات فاقد جايگاه قانوني، شايد در كوتاه مدت بتواند گرهي از كاري باز كند، اما در درازمدت به نقض استقلال قوه قضاييه
و قوه مقننه مي انجامد
|
|
|
در خبري از مخبر محترم كميسيون حقوقي و قضايي مجلس نقل شده است كه «هيأت مشترك قوه قضاييه و مجلس شوراي اسلامي، هفته آينده در اولين جلسه خود متن مشتركي را در ارتباط با مصونيت نمايندگان به امضا رسانده و به محاكم و نمايندگان مجلس شوراي اسلامي ابلاغ خواهند كرد.» (۱)
به دلايل مختلف، اين امر، اگر تحقق يابد، اولاً غيرقانوني است و ثانياً به نظر نمي رسد كه قانوناً بتواند به تفاسير مختلفي كه در باب مصونيت پارلماني وجود دارد خاتمه دهد.
علل غيرقانوني بودن ابلاغ تصميم كميسيون مشترك قوه قضاييه و مجلس به محاكم و به نمايندگان كاملاً روشن است. قضات محاكم در امور قضايي مستقل بوده و جز قوانين مصوب مجلس شوراي اسلامي و يا مجمع تشخيص مصلحت نظام و تصويب نامه ها و آيين نامه هاي دولتي، آن هم در چهارچوب اصل ۱۰۷ كه به دادگاهها اختيار مي دهد از اجراي تصويب نامه ها و آيين نامه هاي دولتي مخالف با قوانين و مقررات اسلامي و يا خارج از حدود اختيارات قوه مجريه خودداري كنند، چيز ديگري نبايد به آنها براي اجرا ابلاغ شود و در صورت ابلاغ هم مكلف به اجرا نيستند. اصل ۱۶۷ قانون اساسي تكليف دادگاهها را در صورت اجمال و ابهام قوانين بيان نموده است. منابع حقوق به ترتيب اولويت عبارتند از: ۱ـ قانون به معني عام كلمه ۲ ـ آراء وحدت رويه هيأت عمومي ديوانعالي كشور ۳ـ عرف ۴ـ دكترين.
تصميم هاي فردي و يا توافقنامه هاي جمعي اشخاص، خارج از منابع فوق بوده و حداكثر مانند نظريات اداره حقوقي قوه قضائيه، مشورتي بوده و در حد دكترين ارزش دارد. دادن ارزشي در حد قانون به اين گونه تصميمات فاقد جايگاه قانوني، شايد در كوتاه مدت بتواند گرهي از كاري باز كند، اما در درازمدت به نقض استقلال قوه قضاييه و قوه مقننه مي انجامد.
زيرا اگر هدف از توافقنامه كميسيون مشترك مجلس و قوه قضاييه اين است كه به اختلاف سليقه ميان دادگاهها در موضوع مصونيت نمايندگان پايان دهد كه اين كار طبق ماده ۲۷۰ قانون آيين دادرسي دادگاههاي عمومي و انقلاب در امور كيفري (مصوب ۱۳۷۸) برعهده هيأت عمومي ديوانعالي كشور است. طبق اين ماده: «هرگاه در شعب ديوانعالي كشور و يا هر يك از دادگاهها نسبت به موارد مشابه اعم از حقوقي، كيفري و امور حبسي با استنباط از قوانين آراي مختلفي صادر شود، رئيس ديوان عالي كشور يا دادستان كل كشور به هر طريقي كه آگاه شوند، مكلفند نظر هيأت عمومي ديوان عالي كشور را به منظور ايجاد وحدت رويه درخواست كنند… آراي هيأت عمومي ديوان عالي كشور نسبت به احكام قطعي شده بي اثر است ولي در موارد مشابه به تبعيت از آن براي شعب ديوان عالي كشور و دادگاهها لازم مي باشد.» اگر منظور از توافق كميسيون مشترك اين است كه مطلب جديدي را بيان نموده و اجراي آن را صراحتاً ويا ضمناً از دادگاهها و نمايندگان مجلس شوراي اسلامي بخواهند كه اين كار قانونگذاري بوده و برعهده مجلس شوراي اسلامي و يا مجمع تشخيص مصلحت است و سايرين حق قانونگذاري ندارند. تجربه نشان داده است كه دادن اختيار تصميم گيري و وضع مقررات به انواع و اقسام كميسيون ها و شوراها، براي حل مشكلات در كوتاه مدت، نه تنها نتيجه مطلوبي عايد ننموده است بلكه تعدد مراكز وضع مقررات، در نهايت به پيچيده تر شدن مسائل و افزودن ابهامات انجاميده است. جايگزيني كميسيون مشترك به جاي هيأت عمومي ديوانعالي كشور، كه اين كميسيون فاقد جايگاه حقوقي براي تصميم گيري در امور قضايي است و نيز فاقد ضمانت اجرايي است، در درازمدت قادر به حل مشكل نيست. زيرا اين تصميمات حاصل توافق هاي دوستانه است و به محض اينكه خللي در اين روابط دوستانه حاصل شود در لازم الاتباع بودن اينگونه توافق ها نيز تزلزل ايجاد خواهد شد و النهايه استقلال قضائي قاضي تضعيف مي شود.
اگرچه اصل هشتاد و ششم قانون اساسي كاملاً صراحت دارد كه:
«نمايندگان مجلس در مقام ايفاي وظايف نمايندگي در اظهارنظر و رأي خود كاملاً آزادند و نمي توان آنها را به سبب نظراتي كه در مجلس اظهار كرده اند تعقيب يا توقيف كرد» و طبق اصل ،۸۴ «حق اظهارنظر در همه مسائل داخلي و خارجي كشور» جزء لاينفك وظيفه نمايندگي است؛ زيرا اصل ۸۴ بيان مي دارد كه:
«هر نماينده در برابر تمام ملت مسؤول است و حق دارد در همه مسائل داخلي و خارجي كشور اظهارنظر نمايد» و با وجودي كه مفاد اصل ۸۶ در ماده ۷۵ قانون آئين نامه داخلي مجلس شوراي اسلامي تكرار شده است و اين ماده (۷۵) با مخالفت شوراي نگهبان و يا مجمع تشخيص مصلحت نظام نيز مواجه نشده است و قدر متيقن اين سه ماده اين است كه نماينده مجلس در مورد اظهارنظرهايي كه در مسائل داخلي و خارجي كشور در ساختمان مجلس مي نمايد از تعقيب كيفري كاملاً مصون است و شخص معترض مي تواند طبق اصل ۹۰ عمل نمايد و يا حداكثر اينكه دادخواست حقوقي از باب مسؤوليت مدني بدهد؛ در برخي از موارد آرائي وجود دارد كه با آوردن شروط و قيودي كه در نص اين مواد ديده نمي شود وجود و عدمشان يكسان تلقي شده و هيچگونه مصونيتي براي نماينده قائل نشده اند. در مقابل آرايي نيز وجود دارد كه با استناد به مواد فوق و اصل برائت، نماينده را مصون از حقيقت دانسته است. مورد فوق از جمله مصاديق مذكور در ماده ۲۷۰ آيين دادرسي دادگاههاي عمومي و انقلاب در امور كيفري است كه طبق آن، رئيس ديوانعالي كشور و يا دادستان كل كشور بايد هيأت عمومي ديوانعالي كشور دعوت به رسيدگي نمايد و رأي وحدت رويه صادره هم عرض قانون بوده و براي تمام دادگاهها و ساير مراجع كشور لازم الاتباع است و به مناقشات خاتمه مي دهد.
۱ـ روزنامه ايران ـ ۸۰/۹/۲۶ ص۲
|