|
سخن آغازين
|
|
|
|
آداب و سنن ازدواج در نجم آباد
* صبح روز عروسي، جهيزيه عروس توسط عده اي طبق كش با ساز و دهل به منزل تازه عروس فرستاده مي شود.
* در گذشته پس از پايان مراسم عروسي، پدر يا برادر عروس، او را تا دم در همراهي مي كردند و نماينده داماد با در دست داشتن سند ازدواج، با عروس روبرو مي شد. سند تحويل پدر يا برادر عروس مي شد و عروس تحويل گرفته مي شد.
* در سالهاي دور پس از رفتن عروس از خانه والدين، يكي از اقوام نزديك عروس ميخ پرده اتاق را درمي آورد. بدين معنا كه دختر ازخانه پدر رفت.
|
|
|
|
سيماي فرزانگان روستا
|
|
|
|
• وجيه الله روزبان در دوران حكومت احمدشاه، به عنوان يك كارگر فعاليت
مي كرده و روزي يك ريال مزد مي گرفته.
• اين پيرمرد سرزنده راز سلامتي و طول عمر خود را در سه چيز مي داند؛ كشاورزي، محبت خانواده و زندگي دوراز هياهو.
|
|
|
|
|
|
|
|
نيكوكار روستا
|
|
|
|
|
|
|
|
نفوذ زبان آذري در نجم آباد
|
|
|
|
زندگي
|
|
|
|
|
سخن آغازين
چرا نجم آباد؟
|
|
|
نجم آباد، روستاي پرآوازه سده هاي گذشته، آرام و مهجور در منتهي اليه جنوب غربي استان تهران روزها را سپري مي كند. نجم آباد امروز، نگاهي پرحسرت به گذشته هايي دارد كه ريشه در ۹هزارسال پيش دارند. در حافظه تاريخي اين روستا، دوران عظمت مادها در تپه ازبكي نقش بسته است كه تمدني درخشنده را به بشريت عرضه داشتند. همچنين سالهاي پررونق دوره بعد از اسلام را كه سرشار از رونق و طراوت و زندگي بود. انگار نه انگار كه حتي تا صد سال پيش، اين روستا به لطف خاك زرخيز و آب و هواي فوق العاده اش، بزرگترين توليدكننده گندم براي شهرها و قصبات اطراف واز جمله تهران بوده است.
شبهاي نجم آباد، باوجود همه آلودگي هاي فراواني كه بر اثر توسعه بي قواره و نامتوازن صنعت از جمله كارخانه سيمان آبيك به وجود آمده، مثال زدني است. كافي است يكي از شبهاي تابستان ميهمان مردمان صميمي روستا شويد و فقط براي يكبار پشت بام يا ايوان خانه را براي خواب شب انتخاب كنيد. ستاره ها خيلي نزديكند. آنقدر كه فكر مي كنيد مي توان دست دراز كرد و چندتا از آنها را چيد. وجه تسميه روستا نيز از همين روست.
ويژه نامه حاضر، سومين شماره از ضميمه روستايي روزنامه ايران است كه به دهستان نجم آباد اختصاص دارد. دهستاني با ۱۳پارچه آبادي و ۷هزار جمعيت به مركزيت روستاي نجم آباد. اين دهستان كه زيرمجموعه بخش نظرآباد و شهرستان ساوجبلاغ است در دهه هاي گذشته با كمترين توجه روبرو بوده است. گويا مردمان منطقه حقي براي برخورداري از حداقل هاي يك زندگي مطلوب ندارند. نمونه هايش بسيار است و بايد سراسر ويژه نامه را خواند تا پي برد كه چه مي گوييم. اما اجمالاً مي توان به اين فرازهاي افتخارآميز اشاره كرد!
• نجم آباد در بن بست كامل است. مردم روستا بايد بيش از ۱۵۰كيلومتر را طي كنند تا به اشتهارد برسند. در حالي كه تنها با ۱۷كيلومتر احداث راه منطقه از بن بست خارج مي شود.
• جاده تاريخي و ۷۰۰ساله روستا كه محل گذر مردم به نظرآباد و ساير شهرهاست، در دوره قبلي توسط مسؤولان به يك شهرك صنعتي فروخته مي شود. مردم بي زبان هم كه راهي براي احقاق حق خودندارند، مجبور مي شوند از مسير بسيار پرخطر تازه احداث بگذرند كه همواره مي تواند مرگ آفرين باشد.
• تا همين سال گذشته اين دهستان دبيرستان نداشت و استعدادهاي جوان يا درس را رها مي كردند و يا به شهرها مهاجرت مي كردند و...
مي ترسم بيشتر بنويسم و صداي مديرمسؤول دربيايد كه چرا اينقدر از نقاط منفي روستا مي گويي. ايران روستا مي خواهد منادي شادي ونشاط و حركت هم باشد.
نجم آباد تنها نقاط منفي ندارد. نكات مثبت و ارزنده بسياري نيز داردكه بايد بدان توجه شود. تاريخ كهن منطقه، وجود استعدادهاي خلاق در قرون گذشته و حال و بسترهاي غني براي توسعه اقتصادي از آن جمله اند. به انضمام آداب و رسوم و ميراث معنوي جالب كه شايد به خاطر سنت تحقير روستاها و اصالت دادن به شهر از سوي جوانان كنار گذاشته مي شود و رو به نيستي مي رود. نجم آباد را به دليل همه مصايب و توانمندي هايش برگزيديم تا بر مصداق مثل معروف «مشت نمونه خرواراست.» از وضعيت روستاهاي استان تهران بگوييم. قابليت ها، قناعت، صدق و صفا، تلاش و كاستي هاي مردم روستا را بيشتر بشناسيم وكمي شرمنده شويم از اينكه چگونه بر برادران و خواهران و فرزندان و پدران و مادران خود در روستاها اينگونه جفا مي كنيم و آنها را اصلاً نمي بينيم.
پنجشنبه ششم ديماه كه گروه اعزامي ايران روستا ميهمان نجم آباد بود، در روستا بطور همزمان سه مراسم عروسي برپا شد و گروه به مراسم دعوت شدند. زيبايي هاي مراسم عروسي در نجم آباد كه هنوز رگه هاي زيادي از سنت و فرهنگ بومي منطقه دارد ما را بر آن داشت كه زيبايي پيوند ستارگان روستا و شادي مردم در آن شب به يادماندني را نيز در كنار مشكلاتي كه آورده ايم تقديم شما كنيم تا وزنه نقاط مثبت و منفي در ترازوي ما كمي به هم نزديك شوند.
|
|
|
|
|
آداب و سنن ازدواج در نجم آباد
شادي در پيوند ستارگان روستا
* صبح روز عروسي، جهيزيه عروس توسط عده اي طبق كش با ساز و دهل به منزل تازه عروس فرستاده مي شود.
* در گذشته پس از پايان مراسم عروسي، پدر يا برادر عروس، او را تا دم در همراهي مي كردند و نماينده داماد با در دست داشتن سند ازدواج، با عروس روبرو مي شد. سند تحويل پدر يا برادر عروس مي شد و عروس تحويل گرفته مي شد.
* در سالهاي دور پس از رفتن عروس از خانه والدين، يكي از اقوام نزديك عروس ميخ پرده اتاق را درمي آورد. بدين معنا كه دختر ازخانه پدر رفت.
لباس نو بپوشيد، كفش هاي خود را واكس بزنيد، خود را معطر كنيد، امشب عروسي داريم. نقل و نبات آماده كنيد، اسپند دود كنيد، عروس را مي آورند. عروس لباس محلي و زيبا به تن دارد. داماد به استقبال او با گل و نقل و نبات مي رود و عروس با تبسمي با داماد همراه مي شود. زنان روستا عروس را دوره مي كنند و بر سر او سكه ونقل مي پاشند.
مراسم عروسي در روستاي نجم آباد در گذشته ۳روز به طول مي انجاميد. خانواده داماد، دختري را براي پسرشان از طريق رايزني انتخاب مي كردند و با كسب اجازه از خانواده دختر چندنفر زن و مرد ازخانواده پسر كه به آنها (آق سقل و آق بيرجك) مي گفتند براي صحبت هاي اوليه و قرار ملاقات به خانه دختر مي رفتند و پس از توافق از نظر مهريه و شيربها مراسم شيريني خوران انجام مي شد و يك مراسم ناهار براي بزرگان مرد دوخانوار به نام «آق سقل ناهاري» ترتيب داده مي شد. نخستين شب عروسي كه شب حنابندان بود خانواده پسر و دختر جوانان هم سن و سال عروس و داماد را بطور جداگانه به خانه هايشان دعوت مي كردند و پس از صرف شام داماد با دوستان خود به حمام مي رفت و پس از نيم ساعت با ساز و دهل داماد را به منزل مي آوردند و مراسم انتخاب ساقدوش انجام مي شد و منتظر مي ماندند تا از خانه عروس بساط حنابندان را براي داماد بياورند. خانواده عروس يك سيني بزرگ كه آن را «مجمعه» مي گفتند، آماده مي كردند وداخل آن يك بشقاب حناي آماده كه روي آن را با سكه هاي يك و دوريالي و نقل ونبات تزيين مي كردند و با شمع روشن و پارچه هاي دستبند و پابند (با اين پارچه ها پس از حنابندان به دست و پاي داماد مي بستند تا رختخوابش حنايي نشود) به خانه داماد با ساز و دهل مي آوردند و به مدت يك ساعت در خانه داماد جشن و پايكوبي انجام مي شد و حدوداً ساعت ۱۲شب مجدداً از طرف خانواده داماد وسائل حنابندان و حنا با همان افراد براي عروس ارسال مي شد و عروس هم همان شب حنابنداني مي كرد و تا صبح جشن و شادي در خانه عروس و داماد برپا بود.
|
|
|
فرداي شب حنابندان ساعت ۹صبح عروس با تشريفات خاص عازم حمام مي شود و پس از خروج از حمام با ساز و دهل و يك آيينه دار جلو عروس به طرف منزل عروس حركت مي كرد و روي سر عروس اسكناس هايي با سنجاق نصب مي شود و در بين راه توسط دختران دم بخت اسپند دود مي شود و زماني كه به درب خانه مي رسد توسط مادر وخواهر عروس اسپند دود مي شود و گوسفند قرباني مي كنند در اينجا عروسي در منزل عروس رسماً آغاز مي شود و همان روز اقوام و دوستان در منزل عروس و داماد به ناهار دعوت هستند و در همان روز جهيزيه عروس توسط طبق كش به منزل تازه عروس با ساز و دهل فرستاده مي شود. پس از مراسم ناهار، داماد روي تخت مي نشست و از اقوام نزديك شروع به دادن پول مي شود، زماني كه پول مي دادند يك نفر اعلام مي كرد «فلانكس مبلغ اين قدر ريال» تا يادداشت شود و در همان زمان دهل زن يك ضربه محكم به دهل مي زد و مي گفت (اوي آبادان). اين مراسم باحضور داماد در خانه عروس هم تكرار مي شد و پول ها متعلق به خانواده داماد مي شد.
پس از اين مراسم داماد به خانه خودمي رفت و به مهمانان شام داده مي شد و پس از صرف شام يك نفر نماينده از طرف خانواده داماد به خانواده عروس مراجعه مي كرد و براي بردن عروس اجازه مي گرفتند و پس از كسب اجازه تمام اقوام داماد و دوستان با ساز و دهل به طرف خانه عروس حركت مي كردند تا عروس را تحويل گرفته و به طرف خانواده داماد همراهي كنند. در همان شب مراسم خاصي هم در منزل عروس بود. يك پسر ۸ يا ۹ساله مي بايست پيش عروس برود و يك سفره كه حاوي نان، پنير وخوردني هاي ديگر بود به كمر عروس ببندد تا عروس حركت كند. در همان زمان كه سفره را به كمر عروس مي بندد بايد بگويد، «خدا به تو ۱۲پسر خوشگل بدهد و ۱دختر كور و كچل كه آن را بدهي به من.»
عروس كه آماده شد پدر يا برادر، عروس را تا دم در همراهي مي كنند و نماينده داماد با در دست داشتن سند ازدواج با عروس روبرو مي شود و سند را تحويل پدر يا برادر عروس مي دهد وعروس تحويل مي شود و در همين زمان يكي از اقوام نزديك عروس ميخ پرده اتاق را درمي آورد بدين معنا كه دخترشان از خانه پدري رفت. پس از خروج عروس ازخانه پدري، در يك مسير كه سعي مي شد به طرف قبله باشد داماد با ساقدوشان و دوستان خود براي پرتاب انار به سوي عروس مي آمدند وعروس متوقف مي شد و جلو راه را باز و داماد تا نزديكي عروس مي آمد و انارها را با سرعت پرت مي كرد و به سرعت به طرف خانه خود برمي گشت و عروس را به طرف خانه داماد حركت مي دادند و عروس كه به در خانه داماد مي رسيد اسپند وگوسفند قرباني مي كردند و داماد از بلندي سكه، نقل ونبات بر سر عروس مي ريخت و اقوام نزديك داماد اسكناس بر چادر سفيد عروس سنجاق مي كردند و عروس وارد اتاق مي شد. در اينجا بزرگتر خانواده داماد «پدر يا مادر» بايد اجازه مي دادند عروس بنشيند و يك پسربچه بغل عروس مي گذاشتند، پس از اين مراسم، جشن و شادي تا پاسي از شب شروع مي شد، پس از آن مهمانان خانه عروس را ترك مي كردند و صبح روز بعد داماد و عروس وظيفه داشتند به ديدن مادرزن بروند كه به آن «مادرزن سلام» گفته مي شد، عصر همان روز مراسم پاتختي در خانه عروس برگزار مي شد.
|
|
|
|
|
سيماي فرزانگان روستا
حاج شيخ هادي نجم آبادي
منادي مشروطه خواهي و گفت وگوي اديان
|
|
|
از برجسته ترين مشاهير روستاي نجم آباد آيت الله شيخ هادي نجم آبادي است كه درعهد ناصرالدين شاه قاجار مي زيسته است.
وي را مي توان يكي از فراهم كنندگان زمينه هاي بيداري ايرانيان درسالهاي قبل از انقلاب مشروطيت به حساب آورد كه شاگردان مشهوري تربيت كرد كه نقش اصلي در انقلاب مشروطيت ايفا كردند. آيت الله سيدمحمد طباطبايي، علامه دهخدا، علامه محمد قزويني، ميرزاجهانگيرخان شيرازي (مديرمسؤول روزنامه صوراسرافيل) و حاج شيخ مهدي نجم آبادي (نماينده مردم تهران در عصر مشروطيت) از جمله افرادي بوده اند كه از محضر وي استفاده كرده اند. اين روحاني روشنفكر در كتاب خود به نام تحريرالعقلاء بر پيرايش دين از خرافات و جهل تأكيد مي كند و پيشنهاد گفت وگوي اديان را برمبناي عقل ارايه مي دهد. «ادوارد براون» شرق شناس برجسته درباره آيت الله نجم آبادي مي نويسد: «او مطلقاً فسادناپذير بود.» حاج شيخ هادي نجم آبادي به امر پدرش در ۱۲ سالگي همراه مادر خود به شهرنجف اشرف مشرف شد و تا سال ۱۲۷۰ قمري و در حدود ۲۰سالگي دراين شهر مقدس مشغول به تحصيل علوم حوزوي بود. ايشان در سال۱۲۷۱ به تهران مراجعت كرد و پس از ازدواج، دوباره براي اتمام تحصيل به نجف اشرف بازگشت. وي پس از ۹سال به تهران بازگشت و به فاصله چند سال دو سفر به كربلا كرد و نيز سفري به حج رفت. مرحوم نجم آبادي در همين ايام، امامت مسجدي راكه به نام خودش معروف بود، در جنب خياباني كه امروز «وحدت اسلامي » ناميده مي شود، قبول كرد و به همين مناسبت درحدود سال۱۲۹۱ هجري قمري منزلش را به خانه محقري كه در جنب مسجد بنا كرده بود، انتقال داد. مرحوم شيخ هادي به سبب برداشت آزادمنشانه از مسائل مذهبي، از اختلافهاي مذهبي هواخواهي نمي كرد و به استدلالهاي عقلي پايبند بود. البته در يك نكته با ديگر مجتهدان شيعي عصر خود همصدا بود: «سقوط حكومت استبدادي قاجار». بسياري از صاحبنظران او را «فراهم كننده زمينه هاي بيداري ايران و نهضت اسلام» در اواخر دوره قاجار مي خواندند. مرحوم آيت الله حاج شيخ هادي نجم آبادي به سال ۱۳۲۰ هجري قمري به واسطه ضعف مزاج و كسالت و پيري، در ۷۰سالگي به رحمت ايزدي پيوست. دكتر محمد علي نجم آبادي نتيجه آيت الله حاج شيخ هادي كه اكنون نماينده متولي و سرپرست مقبره مرحوم آيت الله شيخ هادي نجم آبادي درتهران است، درباره نحوه زندگي وخلق و خوي وي مي گويد: «شيخ هادي زندگي بسيار ساده اي داشت. غذاي او اغلب نان و كشك بود و عادت داشت هميشه روي زمين و خاك بنشيند و تمام كساني را كه به ديدارش مي آمدند، از بزرگان گرفته تا پابرهنه ها، در همان حال ملاقات كند.
|
|
|
|
|
صدسال بدون بيماري
• وجيه الله روزبان در دوران حكومت احمدشاه، به عنوان يك كارگر فعاليت
مي كرده و روزي يك ريال مزد مي گرفته.
• اين پيرمرد سرزنده راز سلامتي و طول عمر خود را در سه چيز مي داند؛ كشاورزي، محبت خانواده و زندگي دوراز هياهو.
|
|
|
وجيه الله روزبان ۱۰۰ساله، دوران حكومت احمدشاه را به خاطر دارد و مي گويد، «در آن زمان كارگري مي كردم و روزي يك ريال مزد مي گرفتم.»
وي كه ساكن روستاي نجم آباد است، علت طولاني بودن عمر خود را انجام كار كشاورزي، محبت زياد در خانواده و زندگي دور از هياهو مي داند. وي گفت، در طول زندگي ام روغن نباتي مصرف نكرده ام و اكثراً غذايم آبگوشت است و از لبنيات بخصوص ماست غافل نيستم. از اين رو طي همه اين سالها هرگز مريض نشده ام. وي دو بار ازدواج كرده و داراي ۲۰فرزند، نوه و نتيجه است. روزبان از مسؤولان تقاضا دارد فكري به حال جوانان روستا بكنند و زمينه اشتغال را براي آنان ايجاد كنند. وي كه در ۱۸سالگي ازدواج كرده است، تأكيد دارد كه نوشته شود: «دولت به روستاها توجه كند» و شرايطي ايجاد شود كه روستايي مجبور نشود خانه و كاشانه خود را در روستا رها كرده و به حاشيه شهرها مهاجرت كند. حفظ روستاها وظيفه همه ما است. روستا همه چيز دارد، نگذاريم نابود شود.
|
|
|
|
|
واپسين نفس هاي يك صنعت قديمي
|
|
|
صنعت جاروبافي كه از ديرباز در دهستان نجم آباد جايگاه خاصي داشته است ، امروز به دليل مشكلاتي كه درمقابل دارد، مي رود تا به فراموشي سپرده شود.
يكي از ساكنان دهستان نجم آباد كه حدود ۲۰سال است به اين شغل مشغول است واز راه جاروبافي خرج خانواده خود و چند كارگر را مي دهد، نسبت به غريب افتادن اين صنعت گلايه دارد و مي گويد: جاروهاي برقي كه امروزه در بسياري از خانه ها استفاده مي شود ، بازار كار ما را كساد كرده و هرروز بدتر مي شود.ايكاش مردم سنت هاي ديرينه خود را فراموش نمي كردند. حسن آزاد رنجبر مي گويد، قبلاً اين شغل خوب بود ، اما الآن به سختي كفاف زندگي را مي دهد. الآن دوكيلو جارو يك جارو مي دهد، اما قبلاً سه كيلو جارو چهارجارو مي شد. جارو را از كشاورزان ميانه، قزوين و منطقه خود خريداري مي كنيم وپس از بافتن آن براي فروش به شهر مي بريم و هر جارو را با قيمت ۳۵۰ تومان مي فروشيم . براي بافتن جارو ، اول آن را رديف مي كنيم، تل آن را مي گيريم ، با سيم مي بنديم ، تخم آن را مي زنيم و جمع مي كنيم و سپس جارو آماده مي شود. وي از اينكه موردحمايت قرار نمي گيرد، گلايه دارد ومي گويد، اگر به من وام داده شود مي توانم كار خود را گسترش دهم و تعداد كارگران را افزايش دهم. اما تاكنون موردحمايت قرار نگرفته ام.
|
|
|
|
|
خانه حاج رضوان ييلاق تاريخي وزير فتحعلي شاه
|
|
|
جايي پا گذاشتيم كه گفته مي شود، قديمي ترين خانه نجم آباد است. اين خانه از سوي ميراث فرهنگي تحت نظارت قرار دارد.
حاج رضوان روزبان فرزند عبدالرحيم ۷۸ساله كه صاحب اين خانه قديمي است مي گويد، خود و پدرش حدود ۱۵۰سال است كه در اين خانه ساكن هستند. پدرش اين خانه را به مبلغ ۵۰تومان از آقايدالله فرزند كدخدا عباس خريداري كرده است. حاج رضوان ۶پسر و ۲دختر دارد كه همگي در همين خانه بزرگ شده و ازدواج كرده اند. وي تا همين اواخر به شغل كشاورزي مي پرداخت. پدر وي نيز زماني كه او ۸ساله بود فوت كرد و او نتوانست به تحصيل ادامه دهد. حاج رضوان گفت، قديمي ها ي ده مي گفتند كه اين خانه قبلاً قلعه و دور آن بيابان بود. وزير فتحعلي شاه كه ديده بود اين منطقه خوش آب و هوا است و چشمه خوبي از آنجا عبور مي كند، اين قلعه را ساخته است.نشانه برج هاي قلعه هنوز وجود دارد و دروازه قلعه ۱۰۰متر دورتر از اين خانه است. قبلاً ديوارهاي خانه نقش و نگار داشت، اما به مرور زمان همه از بين رفته است. پيران روستا مي گويند اين خانه دوطبقه، اتاق هايش مثل اتاق هاي كاخ گلستان كه ناصرالدين شاه در آن زندگي مي كرد، تزيين شده بود كه الآن اثري از آنها نيست.
|
|
|
|
|
نيكوكار روستا
تا نفس دارد مي سازد
نخستين نامزد شوراي روستايي نجم آباد كه بدون هيچگونه تبليغ و سخنراني ۸۰درصد از كل آراي اين منطقه را به خود اختصاص داد، فرد خيري به نام شهرام نجم آبادي است.
اين فرد نيكوكار كه با هزينه شخصي و با صرف بيش از ۴ميليون تومان بهشت زينب(س) روستاي نجم آباد را ساخته، تاكنون دست به اقدامات عمراني و آباداني زيادي در روستا زده است كه از آن جمله مي توان به ساخت دبيرستان ومدرسه راهنمايي دخترانه حضرت فاطمه زهرا(س) در روستا اشاره كرد كه به همت وي و هزينه فرد خيري به نام رقيه نجم آبادي انجام شده است. او همچنين به دنبال گازرساني، ايجاد امكانات رفاهي و ورزشي و آماده سازي بستر مناسب براي تأمين كار و مسكن جوانان نجم آباد است. او سخت در تلاش است تا جاده كمربندي نجم آباد ـ اشتهارد ساخته شود و منطقه از بن بست خارج شود. شهرام نجم آبادي مي گويد آرزو دارم با همياري و كمك مسؤولان، مشكلات فراوان منطقه را به حداقل برسانم. اگر وزارت راه و ترابري با احداث جاده نجم آباد موافقت كند ، رشد و توسعه منطقه را فرا خواهد گرفت.
|
|
|
|
|
تازه داماد روستا: تا زنده ام، نجم آباد را ترك نخواهم كرد
« منصور ورزا» ۲۲ساله و ليلا نو زارع ۱۸ساله، پنجشنبه ششم دي ماه درمراسم خاصي در روستا با هم پيمان ازدواج بستند و به هم قول دادند ، تا زماني كه زنده اند دركنار هم باشند ودرتصميم گيريها مشترك عمل كنند.
منصور كه كشاورز است ، علاقه شديدي به محل زندگي خود در روستا دارد و مي گويد، درهيچ شرايطي نجم آباد را ترك نخواهم كرد. زندگي در روستا برايم بسيار جالب است و مي خواهم كشاورز پركار و نمونه اي باشم. وي كه همسر خود را از روستاي «ابراهيم جي» از توابع بخش نظرآباد انتخاب كرده است ، پيشنهاد مي كند جوانان روستا همسران خود را از روستا انتخاب كنند و كسي را براي زندگي برگزينند كه با فرهنگ زندگي در روستا آشنا باشد، تا خداي ناكرده درطول زندگي دچار مشكل نشوند. وي مي گويد، به دليل اينكه مي خواستم از زندگي سالم برخوردار باشم، زود ازدواج كردم و از خانواده ها تقاضا دارم درمسأله ازدواج فرزندان خود سخت گيري نكنند، تا آنان نيز بتوانند ازدواج كرده و سروسامان بگيرند. منصور مشكلات روستاييان را بيكاري، نبودن امكانات رفاهي و گراني مي داند و مي گويد، روستاييان با زنده نگاه داشتن سنت هاي خود هميشه با طراوت و شادابند.
|
|
|
|
|
پنجشنبه ها و جمعه ها در نجم آباد مريض نشويد!
درمانگاه بزرگ و زيبايي درروستاي نجم آباد است كه از روز شنبه تا پنجشنبه ، فقط در ساعات اداري ، يك پزشك عمومي دارد. اين مركز درماني از بعدازظهر روز پنجشنبه تا ساعت ۱۰صبح شنبه بسته است . بيماران درآخرهفته مجبورند به نظرآباد وكرج بروند . اين درمانگاه كه به نام «آيت الله حاج شيخ هادي نجم آبادي» نامگذاري شده ، درسال ۱۳۷۸ به همت دانشگاه علوم پزشكي وخدمات بهداشتي ، درماني كشور با بيش از ۶۰ميليون تومان هزينه درمركز دهستان نجم آباد ساخته شد و اكنون به دليل نداشتن پزشك و وسايل درماني بلااستفاده مانده است . درهنگام ساخت درمانگاه براي آن بخش هاي داخلي ، دندانپزشكي ، مامايي ، داروخانه ، تزريقات و اورژانس پيش بيني شد . درحال حاضر اين درمانگاه فقط در حد يك خانه بهداشت كار مي كند. اگر قرار بود فعاليت اين مركز درحد يك خانه بهداشت باشد، لازم نبود اين همه بودجه، زمين و … صرف شود. اميد است ، مسؤولان فكري به حال اين درمانگاه كنند ومردم روستا را كه با داشتن درمانگاه درمحل زندگي خود براي مداوا به شهرهاي همجوار مي روند، مساعدت و ياري كنند.
|
|
|
|
|
نفوذ زبان آذري در نجم آباد
اختلاط شهدو شكر
مردم نجم آباد به دليل نزديكي با استان قزوين، علاوه بر زبان فارسي، همگي زبان تركي را مي دانند. زبان تركي در اين روستا، فاقد لهجه است و اصطلاحات تركي آنها، بعضاً بسيار متفاوت از واژه هاي مردمان ساكن در مناطق آذري. آنچه در پي مي آيد برخي از واژه هاي مردمان روستاست.
قازماق ـ ته ديگ، چاناق ـ كاسه گلي، ميسك ـ سطل، اوزوم ـ انگور، چورك ـ نان، قان شار ـ نزديك شدن، خاورچايي ـ غذاي بين صبحانه و ناهار، شب چروك ـ تنقلات شب هاي زمستان (شامل: گردو، كشمش، سنجد)، يميش ـ كشمش، عيده ـ سنجد، كوركن ـ داماد، گلين ـ عروس، قاي ننه ـ مادر شوهر، قاين آتا ـ پدر شوهر، بالدوز ـ خواهرشوهر، قارپوز ـ هندوانه، كالك ـ خربزه، خرچحه ـ خربزه نارس، بيزو ـ گوساله، گحچي ـ بزغاله، قويون ـ گوسفند، ايلان ـ مار، چاموش ـ كفش، دون ـ كت، پيشيك ـ گربه، دوشان ـ خرگوش، قورت ـ گرگ، تويوق ـ مرغ، كوعرچين ـ كبوتر، عكز ـ دوقلو.
عذرا روزبان
|
|
|
|
|
|
|
|