گروه حوادث: پليس با رديابي قويترين فرضيه خودكه در آن يك زن عامل جنايت ويلاي شماره ۴۹ شناخته شده بود، پرده از راز قتل دكتر ۸۱ ساله برداشت.
در اين فرضيه كه كارآگاهان جنايي عمليات خود را روي آن متمركز كرده بودند يك زن ناشناس بدون برجاي گذاشتن ردپايي تحت تعقيب قرارگرفت.
بنابه اين گزارش، جنايت خانه ويلايي ساعت ۱۶ عصر سه شنبه ۱۱ ديماه سال جاري زماني فاش شد كه يكي از ساكنان كوي توتونچي در خيابان وليعصر تهران با بستگان دكتر تنهايي در همسايگي خود تماس گرفت و به آنان اطلاع داد چند شبانه روز است كه چراغ هاي خانه ويلايي روشن مانده است و هيچ رفت وآمدي در آنجا ديده نمي شود.
وقتي بستگان دكتر ثروتمند خود را به ويلاي شماره۴۹ رساندند و ديدند برخلاف نظر صاحبخانه به صرفه جويي، چراغ ها روشن است با كليد يدك سعي در بازكردن قفل هاي در كردند اما وقتي دريافتند قفل ها عوض شده است با نگراني پليس ۱۱۰ را در جريان قراردادند.
دقايقي بعد، اكيپي از تجسس كلانتري ۱۰۱ به همراه بستگان دكتر تنها وبازكردن قفل در ويلا وارد محوطه آن شدند و به جست وجوي اتاقها پرداختند.
مأموران ابتدا با درهاي بسته اتاقهاي خانه ويلايي مواجه شدند و با بازكردن تنها در قفل نشده خانه ويلايي كه اتاق خواب مرد ثروتمند بود، روي تختخواب با پيكر خون آلود و بي جان دكتر «محمد پدرام» مواجه شدند كه روي آن پتويي كشيده شده بود.
در چند قدمي تختخواب قرباني، پليس ميله آهني را به دست آورد كه آغشته به خون بود و نشان مي داد عامل جنايت ميله به دست دكتر پدرام را غافلگير و موردحمله قرارداده است.
پرونده اين جنايت مرموز كه تحقيقات نشان مي داد انگيزه اي غير از سرقت در ميان است، با دستور قاضي جواد اسماعيلي در قتلگاه دكترپدرام در اختيار اكيپ جنايي دايره ۱۰ قرارگرفت و آنان در نخستين اقدام به تجسس در اتاقهاي خانه ويلايي پرداختند.
كارآگاهان جنايي با پي بردن به اينكه هيچ بهم ريختگي در كمدها، ويترين هاي عتيقه جات و جاهاي ديگر خانه به چشم نمي خورد و دكتر پدرام نيز در زمان به قتل رسيدن پيژامه به تن داشت، يك قاتل آشنا با قرباني را تحت تعقيب قراردادند.
بدين ترتيب، با دستورسرهنگ شفيقي تيم ويژه اي به سرپرستي سروان بوستاني و كارآگاه زارع شاخه هاي عملياتي گسترده اي راتشكيل دادند. و با بررسي دفترچه تلفن و بازجويي از همسايگان و ساكنان قرباني كليد حل اين معماي پيچيده را به دست آوردند.
در اين تحقيقات مشخص شد دكترپدرام كه سركنسول سابق ايران در مونيخ بود، از چهار سال پيش با مرگ همسرش در خانه ويلايي خود به تنهايي زندگي مي كرد و براي انجام كارهاي روزانه اش از شركت خدماتي پرستاري، دو پرستار زن به نامهاي مرضيه و مرجان استخدام كرده بود.
وقتي اين دو پرستار، شناسايي و تحت بررسي پليس قرارگرفتند، كارآگاهان به رفت وآمد زن ناشناسي به خانه ويلايي دور از چشم دو پرستار زن پي بردند و اين درحالي بود كه تحقيقات نشان داد يكي از اين دو پرستار مدتي پيش مقداري اشياي عتيقه قرباني را به سرقت برده بود و اين ماجرا را دكترپدرام فهميده و خواسته بود اشياي عتيقه به خانه ويلايي بازگردانده شود.
زن ناشناس كه تصور مي شد عامل جنايت است از سوي پليس تحت كاوش قرار گرفت و كارآگاهان با اين فرضيه كه وي بعد از آخرين ميهماني دكتر پدرام و بستگانش نيمه هاي شب سه شنبه چهارم ديماه اقدام به جنايت كرده است، براي به دست آوردن سرنخي از وي از متخصصان اداره مخابرات خواستند فهرست تماس هاي تلفني خانه ويلايي را در اختيار آنان قرار دهند.
وقتي اين ليست در اختيار پليس قرار گرفت و از سوي آنان بررسي شد، كارآگاهان آخرين تماس تلفني به خانه ويلايي را در ظهر پنجشنبه ـ ۶ ديماه ـ رديابي كردند و با پي بردن به اينكه دكتر پدرام برخلاف تصورات اوليه تا آن زمان زنده بود، اين شماره تلفن را با شماره هاي دفترچه تلفن قرباني مطابقت دادند.
كارآگاهان، بعد از اينكه دريافتند شماره تلفن تماس گيرنده در دفترچه تلفن دكتر پدرام وجود ندارد اقدام به شناسايي صاحب آن كردند و توانستند با ترفندي پليسي با عامل جنايت قرار ملاقات بگذارند.
پليس براي اينكه بتواند از فرار عامل فرضي جنايت جلوگيري كند به بهانه اينكه از شماره تلفن پسر جواني به نام «مهدي» براي خانواده اي مزاحمت تلفني ايجاد شده است با او وارد مذاكره شدند و به پسر جوان گفتند مزاحم تلفني يك زن بوده است.
«مهدي» در برابر پليس ادعا كرد تنها زني كه به خانه آنها رفت و آمد دارد نامزد وي است و وي بعيد مي داند اين دختر دست به چنين مزاحمت تلفني زده باشد. شامگاه يكشنبه ـ ۱۶ ديماه ـ كارآگاهان جنايي پس از ۷۲ ساعت عمليات پليسي زوج جوان را به زير پل سيدخندان كشاندند و در آنجا وقتي هر دو زن و مرد ادعا كردند هيچ آشنايي بادكتر پدرام ندارند، آنان را بازداشت و به دايره ۱۰ اداره آگاهي انتقال دادند.
|
|
متهم به همراه مأمور در حال انتقال به دادگاه
|
پليس كه بيشترين شاخه بازجويي خود را روي نامزد ۲۵ ساله «مهدي» متمركز كرده بود، پي برد زن جوان «فاخته» نام دارد و از مدتي پيش با طلاق گرفتن از همسر اولش از شهر خود در شمال ايران به تهران آمده است و بطور اتفاقي با دكتر پدرام آشنا شده است.
«فاخته» در بازجويي ها، بدون اينكه بخواهد ماجراي قتل دكتر پدرام را كتمان كند، گفت: من از دو ماه پيش وقتي در مطب پزشكي با دكتر پدرام آشنا شدم و او دانست بي سرپناهم مرا به خانه اش دعوت كرد. بعد از اينكه به صيغه دكتر درآمدم وارد ويلاي او شدم، دكتر پدرام مرا تأمين مي كرد اما سعي داشت كسي نداند من به خانه اش رفت و آمد دارم، در زماني كه پرستارانش براي انجام كارها به خانه اش مي آمدند، من بيرون از خانه بودم حتي اگر قرار مي شد ميهماني داشته باشد از من مي خواست در خانه نباشم.
او نگذاشت من جايي كار كنم و به من ابراز علاقه مي كرد تا روزي كه من با «مهدي» آشنا شدم و پس از اينكه وي پيشنهاد داد با او ازدواج كنم بدون اينكه ماجراي رابطه خود و دكتر پدرام رابه او بگويم، نامزدش شدم.
اين زن، ادامه داد: «چند روز قبل از جنايت، ماجراي نامزدي خود و مهدي را به دكترگفتم، دكتر پدرام خيلي عصباني شد و مرا تهديد كرد در صورت ترك او، «مهدي» را در جريان رابطه من و خودش قرار دهد و بگويد كه من دوماه زن خانه ويلايي او بودم.
خيلي برآشفته شده بودم، ناچار تصميم گرفتم از دست دكتر پدرام خلاص شوم. ظهر پنجشنبه از خانه «مهدي» به خانه ويلايي تلفن زدم و به دكتر گفتم اگر ميهمان ندارد به خانه اش بروم، او پذيرفت و من ساعت ۶ عصر وارد قتلگاه شدم.
«فاخته» در بيان جزييات روز جنايت، گفت: «آن روز بازهم من و دكتر پدرام باهم جرو بحث كرديم، دكتر به اتاق خوابش رفت و خواست استراحت كند، خيلي دلشوره داشتم ابتدا سيم تلفن را قطع كردم و بعد به بالاي سرش رفتم ميله آهني در دستم بود، قرباني چشمانش را بسته بود كه به وي حمله بردم و چند ضربه به سر و صورتش زدم. سپس براي اينكه همه تصور كنند دزد به خانه ويلايي زده است تلويزيون، جاروبرقي و تلفن طوسي رنگ را برداشته و شبانه خانه ويلايي را ترك كردم.»
بنابه گزارش خبرنگار جنايي ما«فاخته» صبح ديروز پس از بازجويي در شعبه ۱۶۰۲ مجتمع امور جنايي تهران در اختيار دايره ۱۰ قرار گرفت تا با تكميل تحقيقات روانه زندان شود.