|
نگاهي به زبان صوفيانه در تفسير عرفاني امام جعفر صادق(ع)
سنگ بناي هرمنوتيك اسلامي
* بامطالعه در هرمنوتيك (تأويل متون) اسلامي و تفسيرهاي عرفاني مي بينيم كه سنگ پايه اين كاخ عظيم، همانا تفسير منسوب به امام جعفر است.
* بامطالعه اين اثر شگفت انگيز و مقايسه آن با تفسيرهاي بعدي روشن مي شود كه تقريباً هسته آغازين تمام اصطلاحات و انديشه هاي صوفيانه اي كه بعداً در تفسير آيات قرآن و همچنين زبان تصوف عاشقانه مطرح شده در همين تفسير نهفته است.
* تفسيري كه به نام تفسير امام جعفر صادق شهرت دارد در اصل سخنان ايشان بوده كه از قرن دوم ميان صوفيان به صورت احاديثي اخلاقي دهان به دهان مي گشت.
|
|
|
۲۵شوال سالگرد شهادت امام جعفر صادق(ع) است.
اين شخصيت بزرگ شيعي كه بنيانگذار مذهب تلقي مي شود، ابعاد فراشيعي و فراديني گسترده اي دارد.
شيعيان با ابعاد عرفاني اين امام همام آشنايي كمتري دارند و اين درحالي است
كه شخصيت عرفاني جعفربن محمد نزد سالكان طريق عرفان و عرفان پژوهان ايران و جهان شناخته شده است. ضمن گراميداشت ايام شهادت
اين شخصيت بزرگ، مطلب حاضر را كه بيانگر بعد عرفاني تفسيري آن حضرت است، تقديم خوانندگان ارجمند مي شود
شايان ذكر است كه مشروح اين بحث به زودي در كتابي تحت عنوان «نشانه شناسي تفسير عرفاني»
به قلم مؤلف اين مقاله،از سوي انتشارات روزنه در دسترس علاقه مندان قرار خواهد گرفت.
گروه انديشه
حضرت صادق(ع) از چهره هاي چندبعدي و درخشان تفكر شرق است كه در دنياي امروز، غربيان بيش از شرقيان به او توجه علمي نشان داده، آثارش را كاويده اند. اگر او را از رهبران جنبش فكري عصر خود دانسته اند براي آن است كه چون رودخانه اي پرتوان در شرق تفكر عالم ريخت، بارور شد و بارور كرد. غناي بي مانند، تنوع انديشه و نگاه بازش خاص و عام را طوري شيفته او ساخت كه منصور خليفه عباسي با وحشت او را به قتل رساند. با اينكه در دوره اي مي زيست كه كمترين انتساب به اهل بيت به سبب مخالفت حكومت وقت با آنان بسيار خطرناك بود، حلقه درس او باحضور صدها تن از عالمان عصر برگزار مي شد كه از نقاط دور براي شنيدن سخنانش مي شتافتند.(۱)
كيست اين مردي كه انديشمندان بزرگ ادوار مختلف مجذوب زبان و انديشه او گشته اند و در آن مستغرق بوده اند؟ از جابربن حيان و خرگوشي و ابوعبدالرحمن سلمي گرفته تا پل كراوس و هانري كوربن و از ابن خلكان گرفته تا ماسينيون و پلنويا در افكار و آثارش تحقيق كرده اند. يكي از تازه ترين پژوهشها در اين باره، تحقيق پروفسور بوورينگ (۲) از دانشگاه ميشيگان آمريكاست. او در آخرين سخنراني خود به نام «جعفر صادق» به يافته هاي تازه اي در اين حوزه اشاره مي كند كه چكيده اي از آن در اينترنت هم موجود است.
امام جعفر صادق(ع) صرفنظر از مقام ديني و علمي، مرتبه بسيار بالايي در شكل گيري زبان عرفاني دارد. تعدادي از سخنان او را هجويري در كشف المحجوب آورده است و مي گويد: «وي را كتب معروف است اندر بيان اين طريقت»(۳). او نخستين عارفي است كه عطار در تذكرة الاوليا شرح حالش را بيان كرده است. عطار مي گويد: «به سبب تبرك به صادق ابتدا كنيم كه او نيز از ايشان (عارفان) بوده است.» عطار سپس به چند بعدي بودن شخصيت امام جعفر(ع) اشاره مي كند و جنبه هاي گوناگوني را كه او را مورد احترام انديشمندان مختلف قرار داده بود برمي شمارد و در دنبال كلام خود، پس از اشاره به آثار و تفسيرهاي صادق(ع) مي گويد: «هم صاحب تصنيف حقايق، هم در لطايف تفسير و اسرار تنزيل بي نظير بود».(۴)
آنچه عطار درباره برخورد او با منصور خليفه و احضار او به دربار خليفه عباسي مي گويد گرچه افسانه آميز به نظر مي رسد، حكايت از نفوذ معنوي و اعتبارش در زمان خود و همچنين در نزد صوفيه دارد. قشيري ازمراوده او با شقيق بلخي گزارش مي دهد و همچنين در دو حكايت جوانمردي و كرم امام را مي ستايد كه حاكي از احترام قشيري در حق امام است. او در يكي از اين دو حكايت مي نويسد: «گويند شقيق بلخي، جعفربن محمدالصادق را از فتوت پرسيد. فراشقيق گفت: تو چه گويي؟ گفت: اگر دهند شكر كنيم و اگر منع كنند صبر كنيم. جعفر گفت: سگان مدينه ما همين كنند. شقيق گفت: يا ابن رسول الله پس فتوت چيست؟ گفت: اگر دهند ايثار كنيم و اگر ندهند صبر كنيم. (۵) حكاياتي كه سلمي در «رسالة الملامتيه» آورده است نيز ساختار مشابهي دارند و نشان دهنده آن است كه زندگي و افكار جعفر صادق مورد توجه ملامتيه نيز بوده است.(۶)
تفسير منسوب به او(۷)
تفسيري كه به نام تفسير امام جعفر صادق شهرت دارد در اصل سخنان ايشان بوده كه از قرن دوم ميان صوفيان به صورت احاديثي اخلاقي دهان به دهان مي گشت. در اواخر قرن سوم يكي از دوستان حلاج كه در راه دفاع از او كشته شد يعني ابن عطا ادمي (فوت ۳۰۹) تصميم گرفت اين تفسير را از صورت شفاهي به صورت كتبي درآورد. بعدها ابوعبدالرحمن سلمي نويسنده بزرگ نيشابوري كه خرقه خود را از ابوسعيد ابي الخير دريافت كرده اين روايت كتبي را با روايات ديگري كه خود شنيده بود جمع آوري كرد و دركتاب معروفش «حقايق التفسير» درج كرد. او در اين كتاب تفسير منسوب به امام جعفر را با تفسيرهاي ديگري كه از قرن اول تا عصر او به شيوه عرفاني به وجود آمده بود يكجا جمع آوري كرد و اگر اين كتاب را دائرة المعارف هرمنوتيك اسلامي بناميم گزافه نيست.
تفسير منسوب به امام جعفر صادق بدون ترديد يكي از اصيل ترين و قديمي ترين منابع و متون مربوط به تصوف است ومربوط مي شود به زمان شكل گيري اصطلاحات تصوف، يعني هنگامي كه صورت ساده زبان عرفاني در مرحله جنيني بود و نخستين مراحل رشد خود را مي پيمود. بامطالعه اين اثر شگفت انگيز و مقايسه آن با تفسيرهاي بعدي روشن مي شود كه تقريباً هسته آغازين تمام اصطلاحات و انديشه هاي صوفيانه اي كه بعداً در تفسير آيات قرآن و همچنين زبان تصوف عاشقانه مطرح شده در همين تفسير نهفته است.
نخستين بار ماسينيون در كتاب «تحقيق در منشأ اصطلاحات عرفان اسلامي» تفسير امام جعفر را معرفي كرد. بعدها پل نويا شاگرد ماسينيون براساس نسخه ها ومنابعي كه بعداً كشف كرد توانست با قاطعيت از صحت اين انتساب به امام جعفر سخن بگويد. در تفسير عرفاني حلاج و كشف الاسرار ميبدي و عرايس البيان روزبهان بقلي و تفسير تستري ردپاي كلام جعفر صادق كاملاً مشهود است. بامطالعه در هرمنوتيك (تأويل متون) اسلامي و تفسيرهاي عرفاني مي بينيم كه سنگ پايه اين كاخ عظيم، همانا تفسير منسوب به امام جعفر است. اين تفسير همانطور كه سلمي در مقدمه «حقايق التفسير» خاطرنشان مي سازد تفسير منظم آيات به ترتيب قرآني نيست بلكه مطالبي است كه شاگردان امام به مناسبتهاي مختلف درمورد اين آيات از ايشان شنيده اند و سينه به سينه نقل كرده اند و همانطور كه گفتيم بعدها به صورت مكتوب درآمد.
ادامه دارد
|