شماره ۲۰۲۰ - سال هفتم - پنجشنبه ۲۰ دي ۱۳۸۰
Thu, Jan 10, 2002
Art black.jpg
PDF Edition
صفحه اول
سياسي
يادداشت سياسي
خواندني ها
اخبار ايران
سلام ايران
اجتماعي
گزارش روز
فرهنگ و انديشه
ايران
فرهنگ و هنر
اقتصادي
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
ديگه چه خبر؟
هفت هنر
ماجراي زندگي
در خانه
گزارش ويژه
گزارش زندگي
داستان هفته
اوقات شرعي

آرشيو
شناسنامه
در گزارش اختصاصي خبرنگار «ايران» اعلام شد
• اسامي ۱۴ فيلم كوتاه شركت كننده در بخش مسابقه سينماي آينده نيز اعلام شد
• بليتهاي جشنواره تئاتر فجر با تخفيف در اختيار دانشجويان قرار خواهد گرفت
گفت وگو

در گزارش اختصاصي خبرنگار «ايران» اعلام شد
اسامي ۲۱ فيلم راه يافته به بخش مسابقه جشنواره بين المللي فيلم فجر
• اسامي ۱۴ فيلم كوتاه شركت كننده در بخش مسابقه سينماي آينده نيز اعلام شد
• بليتهاي جشنواره تئاتر فجر با تخفيف در اختيار دانشجويان قرار خواهد گرفت
043974.jpg
21 فيلم دربخش مسابقه بيستمين جشنواره فيلم فجر پذيرفته شدند.به گزارش خبرنگارما اسامي فيلمهاي پذيرفته شده دربخش مسابقه سينماي ايران، بخش جنبي و بخش سينماي آينده بيستمين جشنواره فيلم فجر اعلام شد.دربخش مسابقه سينماي ايران فيلم هاي: خواب سفيد (حميدجبلي)، مرباي شيرين (مرضيه برومند)، نامه هاي باد (عليرضا اميني)، آرزوهاي زمين (وحيدموسائيان)، شام آخر (فريدون جيراني)، بماني (داريوش مهرجويي)، كاغذبي خط (ناصرتقوايي)، خانه اي روي آب (بهمن فرمان آرا)، ابروخورشيد كه پيش از اين سفر فردا نام داشت (محمدحسين حقيقي)، نان، عشق و موتور۱۰۰۰ (ابوالحسن داوودي)، من ترانه پانزده سال دارم (رسول صدرعاملي)، سفرسرخ (حميدفرخ نژاد)، ارتفاع پست (ابراهيم حاتمي كيا)، مزاحم (سيروس الوند)، قارچ سمي (رسول ملاقلي پور)، پرنده باز كوچك (رهبر قنبري)، تيك (اسماعيل فلاح پور)، نگين (اصغرهاشمي)، امتحان (ناصر رفايي)، عيسي مي آيد (علي ژكان) و ايستگاه متروك (عليرضا رئيسيان) پذيرفته شدند.
براساس همين خبر كه از يك منبع موثق دريافت شده است احتمالاً قارچ سمي به دليل آنكه هنوز در مراحل فيلمبرداري به سرمي برد براي حضور در بخش مسابقه آماده نخواهدشد و لذا يكي از دو فيلم كويرمرگ (اسماعيل براري) و يا سيندرلا (مسعودرسام و بيژن بيرنگ) به جاي قارچ سمي دربخش مسابقه شركت خواهند كرد.
043971.jpg
اگرچه فيلم سيندرلا تالحظه دريافت اين خبر به دليل اختلاف كارگردانان آن با ابراهيم حاتمي كيا، ازسوي هيأت داوران موردبازبيني قرارنگرفته است اما اين امكان وجوددارد كه با رفع اين اختلاف امروز (پنجشنبه) اين فيلم نيز موردبازبيني و قضاوت قرارگيرد. گفتني است، دربخش خارج از مسابقه نيز دو فيلم راه بهشت (محمودبهرازنيا) و سفره ايراني (كيانوش عياري) به نمايش درخواهدآمد. همچنين دربخش مسابقه فيلم كوتاه جشنواره فيلم فجر ۱۴ فيلم كوتاه بچه مگس (مصطفي آل احمد)، پرهوده (رزت قادري)، تكه اي از آسمان (اميرفيضي)، جزيره (صفورا احمدي)، چاه (بايرام فضلي)، چراغ (حميدرحيمان)، چوب مقدس (شهرام درويش)، دخمه ، نغمه هاي دلتنگي (بهزاد خداويسي)، عكس بدون قاب (مونا زندي حقيقي)، گيلاسهايي كه كمپوت شد (محمدشيرواني) هم سايه (علي مصفا) و سيم (اصغرفرهادي) دربخش سينماي آينده به رقابت خواهندپرداخت.

گفت وگو
امروز با مريم معترف
«مريم معترف» بازيگر و كارگردان تلويزيون و تئاتر با نمايش «مادر همه آن اسفندياران» در بخش خارج از مسابقه بيستمين جشنواره تئاتر فجر حضور دارد. اين نمايش كه پنجمين تجربه كارگرداني معترف در تئاتر است، پس از نمايشهاي «آهوان و آدمها»، «شب»، «كوچ» و «فرود سياوشان» به روي صحنه مي رود. درباره آخرين فعاليت تئاتري مريم معترف و وضعيت تئاتر كودك و نوجوان با وي گفت و گوي كوتاهي انجام داده ايم كه مي خوانيد.
043959.jpg
• خانم معترف، نمايش شما در چه فضايي اجرا خواهد شد؟ آيا مثل كارهاي پيشين شما در حوزه آثار سنتي و حماسي است؟
•• اثري حماسي و تراژيك است كه از فرم نمايشهاي ايراني مثل تعزيه برگرفته شده و بازيگر بيشتر با استفاده از بدن و بيان خود آن را ارائه مي دهد تا دكور و لباسهاي آنچناني.
• به نظر مي رسد در تئاتر به كار كودك و نوجوان به طور جدي نگاه نمي شود، آيا علت كار كردن شما در اين حوزه از همين ديدگاه ناشي نمي شود؟
•• در حوزه كار كودكان كارهاي خوبي انجام مي شود و به طور جدي هم به آن نگاه مي شود، اما من علاقه زيادي به كار صحنه اي در مورد كودكان ندارم، البته اگر متن خوبي به دست آورم، حتماً در اين زمينه هم كار مي كنم. در پاسخ به پرسش شما بايد بگويم نمايش «شش جوجه كلاغ و يك روباه» را به كارگرداني بهروز غريب پور چند سال پيش ديده ام كه نمونه خوبي براي مثال زدن است.
• چند سال پيش آن را ديديد؟
•• ۱۰ سال پيش.
• خب، همين كه به يك نمايش اجرا شده در ۱۰ سال پيش اشاره مي كنيد، نشان مي دهد كه تعداد آثار خوب در حوزه تئاتر كودك، چندان زياد نيستند، درست است؟
•• البته كارهاي كودك اخير را نديده ام، ولي متأسفانه در بسياري از اين نوع آثار سعي شده ضعفهاي كار را با موسيقي و حركات موزون بپوشانند، در حالي كه كار كودك بايد به محتوا بيش از جنبه هاي ظاهري اهميت بدهد. در بسياري از كارهايي كه مي بينيم، رنگ و موسيقي و ظواهر در درجه اول اهميت قرار گرفته اند و به همين دليل تئاتر كودك پيشرفت قابل ملاحظه اي نكرده است.

مديرعامل ايرنا: خبررساني در كشور بايد از قالب سنتي خارج شود
گروه فرهنگي: مديرعامل سازمان خبرگزاري جمهوري اسلامي گفت: تحولات در سطح جهان و فن آوريهاي نوين ايجاب مي كند كه مقوله خبررساني در كشور از قالب سنتي خارج شود.
دكتر عبدالله ناصري در جمع خبرنگاران در شيراز افزود: خبرگزاري جمهوري اسلامي به عنوان يك رسانه ملي سعي در حضور هرچه بيشتر در عرصه هاي بين المللي دارد و براساس همين هدف تعامل با سازمانهاي خبري و نيز رويكرد به فعاليت توليدي دفاتر خارج از كشور ايرنا از اولويت ويژه اي برخوردار است.
مديرعامل ايرنا تصريح كرد: روشهاي توليد خبر را بايد تغيير دهيم و برخي ديدگاهها و موانع ساختاري و نظري فراروي تغيير نگرشها را با همكاري همه دست اندركاران اين عرصه مرتفع سازيم.

ويكتورهوگو دويست ساله شد!
043968.jpg
صدها كودك دبستاني در فرانسه، دويستمين سالگرد تولد ويكتورهوگو، نويسنده نامدار فرانسه و خالق اثر جاودانه «بينوايان» را با قرائت بخشهايي از آثار مكتوب وي در كلاسهاي خود جشن گرفتند. به گزارش آسوشيتدپرس، وزير آموزش فرانسه «جك لنگ» از معلمين مدارس اين كشور دعوت كرد تا كلاسهاي درسي روز دوشنبه خود را با خواندن بخشهايي از آثار هوگو براي دانش آموزان آغاز كنند و خود با حضور در جمع ۵۰نفر از كودكان به قرائت پاراگرافهايي از هجونامه سياسي هوگو كه در يك قالب شاعرانه در سال ۱۸۵۳ نوشته شده اند پرداخت. برپايه اين گزارش اين نويسنده پرآوازه در سال ۱۸۰۲ متولدشد و با نفي بي عدالتي اجتماعي و مجازات مرگ، در ميان انبوهي از هنرمندان و سياستمداران عصر خود به محبوبيت و نفوذي تأثيرگذار دست يافت. گفتني است نخستين رمان بلند و مهم هوگو باعنوان «گوژپشت نتردام» در سال ۱۸۳۱ مبناي ساخت كارتوني به همين نام در سال ۱۹۹۶ ازسوي كمپاني فيلمسازي ديسني قرارگرفت.

غزلي ازمحمدرضا حاج رستم بگلو
043845.jpg
* به هيچ مرد غريبه
كدام مرد تو را زير پر گرفته مگر؟
كه دست مي كشي از من؛ كدام مرد مگر ـ
تو را به قدر من از شعر مي كند لبريز
و بيت هاش به اسم تو مي شود منجر؟
كدام بيت، چه حرفي تو را مردد كرد؟
كدام «شايد» و «اما» كدام «گرچه» «اگر»
تو كي به شاعر خود سرسپردي و هرگز؟
به هيچ مرد غريبه، به هيچ مرد دگر...
اگر كه جادوي شعرم تو را مكدر كرد
بگو كه پاك كنم هر چه هست از دفتر
**
و من كه گيسوي تو بيت هاي خيسم بود
و هر چه بود براي تو بود در آخر ـ
طپانچه روي سرم شعر مرگ زمزمه كرد
و آرزوي تو گورم شد و نشستم بر ـ
سر مزار خودم تابه خاك بسپارم
هر آنچه مانده از اين آتش تو خاكستر

شعري تازه از محمدعلي بهمني
043842.jpg
* خيالي كه شدي
چه با كجاوه
چه با هواپيما
فاصله دورت نمي كند
شعرم كه بخواهد ـ اينجايي
تو به شيطنت ـ اما پنهان مي شوي
و… كلمات به جست وجويت‎/ پير مي شوند
چند عصا سائيده باشم و
هنوز…
من كه به پلك زدني مي يافتمت
در هر شعر
پنجاه و نه سال
گريز و پرهيزت را تاب آورده ام
چه بخوانم كه پنجاه و نه سال دير نشده باشد

موكب و مركب رهوار همند
ـ جواني و خيال ـ
پير ـ اما خيالاتي نيست
چه باكجاوه
چه با هواپيما
دور كه باشي ـ دوري
اينگونه است ـ شعر ـ
چندي خيال مي سرايي
چندي خيال مي سرايدت
خيالي كه شدي
مجموعه اي شده اي ـ آماده انتشار
دوستداراني پيدا مي كني كه خيال نيستند
و… عاشق مي شوي
مجموعه اي ديگر انتشارت مي دهد
با تيراژي واحد
كه به سالي ـ شايد ـ چندمين اش را جشن بگيري
اينگونه نيست ـ عشق ـ
تو ـ اما ـ ديگر تكثير شده اي
و بي كه بداني ـ پير
نه تاب پرهيز و نه فرصت گريز
«حافظ» مي خواني
و… لب آنگونه مي گزي كه ـ مپرس

رضا حيراني
* كابوس ها
اين روزها
نامه هاي پست نشده زياد مي نويسم!
شعرهايم پراز نقطه چين
آوازهايم،
چه بگويم…
اين شب ها
ستاره مي شمرم يك تاهزار
وساعت كه دوازده تا دوازده
كابوس هايم،
چه بگويم…
اين سالها
ثانيه ها بردوش
دنبال تو
كودكي ام را مرور مي كنم
شيطنت هايم خاكستر
آرزوهايم،
چه بگويم…
اين من، من از دست رفته احساس مي كند
كه جهان روبه انتهاست
و اعتقاد دارد كه دريا
هرشب براي كودكان گم شده گريه خواهد كرد
حالا چه كودكان نيويورك،
چه قندهار
اين من، من از دست رفته عجيب دلواپس است
دلواپس آفتابگردان هاي منتظر
زيرا كه خواب ديده خورشيد
يكي از همين روزها پوك مي شود
و ديگرفرقي نمي كند كه از آسمان
بمب ببارد يا باران!
راستي
نام ديگر نيويورك ، قندهار نيست؟

دوشعر از شهرام مقدسي
* خط آخر
حالا از پس اين همه سال و سكوت
پروا نداري و پروا نمي كنم
كه ننويسم نامه اي دوباره براي تو
از پروانه هايي كه خشك شدند،
لاي برگهاي دفتري كه تر از اشكهاي من است
نامه اي به رنگ نخستين نگاهي كه گناهم بود
نامه اي به سبك سبكترين خوابي كه مي توان درآن خنديد
نامه اي به سادگي سارا و سيبهايي كه در سيني
نامه اي به شكل شيرين ترين اناري كه خورده اي
نامه اي به شيوه شورانگيز ترين شكوه برلب
باشكوه خالي كه خدا برلبان تو نهاده است
مي گويم از گريز تو،
درگرماگرم گماني كه هرگز گفته نشد
مي نويسم از مدادهايي كه هرگز تراشيده نشد
تاطرحي از ترانه بريزد
دركام كاغذهاي كهنه و كاهي
گاهي از كوزه اي شكسته آب مي خورم
وفراموش مي كنم،
خاطراتم را!
حالا خاكسترم راباد برده است
خط آخر نامه راكه مي نويسم
اشك از چشمان تو مي چكد

* باز براي تو
كسي به گفته هاي گل گوش نمي دهد
باز براي تو نامه مي نويسم
كسي به سادگي آينه سلام نمي كند
كسي راحت تر از رؤيا
با بار هزاران برگ سرگردان بردوش
سالها به خلوت خوابم درنيامده است!
پس چرا ننويسم،
دوباره از چمداني كه بسته اي
چكمه هايي كه پوشيده اي
وپروانه هايي را كه پرواز داده اي
از پشت پرچين باغ؛
باغ پايين دست پاييز!
جايي كه رنج رودخانه روان است
ونشاني از دام وماهي و دريا نيست!
زني ديگر ني نمي زند
مردي نمي نوازد
و ذهن شعله از خاكستر وخاك لبريز است
به تو فكر مي كنم
كه هميشه گاهي مي آمدي كه گناهي نبود
وگاهي مي رفتي
كه سيبي سرخ، غلتان برشانه آب!
حتي ديگر دلي سراغ اجاقي را نمي گيرد
خانه از خنده تهي است
رودخانه خالي از سيب ودستهاي دختري
كه پاهايش را از خون وخار و زخم زالو مي شست
يادم نمي رود زمستان كه زمزمه اي برشاخساري نبود
ترانه هاي تو را باد درگوش پنجره هاي شكسته مي خواند
هنوز هم !…



|   شناسنامه   |   آرشيو   |