شماره ۲۰۲۰ - سال هفتم - پنجشنبه ۲۰ دي ۱۳۸۰
Thu, Jan 10, 2002
Report black.jpg
PDF Edition
صفحه اول
سياسي
يادداشت سياسي
خواندني ها
اخبار ايران
سلام ايران
اجتماعي
گزارش روز
فرهنگ و انديشه
ايران
فرهنگ و هنر
اقتصادي
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
ديگه چه خبر؟
هفت هنر
ماجراي زندگي
در خانه
گزارش ويژه
گزارش زندگي
داستان هفته
اوقات شرعي

آرشيو
شناسنامه
* گاه انتساب فرد به گروه و طبقه مرفه جامعه سبب مي شود ديگران از او توقع داشته باشند به گونه اي رفتار و زندگي كند كه نماينده طبقه اي كه به آن تعلق دارد، باشد.
* به موازات افزايش استفاده از لنزهاي رنگي درميان قشرهاي مختلف
و بالابودن قيمت آنها ، «لنزها» نيز در زمره كالاهاي قسطي درآمده اند.

معرفي كتاب
043854.jpg
* سيركهولت در انسان/ الكساندر پي اسپنس، دكتر اميرنظام الدين غفاري و دكتر فريبرز هاشمي ـ تهران: دانشگاه علوم بهزيستي وتوانبخشي، ،۱۳۸۰ ۱۰۰۰تومان.
طب سالمندي يكي از رشته هاي تخصصي پزشكي است كه در چند سال اخير بسيار مورد توجه مراكز علمي و دانشگاهي جهان قرار گرفته است، مهمترين دليل اين توجه افزايش شمار سالمندان در سراسر جهان است به همين علت سازمان بهداشت جهاني (WHO) نيز سال۱۹۹۹ را به عنوان «سال سالمندان» نامگذاري كرده است.

* تمدن ها و بازسازي نظام جهاني/ ساموئل پ. هانتينگتون، ترجمه مينو احمدسرتيپ ـ تهران: كتاب سرا، ،۱۳۸۰ ۱۸۰۰تومان.
اين كتاب تمدنهاي جهان امروز، تضادها و درگيريها، هويت فرهنگي در سياستهاي جهاني و ديگر موضوعات مربوط به تمدن را تشريح كرده و به ما مي گويد چگونه كشورها با قرابتهاي فرهنگي روابط سياسي برقرار مي كنند. آنچه كه در مورد درگيريهاي تمدنها مبهوت كننده است راجع به آينده نيست بلكه چگونگي شكل دادن آينده است و...

مكتب خانه مدرن
حدود ۲۶ سال پيش وقتي كه وارد مدرسه شدم، قبل از آنكه نوشتن «آب و بابا» را ياد بگيرم با انواع و اقسام تنبيه هاي معلم آشنا شدم و معلم هم سيماي يك طلبكار را داشت تا آموزنده علم و دانش و بچه هاي كلاس بيشتر تنبيه و بسيار كم تشويق مي شدند و معلم تلاش مي كرد با چوب و شلاق و تهديدهاي جورواجور كلمات زيبايي چون انار، باران، اسب، سيب و … را در اذهان بچه ها حك كند و معتقد بود تربيت با ترس و تهديد ميسر مي شود و والدين هم معلم را تام الاختيار دانش آموزان مي دانستند و هميشه و در همه حال حق با معلم بود…
از آن روزها، سالها گذشته است و امروز نسل جديدي به مدرسه مي روند. دانش آموزان به همان كلاسها وارد مي شوند و همان كتابها را مي خوانند و مثل قديم شعر و داستانهاي سالها پيش را حفظ مي كنند.
البته تغييراتي در سياست هاي آموزشي صورت گرفته و مهمترين موضوع اين است كه معلم بسيار ي از وظايف اش را به خانه منتقل كرده است درحالي كه دركشورهايي همانند ژاپن ۹۵ درصد تعليم و تربيت برعهده مدارس است اما در جامعه ما اين قضيه پنجاه پنجاه است و گاهي والدين احساس مي كنند تكاليف معلمان، آنها را خسته تر از دانش آموزان كرده است و آنان مجبورند همانند يك دانش آموز تا پايان تكاليف بچه ها كار و زندگي را رها كنند و نقش آموزگار را ايفا كنند و متأسفانه اين مشكل زماني مضاعف مي شود كه با تغيير شيوه هاي آموزش والدين دچار سردرگمي مي شوند و ازطرف ديگر سياست خودگرداني مدارس مشكلات ديگري را براي خانواده ها به وجود آورده است و هر مدير و ناظم و معلمي به فراخور خود تصميمات جالبي را براي بچه ها و خانواده ها مي گيرد كه ذكر هر كدام از آنها در اينجا ممكن نيست اما براي بيان كيفيت مدارس بيان همين مطلب كافي است كه در سال گذشته يك ميليون و ۸۰۰ هزار دانش آموز مردود شده اند كه از اين تعداد فقط ۶۰۰ هزارنفر ترك تحصيل كرده اند.
ناهنجاريهاي اخلاقي و مفاسد در مدارس روبه افزايش است، موادمخدر در بين افراد زير ۱۵ سال در حال گسترش است، آموزش در مدارس بسيار سطحي و كمي شده است، چنانكه وزير آموزش وپرورش از سطحي بودن آموزش رياضيات اظهار تأسف مي كند…
درهر حال به گستردگي آموزش وپرورش موضوع و مسأله قابل طرح وجود دارد اما در يك جمله مي توان گفت، نهادآموزش از چهارمشكل اصلي مديريت سنتي، نبود امكانات مناسب، بالابودن تقاضاي اجتماعي و ضعف محتوايي رنج مي برد و اين چهار مورد اختاپوس وار در آموزش وپرورش ريشه دوانده است.
و اين نهاد نه تنها در برابر مشكلات يكصد ساله خود در حال تسليم شدن است بلكه با فن آوريهاي نوين آموزشي نيز نمي داند چه كاري بايد انجام دهد.

از پشت اين لنزها دنيا چه رنگي است؟
* گاه انتساب فرد به گروه و طبقه مرفه جامعه سبب مي شود ديگران از او توقع داشته باشند به گونه اي رفتار و زندگي كند كه نماينده طبقه اي كه به آن تعلق دارد، باشد.
* به موازات افزايش استفاده از لنزهاي رنگي درميان قشرهاي مختلف
و بالابودن قيمت آنها ، «لنزها» نيز در زمره كالاهاي قسطي درآمده اند.
043851.jpg
سبز، آبي، سياه، خاكستري… چشم هررنگي كه باشد آفتاب بازهم زرد است، آسمان آبي و جنگل سبز… آدمها با رنگ چشمهاي مختلفي به دنيا مي آيند، زندگي مي كنند و از دنيا مي روند. بي آنكه بطور جدي درفكر اين موضوع باشند كه اگر رنگ چشمهايشان آبي، سياه يا سبز بود زندگي چه شكلي پيدا مي كرد؟ اما اين روزها آنها به همان راحتي كه قادرند رنگ لباسهاي خود را انتخاب كنند يا رنگ مويشان را تغيير دهند ، به مدد انواع لنزهاي رنگي اين امكان را هم يافته اند كه درمورد رنگ چشمهاي خود دست به تجربه هاي متفاوت بزنند. اما آيا واقعاً دنيا از ميان منشور چشمها و مردمك ها با رنگهاي مختلف، متفاوت به نظر مي آيد؟
در روزگاري كه مردمي براي فرار از چنگال فقر و بخاطر لقمه اي نان به هزار راه بيراهه مي روند و به هردري مي زنند، لابد پيشه «طراحي چهره با كامپيوتر» را بايد جزو مشاغل متعارف و شريف جامعه دانست و عجيب هم نيست كه يكي از صاحبان اين شغل توانسته باشد درمدت كوتاهي مشتريان زيادي كه اغلب آنها جوان و صدالبته دختران بين ۱۶ تا ۲۵سال هستند ، براي خود دست وپا كند. كساني كه هنوز مفهوم زيبايي برايشان از سطح زيبايي ظاهري و جسم فراتر نرفته است. نيلوفر دختري با پوستي سبزه، چشمهاي ميشي و موهاي سياه حالا تصوير يك چهره طراحي شده كامپيوتري در دست دارد. دراين تصوير موهاي او طلايي، چشمانش آبي و بيني اش صاف و سربالا است. نيلوفر بزودي بيني اش را به دست جراح پلاستيك مي سپرد و موهايش را بور مي كند، خريدن يك جفت لنز آبي ساده ترين بخش اين برنامه تغيير چهره كامپيوتري است. او تضادي را كه براثر استفاده از لنزهاي آبي با پوست تيره اش به وجود مي آورد جالب و درعين حال انتخابي آگاهانه مي داند.
مي گويند تنوع طلبي، زيبايي دوستي و كمال خواهي از خصلتهاي فطري هرانساني است و دوره جواني نيز اوج خواستن ها وهيجانات روحي و فرار از يكنواختي به شمار مي رود. شايد به همين دليل است كه در بيشتر موارد جوانان اعم از دختر وپسر مشتريان پروپاقرص پديدهايي اند كه به نوعي به اين نياز آنها پاسخ مي دهند. اما در مطب يك پزشك متخصص چشم، خانم منشي كه اتفاقاً خودش هم لنز سبز رنگي به چشم گذاشته با دقت و حساسيت پرونده مراجعان را تكميل مي كند، اطلاعات خوبي درباره استفاده كنندگان لنز دراختيارم قرار مي دهد: «۷۰تا۸۰درصد مراجعان ما دختران نوجوان و جوان هستند. ۱۰تا۱۵درصد پسرند و بقيه نيز گروهي اند كه بايد آنها را كشته ـ مرده لنز دانست وفرقي نمي كند كه زن باشند يا مرد، جوان باشند يا ميانسال و در چه موقعيت خانوادگي و سطح اجتماعي باشند». خانم منشي از خانم ۶۰ساله اي هم نام مي برد كه با هررنگ لباسش لنزي مشابه همان رنگ به چشم مي گذارد. براساس تجربه ومشاهدات خانم منشي درميان لنزهاي رنگي ، به ترتيب رنگهاي خاكستري ، سبز، آبي و عسلي بيشترين طرفداران را دارد. او اين نكته را هم اضافه مي كند كه كساني هم هستند كه درخواست لنزهايي به رنگهاي نامتعارف مثل قرمز و بنفش سير مي كنند. اما سؤال اين است كه اگر گرايش به زيبايي و تنوع طلبي در همه انسانها وجود دارد ، چرا فقط درگروه خاصي از آنها نمود پيدا مي كند و تعداد محدودي از اعضاي جامعه با توسل به شيوه هاي ابداعي متعدد به اين نياز خود پاسخ مي دهند. آيا ديگران راه بهتري براي ايجاد تنوع و پاسخگويي به نيازهايشان دارند. درسالن آرايشگاهي درشمال تهران كه با مبلمان استيل و تابلوهاي رنگ روغن روي ديوارها تزيين شده و پيداست كه از مشتريان با سليقه و پولدار پذيرايي مي كند، زن جواني پاسخ صريحي به من مي دهد و من درحالي كه چشم دوخته ام به خانم آرايشگر كه با فرزي ناخنهايش را سوهان مي كشد با گوشهايم حرفهاي او را كه خيلي دوست دارد با فيگورهاي ساختگي اش شبيه يكي از آن مانكن هايي به نظر بيايد كه درمجلات مد ديده است ؛ البته با ۱۵ـ۱۰كيلو اضافه وزن! مي شنوم و وقت بيرون آمدن از سالن در ذهنم مرور مي كنم و درمي يابم كه از نظر او پاسخ سؤالم در دو واژه نهفته است «ثروت و قدرت»: ثروت اين قدرت و توانايي را به فرد مي دهد كه به خواسته هايش جامه عمل بپوشاند. هرچه ثروت فرد بيشتر باشد، قدرت و موقعيت او براي بهره گيري از امكانات محيط اطرافش زيادتر مي شود». والبته اين جمله اش را هم به ياد مي آورم كه بالحني مؤاخذه آميزي گفت: «چه مانعي دارد آدم آن حد از زيبايي را كه مي شود، به دست بياورد». از غرايب روزگار اين است كه قسمت اول پاسخ او را با نظر يك استاد جامعه شناسي دانشگاه همسو مي يابم. آقاي استاد كه به تازگي از كلاس ۲ واحد ناقابل جامعه شناسي عمومي دانشجويان حسابداري بيرون آمده مي گويد: «برخورد با پديده هاي تكنولوژيك درهرجامعه و درميان قشرها و گروههاي مختلف آن متفاوت است. برخورد يك معلم با يك بازاري با نماد مشخصي از تكنولوژي مدرن يكسان نيست. اين مسأله تاحدود زيادي به آموزشهاي اجتماعي و ساختار شخصيتي فرد بستگي پيدا مي كند. البته در زندگي امروزي نبايد از تأثير شرايط اقتصادي درتعيين وضعيت زندگي افراد و بهره مندي آنها از امكانات جامعه غافل بود. به عنوان مثال گاه انتساب فرد به گروه و طبقه مرفه جامعه سبب مي شود ديگران از او توقع داشته باشند به گونه اي رفتار و زندگي كند كه نماينده طبقه اي كه به آن تعلق دارد، باشد».
اگر تكنيك ساخت لنزهاي طبي و رنگي از ۲۵سال پيش دركشورهاي پيشرفته آغاز شد، اما مصرف آنها دركشورهاي جهان سوم جايي كه مردم بيشتر خواهان آن هستند كه از نظرظاهري متفاوت از آنچه هستند به نظر بيايند، شدت گرفت. به عقيده استاد جامعه شناس وقتي جامعه روشهاي معمول و مناسب دستيابي به اهداف زندگي شخصي، ابراز وجود و كسب هويت اجتماعي را براي اعضاي خود فراهم نكند، اعضاي آن از طريق روشهاي متفاوت ، نامتعارف و گاه مضر به حال خود و جامعه راه رسيدن به نيازهاي طبيعي و اجتماعي شان را هموار مي كنند.
به اين ترتيب شايد بتوان يك طبقه بندي نه چندان دقيق از استفاده كنندگان لنزهاي رنگي ارايه داد. يك گروه كساني اند كه تمايل ندارند ديگران متوجه شوند كه آنها لنز گذاشته اند. به همين دليل معمولاً از لنزهايي كه رنگهاي غيرمعمول دارند ، كمتر استفاده مي كنند واگر هم دركوچه و خيابان مورد سؤال و اظهارتعجب ديگران قرار بگيرند، واكنش هاي تندي هم نشان مي دهند. اما دسته دوم از كساني كه سراغ خريد ومصرف لنزهاي رنگي مي روند، نه تنها دوست دارند كه ديگران متوجه شوند آنها لنز گذاشته اند، بلكه از رنگهايي استفاده مي كنند كه باعث جلب توجه هم مي شود. با اين حال به نظر مي رسد هردوگروه با كمي شدت و ضعف ، از اين طريق قصد دارند به نوعي تمايز طبقاتي و رفاه اقتصادي خود را به ديگران نشان دهند. حالتي از فخرفروشي پنهان كه در رفتار آنها وجود دارد.
اما به موازات افزايش استفاده از لنزهاي رنگي درميان قشرهاي مختلف و بالابودن قيمت آنها ، «لنزها» نيز در زمره كالاهاي قسطي درآمده اند. درواقع فروش قسطي لنز به گروه كم درآمد جامعه هم كمك مي كند كه اين نياز فوري و لابد حياتي خود را برطرف كنند(!)
به نظر دكتر ناصر فرتوزي متخصص چشم مشكل از همين جا آغاز مي شود : «به دليل بالابودن قيمت لنزهاي مرغوب، گروهي از مصرف كنندگان به سراغ خريد يا اجاره لنزهايي كه دراصل يك بار مصرف هستند يا قيمت پايين دارند، مي روند. متأسفانه عدم رعايت نكات بهداشتي واستفاده مكرر از اين قبيل لنزها، افراد را در معرض انواع بيماري هاي عفوني چشم ، زخم قرنيه ، نابينايي يا ضعف ديد و تخليه چشم قرار مي دهد. لنزهاي يكبارمصرف دركشور ما به عنوان لنزهاي دايمي درفروشگاهها، بوتيك ها ، آرايشگاهها و سوپرماركتها بدون هيچ نظارتي به مشتريان عرضه شده يا اجاره داده مي شود. اين كار از نظر وزارت بهداشت جرم محسوب مي شود بنابراين بهتراست كساني كه تمايل به استفاده از لنز دارند با مشورت پزشك و از مراكز مجاز اقدام به خريد و مصرف لنز كنند».
درهرحال خودآرايي و استفاده از لوازم آرايشي و وسايل زينتي براي زيباتركردن وضعيت ظاهري و چهره موضوعي قديمي است. اما در زندگي مدرن امروزي روز به روز اهميت بيشتري پيدا مي كند.



|   شناسنامه   |   آرشيو   |