«تايرون كان» كه يك قاتل و سارق حرفه اي بود، توانست پس از ۴۰ سال از پيشرفته ترين و مجهزترين زندان كانادا فرار كند.
اين مرد ۳۲ ساله از سارقان حرفه اي بانك بود و هميشه در انجام سرقت ها تعدادي از كارمندان و مشتريان را به قتل مي رساند، او حتي در درگيري هاي مسلحانه با پليس آنان را نيز مورد هدف قرار مي داد.
تايرون كان دوران كودكي و نوجواني اش رادر مراكز نگهداري كانادا سپري كرده بود. او در حالي به دنيا آمده بودكه مادرش تنها ۱۷ ساله بود. مادر «كان» وقتي نتوانست او را بيشتر از سه سال نزدخود نگه دارد، ناچار او را به مراكز حمايت از كودكان بي سرپرست سپرد.
«كان» در دوران نوجواني اولين سرقت هايش را طراحي كرد. او به اندازه اي با هوش بود كه توانسته بود هربار از دست پليس بگريزد.
اولين بار در سال ۱۹۹۱ او توانست از زندان بگريزد. او پس از اين فرار اقدام به سه سرقت مسلحانه ديگر از بانكهاي كانادا كرد و ۹ زن و مرد را به قتل رساند. تا اينكه او در آخرين سرقت خود دستگير شد ودادگاه پس از محاكمه اين سارق حرفه اي او را به حبس ابد محكوم كرد. قاضي دادگاه براي اينكه «كان» نتواند موفق به فرار شود، دستور داد او به زندان «كينگستون» كه مجهزترين زندان كانادا بود، منتقل شود.
اين زندان به گونه اي طراحي شده بود كه پس از ۴۰ سال از بهره برداري آن سابقه دارترين جنايتكاران و حرفه اي ترين تبهكاران موفق به فرار از آن نشده بودند.
«تايرون كان» اما توانست اين ركورد را بشكند و اولين كسي باشد كه توانسته است از اين زندان بگريزد. پليس پس از فرار «تايرون كان» اعلام كرد: او مانند شعبده بازان بزرگ دنيا، طلسم فرار از زندان كينگستون را شكسته است.
«كان» با در نظر گرفتن نكات ريز براي فرار از زندان توانسته بود، در يك مطالعه بسيار حساب شده نقشه زندان و برجهاي مراقبت را تخمين بزند.
او حتي محاسبه كرده بود كه نردباني كه براي فرار نياز دارد بايد چند پله داشته باشد و براي فرود از ديوار بتني به چند متر طناب نيازدارد.
او در مدتي كه در كارگاه زندان كار مي كرد، به آرامي و به صورتي كه هيچكس متوجه نشده بود، توانسته بود وسايل فرار خود را از زندان تدارك ببيند و تمام تجهيزات و وسايلي را كه براي فرار نياز داشت، در زندان تهيه كرده و بسازد. او با استفاده از نردبان ۱۲پله اي، كمربند چرمي، نوارهاي آلومينيومي و فولادي و روبان ۴۰متري توانست اقدام به فراركند. او در تمام مدت محكوميتش در زندان دايم ورزش مي كرد، تا بتواند نيروي خود را حفظ كند «كان» روز فرار اقدام به پنهان كردن خود در كارگاه زندان كرد و براي اينكه كسي متوجه غيبت او در سلول زندان نشود، چندگوني پر را زير پتوي خود قرارداده بود و نگهبان زندان فكر مي كرد او خوابيده است.
او پس از زير نظرگرفتن نگهبان محوطه كارگاه و سگ او در يك فرصت مناسب به آرامي و به گونه اي خارج شد كه هيچ كدام از دوربين هاي مخفي و متعدد زندان نيز نتوانست وجود او را ضبط كند.
او در اقدام بعدي اش نردبان فرار را روي ديوار گذاشت. با گيره مخصوص از روي ديوار به آن سو پريد او براي اينكه سگها نتوانند او را شناسايي كنند و حس بويايي آنان را از كار بيندازد پاهايش را به فلفل آميخته بود.
قبل از اينكه مأموران متوجه فرار «كان» شوند او ۷۵ كيلومتر دورتر از زندان با مادرش ديدار كرد.
اگرچه مادر «كان» از او خواست خود را به پليس معرفي كند، ولي او به خواسته مادرش توجهي نكرد. پليس در جست وجوهاي ويژه خود براي يافتن «كان» بسته هاي فلفل را از كنار ديوار فرار پيدا كرد.
با پيدا شدن اين بسته ها كه پليس پي برد «كان» در اجراي نقشه فرارش تا چه اندازه با زيركي عمل كرده است. پليس پس از ۱۳ روز تعقيب و گريز توانست محل پنهان شدن «كان» را پيدا كند.
«كان» در خانه نامزدش پنهان شده بود. پليس اين خانه را محاصره كرد. تلاش پليس براي ايجاد ارتباط با كان به نتيجه نرسيد، او تنها در مقابل تهديدات پليس گفت: به هيچ وجه از اينجا خارج نمي شوم.
چند لحظه بعد وقتي صداي شليك يك گلوله به گوش رسيد، پليس به داخل خانه يورش برد ودريافت كه او اقدام به خودكشي كرده است.
مريم ساماني