«تنها صداست كه مي ماند» اين را همه مي دانند حتي كساني كه سالار عقيلي را نمي شناسند. حالا بعد از سالها دل نگراني مي توان مدعي شد كه در عرصه ي آواز، موسيقي سنتي ايران مي تواند با خيال راحت تري به فردا نگاه كند. به شرط آنكه «سالار عقيلي» و امثالش راه و هدف خود را گم نكنند. سالار عقيلي عليرغم سن كمش بسيار پر تجربه است. او تاكنون چندين كنسرت بزرگ در آلمان، فرانسه و هلند داشته است. اولين آلبوم او بزودي وارد بازار خواهد شد.
• آقاي عقيلي از خودت بگو، چند سال داري...
•• من متولد سال ۱۳۵۶ هستم و از همان اوان كودكي به دليل اينكه درخانه اي رشد كرده ام كه در آن صداي ساز و موسيقي همواره وجود داشت و برادرم پيانو مي زد.
• برادر بزرگترت؟!
•• بله. ده سال ازمن بزرگتر است. ايشان علاوه بر نواختن پيانو صدايي هم داشتند و مي خواندند. همين تمرينات دائمي برادرم و آوازهايي كه گهگاه مادرم مي خواند، باعث شد كه من هم به موسيقي علاقمند شوم. كم كم خودم هم پشت پيانو مي نشستم و به همراه مادرم مي خواندم تا اينكه مادرم متوجه عشق و علاقه من به موسيقي شد، و اين باعث شد كه به تشويق ايشان به هنرستان موسيقي بروم.
• پدرت چطور؟
•• نه، پدرم اصلاً موسيقي را دوست نداشت. حتي گاهي اوقات مانع تراشي هم مي كرد.
در هنرستان تحت تعليم مرحوم استاد امير بيداريان به فراگيري تنبك پرداختم و آقاي صالح عظيمي استاد آواز بنده بود. ضمن اينكه درخدمت آقاي مهدوي شروع به فراگيري سنتور كردم.
• چه شد كه به آواز علاقمند شدي؟
•• همان هنرستان موسيقي زمينه ساز علاقه من به آواز و موسيقي سنتي بطور جدي شد. در آنجا با تشويق و حمايت آقاي عبدالحسيني من شروع به تعليم آواز كردم و شايد اگر با ايشان آشنا نمي شدم هرگز آواز نمي خواندم. ايشان آنقدر به صداي من حساس بودند كه بيشتر مواقع به منزلمان مي آمد و با من تمرين مي كرد.
• آواز خواندن هاي مادرت چه تأثيري در خواندن شما گذاشت؟
•• ببينيد مشوق اصلي من مادرم بود. البته ايشان آواز را به شكل جدي و كلاسيك نمي شناخت اما صداي گرم و دلنوازش باعث شد تا من به عشق آن صدا كه همواره در گوشم طنين انداز است به سمت آواز كشيده شوم. در واقع من اين صدا را از مادرم و آوازهايش به ارث برده ام.
• از كي به صورت حرفه اي شروع به خواندن كردي؟
•• سال ۷۲ بود كه با ورودم به هنرستان موسيقي تمام رديف ها را شروع به آموختن كردم و سپس از محضر آقاي «صديق تعريف» بهتر و بيشتر توانستم ويژگي هاي صدايم را كشف كنم و در واقع من هر چه دارم از ايشان دارم .
• اولين كنسرت رسمي ات كي اتفاق افتاد؟
•• در سن ۱۶ سالگي بود كه اولين كنسرت رسمي ام را اجرا كردم. بعد از آن درسال ۷۴ در سن ۱۸ سالگي در فرهنگسراي شفق به همراه خانم اميري و آقاي آرش فرهنگ فر پسر مرحوم ناصر فرهنگ فر، با ايشان كنسرتي را به ياد غلامحسين بنان اجرا كرديم كه مورد استقبال شديد مردم قرار گرفت تا جايي كه قرار بود اين كنسرت دوشب برگزار شود اما يك شب ديگر هم تمديد شد.
• چرا آثار بنان را براي شروع انتخاب كردي؟
•• راستش من علاقه شديدي به سبك و صداي ايشان دارم و عشق مي ورزم به ايشان. من به همراه خانم حرير شريعت زاده كه پيانو را در مكتب مرتضي محجوبي مي نوازد و البته امروزه بين جوانان خيلي كم ديده مي شود....
• خانم شريعت زاده؟!
•• بله! ايشان نوازنده پيانو هستند. البته نوازنده اي چيره دست كه در يكي از آخرين آثار آقاي شجريان به نام «بوي باران» هنرنمايي كرده اند...
آن اجرا در فرهنگسراي شفق واستقبال مردم سبب شد كه به سمت و سوي بنان سوق پيدا كنيم. بعد از اين اجرا هم به اتفاق خانم آن مرحوم قرار شد كه هرسال اسفند ماه بزرگداشتي به ياد بنان اجرا كنيم.
• بيشتر به چه اشعاري گرايش داري؟ البته براي آواز!
•• ببينيد به نظر من يك خواننده بايد هركاري كه برعهده اش مي گذارند بتواند بخواند و از پس آن برآيد. من خودم شخصاً آثار بنان را خيلي دوست دارم. البته اين بدين معني نيست كه كارهاي ديگر را نخواهم خواند.
• عليرغم حضور بي سابقه خواننده هاي جوان و چهره هاي نو در صدا و سيما، شما را در برنامه هاي اين رسانه تا به حال نديده ايم، علت خاصي دارد؟
•• بخاطر اينكه من در تلويزيون اصلاً موسيقي سنتي به مفهوم واقعي نديده ام. تلويزيون هنوز تكليف خودش با موسيقي را مشخص نكرده است.
• حتي موسيقي پاپ؟!
•• حتي موسيقي پاپ. تلويزيون به موسيقي پاپ كاملاً بي مهري مي كند. شما فكر مي كنيد اين موسيقي كه الآن از تلويزيون پخش مي شود موسيقي پاپ است؟!... هر وقت تلويزيون تكليف خودش را باموسيقي روشن كرد، هر وقت من توانستم به همراه سازم در تلويزيون حضور پيدا كنم، آن وقت من هم دوباره به خانه اصلي هنرمندان و خانه خودم ـ تلويزيون ـ بازخواهم گشت.
• حرف آخر؟!
•• حرف آخر تقاضاي مبرم اين حقير از دست اندركاران فرهنگ كه داعيه مبارزه با تهاجم فرهنگي را هم دارند، توجه به موسيقي اين مملكت چه پاپ، چه سنتي و چه كلاسيك است.
گفت وگو: احمد جلالي فراهاني