• يك نويسنده هرگز نبايد هدف هاي هنري اش را براي تبليغات ايدئولوژيكي به خطر بيندازد.
رمان نويس، نمايشنامه نويس، خبرنگار، منتقد ادبي، مقاله نويس و يكي از مهمترين نويسندگان اسپانيايي ـ پرتغالي اهل پرو. آغاز حرفه ادبي ماريو بارگاس يوسا در اروپا بود ولي خاستگاه بيشتر رمان هايش محل تولدش مي باشد. او از همان آثار ابتدايي اش پيشتاز روشهايي براي خلق بدل زيبايي شناسانه دنياي واقعي بوده است. گرچه بارگاس يوسا دنباله رو سنتهاي مخالفتهاي اجتماعي عليه فساد سياسي، جاهل مآبي، تبعيضات نژادي وخشونتي است كه در داستانهاي پرويايي يافت مي شود، اما تأكيد كرده است كه يك نويسنده هرگز نبايد هدف هاي هنري اش را براي تبليغات ايدئولوژيكي به خطر بيندازد.
ماريو بارگاس يوسا در ۲۸مارس سال۱۹۳۶ در آركوپيا در پرو متولد شد. پس از اينكه پدر و مادرش از هم جدا شدند، تحت پرورش مادر و جدمادري اش قرار گرفت و بين سالهاي ۱۹۳۷ تا ۱۹۴۶ در بوليويا، پيورا، پرو شمالي و سپس در ليما زندگي كرد. هنگامي كه هشت ساله بود، والدينش دوباره با هم آشتي كردند.
بين سالهاي ۱۹۵۰ تا ۱۹۵۲ به مدرسه نظام رفت. درسال۱۹۵۵ با خوليو آركويدي ازدواج و در ۱۹۶۴ از وي جدا شد. بين سالهاي ۱۹۵۵ تا ۱۹۵۷ در دانشگاه سان ماركو مشغول تحصيل ادبيات و قانون گرديد و سپس به دانشگاه مادريد رفت و از همان جا در سال۱۹۵۹ مدرك دكترايش را احراز كرد. ماريو بارگاس يوسا كه يكي از برجسته ترين نويسندگان آمريكاي لاتين است به همراه خوليو كورتازار، كارلوس فوئنتس و گابريل گارسيا ماركز پايه گذار انفجار ادبي دهه۶۰ (بوم) بودند كه هدفشان احيا و تقويت رمان آمريكاي لاتين بوده است. تجارب و تمايل اين نويسنده نامدار كه يكي از پيشگامان رئاليسم جادويي مي باشد، تأثير بسزايي بر بسياري از آثار ادبي اش داشته است.
در سال۱۹۵۰ هنگامي كه يوسا دانش آموزي بيش نبود، به عنوان خبرنگار براي روزنامه «لااينداستريا (La Industria) كار مي كرد. او همچنين يك ويراستار روزنامه هاي ادبي «كادرنوس دوكانور سيشن» (Cuadernos de Conversation) و «ليترچرا» (Literatura) و خبرنگار راديو پاناماامريكن و «لاكرونيا» (La Cronica) بوده است. نخسيتن مجموعه داستان كوتاهش به نام «رهبران» در سال۱۹۵۹ به چاپ رسيد. در همان سال او به پاريس رفت زيرا احساس كرد نمي تواند به عنوان يك نويسنده حرفه اي در پرو امرارمعاش كند. گرچه بوم آمريكاي لاتين در دهه ۶۰ درهاي موفقيت تجاري را براي بسياري از نويسندگان كشور گشود، اكثر نويسندگان پرويايي از مشكلات صنعت نشر كشورشان رنج مي بردند. بارگاس يوسا در فرانسه، اسپانيايي تدريس و براي خبرگزاري فرانسه خبر تهيه مي كرد و گوينده راديو و تلويزيون بود. در اواخر دهه ۶۰ او در بسياري از دانشگاههاي آمريكا و اروپا استاد مهمان شد. در سال۱۹۶۵ با پاتريشيا يوسا ازدواج كرد كه دو پسر و يك دختر ثمره اين ازدواج است. در سال۱۹۷۰ به بارسلونا رفت وپنج سال بعد به پرو برگشت و بالاخره به تبعيد خودتحميلي اش پايان داد.
همانند كارلوس فوئنتس، ماريو بارگاس يوسا نيز بسيار درگير مسائل سياسي بود و مقالات متعددي نيز در مورد خط مشي هاي سياسي آمريكاي لاتين نوشته است. او در ابتداي ورود به دنياي سياست يك كمونيست چپ گرا بود اما به محافظه كاري تغيير جهت و به شدت حكومت ديكتاتوري كوبا را مورد انتقاد قرار داد. در سال۱۹۷۷ او به عنوان رئيس باشگاه بين المللي «پن» برگزيده شد. حكومت ديكتاتوري كه در سال۱۹۶۸ با كودتاي ژنرال فرانسيسكو بر مودز بر كشور حاكم شد، در سال۱۹۸۰ پايان گرفت و درهمان سال يوسا به ژاپن سفر كرد. در سال۱۹۹۰ كانديداي دموكرات رياست جمهوري پرو شد ولي متأسفانه مغلوب آلبرتو فوجيموري، مهندس ژاپني الاصل و سياستمدار تازه كار گرديد كه پس از رسوايي در سال۲۰۰۰ به مملكت آبا و اجدادي اش بازگشت. يوسا حكومت كشورش را اين طور ارزيابي مي كرد: «نوعي دموكراسي كاذب با رژيم بالفعلي كه هسته مركزي آن ارتش است، قضات پاسخگوي قوه مجريه هستند و تجاوز به حقوق افراد رخداد هر روزه است.»
در سال۱۹۹۱ تا ۱۹۹۲ يوسا در دانشگاههاي بين المللي فلوريدا، ميامي و برلين استاد مهمان شد. اين نويسنده برجسته جوايز ادبي بسياري نيز دريافت كرد كه از جمله آنها مي توان به لوپلودوآلس در سال،۱۹۵۹ روملوگالگوز، جايزه منتقدان بين المللي و جايزه بين المللي پرو در سال،۱۹۶۷ جايزه منتقدان تئاتر در ،۱۹۸۱ جايزه پرنس آستورياس در ۱۹۸۶ و ميگوئل دوسروانتس در ۱۹۹۴ اشاره كرد.
|
|
|
بارگاس يوسا كار رمان نويسي را با كتاب «عصر قهرمان» در سال۱۹۶۲ آغاز كرد. اين كتاب كه برايش شهرت چشمگير ادبي به همراه آورد، زندگي در منطقه ميرافلورز شهر ليما را به تصوير مي كشد و تأثيرعميقي برخواننده مي گذارد زيرا شخصيتهاي آن شباهتهاي زيادي به انسانهاي واقعي دارند كه خواننده با آنها احساس نزديكي مي كند. يوسا معتقد بود: «اهريمن هاي تاريخي، اجتماعي و شخصي به رمان معنا مي بخشند و در فرآيند نوشتن، دل مشغولي هاي ناخودآگاه به درون مايه هاي رمان نويس تبديل مي شوند.» خود زندگينامه و هنر درونمايه هايي هستند كه او در نقدهايش به كار برده است. رمان عصر قهرمان نمونه كوچكي است از جامعه پرو؛ قاتل يك خبرچين در يك مدرسه نظامي پنهان مي شود و مدرسه براي حفظ آبروي خود اين مسأله را به فراموشي مي سپارد.
دررمان «خانه سبز (۱۹۶۶)»، بارگاس يوسا به دو تجربه سازنده كودكي و نوجوانيش اشاره مي كند. دو زمينه و فضا در اين رمان وجود دارد: اول، يك شهر دور از پايتخت و دهاتي وار و دوم، يك جنگل، يك محيط خصمانه رقابت و جذاب كه نويسنده در چندين آثارش به تصوير كشيده است. در سال۱۹۵۷ يوسا به همراه گروهي از انسان شناسان، سفري به جنگل كردند و در آنجا بود كه متوجه شد چطور دختران هندي به راحتي به خانه هاي بدنام كشيده مي شوند. «خانه سبز» در اين داستان يك خانه بدنام است كه در زمين مدفون شده اما دوباره بازسازي مي شود. طرح ديگر داستان دنبال كردن سرنوشت دختر جواني به نام باني فاشياست كه در پيورا به فساد كشيده مي شود.
«گفت وگو در كاتدرال (۱۹۶۶)» رماني است راجع به قدرت و خطي مشي هاي سياسي حاكم در پرو در اوايل دهه .۵۰ دو شخصيت داستان در يك سالن غذاخوري و ارزان قيمت در كاتدرال به يكديگر برمي خورند و تمام ساعت بعدازظهرشان را به صحبت در مورد گذشته مي پردازند. تمام رمان در واقع به همين گفت وگوها خلاصه مي شود و نويسنده سعي دارد با اين مكالمات گسترده، تصوير واضحي از حكومت ديكتاتوري آمريكاي لاتين پيش روي خواننده باز كند.
رمان «عمه خوليو ونمايشنامه نويس (۱۹۷۷)»، ملودرامي از عشق وازدواج است. در اين كتاب كه وهم و واقعيت را در هم ادغام مي كند، يك پدرمستبد، پسررمان نويسش، مارتيو وارگوتياس را وسط خيابان تهديد به تيراندازي مي كند زيرا او با عمه خوليوي فريبا و شهوت انگيز كه بزرگتر از خودش نيز هست، ازدواج كرده است. عمه خوليو به دنبال همسري بوده كه بتواند زندگي پرريخت و پاشش را حمايت كند ولي به دام عشق برادرزاده اش مي افتد و خانواده و مردم را با اين كارش شوكه مي كند.
«جنگ آخر زمان (۱۹۸۱)» راجع به شورش عليه حكومت برزيل در قرن ۱۹ و واكنش وحشيانه اولياي امور به آن است، در قالب هواداري عده كثيري مردم از يك متعصب مذهبي.
«صدايش كه نه از گوش سر بلكه با گوش جان شنيده مي شد، بسيار متقاعدكننده بود حتي براي آدم بي كله اي مثل بيگ جائو مرهمي بود كه زخمهاي كهنه و آزارنده اش را التيام مي بخشيد. جائو آنجا ايستاده بود و به او گوش مي كرد. پاهايش به زمين ميخ شده بودند، حتي پلك هم نمي زد. آنچه مي شنيد و آهنگ كلماتي كه ادا مي كرد به استخوانهايش رسوخ مي كرد. تصوير اين قديس هرازگاهي به خاطر جاري شدن اشك از چشمهاي جائو، نامشخص به نظرمي آمد. وقتي مرد به راهش ادامه داد، جائو مثل حيوان مطيعي به دنبالش به راه افتاد.»
«از كتاب جنگ آخر زمان»
«زندگي واقعي آلخاندرو ميتو (۱۹۸۷)» رماني است درباه خلق و خوي انقلابي. مكان آن زادگاه ماريو بارگاس يوسا يعني پرو در زماني است كه كشور به ميدان كارزاري براي قدرتهاي جهاني بزرگ تبديل مي شود. يعني دورنمايي از آينده پرو و در آنجاست كه در ميان زاغه زارهاي تلنبار از آشغال، يوساي راوي به تصويري دست مي يازد كه اميدوار است مشكلات پرو معاصر را در غالب آن شرح دهد.
در «قصه گو (۱۹۸۷)» يك نويسنده پرويايي به طور اتفاقي در يك گالري كوچك در فلورانس، به نمايشگاهي از عكسهاي جنگل آمازون برمي خورد. همان طور كه به عكسي كه راهنماي يك گروه هندي مشغول توضيح دادن درباره آن است، خيره مي شود، حسي به او مي گويد كه اين مرد را مي شناسد و او راهنماي هندي نيست بلكه يكي از دوستان قديمي و هم مدرسه اي اش مي باشد.
داستان كتاب «مرگ در آندس (۱۹۹۳)» درباره سه مرد است كه در دهكده اي دورافتاده به نام ناكوز مفقود شده اند. سرجوخه ليتوما معتقد است كه آنها يا به قتل رسيده و يا شايد قرباني خدايان كهن آن دين شده اند. با اين تفكر هيچ كمكي از مردم رنج ديده آنجا نمي گيرد آجودانش، توماس كارنو كه سعي در حل اين ماجرا و تعقيب قاتلان اين سه مرد دارد در يك شب آرام، سرجوخه ليتوما را با داستان عشق از دست رفته اش، مرسدس، به هيجان مي آورد. بارگاس يوسا با آشكار كردن ساختار اجتماعي دهكده و با داخل كردن خواننده به فرهنگ تاريخي مردم آن، خدايان كهن شان و قربانياني كه به آنها هديه مي كنند و مبارزه دايمي شان براي لذت و رنج سعي مي كند تا اين نوع زندگي خشن را قابل تحمل جلوه دهد.
بقيه آثار اين هنرمند گرانمايه عبارتند از: كاپيتان پانتوجا و سرويس ويژه (۱۹۷۳)، چه كسي پالومينو مولرو را كشت؟ (۱۹۸۶)، در ستايش از نامادري (۱۹۸۸)، ميگسار ابدي كه مقاله اي است در مورد رمان مادام بواري اثر گوستاو فلوبر، گارسيا ماركز، داستان يك تصميم (۱۹۷۱)، درميان جزر و مد (۱۹۸۳) و بالاخره ماهي در آب (۱۹۹۳) كه متمركز بر تلاشهايي است ك براي رياست جمهوري ۱۹۹۰ انجام شده است.
منبع: اينترنت ـ مترجم: پروانه عزيزي