• تندس و رؤياي گل آبي / رمان / مسعود تهراني / انتشارات دشتستان/ چاپ اول : ۱۳۸۰ / تيراژ: ۱۲۰۰نسخه / قيمت : ۵۵۰ ريال
دكتر مسعود تهراني [متولد ۱۳۲۴] ، شاعر و نويسنده ومحقق درحوزه هاي جامعه شناسي است. اما بيشتر در ارتباط با موردسوم، نامش درذهن مي نشيند او نخستين كسي است كه درايران، دست آوردهاي روانكاوانه را وارد حوزه هاي اجتماعي كرده است. رمان با اين سطورآغاز مي شود: «دهنم تلخ است و سرانگشتهاي دستم سرد. به ديوارها كه نگاه مي كنم نقش تركها، همچو تن آبنوس مرده اي، به طرفم هجوم مي آورد و عرق از سرورويم مي ريزد. پس مي زنم ومي خواهم تكمه بالاي پيراهنم را باز كنم. نمي شود».
• صداي دخترم/ مجموعه داستان / جليل شاه چشمه / انتشارات دشتستان / چاپ اول : ۱۳۸۰ / تيراژ : ۱۰۰۰نسخه / قيمت: ۷۵۰۰ريال شاه چشمه [متولد ۱۳۴۷] از شاعران و نويسندگان شمالي است كه با انتشار چند داستان كوتاه ، درعرصه «كم هماورد» داستان گيلان، مطرح شد. داستان نويسي گيلان آيا مي تواند با اتكا به آثار شاه چشمه وچند نويسنده جوانتر و پرسن و سال تر، از لحاظ كمي و كيفي ، رقيبي براي شيراز و اصفهان به شمار آيد؟
سطور آغازين داستان «چشم روشني دخترم » را مي خوانيد: «درفضاي كوچكي كه سه صندلي را درخود جا داده بود، مرد تا آمد به خود بجنبد ديد مجبور شده كه خواهش زن را براي استراحت دخترش بپذيرد.زن گفته بود فقط مدت كوتاهي، و دخترش را بوسيد؛ روبانش را محكم كرد و به او سپرد «آقا» را اذيت نكند و رفت».
• داستان هاي چهارشنبه / مجموعه داستان كوتاه از نويسندگان ايراني / پيشگفتار از جمال ميرصادقي / نشراشاره/ چاپ اول : ۱۳۷۹/ تيراژ : ۱۵۰۰نسخه / قيمت : ۱۶۵۰۰ ريال
اين كتاب ادامه اي است برمجموعه هاي «داستان هاي پنجشنبه » و «داستان هاي يكشنبه» ؛ كه زيرنظر جمال ميرصادقي [بادها خبراز تغيير فصل مي دهند] منتشر شده است. ميرصادقي از نويسندگان باسابقه اي است كه آثارش به چند زبان ترجمه شده است. ميرصادقي درحوزه ادبيات رئاليستي ملهم از «فرهنگ كوچه» ، نويسنده اي تواناست كه علاوه بر توانايي ، پرمخاطب هم هست.
• شگفتي ها / منتخب شعر[ شعرهاي كلاسيك] / فتحعلي آصف جاه / انتشارات هيرمند / چاپ اول : ۱۳۸۰ / تيراژ : ۱۰۰۰نسخه / قيمت : ۱۲۵۰۰ ريال « لب بام فنايم آفتاب است / هنوز آن نرگس مستانه خواب است / بگو خورشيد گردون رو بپوشد/ كه ماهي در زمين به زآفتاب است / دهد بيگانه فيض وخويش حسرت/ تيمم باطل است آنجا كه آب است / بهشتم دوزخي بي دوست باشد/ به كامم انگبين زهر مذاب است»