شماره ۲۰۲۲ - سال هفتم - شنبه ۲۲ دي ۱۳۸۰
Sat, Jan 12, 2002
Art black.jpg
PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
سلام ايران
اجتماعي
گزارش روز
فرهنگ و انديشه
ايران
فرهنگ و هنر
اقتصادي
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
ديگه چه خبر؟
هفت هنر
سينما تئاتر
سينما تئاتر۱
سينما تئاتر۲
سينما تئاتر۳
سينما تئاتر۴
سينما تئاتر۵
اوقات شرعي

آرشيو
شناسنامه
نقدي برمجموعه شعر«آسمان پروانه كوتاه است»، از فرزين هومانفر

نقدي برمجموعه شعر«آسمان پروانه كوتاه است»، از فرزين هومانفر
سقف اين آسمان همچنان كوتاه است!
044190.jpg
درمجموعه «آسمان پروانه كوتاه است»، نگاه هاي كلاسيك با طعم حافظه هاي تاريخي وحضور اسطوره ها، در هم آميخته شده اند ودراين ميان راز دانستگي ها و نظم شاعرانه ، نقش برجسته اي را به نمايش گذاشته اند. ضمن اينكه مقدمه نوشته شده همچنان درحركتي نامربوط ، فضاهاي شاعرانه اشغال كرده است!
« من آخرين شاعر شب نيستم
دراين آيينه آفتاب
زخمي است برسينه غروب
نزديك تر بيا
دستهايت را بي دشنه دوست تر مي داشتم
باور كن
اين بيگانه خاطر مرا سخت مي خواهد»(ص۴۰)
شاعربراي كشف و صيد آنات شاعرانه، دربسياري از لحظه ها، تحت تأثير فرمها و انديشه هاي ديگراني است كه سخني از سرداوري ونياز نسبت به جهان پيرامون خود دارند. البته اين نوع تأثيرپذيري وجست وجو درانديشه ديگران، يك نياز تاريخي است كه ريشه در ادب كهن دارد، چرا كه رسيدن وپرداختن به باورهايي از اين دست. هميشه آن نقطه عزيمت را براي شاعر آسان مي كند وبه عبارتي «مضمون » را بي واسطه، براي گوينده مهيا مي سازد.
درمجموعه «آسمان پروانه كوتاه است » نوعي حركت ازگستره هاي شعركلاسيك به سمت فضاهاي تازه ومدرن، احساس مي شود، اما برجستگي هاي نحوي ومعنايي ،ازنظم پايداري تبعيت مي كنند و روح محافظه كاري و ترس از دورشدن از فضاهاي مألوف وكلاسيك ، پيوسته شاعر را به ترديد مي كشاند.
«بنفشه هاي كوهي ‎/ دامن مرا دوست دارند ‎/ چه هوايي دارد ‎/ كوچ با خورشيد ‎/ در پيراهن كولي ‎/ به هركجا ‎/ جز كنار رسيدن » (ص۵۶)
دراين شعر ، انديشه شعري بسيار دلنشين و به هنگام انتخاب گرديده است، اما دنياي واژه ها، و روابط عرضه شده ، فضايي كاملاً آشنا و تكراري است . مثلاً تركيب «كوچ با خورشيد » حس شاعرانه تازه اي را به مخاطب القا نمي كند، چرا كه اين تركيب به گونه هاي ديگري دركار ديگران هم يافت مي شود. بنابراين سنگيني ذهنيت كلاسيك، مانع از كشف هاي تازه در ذهن و زبان شاعرمي گردد.
به گمان من، بسياري از شاعراني كه از گستره هاي شعركلاسيك مي خواهند به فضاهاي مدرن و امروزي وارد شوند، نظم و تفكر شعري عادت شده ، آنها را به سادگي، رها نمي كند.
لذا، «فرزين هومانفر» ، از پي «مضمون» پردازي ويكدستي اوزان وحضور «قافيه» وهمچنين با اينكه ، با واژه هاي مألوف وكلاسيك، به اين ميدان پاگذاشته واما دراينجا وآنجا، سعي در نزديك شدن به فضاهاي «زبان گفتار» دارد.
«تاري از موي شب ‎/ برشانه تونيست ‎/ با قرص ماه مي خوابي ‎/ درخوابهايت‎/ نه ديو داد مي زند ‎/ نه پري مي رقصد ‎/ با دستي به دامن باد ‎/ جهاني را كه از آب گرفته اي ‎/ سرمي كشي ‎/ بي تعارف جرعه اي» (ص ۳۸)
درمجموعه «آسمان پروانه كوتاه است » سعي شاعرانه براي معاصرشدن زبان، همچنان درفضاي افت وخيزها، به سر مي برد. چرا كه شاعر از داشته هاي «ديروز» و طبع آزمايي حوزه شعركلاسيك، همچنان خرج زبان امروزش مي كند، حتي اگر از بكت و بورخس وكتاب مقدس هم متأثر شده باشد. به گمان من، سياق واژه ها دراين دفتر، از نوآوري و به خدمت گرفتن واژه هاي تازه، كمتر حكايت دارد و شكل و محتواي كار، همواره از مؤلفه هاي شناخته شده سود مي برد. چرا كه تفكر تغزل و قصيده ، همچنان دريچه هاي تازه ديدن و تجربه هاي زباني ديگر را اندكي مسدود كرده است.
«فرزين هومانفر» ، دراين مجموعه، درحال سبك و سنگين كردن فضاهاي تازه است ومي خواهد از گستره شعر تك صدايي، به سود حركتهاي چندصدايي، از چهارچوبهاي قراردادي پا را فراتر بگذارد، اما ترديد و تربيت ذهني، گاه شاعر را از رفتن باز مي دارد
«دربيشه زار آهن ‎/ فرياد فولاد‎/ دل سنگ را مي شكند ‎/ انفجار باروت ‎/ سينه سكوت را مي شكافد ‎/ انتظار آفتاب را مي كشيدم ‎/ و عطر علف ‎/ درباغ هميشه باران مي شكفت» (ص۷۵)
شاعر درفضاهاي بياني ، همه چيز را آشنا مي بيند و «فرياد فولاد» و «سينه سكوت» را در رابطه هاي سالم و توالي شكلي و معنايي ، به درستي نشان مي دهد؛ اما به نظر مي رسد ، اين رفتار ، رفتار تازه اي نيست. چرا كه «سينه سكوت» بايد همان «سكوت» باشد، البته در پهنه اي ديگر و با موقعيتي تازه تر!
درمجموعه «آسمان پروانه كوتاه است » زبان «ابهام» ، ساختارهاي استعاري و تركيب هاي اضافي، داراي برجستگي هاي فراواني است كه رسيدن به فضاهاي شعر بي واسطه و مدرن را اندكي دشوار مي كند.
«پشت پنجره اي كه نبستيم‎/ چهارفصل زمستان است ‎/ و چه وعده دوري ‎/ وقتي كه ني گل مي دهد‎/ همه برمي گردند‎/ در پيراهن خاك ‎/ با كفش هاي استخواني ‎/ درهوايي كه همه چيز از فردا شروع مي شود ‎/ من ‎/ سهمي روزانه مي خواهم ‎/ از عالم آفتابي » ـ (ص ۴۹)
واما، جهان بيني شاعر، درفضاهايي معلق و درنوعي رمانتيسم ورؤياهاي «زنانه» خود را به نمايش مي گذارد. شيوه نگاه به عناصر فرهنگي و برداشت از موقعيت ها و تكانه هاي درون زندگي ازسهم ميانه اي برخوردار است. چرا كه شاعر، قداست كلام را در فضاهاي نرم و انساني ، به گونه اي شفاف و قاعده مند مي بيند واز آشوب و حركت غيرمتعارف وشعارزدگي، همواره فاصله را حفظ مي كند. توجه به زبان ساختمند وبهره گيري از «مضمون» هاي شكوهمند وانساني ، دركليت اين مجموعه، به وفور ديده مي شود. اما اتفاق هاي زباني درهمه جا، يك شكل و يك نواخت نيست. طعم واژه ها وتركيب كلمات ، از نوعي هم نشيني ريشه دار حكايت دارد. «فرزين هومانفر» درميانه راهي ايستاده است كه از يك سو ، ريشه در فضاهاي گذشته شعري دارد و از سوي ديگر ، تجربه هاي زباني درگستره هاي شعرامروز نيز ، دغدغه شاعر را با خود دارد، اما ميل به تازگي وايجاد حركت هاي تازه دركشف عناصري از طبيعت و زندگي ، امكاني است كه شاعر اين زمانه را به سمت و سويي تازه فرا مي خواند . به گمان من ، «فرزين هومانفر» براي رسيدن به چنين فضاهايي ، از ادبيت شاعرانه واشراف به ادبيات انگليسي ، به اندازه كافي برخوردار است . ولي در رهاشدن از مؤلفه هاي كلاسيك ، هنوز از تعلقات ديروزي ، فاصله كافي نگرفته است!
«چه طعمي دارد آتش‎/ بعداز اين آواز‎/ گردن بزن مرا‎/ برآستان ستاره‎/ گردن بزن مرا‎/ برگرده باد ‎/ كه برد پيراهن راه راه مرا» (ص۵۵)
باري ، جست وجو درساختارهاي ذهني و زباني درمجموعه «آسمان پروانه كوتاه است » بارديگر، اين فرصت را فراهم آورده تا مخاطبان شعرامروز ، به دور از چنبره هاي هميشگي ، به تأملي درباورها و پيكربندي شاعرانه مجموعه اي دست يازند كه صداهاي آشنا و حلقه هاي زباني درگستره آن، ميل به تازه شدن دارند. به گمان من «فرزين هومانفر» دراين فضاهاي شاعرانه، نشان داده است كه ابزار و انديشه لازم را براي دوباره ديدن جهان وتفكر شاعرانه را همچنان دراختيار دارد.
محمود معتقدي

ويترين كتاب
044178.jpg
• تندس و رؤياي گل آبي ‎/ رمان ‎/ مسعود تهراني ‎/ انتشارات دشتستان‎/ چاپ اول : ۱۳۸۰ ‎/ تيراژ: ۱۲۰۰نسخه ‎/ قيمت : ۵۵۰ ريال
دكتر مسعود تهراني [متولد ۱۳۲۴] ، شاعر و نويسنده ومحقق درحوزه هاي جامعه شناسي است. اما بيشتر در ارتباط با موردسوم، نامش درذهن مي نشيند او نخستين كسي است كه درايران، دست آوردهاي روانكاوانه را وارد حوزه هاي اجتماعي كرده است. رمان با اين سطورآغاز مي شود: «دهنم تلخ است و سرانگشتهاي دستم سرد. به ديوارها كه نگاه مي كنم نقش تركها، همچو تن آبنوس مرده اي، به طرفم هجوم مي آورد و عرق از سرورويم مي ريزد. پس مي زنم ومي خواهم تكمه بالاي پيراهنم را باز كنم. نمي شود».

044181.jpg
• صداي دخترم‎/ مجموعه داستان ‎/ جليل شاه چشمه ‎/ انتشارات دشتستان ‎/ چاپ اول : ۱۳۸۰ ‎/ تيراژ : ۱۰۰۰نسخه ‎/ قيمت: ۷۵۰۰ريال شاه چشمه [متولد ۱۳۴۷] از شاعران و نويسندگان شمالي است كه با انتشار چند داستان كوتاه ، درعرصه «كم هماورد» داستان گيلان، مطرح شد. داستان نويسي گيلان آيا مي تواند با اتكا به آثار شاه چشمه وچند نويسنده جوانتر و پرسن و سال تر، از لحاظ كمي و كيفي ، رقيبي براي شيراز و اصفهان به شمار آيد؟
سطور آغازين داستان «چشم روشني دخترم » را مي خوانيد: «درفضاي كوچكي كه سه صندلي را درخود جا داده بود، مرد تا آمد به خود بجنبد ديد مجبور شده كه خواهش زن را براي استراحت دخترش بپذيرد.زن گفته بود فقط مدت كوتاهي، و دخترش را بوسيد؛ روبانش را محكم كرد و به او سپرد «آقا» را اذيت نكند و رفت».

044184.jpg
• داستان هاي چهارشنبه ‎/ مجموعه داستان كوتاه از نويسندگان ايراني ‎/ پيشگفتار از جمال ميرصادقي ‎/ نشراشاره‎/ چاپ اول : ۱۳۷۹‎/ تيراژ : ۱۵۰۰نسخه ‎/ قيمت : ۱۶۵۰۰ ريال
اين كتاب ادامه اي است برمجموعه هاي «داستان هاي پنجشنبه » و «داستان هاي يكشنبه» ؛ كه زيرنظر جمال ميرصادقي [بادها خبراز تغيير فصل مي دهند] منتشر شده است. ميرصادقي از نويسندگان باسابقه اي است كه آثارش به چند زبان ترجمه شده است. ميرصادقي درحوزه ادبيات رئاليستي ملهم از «فرهنگ كوچه» ، نويسنده اي تواناست كه علاوه بر توانايي ، پرمخاطب هم هست.

044187.jpg
• شگفتي ها ‎/ منتخب شعر[ شعرهاي كلاسيك] ‎/ فتحعلي آصف جاه ‎/ انتشارات هيرمند ‎/ چاپ اول : ۱۳۸۰ ‎/ تيراژ : ۱۰۰۰نسخه ‎/ قيمت : ۱۲۵۰۰ ريال « لب بام فنايم آفتاب است ‎/ هنوز آن نرگس مستانه خواب است ‎/ بگو خورشيد گردون رو بپوشد‎/ كه ماهي در زمين به زآفتاب است ‎/ دهد بيگانه فيض وخويش حسرت‎/ تيمم باطل است آنجا كه آب است ‎/ بهشتم دوزخي بي دوست باشد‎/ به كامم انگبين زهر مذاب است»



|   شناسنامه   |   آرشيو   |