مجتمع تئاتري «ماري لينسكي» سن پترزبورگ كه سالها «كروف تياتر» خوانده مي شد، با مديريت ديناميك و پرتحرك والري گرگي يف، بدل به يكي از بهترين نمايشخانه هاي دنيا شده و«بولشويي تياتر» مسكو را كه در سالهاي اخير مشكلات زيادي داشته، كاملا ً تحت الشعاع قرارداده است. گرگي يف از ۱۹۸۸ كه مدير هنري اين مجتمع شد، برنامه هاي آن را متنوع تر و بازسازي كردو استانداردها و سطح كار آن را از اصول محدود زمان حيات اتحاد شوروي، به سطح بين المللي ارتقا بخشيد و او توانسته سفرهاي متعددي را براي هنرمندان اين مجتمع ترتيب بدهد و همكاري و پروژه هايي مشترك را بين آن و تالارهاي اسكالا و كاونت گاردن و همچنين متروپوليتن نيويورك تحقق بخشد و چند اپرا و نمايش با ارزش را كه غربي ها و شرقي ها رابه يك اندازه راضي كرده است، روي صحنه ببرد.
در حالي كه هدف «بولشويي تياتر» در سالهاي اخير فقط بقا و حفظ حياتش بوده است و ساير نمايشخانه هاي روسيه نيز مشكلات عظيم مالي داشته اند، «ماري لينسكي» با بهترين دكورها، تحرك عالي روي صحنه و تكنيكهاي عالي در پخش صدا، تصويري تازه و پرشكوه را از خود ارايه داده است.
• بيشتر از گذشته
روند توليد برنامه ها و نمايشهاي تازه نيز دراين مجتمع شدت گرفته است. بطوري كه در سال،۲۰۰۰ ۱۳برنامه و نمايش تازه خلق شد و به روي صحنه رفت، حال آنكه در «بولشويي تياتر»، سقف توليد سالي ۵برنامه است. به عنوان مثال در فوريه۲۰۰۱ (بهمن ۱۳۷۹) «ماري لينسكي تياتر»، اجراي تازه اي از نمايش «فندق شكن» چايكوفسكي را به روي صحنه آورد كه تمام اجزاي آن تحت رهبري «ميخاييل شمياكين» نقاش و مجسمه ساز تبعيدشده روسي بود.انا پولياكووا منتقد تئاتر روسيه مي گويد: توفيقي كه اكنون «ماري لينسكي تياتر» تحت رهبري گرگي يف دارد، در دهه هاي اخير بي سابقه بوده است و گرگي يف علاوه بر توانايي اش در اداره صحنه و مديريت هنري اپراهاي ديروز و امروز، مهارت لازم در زمينه ي جذب سرمايه ها و نفرات نامدار به مجتمع ماري لينسكي را نيز دارد و از اين طريق توانسته است محصولات بهتري را تحويل هنردوستان بدهد. اين چنين بود كه سال پيش البرتوويلار ميليونر كوبايي تبار آمريكا ۱۴ميليون دلار به اين مجتمع كمك كرد تا آن را صرف توليد و ارايه تئاترها و اپراهاي تازه كند.
• شب هاي سفيد
به صحنه رفتن نمايشهاي «اتللو»، «پارسيفال» و «داي وال كري» و مشاركت كارگرداناني مثل اريك ويژي از فرانسه وتوني پالمر از بريتانيا و همچنين رهبر اكسترهايي نظير ارويد يان سونز و كريستوف اشن باخ، همگي نتيجه روند فوق هستند و برشكوه و رونق «ماري لينسكي تياتر» افزوده اند. اين مجتمع، هميشه برنامه هاي يك ماهه موسوم به «شبهاي سفيد» را نيز طراحي و اجراكرده است كه محل اجراي نمايشها و اپراهاي مورد توجه مردم بوده است. در اين نمايشها، خواننده هاي مشهور اپرا مثل پلاچيرو دومينگو از اسپانيا و همچنين بازيگران تواناي تئاتر و اپراي روسيه مثل يوليانا لوپات كينا، دايانا ويش نوا و فاروق روزي ماتوف شركت جسته اند.
• حتي «پوتين»...
در ماه ژوئن (خرداد) امسال، حتي ولاديمير پوتين رئيس جمهوري روسيه كه از قضا مشهورترين فرزند فعلي شهر سن پترزبورگ است، نيز در اين برنامه ها حضور يافت و كنار گرگي يف نشست و به صرف شام پرداخت.قسمتي از درآمد اين برنامه هاي نمايشي يك ماهه صرف بازسازي و ترميم كتابخانه بزرگ مجتمع ماري لينسكي شده است و درون اين كتابخانه حتي متن «والتز»هاي دوباره كشف شده ويليام اشتراوس نيز ديده مي شود. ناتاليا ماتوكنو يك كارمند «ماري لينسكي تياتر» مي گويد: همه ما عشاق تئاتر هستيم و اين هنر در مركز زندگي ما قرار دارد و گرگي يف كاري كرده كه عشق ما شكوفا و موفق شود.
• او مافوق آدم نيست
اما گرگي يف بدون مخالف و انتقادكننده نيز نيست و مي گويند كه نمايشهاي انتخابي او، بيشتر «غربي» است و فقط اهداف مالي را تعقيب مي كند و حالا كل اين سازمان بيش از حد به «فرد» يعني خود او متكي شده است و خبري از يك كار گروهي و تيمي قوي در اداره اين تشكيلات نيست. گالينا يكي از بازيگران نمايشها و اپراهاي اين مجتمع مي گويد: گرگي يف بيش از حد به خارج مي رود و مي خواهد تمام كارها را خودش انجام دهد. اما اگر او نباشد، تكليف چيست؟ درست است كه او يك آدم عادي نيست. اما نمي توان او را مافوق بشر نيز دانست.
با اين حال در «ماري لينسكي تياتر » همه شادمان اند و كاري به آينده ندارند. چون زمان حاضر به اندازه كافي پرشكوه است.
وصال روحاني