* عرب سرخي: اصلاحات يك هدف عالي براي جبهه دوم خرداد و اصلاح طلبان است كه بايد هزينه هايش را هم پرداخت كنند.
يك جلسه پرشور دانشگاهي با شعارهايي كه تداوم راه اصلاحات را با شتاب و قدرت بيشتري از رئيس جمهوري طلب مي كرد و يك پاسخ معنادار از جانب سيدمحمدخاتمي علامت آن بودكه انگيزه هاي اصلاح طلبانه همچنان به قوت خود باقي است. رئيس جمهوري اخيراً در جمع دانشجويان گفت: «حركت اصلاحي بايد راه خود را حتي اگر قرباني بخواهد ادامه دهد.» اين حرف به معناي آن بود كه جنبش اصلاح طلبي آماده است هزينه هاي به مراتب بيشتري را بپردازد تا دوره گذار به جامعه اي دمكراتيك را طي كند.
بنابراين مي توان گفت اعمال فشارها براي نااميد كردن مردم و اصلاح طلبان از ادامه راه اصلاحات نتيجه دلخواه مخالفان را به بار نياورده است. اصلاح طلبان خود اذعان مي كنند يك دليل عمده براي اقبال اصلاحات اين است كه اساساً براي مردم راهي هم جز حمايت از جريان اصلاحات متصور نيست. تا حدي كه اگر چهره هاي اصلاح طلب كنوني از پس برآورده كردن خواستهاي مردم برنيايند از صحنه كنار زده مي شوند و كسان ديگري جاي آنها را پر مي كنند.
از نظر آنها اصلاحات در مسير برگشت ناپذيري قرار گرفته و دستيابي به آرمانهاي قانونمندي عدالت اجتماعي و خارج كردن اقتصاد از مسير ناسالم كنوني جز با پيمودن اين راه ممكن نيست. اما قطعاً مخالفان اصلاحات كه بعضي از تأثيرگذارترين كانونهاي قدرت و ثروت را در اختيار دارند اصلاً مايل نيستند چنين اتفاقي رخ دهد و همچنان مي كوشند با اعمال غيرقانوني يا با اعمالي با توجيه قانوني اختيارات و حقوق مدني نهادهاي دمكراتيك را محدود كنند. در نتيجه طبيعي است كه هزينه هاي اصلاحات براي اصلاح طلبان، روشنفكران و حاميان مردمي آنها به قوت خود باقي خواهد ماند.
فيض الله عرب سرخي عضو سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي مي گويد: «اصلاحات يك هدف عالي براي جبهه دوم خرداد و اصلاح طلبان است كه بايد هزينه هايش را هم پرداخت كنند. توقيف مطبوعات، برخورد با روشنفكران و نخبگان و دانشجويان يا زندان رفتنها از جمله اين هزينه هاست. بنابراين هر اصلاح طلبي ممكن است گرفتار شود. با اين وجود تاكنون حركت اصلاحي نسبت به آنچه به دست آورده هزينه هاي ناچيزي پرداخته و طبعاً در آينده هزينه هاي بيشتري خواهد پرداخت . چون به هر حال كساني منافعي از دست مي دهند و ناچارند قدرت و اقتصاد را تحويل بدهند و كناره بگيرند. پس مي توانند مقاومت كنند، از ابزارهايشان استفاده كنند و هزينه هايي را تحميل كنند. مشي اصلاحي بايد تحمل اين هزينه ها را داشته باشد.» وي در مورد اينكه چگونه مي توان هزينه ها را به حداقل ممكن كاهش داد مي گويد كه يك مديريت مدبرانه هزينه هاي گريزپذير را به حداقل مي رساند و هزينه هاي گريزناپذير را به گونه اي منطقي توزيع مي كند تا از فشارها بكاهد.
اما يك هزينه براي اصلاحات جبران ناپذير به نظر مي رسد و آن گذشت سريع زمان است. واقعيت اين است كه كشور ما به اندازه دوره رنسانس در اروپا فرصت ندارد تا به آرمانهاي آزادي خواهانه خود در طول چند قرن جامه عمل بپوشاند. احمد شيرزاد عضو فراكسيون دوم خرداد مجلس در عين طبيعي دانستن پرداخت هزينه براي تحول، كندي روند اصلاحات را با توجه به شرايط حاكم بر جهان به نفع كشور نمي داند: «تحول در هيچ كشوري به سادگي به دست نيامده. اگر كساني كه در جوامع مختلف سلطه انحصاري داشتند براحتي به خواست عمومي مردم تن مي دادند، طبعاً اصلاحات در هيچ جاي دنيا هزينه نمي داشت. اما تجربه هاي گرانقدر در شيوه هاي مردم سالاري در جهان پرداخت هزينه ها را كمتر كرده. افزايش آگاهي به ما هم كه داعيه نهضت اصلاحات را داريم كمك كرده تا به خلاف تاريخ صدسال گذشته مان كه تحولات با انقلاب و شورش و تنش همراه بود، با كمترين هزينه به عميق ترين تحولات اجتماعي دست يابيم. اما مهمترين هزينه اي كه در اين مسير پرداخت مي شود، زمان است. چون اين مسير ممكن است سالها با ناكامي طي شود و اصلاح طلبان نتوانند به سرعت و سهولت به خواستهاي مردم جامه عمل بپوشانند. اين در حالي است كه كشور ما براي قرار گرفتن در مسير توسعه پويا و مستمر فرصتهاي زيادي ندارد و جهان نمي تواند منتظر بماند كه ما به خود آييم. كشورهايي هستند كه خيلي بيشتر از ما هزينه داده اند ولي با توجه به آگاهي سياسي گسترده درجامعه ما و جامعه جهاني ادامه پرداخت اين هزينه ها طبيعي نيست. در نتيجه هم اينك كشور ما هزينه هاي كلاني را بابت تنگ نظري كساني كه تمام حق را در خود متجلي مي بينند، مي پردازد.»
البته دكترمحمد جواد لاريجاني از چهره هاي برجسته جناح راست مواردي نظير توقيف مطبوعات و دستگيريها را كه اصلاح طلبان به عنوان هزينه اصلاحات برمي شمارند، مصداق هزينه هاي اصلاحات نمي داند: «هزينه اصلاحات غير از شرايط و مسايلي است كه گروههاي مختلف سياسي با آن مواجه مي شوند. هيچ گروه سياسي نبايد خودش را عين اصلاحات بداند و هزينه دستاورد را به خودش نسبت دهد و نبايد پيروزي يا شكست يك گروه، پيروزي يا شكست اصلاحات تلقي شود و بزرگترين هزينه اصلاحات هم اين بودكه كشور بايد شرايط سخت عقب ماندگي را تحمل كند. چون شرايط استحقاق حقوق مدني جانيفتاده و دموكراسي براساس فكر اسلامي بلوغ پيدا نكرده.»
با اين وجود مطبوعات آزاد و آزادي نمايندگان مجلس در نطقها و انتقادها هم جايگاه ويژه اي در روند اصلاحات دارند و برخورد با آنها را نمي توان كم اهميت تلقي كرد. دكتر لاريجاني حوادثي كه براي اين اركان مهم دموكراسي رخ مي دهد را در زمره «تمريني كه ما براي استفاده از آزادي و دموكراسي انجام مي دهيم.» دسته بندي مي كند وي تصريح مي كند: «داشتن ژورناليسمي كه هراس نداشته باشد و رسانه هايي كه در صورت انتقاد از حاكميت مورد پيگرد قرار نگيرند و مجلسي كه براي حقوق مردم تلاش مي كند لازمند. اما همه ما در رفتارمان افراط و تفريط داريم. بستن روزنامه ها خبر بسيار بدي براي نظام است. اگر وزارت ارشاد سيستم نظارت خوبي داشت ۸۰درصد توقيفها انجام نمي شد. در مورد نمايندگان مجلس هم هر چند توهين علامت عقب افتادگي فرهنگي است و زنداني كردن نمايندگان به خاطر نطق پيش از دستور توجيه قانوني دارد، اما بهتر است راهي غير از زنداني كردن نمايندگان پيدا شود وگرنه بازتابهاي داخلي و بين المللي پيدا خواهد كرد.»
اما تحميل هزينه زياد به بخشي از حاكميت كه شعار آزادي، تحمل ومشاركت مردم را در امور سياسي مي دهد يك پيامد خطرناك ديگر نيز دارد كه دامن نظام را مي گيرد. ميرعابديني كارشناس ارتباطات سياسي مي گويد: «افرادي مي گويند به ما توهين شده و بعد شروع مي كنند به يك دسته مانع سازيها در مقابل حقوق فردي و اجتماعي مردم كه نتيجه آن تحقير ملي و اجتماعي مردم توأم با بي اعتماديشان به حكومت است. هزينه اين بي اعتمادي بسيار سنگين است و نمي شود آن را جبران كرد. مردم همچنين دوعكس العمل از يك نظام واحد مي بينند. يك طرف به مردم مي گويد شما بسيار محترم ايد و بايد مشاركت كنيد و در طرف ديگر آنها را تحقير مي كنند. اما هر چه زمان مي گذرد احساس ملت به سمتي مي رود كه بپذيرد تحقير شده. بنابراين گذشت زمان مثبت نخواهد بود. به حدي كه ممكن است روزي فرا برسد كه افراد حتي خود را قابل رأي دادن هم ندانند و نظام را نيز نظام قابل اتكايي تلقي نكنند. موضوع ديگر اين است كه اصلاحات كمتر نقد شده و تعريف واحدي از آن وجود ندارد تا بتوان هزينه واقعي توسعه سياسي را برآورد كرد و بنابراين حتي خيلي وقتها نمي شود فهميد مشكلات، ناشي از سوءتفاهم فردي و احساس توهين شخصي است يا مشكل به وجود آمده هزينه واقعي توسعه سياسي است و همين نكته را هم مي توان در دسته هزينه هاي اصلاحات قرار داد.»
همگان متفق القولند كه اصلاحات امري گريزناپذير است. اما سرعت آن و منافعي كه براي كشور ايجاد خواهد كرد به اين موضوع بستگي خواهد داشت كه به جاي ايستادن در مقابل خواست مردم و تحميل هزينه به كشور، اندكي هم به منافع ملي فكر كنيم.
گزارش: حميده احمديان راد