تشديد عمليات نظامي انقلابيون الجزاير بتدريج آرامش را از فرانسويان مقيم آن كشور سلب كرد. از سال ۱۸۳۰ كه ارتش فرانسه الجزاير را اشغال كرد، هرگز اين سرزمين كه بين سواحل مديترانه و صحرا گسترده است و كوهستانهاي سرسبز آن كه تا دريا فاصله چنداني ندارد و انسان را فريفته طبيعت زيبايش مي كند چنين در آتش و خون فرونرفته بود.
ارتش آزاديبخش ملي الجزاير جنگ مسلحانه عليه نيروهاي استعماري فرانسه را از اول نوامبر ۱۹۵۴ شروع كرد و هر روز قدرت بيشتري پيدا مي كرد و انبوه، انبوه فلاحان به انقلابيون مي پيوستند. آنها دريافته بودند كه چگونه زير استثمار و استعمار بيگانگان قرار گرفته اند.
جمهوري چهارم فرانسه به علت تشتت واختلاف هر روز ضعيف تر مي گرديد.
جمهوري چهارم پس از پايان جنگ دوم جهاني و سقوط دولت مارشال پتن به وجود آمد. دهها حزب كوچك و بزرگ پديدار گشتند و دولتها به علت به دست نياوردن اكثريت در مجلس ملي فرانسه يكي پس از ديگري سقوط مي كردند. دولتهاي «كي موله» پفليملن (PFLIMLIN) «رنه كوتي» «آنتوان پينه»، «پلوون» ، «فليكس كايار» و… هنوز تشكيل نشده ساقط مي شدند. نظاميان فرانسوي مقيم الجزاير نمي دانستند از چه شخصي بايد دستور بگيرند و براي مقابله باانقلابي كه شعله هاي آن هر روز بيشتر زبانه مي كشيد چه كنند.
تظاهرات پي درپي در فرانسه عليه جنگ الجزاير و پخش اخبار شكنجه و كشتار انقلابيون الجزايري توسط نظاميان اوضاع داخلي فرانسه را دستخوش آشوب و هرج و مرج كرده بود. فرانك فرانسه هر روز نزول مي كرد و اقتصاد فرانسه در آستانه سقوط و خزانه مي رفت ورشكسته شود.
شعله هاي انقلاب
رييس جمهوري كه در جمهوري چهارم توسط مجلس ملي و ستاد انتخاب مي شد قدرتي نداشت. نه مجلس نيرومند بود و نه دولت. شعله هاي انقلاب الجزاير به خاك فرانسه كشيده شده بود و اكثر فرانسويان زمزمه مي كردند كه تنها ژنرال دوگل مي تواند فرانسه را براي بار دوم نجات دهد.
ژنرال دوگل كه از ۱۸ ژوئن ۱۹۴۰ در پي اشغال خاك فرانسه توسط ارتش هيتلري ملت فرانسه را به قيام و پايداري عليه آلمان دعوت كرده بود محبوبيت زيادي بين فرانسويان داشت. مخالفان سرسخت دوگل كمونيست ها بودند كه شعار مي دادند «فاشيسم نمي آيد»
تصور آنها اين بود كه ژنرال دوگل يك نظام فاشيستي در فرانسه به وجود مي آورد. به همين جهت سخت با روي كارآمدن دوگل مخالف بودند. لكن اكثريت مردم فرانسه و بويژه فرانسويان مقيم الجزاير دوگل را مرد نظم و تصميم مي دانستند و بر اين اعتقاد بودند كه دوگل مي تواند فرانسه را از بحران كنوني نجات دهد و الجزاير را براي فرانسه نگهدارد.
شورش نظاميان
روز سيزدهم ماه مه ۱۹۵۸ در حالي كه فرانسه روزهاي پرآشوبي را مي گذراند فرانسويان مقيم الجزاير و در رأس آنها ژنرالها شورش كردند و با تشكيل كميته نجات ملي، امور الجزاير را خود به دست گرفتند. صبحگاه سيزدهم ماه مه ميدان اصلي شهر الجزيره از جمعيت سياه شد وگروه گروه فرانسويان كه معتقد بودند الجزاير جزو فرانسه است به سوي ميدان سرازير شدند. نزديك ظهر جمعيت به مقر استانداري الجزاير حمله كرد و چتربازاني كه مأمور حفظ مقر حكمراني الجزاير بودند سرگردان مانده كه چه بايد بكنند. «ربرلاگوست» نماينده فرانسه در الجزاير غايب بود وژنرال سالان كه حفظ نظم با او بود نتوانست جمعيت را آرام كند. در آن لحظه در فرانسه دولتي رفته بود و دولت جديد هنوز رأي اعتما به دست نياورده بود و هيچكس حاضر نبود مسؤوليت خاموش كردن شورش فرانسويان مقيم الجزاير را به عهده بگيرد و دستور تيراندازي صادر كند.
در چنين لحظه تاريخي كميته يي از غيرنظاميان و نظاميان به رياست ژنرال «ماسو» يك نظامي خشن به وجود آمد. ژنرال ماسو تلگرامي به رنه كوتي رييس جمهوري فرانسه فرستاد و آن را از بالكن ميداني كه فرانسويان شورشي جمع شده بودند خواند.
خلاصه تلگرام چنين بود:
كميته نجات ملي با شركت نظاميان و غيرنظاميان در الجزاير تشكيل شد. اين كميته زيرنظر من كار مي كند. من كه ژنرال ماسو نام دارم. او اضافه كرد:
براي جلوگيري از خونريزي و نجات فرانسه و الجزاير، فرانسه لازم است فوراً در پاريس نيز يك كميته نجات ملي تشكيل دهد. فقط اين كميته است كه مي تواند الجزاير را براي فرانسه حفظ كند و الجزاير را جزو خاك فرانسه نگه دارد.»
«ژنرال ماسو»
از سال ۱۹۴۰ تا ۱۹۵۸ هرگز فرانسه با چنين بحراني روبرو نشده بود. ژنرال سالان كه در آن زمان حكمران الجزاير بود نيز نطقي ايراد كرد وگفت: «زنده باد فرانسه، زنده باد الجزاير فرانسه، زنده باد ژنرال دوگل»
اعلاميه دوگل
شب هنگام ژنرال دوگل اعلاميه يي صادر كرد كه در آن چنين گفته شده بود.
«من حاضرم مسؤوليت حفظ جمهوري را به عهده بگيرم» ژنرال دوگل افزود: خرابي اوضاع فرانسه ما را در آستانه سقوط قرار داده است و اعتبار فرانسه را از بين برده و حيثيت كشور را در مقابل دوستان ما نيز خدشه دار كرده است. دوازده سال است كه فرانسه بامسائل حادي روبرو است و اوضاع فرانسه مصيبت بار شده است. در چنين وضعي من حاضرم مجدداً مسؤوليت اداره كشور را به عهده بگيرم.
نطق ژنرال دوگل در الجزاير انعكاس زيادي داشت و فرانسويان مقيم الجزاير فرياد مي زدند: « زنده باد دوگل الجزاير جزو فرانسه است»
فرانسويان مقيم الجزاير اميد داشتند كه ژنرال دوگل انقلاب الجزاير را سركوب كند و آن سرزمين را براي هميشه جزو خاك فرانسه حفظ كند (كه هرگز چنين نشد و دوگل باتوجه به مسائل جهاني و شدت يافتن عمليات انقلابيون الجزايري اجباراً چهارسال بعد استقلال الجزاير را به رسميت شناخت. به همين جهت فرانسويان مقيم الجزاير سخت دشمن ژنرال دوگل شدند)
دولت جديد
روز۲۸ مه ۱۹۵۸ ژنرال دوگل طي اعلاميه يي از نظاميان فرانسوي در الجزاير خواست به حركات خودسرانه پايان داده و نظم را حفظ كنند.
روز ۲۹ مه رنه كوتي رييس جمهوري فرانسه پس از مذاكرات با رؤساي مجلس ملي و سنا اعلام كرد كه از ژنرال دوگل خواسته است دولت جديد را تشكيل دهد و چنانچه مجلس مخالفت كند او نيز از سمت خود استعفا مي دهد. «رنه كوتي» اعلام كرد: ما بايد بار ديگر از رهبر فرانسه آزاد بخواهيم در شرايط كنوني مسؤوليت اداره كشور را به عهده بگيرد.
دوگل رييس جمهوري
دوم ژوئن ۱۹۵۸ ژنرال دوگل در مجلس ملي فرانسه حضور يافت واعلام كرد در صورتي نخست وزيري فرانسه را مي پذيرد كه براي مدتي كوتاه به او اختيارات فوق العاده داده شود. مجلس با ۳۲۹ رأي موافق در مقابل ۲۲۴ رأي مخالف به دولت ژنرال دوگل رأي اعتماد داد. دوگل اختيارات گرفت كه قانون اساسي جديدي تدوين و تصويب آن را به رأي ملت بگذارد (رفراندوم) و مجلس به او اين حق را داد.
ژنرال دوگل سه روز بعد (۵ ژوئن ۱۹۵۸) براي آرام كردن فرانسويان مقيم الجزاير و مهاركردن نظاميان به آن كشور رفت. كميته نجات ملي كه توسط نظاميان به وجود آمده بود منحل گرديد و نخست وزير جديد فرانسه مورد استقبال فرانسويان مقيم الجزاير قرار گرفت و نظاميان مطيع شدند.
قانون اساسي جديد
۲۹ سپتامبر ۱۹۵۸ قانون اساسي جديد فرانسه كه پايه جمهوري پنجم قرار گرفت مورد همه پرسي ملت قرار گرفت و هشتاد درصد مردم به آن رأي دادند كه پيروزي بزرگي براي ژنرال دوگل بود. به موجب قانون اساسي جديد دوره رياست جمهوري هفت سال شد و رييس جمهوري مستقيم با آراي ملت انتخاب مي شود. (سه ماه قبل دوره رياست جمهوري به پنج سال كاهش يافت)
او حق انحلال مجلس را دارد و اختيارات بيشتري به او واگذار گرديد.
۲۲ دسامبر ۱۹۵۸ طي انتخابات رياست جمهوري كه طبق قانون اساسي جديد مردم مستقيم رأي مي دادند، ژنرال دوگل با ۷۷ درصد آرا به رياست جمهوري برگزيده شد.
چرا جمهوري پنجم؟
پس از انقلاب كبير فرانسه كه در چهاردهم ژوئيه ۱۷۸۹ روي داد در ۲۱ سپتامبر ۱۷۹۲ پس از بازداشت لويي شانزدهم به اتهام خيانت به كشور در فرانسه نظام جمهوري برقرار شد. اين جمهوري اول بود كه تا سال ۱۸۰۴ با كودتاي ناپلئون و استقرار امپراتوري پايان گرفت.
ـ جمهوري دوم باانقلاب ۱۸۴۸ كه به نظام سلطنتي پايان داد به وجود آمد. مطبوعات و اجتماعات وحق بيان و انديشه آزاد شد. جمهوري دوم تا سال ۱۸۵۲ مستقر بود. در اين سال ناپلئون سوم كه خود رييس جمهوري بود كودتا كرده و نظام امپراتوري برقرار كرد و جمهوري دوم پايان گرفت.
ـ جمهوري سوم در ۱۸۷۰ پس از جنگ آلمان و فرانسه اعلام شد و بدين ترتيب مجدداً نظام جمهوري در آن كشور برقرار گرديد.
جمهوري سوم با حمله آلمان به فرانسه و تشكيل دولت مارشال پتن پايان گرفت.
جمهوري چهارم درسال ۱۹۴۴ كه فرانسه به اشغال آلمانها پايان داد برقرار گرديد و تا سال ۱۹۵۸ ادامه يافت.
ـ جمهوري پنجم با روي كارآمدن مجدد ژنرال دوگل كه قانون اساسي جديدي را به رفراندم گذاشت جان گرفت و تا امروز ادامه دارد.