شماره ۲۰۲۴ - سال هفتم - دوشنبه ۲۴ دي ۱۳۸۰
Mon, Jan 14, 2002
Think black.jpg
PDF Edition
صفحه اول
سياسي
خواندني ها
اخبار ايران
سلام ايران
اجتماعي
گزارش روز
گفت و گو
نظرگاه
فرهنگ و انديشه
ايران
فرهنگ و هنر
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
ديگه چه خبر؟
هفت هنر
نو بانگ
نقش و نوا
كلك و كليك
حجم و رنگ
روي كليد فا
روي كليد سُل
اوقات شرعي

آرشيو
شناسنامه
* رويكرد كامل به غرب براي ايران و فرهنگ ايران مضر است و حاكميت ملي ايران را نمي تواند تأمين بكند. ما بايد يك وجه دنياي اسلامي و دنياي عرب داشته باشيم . يك وجه شرقي داشته باشيم.يك وجه شمال و روبه روسيه
داشته باشيم . يك وجهي هم به غرب داشته باشيم .
* ما به ارتباط با غرب نياز داريم و حتي اگر براي مقطعي مقاومت بكنيم بعد فعل و انفعالات دروني جامعه و اين سيل جهاني ما را دراين گردونه خواهد برد. اما خيلي خوب است كه قواعد اين ارتباط را ما تنظيم بكنيم و نگذاريم اين قواعد از بيرون برما تحميل بشود.

پل فيروزه
044454.jpg
ايده «گفت وگوي تمدنها» كه به عنوان بديلي بر ايده «نبرد تمدنها» عرضه شده بود، از پي استقبال جهاني و توجه محافل فكري و سياسي، باب گسترده اي را در محافل دانشگاهي، سياسي و در عرصه رسانه هاي كشور ما گشود. براي تحقق اين ايده و عمق بخشي و اشاعه آن مركزي با عنوان مركز گفت وگوي تمدنها تأسيس شد، همايشها و نشستهاي بسياري برگزار شد و كتابها و آثار زيادي منتشر شد. گام ديگري كه در اين مسير برداشته شده است انتشار فصلنامه اي است كه اختصاصاً به ابعاد اين موضوع مهم بپردازد. «پل فيروزه» نام اين فصلنامه است. دفتر پژوهش هاي فرهنگي با همكاري مركز بين المللي گفت وگوي تمدنها انتشار اين فصلنامه را عهده دار شده است. عناوين مقالات شماره نخست «پل فيروزه» به قرار زير است:
ـ گفت وگوي تمدنها: تجمل يا ضرورت فرهنگي / مصطفي ملكيان ـ گفت وگو : تعالي به سمت صلح و حقيقت مطلق / سيدحسين نصر ـ گفت وگو در جهان واقعي: كوششي واهي يا ضرورتي اجتناب ناپذير / علي پايا ـ برخورد تمدنها يا گفت وگوي تمدنها / احسان نراقي، جمشيد اسدي / ترجمه: ع. روحبخشان ـ تمدن چهارم: جهاني شدن فرهنگ و فرهنگ جهاني شدن / مجيد تهرانيان ـ كه «فرهنگ» آرايش جان بود / ناصر تكميل همايون ـ تعريفي كاربردي از گفت وگوي تمدنها / شبنم عزلتي ـ علماي شيعه و گفت وگوي بين اديان و فرهنگها در سده هاي اخير / محمد حسن رجبي و …
ورود اين نشريه را به جامعه مطبوعات تبريك مي گوييم و براي دست اندركاران آن آرزوي توفيق مي كنيم.

سياست «نگاه به غرب» فرصت ها و تهديدها
* رويكرد كامل به غرب براي ايران و فرهنگ ايران مضر است و حاكميت ملي ايران را نمي تواند تأمين بكند. ما بايد يك وجه دنياي اسلامي و دنياي عرب داشته باشيم . يك وجه شرقي داشته باشيم.يك وجه شمال و روبه روسيه
داشته باشيم . يك وجهي هم به غرب داشته باشيم .
* ما به ارتباط با غرب نياز داريم و حتي اگر براي مقطعي مقاومت بكنيم بعد فعل و انفعالات دروني جامعه و اين سيل جهاني ما را دراين گردونه خواهد برد. اما خيلي خوب است كه قواعد اين ارتباط را ما تنظيم بكنيم و نگذاريم اين قواعد از بيرون برما تحميل بشود.
044457.jpg
آخرين بخش از مطلب حاضر، پيش روي خوانندگان محترم است. در بخش هاي پيش، مؤلف كوشيد تا شرايط و اصول كلي حاكم بر سياست خارجي ايران را به لحاظ نظري توضيح دهد و مختصات دستگاه ديپلماسي ايران را فارغ از نوع و ماهيت حكومت هاي ايران، تشريح كند. در بخش سوم ادامه مطلب پي گرفته مي شود. ذكر اين نكته شايسته است كه مقاله حاضر، شكل مكتوب يك سخنراني است كه در مركز مطالعات عالي بين اللملي القاء شده است.
گروه انديشه
ما به ارتباط با غرب نياز داريم و حتي اگر براي مقطعي مقاومت بكنيم بعد فعل و انفعالات دروني جامعه و اين سيل جهاني ما را دراين گردونه خواهد برد. اما خيلي خوب است كه قواعد اين ارتباط را ما تنظيم بكنيم و نگذاريم اين قواعد از بيرون برما تحميل بشود. اين امر مستلزم آن است كه ما اولاً استراتژي ملي داشته باشيم. حدود سه سال پيش كه بحث توسعه سياسي دركشور مطرح شد همه جا اين سؤال به ميان مي آمد كه آيا توسعه سياسي مهم است يا توسعه اقتصادي . من مثالي را براي آنها مي گفتم. شما براي بقا به هوا نياز داريد يا به غذا؟ كشوري كه دراين دنيا و اين عصر با اين فرهنگ قوي و تاريخي بخواهد زندگي بكند هم توسعه سياسي مي خواهد و هم توسعه اقتصادي . مسأله درصدبندي اينهاست. مشكل كشور ما اين است كه استراتژي ملي ندارد و براي همين هرشخص كه مديريت قوه مجريه را در دست مي گيرد به هرسمتي كه مي خواهد مي تواند برود، درحالي كه اگر يك استراتژي ملي بيست ساله وجود داشته باشد ما سهمي براي توسعه اقتصادي و سهمي براي توسعه فرهنگي خواهيم داشت. هركه مديريت قوه مجريه را به دست مي گيرد آن استراتژي را براي ۴سال يا ۸ سال ديگر جلو مي برد. اين كاري است كه كشورها انجام مي دهند. بنابراين اول ما بايد به خودمان مطمئن بشويم بعد روابط با غرب را تنظيم بكنيم.
اين امر به برنامه ريزيهاي بسيار قوي تئوريك نياز دارد تا تبديل به قواعد حقوقي بشود و روي كاغذ بيايد واز اين مهمتر اينكه مديران بسيار قوي مي خواهد كه اينها را اجرا بكنند. افراد غيرمتخصص نمي توانند اين كارها را بكنند.
كساني كه مي آيند اينها را مديريت مي كنند بايد بدانند تاريخ سياسي چيست؟ تاريخ ايران چيست؟ بايد بدانند كه هرعكس العملي كه نشان مي دهند اين چه انعكاسي دارد؟ گنشر وزيرخارجه اسبق آلمان درخاطراتش مي نويسد: من هروقت به عنوان مدير سياست خارجي آلمان جمله اي را درملاقاتي مي گفتم جمله بعدي را كه مي بايست شش ماه بعد مي گفتم درذهن داشتم. اين هم يك مدير سياست خارجي است . وقتي در انتخاب افراد دقت نباشد طبيعي است كه سطح همه چيز پايين مي آيد. جيمز روزنا استادم مي گفت: مديريت يك كشور اگر دست افراد متوسط باشد فاجعه است. نمي گوييم سطح پايين ، بلكه متوسط. خيلي مهم است كه چه كساني سياست خارجي را مديريت مي كنند. چگونه فكر مي كنند از چه طبقه اي هستند وچه ويژگيهاي روحي دارند.
بنابراين بخشي از اين حرفها طراحي است يعني آوردن آنها روي كاغذ و تبديل اين انديشه ها به آكسيومهاي حقوقي. اما مسأله بسيار مهمتر مديريت سياست خارجي است كه بايد دست افرادي باشد كه بتوانند اين كارها را انجام بدهند. شما مي توانيد پيچيده ترين مشورتها را به دست اندركاران سياست خارجي ارائه بدهيد اما آنها ندانند كه چگونه موضوع را مديريت بكنند.
نكته سوم و آخر اين است كه سياست خارجي ما بواسطه تمامي عواملي كه گفتم ـ ژئوپولتيك ، ژئواكونوميك و بين المللي بودن ما، همچنين پتانسيل ما براي ارائه يك مدل حكومتي در سطح منطقه اي و پتانسيل ما در سطح جهاني به طوري كه بتوانيم ترتيبات امنيتي را تنظيم بكنيم وغيره ـ ما را دراين مسير قرار مي دهد كه سياست خارجي ما بايد چند وجهي باشد. ما نبايد از اهميت چين و روسيه به عنوان عناصر مكمل سياست خارجي مجموعه اي و شبكه اي غافل بشويم. رويكرد كامل به غرب براي ايران و فرهنگ ايران مضر است و حاكميت ملي ايران را نمي تواند تأمين بكند. ما بايد يك وجه دنياي اسلامي و دنياي عرب داشته باشيم . يك وجه شرقي داشته باشيم . يك وجه شمال و روبه روسيه داشته باشيم . يك وجهي هم به غرب داشته باشيم .
044460.jpg
مهمترين وجه غربي ما برخلاف آنچه بسياري تصور مي كنند اروپا نيست. به اعتقاد من مهمترين وجه غربي ما آمريكا است. آمريكا در منطقه خاورميانه مهمترين بازيگر بين المللي است. مهمترين تأمين كننده امنيت دنياي عرب است و مهمترين تأمين كننده امنيت وموجوديت اسرائيل است . اين كه ما چگونه آمريكا را تعريف بكنيم وقواعد خود را نسبت به آن طراحي و تنظيم بكنيم كار بسيار پيچيده اي است . تلقي موجود دركشور ما اين است كه آمريكا يعني رئيس جمهور آن و اين باعث مي شود كه ما پيچيدگي هاي درون آمريكا را نبينيم. درحالي كه سهم نفوذ رئيس جمهور آمريكا حدود ۱۵% است. اهميت كنگره آمريكا، اهميت بخش خصوصي آمريكا، اهميت مطبوعات آمريكا و اهميت دانشگاههاي آمريكا را نبايد فراموش بكنيم. اينها در جريان سازي بسيار مؤثرند. بنابراين مخاطب ما قوه مجريه آمريكا نيست. قوه مجريه آمريكا مديريت جاري آمريكا را مي كند. كشور آمريكا يك شبكه بسيار عظيمي است . ۶۲% كتابهايي كه در دنيا چاپ مي شود آمريكا به خود اختصاص مي دهد . در مراتب بعد، انگلستان با ۶% و كل غرب با حدود ۱۱% قرار دارند. بقيه شامل ۱۴۰كشور دنيا است . اهميت آمريكا صرفاً به مسائل امنيتي سياسي برنمي گردد ؛ به مسائل علمي و فرهنگي هم برمي گردد. اين است كه ما بايد با واقعيات دنيا روبرو بشويم.
بنابراين چند وجهي بودن سياست خارجي كشور كاملاً احساس مي شود . اگر اين انديشه بخواهد عملي بشود ما بايد مديراني درعرصه سياست خارجي وارد بكنيم و آن سياست خارجي كه من راجع به آن فكر مي كنم درصورت طراحي درست ، سرنوشت ايران را رقم مي زند.
اكنون كه سالانه ۷۵۰ هزارنفر وارد بازار كار مي شوند و مسائلي كه داريم اينها يك بعد مهم سياست خارجي دارد. تا زماني كه تكنولوژي خارجي و دريافتهاي جديد مديريت صنعتي و اداري وارد ايران نشود ما نمي توانيم تحولي در جامعه ايجاد بكنيم . تأكيد مي كنم تا زماني كه در دستگاههاي سياسي و فكري كشور نوعي اعتماد به نفس به آنچه كه هستيم ومي خواهيم باشيم به وجود نيايد بازكردن فضاي سياست خارجي ممكن است براي ما مضر باشد . به خاطر اين كه سيل جهاني با تبليغات كارهاي بزرگ مي تواند بكند. بنابراين ما بايد اعتماد به نفس خودمان را بسيار افزايش دهيم وبه فكر ۲۰و۳۰ و ۴۰سال آينده ايران باشيم كه درآن زمان بيش از ۶۰% جمعيت كشور جوان خواهد بود و اينها به دنبال كار و فعاليت و زندگي و اثرگذاري هم در داخل كشور و هم در بيرون خواهند بود . من مي گويم سياست خارجي اين نيست كه ما برويم قرارداد ببنديم . سياست خارجي يعني اين كه مردم ايران خوب زندگي بكنند. اين يعني سياست خارجي. سياست خارجي يعني بالابردن سطح استاندارد زندگي مردم. سياست خارجي اين نيست كه مانمايندگي ها را زياد بكنيم. فهم مجموعه نخبگان كشور از جريانات جهاني بايد به هم نزديك شود . تا زماني كه ما اين فهم مشترك نخبگي از مسائل داخلي و جهاني نداشته باشيم كماكان دراين فراز و نشيب ها حركت خواهيم كرد.



|   شناسنامه   |   آرشيو   |